نقد فیلم «آنتیک» با بازی پژمان جمشدی و آناهیتا افشار؛ حیف سوژهای که هدر میرود
فیلم سینمایی «آنتیک» در تلاش برای حفظ ریتم و گرفتن خنده، به موقعیتهای متعدد و شوخیهای مستقیم متوسل میشود و در این مسیر انسجام خود را از دست میدهد اما حاصل کمدیای که بیشتر از آنکه مخاطب را با قصه همراه کند، میان شوخیها و اتفاقات سرگردان میماند.
فرارو- اکران آنلاین فیلم سینمایی «آنتیک» از ۷ مهر آغاز میشود. این اثر با حضور پژمان جمشیدی و بیژن بنفشهخواه مدعی که با نگاه کمدی سراغ یک سوژه اجتماعی رفته است.
به گزارش فرارو، داستان درباره دو عتیقهفروش است که بعد از انقلاب کسبوکارشان از رونق افتاده و تصمیم میگیرند با راهاندازی یک امامزاده جعلی از باور مردم پول به دست بیاورند. ایدهای که میتوانست پایه یک کمدی اجتماعی تند و حتی بیپروا باشد، اما «آنتیک» در اجرا مدام ثابت میکند که سوژه از خود فیلم جلوتر است.
مشکل از جایی شروع میشود که ایده باید به فیلمنامه تبدیل شود. «آنتیک» ایده دارد، اما نمیداند چطور باید آن را گسترش دهد. موقعیتها یکی پس از دیگری وارد داستان میشوند اما کمتر پیش میآید که از دل آنها یک کمدی دقیق و حسابشده شکل بگیرد. فیلم بیشتر شبیه مجموعهای از اتفاقهاست که پشت سر هم چیده شدهاند. انگار فیلمنامه هر بار که نمیداند با قصه چه کند یک موقعیت تازه رو میکند.
قصه فدای شوخی میشود
یکی از جدیترین مشکلات «آنتیک» همین پراکندگی است. یک موقعیت هنوز فرصت نکرده جان بگیرد که فیلم سراغ اتفاق بعدی میرود. خردهروایتها اضافه میشوند، شخصیتهای تازه وارد میشوند و ماجراهای جدید شکل میگیرند اما بسیاری از آنها پیش از آنکه به نتیجه برسند رها میشوند.
این شلوغی نهتنها به جذابیت فیلم اضافه نمیکند، بلکه باعث میشود مخاطب فرصت نکند روی هیچ موقعیتی تمرکز کند. «آنتیک» اتفاق کم ندارد. چیزی که کم دارد، کنترل اتفاقهاست. زیاد بودن حادثه و شوخی جای روایت را نمیگیرد.
فیلم بیش از اندازه تلاش میکند مخاطب را بخنداند و همین تلاش یکی از نقاط ضعف آن شده است. شوخیها اغلب مستقیم و توضیحدادهشدهاند و فیلم کمتر به موقعیت اجازه میدهد خودش خنده ایجاد کند. در یک کمدی خوب گاهی یک نگاه، یک رفتار یا یک تناقض میتواند از چند دیالوگ بامزهتر باشد اما «آنتیک» معمولاً راه سادهتر را انتخاب میکند.
ضعف در شخصیتپردازی و روایت
![]()
حتی موسیقی و رقص در بخشهایی بیشتر شبیه ابزاری برای پر کردن خلاهای فیلم هستند. وقتی یک موقعیت کمدی درست کار نمیکند شلوغتر کردن صحنه نمیتواند الزاماً آن را نجات دهد.
شخصیتهای «آنتیک» چندان از تیپهای تکرارشده کمدی سالهای اخیر سینمای ایران فاصله ندارند. آنها بیشتر برای قرار گرفتن در موقعیتهای طنز طراحی شدهاند تا اینکه شخصیتهایی با هویت و ویژگیهای مشخص باشند. همین موضوع باعث میشود ارتباط مخاطب با آنها چندان شکل نگیرد.
بازی بازیگران قابل قبول است اما نمیتواند ضعف شخصیتپردازی را معجزهوار جبران کند. حضور پژمان جمشیدی و بیژن بنفشهخواه میتواند جذابیت اولیه ایجاد کند اما نام بازیگران جای فیلمنامه را نمیگیرد.
شاید مهمترین ایراد «آنتیک» همین باشد که فیلم از ظرفیت ایده خودش استفاده نمیکند. ماجرای ساخت یک امامزاده جعلی میتوانست دستمایه یک کمدی اجتماعی تیز درباره پول، باور مردم و سوءاستفاده از اعتماد آنها باشد. اما فیلم اغلب ترجیح میدهد به شوخیهای آشنا و موقعیتهای کمجان پناه ببرد.
«آنتیک» درظاهر جسور به نظر میرسد، اما در عمل چندان اینگونه نیست. سوژه به فیلم اجازه میداد خیلی بیشتر پیش برود اما فیلمنامه مدام ترمز میگیرد و به امنترین شکل ممکن از ایده استفاده میکند.
در نهایت، مسئله «آنتیک» فقط این نیست که بعضی شوخیهایش خندهدار نیستند. مسئله بزرگتر این است که فیلم به شکل عجیبی کمتر از ایده خودش است. ایدهای که میتوانست یک کمدی تند و ماندگار بسازد، در اجرا به مجموعهای از شوخیهای پراکنده و موقعیتهای نیمهکاره تبدیل شده است.
اگر قرار باشد یک جمله درباره «آنتیک» بگوییم، شاید همین کافی باشد. ایده اثر از خود فیلم بامزهتر است.