سه جنگ در ۱۴ ماه؛
نه جنگطلبان، نه صلحطلبان افراطی؛ صدای اکثریت خاموش ایران کجاست؟
جنگهای ۱۲، ۴۰ و ۱۲ روزه میان ایران و آمریکا و اسرائیل در ۱۴ ماه گذشته، معادلات منطقه و محاسبات قدرتهای جهانی را تغییر داده است؛ رخدادهایی که در کنار خسارتهای سنگین، به فرصتی برای تقویت هویت ملی و بازتعریف نقش نخبگان در عبور از دوقطبیهای سیاسی تبدیل شده است.
فرارو- غلامرضا زکیانی؛ شرایط فعلی کشور بسیار مهم و حساس است. جنگهای ۱۲، ۴۰ و ۱۲ روزه در طول ۱۴ ماه گذشته بین ابرقدرت نظامی جهان و رژیم صهیونیستی از یکسو و ایرانی که در تحریم ۴۷ ساله قرار دارد، از سوی دیگر همه معادلات را به هم زد.
با اینکه در جنگ ۱۲ روزه فرماندهان اصلی و دانشمندان بهنام کشور ترور شدند و در جنگ ۴۰ روزه رهبر عالی کشور همراه با خانواده و برخی فرماندهان نظامی و سیاسی شهید شدند ، ولی ایران نهتنها تسلیم نشد، بلکه اقتدار خود را به رخ جهانیان و کشورهای منطقه کشید.
نیروهای مسلح با شجاعت، تدبیر، عملکرد عالمانه و استفاده بومی از پیشرفتهترین فناوریهای روز توانستند در مقابل یورش وحشیانه ابرقدرت دنیا ایستادگی کنند، به نحوی که امروز آمریکاست که تحت فشار انرژی در دنیا خواستار آتشبس است، ولی ایران هیچ اعتمادی به آنها ندارد و آتشبس را نمیپذیرد. این شرایط استثنائی برای هر ملتی پیش بیاید با کمترین فعالیت اندیشمندان میتواند بیشترین تاثیر را بر نسلهای جوان و نوجوان کشور بگذارد و هویت ملی و مذهبی آنها را احیا و تقویت کند. نعمتی که دشمن نادان به ما هدیه داده است.
ولی به دلیل وجود افراد تندرو در دو سو (جنگطلبان افراطی و صلحطلبان افراطی) که کمتر از ۱۰٪ ملت را تشکیل میدهند ولی تمام تریبونها را به دست گرفتهاند، فضای کشور کاملاً دوقطبی شده و جریان متعادلی که بیش از ۹۰٪ ملت را تشکیل میدهد، صدایی ندارند یا صدایشان شنیده نمیشود.
هیچ کس جرأت نمیکند از صلح شرافتمندانه بگوید چون از سوی افراطیون جنگطلب متهم به خیانت و سازشکاری میشود؛ یا کسی جرأت ندارد مقاومت نیروهای مسلح (و بهویژه نیروی هوافضای سپاه) را بستاید چون از سوی افراطیون صلحطلب متهم به همراهی با گروه پایداری میشود.
اندیشمندان و نخبگان دانشگاهی باید فرصت استثنائی پیشآمده برای ایران عزیز را بهخوبی درک کنند و برای شکستن فضای دوقطبی کاذبی که تندروها در هر دو سو ایجاد کردهاند وارد میدان شوند. امروز بهتر از هر زمانی نسلهای جوان ما حاضرند ابعاد هویتبخش جنگهای سهگانه را ببینند و بشنوند و به ایرانی بودن خود افتخار کنند، بهشرط اینکه فضای دوقطبی شکسته شود و دلسوزان کشور صرفاً به تبیین شجاعت، تدبیر، فناوریهای بومی نیروهای مسلح و در یک کلام مقاومت جانانه ملت ایران در برابر وحشیترین ارتشهای دنیا بپردازند. همان مستکبرانی که توانستند در عرض ۲۴ ساعت رئیسجمهور یک کشور مستقل (ونزوئلا) را بدون کمترین مقاومت دستگیر کنند، ولی در برابر مقاومت جانانه ملت ایران به زانو درآمدهاند. این صحنه هر انسان آزادهای را تحت تاثیر قرار میدهد.
اگر جریان سوم بیدار شده و به رسالت ملی و مذهبی خود در این شرایط حساس عمل کند، خلأ هویتی بسیاری از نسلهای جدید برطرف خواهد شد و در بازسازی ایران عزیز مشارکت خواهند کرد. قاعدتاً مهمترین عناصر این جریان سوم در دانشگاهها و حوزهها حضور دارند. بنابراین دانشگاهیان و حوزویان بهترین افرادی هستند که میتوانند این ضرورت را درک کنند و این بار حیاتی و توأم با بصیرت و شجاعت را به دوش کشند. رسالتی که اگر بهموقع انجام نشود این فرصت طلایی به دست تندروهای دو طرف از بین خواهد رفت.