پرونده ایران، تلهای سیاسی برای ترامپ
آیا ترامپ راهی برای فرار از جنگ ایران دارد؟
ایران و آمریکا در بنبستی فرسایشی گرفتار شدهاند؛ تهران تلاش می کند تنگه هرمز را به اهرم چانهزنی برای رفع محاصره و تعویق پرونده هستهای تبدیل کند، در حالیکه ترامپ بهجای پیروزی سریع، به محاصرهای طولانیمدت روی آورده است. این مسیر، فشار اقتصادی بر ایران را افزایش میدهد، اما هزینههای انرژی و فشار سیاسی در آمریکا را نیز بالا میبرد.
فرارو- شبکه تلوزیونی «سیانان» گزارش داد که انتظار میرود ایران طی چند روز آینده، پیشنهاد جدیدی به آمریکا ارائه کند. تهران پیشتر پیشنهادی ارائه کرده بود که با مخالفت آشکار آمریکا روبهرو شد؛ زیرا ایران تلاش کرده بود تنگه هرمز را به برگ چانهزنی تبدیل کند. این پیشنهاد، بازگشایی تنگه را به رفع محاصره و پایان جنگ پیوند میزد و همزمان، پرونده برنامه هستهای را به مسیری مذاکراتی بعدی منتقل میکرد؛ مسیری که به نظام ایران فرصت بیشتری برای مانور میداد. دولت ترامپ با این طرح بهعنوان آزمونی مستقیم برای آزادی کشتیرانی و توان ایران در استفاده از اقتصاد جهانی بهمثابه ابزار فشار برخورد کرد. از همین رو، واشنگتن هرگونه تفاهم احتمالی را بهطور همزمان به برنامه هستهای و تضمین امنیت گذرگاههای دریایی مرتبط دانست.
از رؤیای پیروزی سریع تا واقعیت محاصره نامحدود ایران
به گزارش فرارو، مقامهای آمریکایی روز چهارشنبه به روزنامه «والاستریت ژورنال» گفتهاند که دونالد ترامپ به دستیاران خود دستور داده است برای اعمال «محاصرهای طولانیمدت» علیه ایران آماده شوند. این مقامها توضیح دادهاند که ترامپ قصد دارد منابع نظام ایران را تحت فشار قرار دهد. به نوشته این روزنامه، تصمیم ترامپ مرحلهای تازه در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به شمار میرود و این واقعیت را آشکار میکند که رئیسجمهوری که همواره بهدنبال دستیابی به «پیروزی سریع و تضمینشده» است، فاقد راهحلی جادویی برای این بحران است.
مقامات ارشد آمریکا توضیح دادهاند که ترامپ به این جمعبندی رسیده است که گزینههای دیگر مانند ازسرگیری حملات هوایی یا خروج یکجانبه از جنگ، در مقایسه با ادامه محاصره، خطرهای بیشتری در پی دارند. با این حال، تداوم محاصره به معنای طولانیتر شدن درگیری است؛ درگیریای که به افزایش قیمت سوخت، کاهش محبوبیت ترامپ در نظرسنجیها و دشوارتر شدن پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای منجر شده است.
به نوشته این روزنامه، در مقطع کنونی، به نظر میرسد ترامپ با محاصرهای نامحدود احساس راحتی میکند؛ محاصرهای که او روز سهشنبه در شبکه «تروث سوشال» نوشت ایران را به سوی «وضعیت فروپاشی» سوق میدهد. یک مقام ارشد آمریکایی گفت این محاصره آسیب شدیدی به اقتصاد ایران وارد میکند؛ اقتصادی که اکنون در ذخیرهسازی نفت فروشنرفته خود با دشواری روبهروست و همین فشار، نظام ایران را وادار کرده است بار دیگر با واشنگتن تماس برقرار کند.
این روزنامه معتقد است توقف یکجانبه جنگ میتواند راه خروجی سریع از این درگیری فراهم کند و بار آن را از دوش اقتصاد آمریکا و اقتصاد جهانی بردارد. با این حال، پیشنهاد آخر هفته گذشته ایران میتوانست به تهران امکان دهد شروط این خروج را تعیین کند. ازسرگیری جنگ میتواند به تضعیف بیشتر ایرانِ کمک کند، اما احتمالاً تهران در واکنش، آسیب بیشتری به زیرساختهای انرژی منطقه وارد خواهد کرد و همین مسئله هزینههای جنگ را افزایش خواهد داد. سوزان مالونی، کارشناس مسائل ایران و معاون برنامه سیاست خارجی در «مؤسسه بروکینگز»، گفت: «ایران درک میکند که تواناییاش برای مقاومت در برابر محاصره و دور زدن آن، از منفعت آمریکا در جلوگیری از یک بحران گستردهتر انرژی و شاید رکود جهانی، بیشتر است.»
اعلام پیروزی پیش از توافق؛ تاکتیک ترامپ برای مهار فشار داخلی
روزنامه نیویورک تایمز مینویسد ایران و آمریکا در وضعیتی از بنبست فرو رفتهاند؛ بنبستی که در آن هر طرف روی توان خود برای دوام آوردن بیشتر از طرف مقابل حساب باز کرده است. آنان هشدار میدهند که ادامه این وضعیت بدون توافق، خطراتی جدی در پی خواهد داشت. رابرت مالی، که در دوره منتهی به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ با ایرانیها مذاکره کرده و سپس در تلاش ناکام دولت بایدن نیز بار دیگر با آنان وارد گفتوگو شده بود، گفت: «ترامپ خواهان نتایج فوری است، در حالی که رهبری ایران راهبردی بلندمدت را دنبال میکند.» او تاکید کرد: «ترامپ بر دستیابی به نتیجهای چشمگیر و خبرساز اصرار دارد، در حالی که رهبری ایران به تکتک جزئیات توجه میکند. ترامپ باور دارد زور عریان میتواند اطاعت را تحمیل کند، اما رهبری ایران آماده است دردهای سنگین را تحمل کند، بیآنکه از منافع بنیادین خود عقبنشینی کند.»
پروفسور رسلان ابراهیم، استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل در دانشگاه نیویورک گفت گرایش ترامپ به اعلام «پیروزی» حامل چندین پیام و هدف است. به گفته او، این اقدام نشان میدهد ترامپ به این باور رسیده است که محاصره اعمالشده علیه ایران در تضعیف این کشور موفق بوده است. ترامپ این تصور را بر این پایه بنا میکند که حملات نظامی علیه ایران و محاصره دریایی، اهداف واشنگتن در این جنگ را محقق کرده و نظام حاکم در تهران را تضعیف کرده است؛ امری که از نگاه او به معنای پیروزی ایالات متحده است.
از جمله نشانههایی که رسلان ابراهیم درباره حرکت ترامپ به سمت چنین اعلامی مطرح میکند، تلاش رئیسجمهور جمهوریخواه برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی آمریکا است؛ آن هم در شرایطی که دولت او به دلیل نحوه مدیریت این جنگ و پیامدهای آن با انتقادهایی روبهرو شده و محبوبیتش در حال حاضر کاهش یافته است. رسلان ابراهیم توضیح داد که این مسئله در سایه نگرانی حزب جمهوریخواه و رهبران آن مطرح میشود؛ نگرانی از اینکه این جنگ و نتایج آن، در انتخابات میاندورهای ماه نوامبر، بر شانس آنان در برابر دموکراتها تأثیر منفی بگذارد.
یکی دیگر از پیامهای این اعلام، تلاش دونالد ترامپ برای اثرگذاری بر ایرانیها و وادار کردن آنان به بازگشت به میز مذاکره بر اساس مسیری است که خود او میخواهد. به باور او، این اقدام در چارچوب ابزارهای جنگ روانی قرار میگیرد که رئیسجمهور جمهوریخواه در تعامل با ایران به آن تکیه دارد. رسلان معتقد است اعلام پیروزی، بدون بازگشت به جنگ یا بدون امضای توافق، میتواند از یک سو زمان بیشتری در اختیار ترامپ قرار دهد و از سوی دیگر، به او در چگونگی پیشبرد این رویارویی انعطاف بیشتری ببخشد.
مهلت سرنوشتساز ترامپ؛ قانون اختیارات جنگی در برابر جنگ ایران
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به مهلتی قانونی و سرنوشتساز نزدیک میشود؛ مهلتی که ممکن است او را بر اساس «قانون اختیارات جنگی» مصوب سال ۱۹۷۳، به پایان دادن به عملیات نظامی علیه ایران وادار کند. این قانون برای هرگونه مداخله نظامی بدون مجوز کنگره، سقف زمانی حداکثر ۶۰ روزه تعیین میکند. با نزدیک شدن به پایان این مهلت، پرسش اصلی این است که آیا کاخ سفید به قانون پایبند خواهد ماند یا از آن عبور خواهد کرد؛ و پیامدهای احتمالی چنین اقدامی چه خواهد بود.
قانون اختیارات جنگی تصریح میکند که هیچ رئیسجمهور آمریکا نمیتواند بدون موافقت کنگره، بیش از ۶۰ روز وارد عملیات نظامی شود؛ هرچند امکان تمدید اضافی فقط برای ۳۰ روز دیگر وجود دارد. پس از پایان این بازه، رئیسجمهور باید یا مجوز رسمی دریافت کند یا عملیات نظامی را بهطور کامل پایان دهد. بر اساس دادههای کنونی، ترامپ گزارش خود را در دوم مارس به کنگره ارائه کرده است؛ موضوعی که مهلت نهایی برای پایان دادن به عملیات را به اول ماه مه میرساند. تاکنون کنگره نه مجوز رسمی جنگ صادر کرده و نه تصمیمی برای پایان دادن به آن گرفته است؛ هرچند برخی تلاشهای محدود قانونگذاری از سوی شماری از نمایندگان انجام شده است.
اگرچه این قانون برای محدود کردن قدرت رئیسجمهور در ورود به جنگها طراحی شد، اما در طول دههها با تفسیرهای انعطافپذیر و شکافهای حقوقی روبهرو شده است؛ شکافهایی که به رؤسایجمهور امکان داده عملاً از آن عبور کنند. به گفته کارشناسان، ضعف سازوکارهای اجرایی و تردید کنگره در اعمال اقتدار خود باعث شده است این قانون بسیار کمتر از آنچه هنگام تصویب انتظار میرفت، کارآمد باشد. در وضعیت کنونی، ترامپ ممکن است تلاش کرد به تفسیری قانون اساسی از اختیارات خود بهعنوان رئیسجمهور و فرمانده کل قوا تکیه کند، یا مدعی شود که عملیات نظامی به سطح «اقدامات خصمانه» مستقیم نمیرسد؛ استدلالی که پیشتر نیز در درگیریهای مشابه برای پرهیز از اجرای این قانون به کار گرفته شده است.
نظرسنجیها نشان دادهاند که میزان حمایت از این جنگ از ۳۴ درصد فراتر نمیرود. این افت حمایت، فشارها را بر قانونگذاران، بهویژه جمهوریخواهان، افزایش داده است؛ برخی از آنان بهتازگی مخالفت خود را با ادامه عملیات بدون مجوز رسمی ابراز کردهاند. با نزدیک شدن انتخابات، موضع اعضای کنگره محتاطانهتر میشود؛ زیرا بسیاری از آنان از واکنش رأیدهندگان در صورت حمایت از جنگی نامحبوب نگراناند. این وضعیت ممکن است زمینه را برای رویارویی سیاسی مستقیم با کاخ سفید فراهم کند.
اگر ترامپ مهلت قانونی را نادیده بگیرد، بحران میتواند وارد مسیرهای متعددی شود؛ از جمله طرح دعوای حقوقی در دادگاهها، تلاش کنگره برای اعمال محدودیتهای بیشتر، یا حتی رسیدن به مصالحهای سیاسی و غیررسمی؛ همانگونه که در موارد پیشین رخ داده است. با این حال، ماهیت جنگ کنونی و کاهش حمایت سیاسی از آن ممکن است این بار را متفاوت کند؛ بهویژه اگر نیروهای آمریکایی پس از پایان مهلت همچنان در خاورمیانه باقی بمانند. در چنین شرایطی، قانون اختیارات جنگی ممکن است پس از دههها حاشیهنشینی عملی، بار دیگر به کانون جدال قانون اساسی در واشنگتن بازگردد.