ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۴۲۵۱

نتانیاهو و تکرار اشتباه استراتژیک در غزه و لبنان

نتانیاهو و توهم پیروزی قاطع؛ واقعیت چه می‌گوید؟

نتانیاهو و توهم پیروزی قاطع؛ واقعیت چه می‌گوید؟

دونالد ترامپ با انتشار پستی در شبکه‌های اجتماعی، اسرائیل را از بمباران لبنان منع کرد و تلاش کرد جنگ در لبنان و ایران را موقتاً متوقف سازد. الگوی تصمیم‌گیری سریع او مشابه تجربه غزه سال گذشته است. در لبنان، نیروهای اسرائیل موفقیت‌های محدود داشته‌اند و حزب‌الله حاضر به تسلیم نیست. نتانیاهو در بن‌بست قرار دارد. ایران با فشار چانه‌زنی و اقدام نظامی، موقعیت مذاکراتی خود را تقویت کرده است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو– آموس هارل، تحلیلگر ارشد و ستون نویس روزنامه هاآرتص

به گزارش فرارو به نقل از روزنامه هاآرتص، جمعه گذشته، کمتر از ۲۴ ساعت پس از تحمیل آتش‌بس در لبنان، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، تصمیمی غیرمنتظره و تقریباً بی‌سابقه گرفت. او با انتشار پستی در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد که اسرائیل دیگر اجازه ندارد لبنان را بمباران کند. در این پیام آمده بود: «آنها توسط ایالات متحده از انجام این کار منع شده‌اند. بس است دیگر!!!»

این اقدام ترامپ، گامی چشمگیر در مسیر متوقف کردن جنگ در منطقه محسوب می‌شود، چرا که تنها ده روز پیش، او درخواست ایران برای پیوند دادن آتش‌بس در ایران با آتش‌بس در لبنان را رد کرده و اجازه داده بود نیروهای اسرائیل عملیات خود را در لبنان ادامه دهند. اکنون، به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور آمریکا، هرچند شاید موقتاً، جنگ را در هر دو جبهه لبنان و ایران متوقف کرده است. دونالد ترامپ با عجله اعلام کرد که به این درگیری‌ها پایان داده است و با این حساب، تعداد جنگ‌هایی که به روایت خودش به پایان رسانده را به ۱۰ رسانده است؛ هرچند این فهرست شامل مواردی مانند درگیری بین کامبوج و ارمنستان است که هنوز جزئیات آن مشخص نیست.

الگوی ترامپ؛ آتش‌بس‌های موقت و تصمیمات سریع 

می‌توان شباهت‌هایی میان رفتار دونالد ترامپ در پرونده لبنان و تجربه سال گذشته در غزه یافت. تابستان ۲۰۲۵، تحت فشار بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، ترامپ به او اجازه داد عملیات زمینی در نوار غزه را افزایش دهد. با این حال، زمانی که ترامپ دریافت نتانیاهو قادر به تحقق وعده نابودی حماس نیست، فرصت را غنیمت شمرد.

در سپتامبر همان سال، یک حمله ناموفق به مقامات ارشد حماس در قطر انجام شد و پس از آن، ترامپ به اسرائیل دستور داد تا عملیات تهاجمی خود در غزه را خاتمه ببخشد. نتیجه این تصمیم، یک ماه بعد، سومین توافق گروگان‌ها بود که شامل عقب‌نشینی جزئی نیروهای اسرائیل و آتش‌بسی شد که از آن زمان تاکنون تنها به طور جزئی رعایت شده است.

دونالد ترامپ اکنون در تلاش است تا همان الگوی تصمیم‌گیری سریع و جمع‌بندی عملیات را در ایران و لبنان نیز اعمال کند. در پرونده ایران، نتانیاهو رئیس‌جمهور آمریکا را متقاعد کرد که تغییر نظام را بخشی از اهداف کارزار فعلی قرار دهد. با این حال، وقتی روشن شد دستیابی به این هدف دشوار است، ترامپ ظاهراً به دنبال راهی برای خروج از این مسیر شد.

در لبنان، جنگ از ابتدا پروژه ترامپ نبود. اوضاع پس از آن تشدید شد که حزب‌الله در اوایل مارس، در انتقام حمله به رهبر معظم ایران، چند راکت شلیک کرد و اسرائیل به مقابله پرداخت. اکنون رئیس‌جمهور آمریکا پیش از آنکه نتانیاهو شرایط را به رویارویی گسترده‌تر با حزب‌الله بکشاند، اقدام به مهار او کرده است.

این توافق میان اسرائیل و لبنان بسیار شکننده به نظر می‌رسد. یک مؤلفه تاریخی در آن نهفته است: تمایل به برگزاری گفتگوهای مستقیم میان دولت‌های اسرائیل و لبنان، که ترامپ امیدوار است بتواند با یک نشست سران جایگزین کند. با این حال، بسیاری از جزئیات این توافق هنوز با نهایی شدن فاصله دارند.

اگرچه نیروهای اسرائیل مدعی هستند که در ازای هر سرباز اسرائیلی، ۱۰۰ عضو حزب‌الله کشته شده‌اند، حزب‌الله این درگیری را به عنوان شکست نظامی تلقی نمی‌کند و حاضر به تسلیم نیست. رهبران این گروه صراحتاً اعلام کرده‌اند که هرگونه حضور اسرائیل در مناطق امنیتی جنوب لبنان یا ادامه وضعیت موجود را که در آن نیروهای اسرائیل به حمله به زیرساخت‌ها و عناصر حزب‌الله در سراسر لبنان ادامه می‌دهند، رد خواهند کرد.

همانند تجربه غزه، جایی که حماس علیرغم حملات نظامی آشکار زنده مانده و در حال بازسازی و تثبیت کنترل خود بر جمعیت است. حملات اسرائیل نیز در لبنان به پیروزی قاطع وعده داده شده توسط نتانیاهو تبدیل نشده است. آنچه ترامپ تاکنون به دست آورده، عمدتاً مجموعه‌ای از آتش‌بس‌های موقت است، بدون هیچ توافقنامه الزام‌آور دیپلماتیکی که بتواند ثبات استراتژیک بلندمدت را تضمین کند.

حضور نیروهای اسرائیل در خاک کشور دیگر، با این بهانه که حائل امنیتی ایجاد کرده و از شهروندان اسرائیلی ساکن در نزدیکی مرز محافظت می‌کند، همچنان زمینه اصطکاک و تنش‌های آینده را فراهم می‌آورد.

نتانیاهو در بن‌بست؛ فشار بر ارتش برای مدیریت واقعیت‌های جنگ

برای سومین بار، بنیامین نتانیاهو خود را در موقعیتی شرم‌آور می‌یابد. مقامات ارشد نیروهای اسرائیل باید آماده باشند تا برای موج دیگری از سخنان و توجیهات نتانیاهو وارد عمل شوند؛ سخنانی که تلاش می‌کنند شکاف میان توهمات اولیه دولت در آغاز جنگ و واقعیت ناخوشایند فعلی را پر کنند. این شکاف عمدتاً شامل ترس‌ها و ناامیدی‌های ساکنان مناطق مرزی با لبنان است که از استمرار تنش و تهدیدهای امنیتی رنج می‌برند.

هنوز امکان دارد مذاکرات در هر دو جبهه به بن‌بست برسد و آمریکا جنگ در خلیج فارس را از سر بگیرد، در حالی که به اسرائیل اجازه داده شود وارد دور دیگری از درگیری‌ها در لبنان شود. با این حال، شواهد حاکی است که ترامپ در حال حاضر به سمت این مسیر حرکت نمی‌کند. روز جمعه، جلسه‌ای میان افسران ارشد ارتش و نمایندگان مطبوعات برگزار شد.

در این نشست روشن شد که ستاد کل ارتش می‌تواند مسیر احتمالی اوضاع را پیش‌بینی کند. یکی از سخنگویان استدلال کرد که نتایج نظامی حاصل شده در شش هفته گذشته، زمینه را برای یک اقدام دیپلماتیک فراهم کرده است؛ اقدامی که هدف آن تدوین توافقی برای ایجاد واقعیتی پایدارتر در امتداد مرز است.

برآوردهای ارتش بر دو فرض اصلی استوار است: نخست، اینکه دولت علاقه‌مند و قادر به پیشبرد چنین اقدام دیپلماتیکی باشد؛ و دوم اینکه نیروهای اسرائیل همچنان آزادی عمل برای انجام عملیات تهاجمی در سرزمین‌های جنوب لبنان را در اختیار داشته باشند.

این دو فرض که ارتش اسرائیل برای تحلیل وضعیت در لبنان و ایران در نظر گرفته، مشکوک به نظر می‌رسند. مشخص نیست آیا نتانیاهو واقعاً خواهان توافق است یا ترجیح می‌دهد جنگ در هر دو جبهه ادامه یابد. اظهارات اخیر ترامپ، محدودیت‌های شدیدی بر اقدامات نیروهای اسرائیل اعمال کرده است؛ محدودیت‌هایی که ممکن است در صورت ادامه حملات متمرکز حزب‌الله، نیروهای اسرائیلی را در تنگنا قرار دهد.

رئیس‌جمهور آمریکا هم‌اکنون وعده راه‌حلی برای پایان درگیری و توافقی برای توقف غنی‌سازی در ازای میلیاردها دلار می‌دهد؛ اقدامی که ممکن است با اهداف نیروهای اسرائیل همخوانی نداشته باشد و به چالش‌های هماهنگی بیشتری منجر شود.

بر خلاف پیش‌بینی‌های قبلی، به نظر می‌رسد که ترامپ اکنون بیش از ایرانیان مشتاق دستیابی به توافق است. روز شنبه بحران تازه‌ای شکل گرفت: علیرغم گزارش‌های خوش‌بینانه از واشنگتن، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از بسته شدن مجدد تنگه هرمز خبر داد و حتی به دو کشتی که قصد عبور داشتند، شلیک کرد. این اقدام، هرچند تنش‌آفرین به نظر می‌رسد، باید به عنوان بخشی از مذاکرات در نظر گرفته شود؛ اقدامی از سوی ایران برای تقویت موقعیت چانه‌زنی خود و افزایش فشار بر طرف آمریکایی در مسیر رسیدن به توافق نهایی صورت گرفته است.

تبلیغات
نویسنده : آموس هارل
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات