در جنوب لبنان چه خبر است؟
لبنان در آستانه انتخابات اسرائیل و آمریکا با بنبست امنیتی و اقتصادی روبهروست؛ توافق ژوئن نتوانسته به عقبنشینی اسرائیل از جنوب لبنان منجر شود و فشار برای خلع سلاح حزبالله افزایش یافته است. در واکنش، حزبالله بر ضرورت ائتلاف ملی گستردهتر، اصلاحات سیاسی، تقویت ارتش و بازسازی مناطق آسیبدیده تأکید کرده است؛ مسیری که میتواند نقش آن در معادلات داخلی لبنان را بازتعریف کند.
فرارو- عصام نعمان، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در روزنامه القدس العربی
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه القدس العربی، تحولات سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی لبنان در آستانه انتخابات اسرائیل در اواخر اکتبر و انتخابات میاندورهای آمریکا در اوایل نوامبر، وارد مرحلهای پیچیده شده است. توافق چارچوبی که در ژوئن گذشته میان طرفهای مرتبط با بحران لبنان شکل گرفت، نتوانسته به عقبنشینی اسرائیل از مناطق اشغالی جنوب لبنان منجر شود و همزمان فشارهای داخلی برای خلع سلاح حزبالله نیز افزایش یافته است. در چنین شرایطی، دولت لبنان با مجموعهای از بحرانهای امنیتی و اقتصادی مواجه است و حزبالله نیز ناگزیر شده درباره نحوه مواجهه با مرحله جدید و ایجاد ائتلافی گستردهتر در داخل کشور بازنگری کند.
توافقی که به عقبنشینی اسرائیل منجر نشد
دولت تحت رهبری ژوزف عون، رئیسجمهور و نواف سلام، نخستوزیر لبنان، بر این اساس عمل کرده بود که پذیرش توافق چارچوب در ژوئن میتواند زمینه را برای اعمال فشار آمریکا بر اسرائیل و خروج نیروهای این رژیم از مناطق اشغالی جنوب لبنان فراهم کند. این رویکرد در شرایطی دنبال شد که دولت لبنان بهطور آشکار سیاست خلع سلاح نیروهای مقاومت به رهبری حزبالله را در سراسر کشور در پیش گرفته بود.
با این حال، اسرائیل نهتنها از مناطق تحت کنترل خود عقبنشینی نکرد، بلکه حملات و حضور نظامی خود را ادامه داد. در نتیجه، بخش قابل توجهی از منطقه جنوب رودخانه لیتانی عملاً تحت کنترل نظامی اسرائیل یا در معرض آتش این رژیم قرار گرفته است. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل و یسرائیل کاتس، وزیر جنگ این رژیم نیز اعلام کردهاند که عقبنشینی از مناطق تحت کنترل اسرائیل به خلع سلاح حزبالله در سراسر لبنان مشروط خواهد بود. این وضعیت، محاسبات دولت لبنان را با چالش جدی مواجه کرده است؛ زیرا وعده اعمال فشار آمریکا بر اسرائیل برای عقبنشینی، دستکم تاکنون، به نتیجه مورد انتظار نرسیده است.
جنوب لبنان زیر فشار جنگ و آوارگی
ادامه حملات اسرائیل پیامدهای سنگینی برای جنوب لبنان داشته است. تخریب منازل و زیرساختها، آتشزدن مناطق جنگلی، آوارگی ساکنان و جدا شدن مناطق تحت اشغال از بخشهای دیگر کشور، فشارهای اقتصادی و اجتماعی موجود را تشدید کرده است.
در این میان، دولت لبنان با محدودیت جدی در ارائه کمک و خدمات به آوارگان و ساکنان مناطق آسیبدیده مواجه است. همزمان حزبالله نیز در برابر جامعهای قرار گرفته که بخش مهمی از هزینههای جنگ را متحمل شده است. این شرایط، فشار اجتماعی بر همه بازیگران سیاسی لبنان را افزایش داده و مسئله بازسازی و تأمین نیازهای معیشتی را به یکی از محورهای اصلی بحران تبدیل کرده است.
بنبست سیاسی در آستانه انتخابات آمریکا و اسرائیل
در این فضای پرتنش، مسئله اصلی برای حزبالله و دیگر جریانهای سیاسی لبنان، نحوه مواجهه با اسرائیل و فشارهای دولت دونالد ترامپ است. انتخابات اسرائیل در اواخر اکتبر و انتخابات میاندورهای آمریکا در اوایل نوامبر، بهعنوان دو نقطه زمانی مهم در تحولات پیشرو مطرح شدهاند.
در چنین شرایطی، ارزیابی مطرحشده در این مقاله آن است که آمریکا دستکم تا پایان انتخابات میاندورهای خود، تمایل یا ظرفیت کافی برای وادار کردن اسرائیل به عقبنشینی از جنوب لبنان نشان نمیدهد. بنابراین، انتظار برای حل بحران از مسیر فشار خارجی، با محدودیتهای جدی مواجه شده است.
تلاش برای تشکیل جبههای گستردهتر
در واکنش به این تحولات، رهبری حزبالله در اواخر آوریل گذشته از نیروهای سیاسی و شخصیتهای ملی حامی مقاومت برای برگزاری یک نشست گسترده ملی دعوت کرد. شمار قابل توجهی از نیروهای سیاسی در این نشست حضور یافتند و درباره الزامات مقابله با اسرائیل و آمریکا گفتوگو کردند.
این نشست در نهایت به توافق بر سر یک برنامه سیاسی برای مقاومت مدنی، سیاسی و اجتماعی و همچنین تشکیل کمیتهای برای پیگیری اجرای آن منجر شد. با این حال، پس از گذشت حدود پنج ماه، دستاورد سیاسی و اجتماعی این ابتکار محدود توصیف شده است.
از جمله عوامل مؤثر بر این وضعیت، شدت مشکلات اقتصادی و اجتماعی، افزایش ناامیدی عمومی، ناتوانی در تبدیل نشست ملی به یک جبهه منسجم و محدود بودن مشارکت سایر جریانهای سیاسی عنوان شده است. بر همین اساس، ایجاد یک ائتلاف ملی گستردهتر بهعنوان یکی از الزامات مرحله آینده مطرح میشود.
بازتعریف نقش حزبالله در معادلات داخلی
یکی از محورهای اصلی این رویکرد، بازنگری حزبالله در تجربه سیاسی و نظامی خود و پذیرش این واقعیت است که مقابله با مجموعه تحولات امنیتی، اقتصادی و سیاسی جدید صرفاً از سوی یک جریان امکانپذیر نیست. بر همین اساس، بر همکاری نزدیکتر با دیگر نیروهای سیاسی و اجتماعی و شکلگیری یک جبهه ملی فراگیر تأکید شده است.
همچنین در این دیدگاه، مقابله با تداوم نظام طایفهای و اجرای کامل اصلاحات قانون اساسی لبنان پس از توافق طائف، از جمله اولویتهای اصلی معرفی شده است. هدف از این روند، اصلاح ساختار سیاسی و کاهش فرسودگی نهادهای حکمرانی عنوان میشود.
دولت فراگیر و بازسازی در مرکز مطالبات
در نهایت، تشکیل یک دولت فراگیر برای اجرای برنامههای راهبردی، تأمین نیازهای معیشتی و مدیریت بحرانهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی پیشنهاد شده است. اجرای اصلاحات قانون اساسی، آزادسازی مناطق اشغالی، تدوین راهبرد دفاع ملی و تقویت ارتش لبنان از منابع مختلف، از جمله محورهای این برنامه است.
همچنین بر حمایت از نیروهای مقاومت و خودداری از فشار برای تحویل سلاح آنها تا زمان عقبنشینی اسرائیل به پشت مرزهای لبنان تأکید شده است. در حوزه اقتصادی نیز ایجاد شورای عالی بازسازی و توسعه و آغاز فوری روند بازسازی مناطق آسیبدیده با استفاده از منابع موجود لبنان پیشنهاد شده است.