ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۵۶۸۰

چرا ترامپ پیشنهاد هفت‌روزه ایران را رد کرد؟

چرا ترامپ پیشنهاد هفت‌روزه ایران را رد کرد؟

رد پیشنهاد هفت‌روزه ایران از سوی ترامپ نشان می‌دهد واشنگتن ادامه فشار اقتصادی و محاصره دریایی را ابزاری برای وادار کردن تهران به امتیازدهی بیشتر می‌داند. تهران نیز بر این باور است که طولانی‌شدن بحران، هزینه‌های آمریکا و متحدانش را افزایش می‌دهد. بنابراین، هر دو طرف روی فرسایش زمان حساب کرده‌اند؛ محاسبه‌ای که می‌تواند به جای توافق فوری، تداوم یک بحران فرسایشی را رقم بزند.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، پیشنهاد هفت‌روزه ایران برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز را رد کرده است؛ تصمیمی که به گفته کارشناسان، نشان می‌دهد واشنگتن معتقد است ادامه فشار اقتصادی و محاصره دریایی می‌تواند تهران را به پذیرش شروط بیشتری وادار کند. در مقابل، ایران نیز ظاهراً بر این محاسبه تکیه دارد که طولانی‌شدن بحران، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی بیشتری برای آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن ایجاد خواهد کرد. به این ترتیب، هر دو طرف تصور می‌کنند گذشت زمان می‌تواند موقعیت چانه‌زنی آنها را تقویت کند.

پیشنهاد تهران چه بود؟

به گزارش فرارو به نقل از شبکه الجزیره، پیشنهاد ایران شامل مجموعه‌ای از اقدامات متقابل بود. تهران خواستار پایان محاصره دریایی بنادر ایران، لغو تحریم‌های فروش نفت، آزادسازی حدود ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران و برقراری آتش‌بس گسترده‌تر در منطقه از جمله در لبنان و یمن شده بود.

در مقابل، ایران اعلام کرده بود پس از تحقق این شروط، تنگه هرمز را بازگشایی خواهد کرد و مذاکرات با واشنگتن برای دستیابی به توافق نهایی را آغاز می‌کند. این پیشنهاد از نظر چارچوب کلی شباهت‌هایی با تفاهم‌نامه‌ای داشت که در ماه ژوئن میان دو طرف شکل گرفته بود، اما آن تفاهم‌نامه ماه گذشته به دلیل اختلاف بر سر مفاد توافق از هم فروپاشید و در پی آن، درگیری‌ها به‌ویژه در اطراف تنگه هرمز تشدید شد.

چرا ترامپ پیشنهاد ایران را رد کرد؟

ترامپ ضمن رد پیشنهاد تهران گفت ایران به دلیل شکست‌های شدید خود به دنبال توافق است. آندریاس کریگ، استاد کینگز کالج لندن، معتقد است محاسبه دولت آمریکا نسبتاً روشن است: واشنگتن تصور می‌کند محاصره دریایی و فشار اقتصادی به اندازه‌ای ایران را تحت فشار قرار داده که پیشنهاد جدید تهران را باید نشانه ضعف دانست، نه فرصتی که آمریکا باید فوراً از آن استفاده کند.

از این منظر، ترامپ معتقد است زمان به نفع واشنگتن کار می‌کند. دولت آمریکا طی ماه‌های اخیر فشار اقتصادی بر ایران را افزایش داده، محاصره دریایی را تشدید کرده، درآمدهای نفتی ایران را هدف تحریم قرار داده و کشورهایی را که با تهران همکاری اقتصادی دارند، با تهدید تحریم‌های ثانویه مواجه کرده است. تحریم‌های جدید در حوزه هوانوردی نیز بخشی از همین سیاست فشار بوده است.

ریچارد وایتز، پژوهشگر کالج دفاعی ناتو نیز معتقد است کاخ سفید ممکن است ترجیح دهد مدتی دیگر صبر کند تا تهران با شرایط مطلوب‌تری برای واشنگتن وارد مذاکره شود. در این محاسبه، تشدید فشار اقتصادی می‌تواند در نهایت ایران را به ارائه امتیازات بیشتر سوق دهد؛ الگویی که به گفته او یادآور روندی است که پیش از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ نیز مشاهده شد.

اما زمان می‌تواند علیه ترامپ هم عمل کند

در مقابل، کارشناسان هشدار می‌دهند که ادامه فشار برای آمریکا نیز هزینه دارد. انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ماه نوامبر نزدیک است و جمهوری‌خواهان در نظرسنجی‌ها با شرایط دشواری مواجه‌اند. یک نظرسنجی رویترز و ایپسوس در اواخر اوت نشان داد ۶۳ درصد آمریکایی‌ها با جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران مخالف بوده‌اند و تنها ۳۱ درصد از آن حمایت کرده‌اند.

افزایش قیمت سوخت و هزینه‌های حمل‌ونقل نیز می‌تواند فشارهای مربوط به هزینه زندگی را بیشتر کند؛ موضوعی که پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای برای دولت ترامپ اهمیت سیاسی دارد. کریگ تأکید می‌کند که مشکل اصلی این است که زمان فقط به ایران فشار وارد نمی‌کند؛ بلکه هزینه‌های ادامه جنگ برای آمریکا نیز افزایش می‌یابد.

هرمز؛ اهرم ایران برای افزایش هزینه‌های جنگ

در چنین شرایطی، ایران می‌تواند به‌جای پذیرش فشار بیشتر، تلاش کند هزینه‌های اقتصادی و امنیتی بحران را برای آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن افزایش دهد. کریگ معتقد است این اقدام می‌تواند شامل تشدید فشار بر کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز، هدف قرار دادن زیرساخت‌های منطقه‌ای و افزایش فشار در باب‌المندب باشد. اهمیت باب‌المندب نیز طی هفته‌های اخیر افزایش یافته، زیرا حوثی ها کنترل بیشتری بر بخش‌هایی از ساحل دریای سرخ در یمن پیدا کرده‌اند.

حوثی‌ها همچنین علیه کشتی‌های سعودی در دریای سرخ اعلام محاصره کرده‌اند؛ مسیری که عربستان سعودی از آن به‌عنوان مسیر جایگزین برای صادرات نفت خود در شرایط اختلال در هرمز استفاده می‌کند. در نتیجه، بحران می‌تواند از یک رویارویی محدود در هرمز به شبکه‌ای از فشارها بر مسیرهای انرژی منطقه تبدیل شود.

تهران نیز روی فرسایش زمان حساب کرده است

راس هریسون، پژوهشگر ارشد مؤسسه خاورمیانه نیز معتقد است تهران اکنون بیش از آنکه نگران «زیاده‌روی» در استفاده از اهرم‌های خود باشد، نگران این است که پیش از موعد امتیاز بدهد. از این منظر، پیشنهاد هفت‌روزه ایران علاوه بر جنبه دیپلماتیک، پیام داخلی و بین‌المللی نیز داشت: تهران می‌خواست نشان دهد همچنان مسیر مذاکره را باز گذاشته، اما در صورت شکست دیپلماسی آماده ادامه مقاومت است.

مسعود پزشکیان نیز اعلام کرده است که ایران پس از تجربه حملات در جریان مذاکرات قبلی و اعمال تحریم‌های بعدی، دیگر به مذاکرات با آمریکا اعتماد ندارد. او گفته است تهران نمی‌داند بر چه مبنایی می‌توان به تفاهم با واشنگتن دست یافت. نگار مرتضوی، پژوهشگر مرکز سیاست بین‌الملل، این رویکرد تهران را نوعی «پیام دوگانه؛ دیپلماسی یا مقاومت» توصیف کرده است. به گفته او، رد پیشنهاد ایران از سوی ترامپ می‌تواند تهران را به جای ارائه امتیازات بیشتر، به سخت‌تر کردن مواضع سوق دهد؛ زیرا فشار اقتصادی لزوماً به معنای آمادگی برای پذیرش خواسته‌های سیاسی آمریکا نیست.

در نهایت، به نظر می‌رسد هر دو طرف به یک منطق مشابه اما با نتیجه متفاوت تکیه کرده‌اند: صبر کردن می‌تواند موقعیت مذاکره‌کننده را بهتر کند. واشنگتن انتظار دارد فشار اقتصادی بیشتر، تهران را به امتیازدهی وادار کند؛ تهران نیز معتقد است ادامه اختلال در انرژی و تجارت منطقه، هزینه‌های آمریکا و متحدانش را افزایش خواهد داد. کریگ می‌گوید ایران به‌شدت روی زمان حساب کرده و تلاش دارد فشار را در سطحی حفظ کند که ترامپ در هفته‌ها یا ماه‌های آینده ناچار شود دوباره به میز مذاکره بازگردد.

بر اساس این ارزیابی، محتمل‌ترین نتیجه در شرایط فعلی، نه توافق فوری و نه پایان سریع درگیری، بلکه ادامه فرسایشی بحران است؛ وضعیتی که در آن هر دو طرف به توافق نیاز دارند، اما هر کدام معتقدند چند هفته یا چند ماه تأخیر می‌تواند توافق آینده را به نفع آنها تغییر دهد.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات