ترنج موبایل
کد خبر: ۱۰۰۰۵۸۸

چین، هرمز و اوپک

سه ضلع بازار نفت پس از جنگ ایران و آمریکا

سه ضلع بازار نفت پس از جنگ ایران و آمریکا

جنگ ایران معادلات بازار جهانی نفت را تغییر داده است؛ از افزایش نفوذ ایران بر تنگه هرمز و احتمال دریافت عوارض عبور، تا کاهش تقاضای نفت چین و شتاب‌گیری گذار به خودروهای برقی. هم‌زمان، آمریکا، برزیل، گویان، کانادا و نروژ تولید خود را افزایش داده‌اند و کشورهای خاورمیانه به مسیرهای جایگزین صادرات روی آورده‌اند. این تحولات، انسجام اوپک را نیز تهدید می‌کند و احتمال شکل‌گیری مازاد پایدار عرضه را افزایش می‌دهد؛ وضعیتی که می‌تواند قیمت نفت و سود تولیدکنندگان را کاهش دهد.

فرارو- دیوید گلدمن، خبرنگار بخش بین‌الملل شبکه سی‌ان‌ان؛ آثار جنگ ایران برای بسیاری از آمریکایی‌ها دیگر مسئله‌ای دور از دسترس نیست و مستقیماً در هزینه‌های روزمره زندگی آن‌ها دیده می‌شود. قیمت بنزین هفته‌هاست بالاتر از ۴ دلار باقی مانده، نرخ وام‌های مسکن به سمت ۷ درصد حرکت کرده و شرکت‌ها نیز برای جبران افزایش بی‌سابقه هزینه سوخت دیزل، هزینه‌های اضافی حمل‌ونقل را به مشتریان منتقل کرده‌اند.

به گزارش فرارو به نقل از سی ان ان، افزایش هزینه‌های زندگی، برخلاف وعده‌های دولت ترامپ، طولانی‌تر از آن چیزی شده که انتظار می‌رفت. البته در صورت دستیابی آمریکا و ایران به توافق آتش‌بس، بخشی از این فشارها می‌تواند در نهایت کاهش یابد. با این حال، همه پیامدهای اقتصادی جنگ موقتی نیستند. جنگ ایران تغییراتی ماندگار در اقتصاد جهانی ایجاد کرده و حتی شیوه تجارت و فعالیت اقتصادی در جهان را تحت تأثیر قرار داده است.

تغییر معادله در تنگه هرمز

پیش از جنگ، تنگه هرمز گذرگاهی بین‌المللی بود و کشتی‌ها با هر پرچمی می‌توانستند آزادانه از آن عبور کنند و کالاهای خود را به خاورمیانه منتقل کنند یا از این منطقه خارج شوند. اهمیت این آبراه نیز تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمی‌شد؛ روزانه حدود یک‌پنجم نفت جهان از این گذرگاه باریک عبور می‌کرد.

اما حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در اواخر فوریه، معادله کنترل تنگه هرمز را تغییر داد. ایران اعلام کرد کنترل تنگه را در اختیار گرفته و به کشتی‌هایی که برای ورود یا خروج از خلیج فارس تلاش می‌کردند، حمله کرد. در نتیجه، بسته‌شدن عملی تنگه، اهرم فشار اقتصادی مهمی در اختیار ایران در برابر آمریکا و متحدانش در کشورهای حاشیه خلیج فارس قرار داد و حدود ۱۳ میلیون بشکه از عرضه روزانه نفت را از دسترس اقتصاد جهانی خارج کرد.

ایران در ماه مه رویکرد خود را تغییر داد و به‌جای تلاش برای مسدودکردن کامل تنگه، به سمت مدیریت و تنظیم عبورومرور در آن رفت. تهران «سازمان تنگه خلیج فارس» را تشکیل داد و کشتی‌های عبوری را ملزم کرد در این سازمان ثبت‌نام کنند، از مسیرهای مجاز کشتیرانی استفاده کنند و برای عبور از تنگه عوارض بپردازند.

پس از امضای یادداشت تفاهم با آمریکا در ماه ژوئن، ایران پذیرفت دریافت عوارض را برای ۶۰ روز متوقف کند؛ اما حمله به کشتی‌هایی را که بدون ثبت‌نام در این سازمان از تنگه عبور می‌کردند، متوقف نکرد.

پس از آن‌که آمریکا عملاً تفاهم‌نامه را کنار گذاشت، ارتش این کشور برای افزایش صادرات نفت از خلیج فارس و جلوگیری از حملات پهپادی ایران، به هماهنگی و اسکورت عبورهای شبانه و «تاریک» از تنگه هرمز روی آورد. این عملیات تاکنون موفق بوده است، اما نیاز واشنگتن به اجرای چنین عملیات گسترده، فرسایشی و پرهزینه‌ای، خود گویای افزایش نفوذ ایران بر تنگه هرمز است.

راس میفیلد، استراتژیست سرمایه‌گذاری در بیرد، می‌گوید ایران احتمالاً پس از پایان جنگ، با موقعیت قدرتمندتری در زمینه کنترل تنگه هرمز خارج خواهد شد؛ وضعیتی که کشورهای وابسته به نفت خام خاورمیانه را ناچار می‌کند خود را با شرایط تازه وفق دهند. به گفته او، بسته‌شدن هرمز دیگر خطری فرضی و دور از انتظار نیست، بلکه به «تاکتیکی اثبات‌شده و مؤثر» تبدیل شده است.

از سوی دیگر، تحلیلگران نفت معتقدند راه‌حل نهایی این بحران ممکن است شامل توافقی برای پرداخت عوارض به ایران در ازای عبور ایمن کشتی‌ها از تنگه هرمز باشد. با این حال، منتقدان هشدار می‌دهند که چنین توافقی می‌تواند سابقه‌ای ایجاد کند و به کشورهای دیگر نیز انگیزه دهد برای عبور کشتی‌ها از آبراه‌های بین‌المللی مطالبه عوارض کنند.

اما دریافت هزینه برای خدمات مرتبط با عبور از تنگه‌ها، پدیده‌ای بی‌سابقه نیست. ناتاشا کانوا، رئیس بخش تحلیل کالاهای اساسی در جی‌پی مورگان، می‌گوید سازمان ملل به کشورها اجازه می‌دهد در ازای خدماتی مانند تأمین ایمنی ناوبری، مدیریت ترافیک دریایی، اسکورت امنیتی، واکنش اضطراری و حفاظت از محیط زیست، هزینه دریافت کنند؛ هرچند این هزینه مستقیماً بابت عبور از آبراه دریافت نمی‌شود.

به گفته کانوا، کشورهایی مانند ترکیه، دانمارک، سوئد، روسیه و اندونزی نیز برای عبور از برخی تنگه‌ها هزینه‌های خدماتی دریافت می‌کنند. بنابراین، اگر ایران نیز سازوکاری مشابه آنچه ترکیه در تنگه‌های خود اعمال می‌کند ایجاد کند، این اقدام می‌تواند حدود یک دلار به قیمت هر بشکه نفت اضافه کند.

در چنین شرایطی، یک نفتکش بسیار بزرگ حمل نفت خام ممکن است برای یک سفر رفت‌وبرگشت از تنگه، حدود ۲۶۰ هزار دلار هزینه بپردازد؛ رقمی که نشان می‌دهد حتی دریافت هزینه‌ای محدود برای خدمات عبور از تنگه هرمز نیز می‌تواند هزینه قابل توجهی برای شرکت‌های حمل‌ونقل نفت ایجاد کند.

چین؛ بازیگر قدرتمند سمت تقاضای نفت

چین اگرچه تولیدکننده بزرگی در بازار نفت نیست، اما جنگ ایران نشان داد که می‌تواند قدرتمندترین بازیگر سمت تقاضا در این بازار باشد. به گفته جو بروسلواس، اقتصاددان ارشد مؤسسه «آر‌اس‌ام آمریکا»، دلیل این قدرت، توانایی منحصربه‌فرد چین در تنظیم و مدیریت تقاضای نفت است.

پکن پیش از آغاز جنگ، ذخایر عظیمی از نفت انباشته کرده بود و همین ذخایر به چین اجازه داد در طول جنگ، وابستگی خود به واردات نفت خام را به شکل چشمگیری کاهش دهد؛ به‌گونه‌ای که واردات نفت خام این کشور حدود ۵ میلیون بشکه در روز کاهش یافت.

البته این وضعیت نمی‌تواند برای همیشه ادامه پیدا کند. چین در نهایت باید ذخایر نفتی خود را دوباره پر کند و در پی آن، تقاضای این کشور نیز افزایش خواهد یافت. با این حال، به نظر می‌رسد جنگ تغییراتی در الگوی رفتار مصرف‌کنندگان چینی ایجاد کرده است که ممکن است حتی پس از پایان بحران نیز ماندگار باقی بماند.

برای نمونه، آمارهای وزارت حمل‌ونقل چین نشان می‌دهد در تعطیلات پنج‌روزه روز کارگر، میزان شارژ خودروهای برقی در بزرگراه‌های این کشور ۵۵.۶ درصد بیشتر از سال گذشته بوده است. در همین دوره، تقریباً یک‌چهارم خودروهای در حال تردد در بزرگراه‌های چین برقی بودند؛ سهمی که نسبت به سال قبل ۳۳ درصد افزایش یافته است.

چین همچنین در واکنش به بحران انرژی توانست به‌سرعت نیروگاه‌های متکی بر نفت و گاز را با نیروگاه‌های زغال‌سنگی جایگزین کند. این تغییر سریع، ظرفیت بالای اقتصاد چین برای سازگاری با شوکی بی‌سابقه در بازار نفت را نشان داد.

کاهش تقاضای جهانی برای نفت در جریان جنگ، یکی دیگر از نشانه‌های این انعطاف‌پذیری بود. تقاضا بسیار بیشتر از پیش‌بینی تحلیلگران صنعت نفت کاهش یافت و نشان داد مصرف‌کنندگان و اقتصاد جهانی، برخلاف تصور قبلی، امکان بیشتری برای کاهش وابستگی خود به نفت دارند.

برآورد جی‌پی مورگان نشان می‌دهد بازار نفت در طول جنگ با کمبود ۱.۹ میلیارد بشکه نفت خام خاورمیانه مواجه شد، اما حدود ۸۰۰ میلیون بشکه از این کاهش عرضه، یعنی تقریباً نیمی از آن، با کاهش مصرف نفت از سوی مردم و کسب‌وکارها جبران شد.

هنوز مشخص نیست چه بخشی از این انعطاف‌پذیری در مصرف نفت حاصل شرایط موقت جنگ بوده و چه مقدار از آن به تغییر پایدار در رفتار مصرف‌کنندگان تبدیل خواهد شد. با این حال، حتی کاهش دائمی مصرف نفت تنها در چین می‌تواند چنان بر تقاضای جهانی اثر بگذارد که بازار دیگر هرگز به سطح پیش از بحران بازنگردد.

به این ترتیب، این احتمال مطرح شده است که جهان به نقطه‌ای موسوم به «اوج نفت» رسیده باشد؛ مرحله‌ای که پس از آن، تقاضای جهانی برای نفت روندی کاهشی پیدا می‌کند. ناتاشا کانوا نیز با اشاره به تجربه بحران‌های گذشته می‌گوید تاریخ نشان داده است شوک‌های نفتی اغلب به کاهش ماندگار تقاضا برای بنزین منجر شده‌اند و ممکن است این بار نیز همان الگو تکرار شود.

بازندگان و برندگان جدید بازار نفت پس از جنگ ایران

یکی دیگر از تغییرات مهمی که جنگ ایران در بازار نفت ایجاد کرد، افزایش تولید از منابعی بود که پیش از این کمتر مورد توجه قرار داشتند. اندی لیپو، رئیس مؤسسه «لیپو اویل اسوشیتس»، می‌گوید هم‌زمان با افزایش فشار بر عرضه نفت خاورمیانه، فعالیت‌های اکتشافی و توسعه انرژی‌های جایگزین در خارج از این منطقه شتاب گرفته است.

در همین حال، تولیدکنندگان نفت در برخی کشورهای دیگر نیز با افزایش حفاری، ظرفیت تولید پروژه‌های موجود را بالا برده‌اند. بر اساس برآورد جی‌پی مورگان، تولید نفت خام برزیل روزانه ۸۰۰ هزار بشکه افزایش یافته و گویان، کانادا و نروژ نیز به‌ترتیب ۳۰۰ هزار، ۲۰۰ هزار و ۱۵۰ هزار بشکه به تولید روزانه خود افزوده‌اند.

آمریکا نیز که در ابتدا به دلیل نگرانی از این‌که افزایش موقت قیمت نفت در نهایت به زیان تولیدکنندگان تمام شود، تمایلی به افزایش تولید نداشت، اکنون روزانه ۹۰۰ هزار بشکه بیشتر از مدت مشابه سال گذشته نفت تولید می‌کند.

بخش عمده این افزایش تولید آمریکا از سوی سکوهای حفاری خصوصی تأمین شده و نفت تولیدشده نیز به پالایشگاه‌ها می‌رود تا در نهایت، برای بازار اروپا که با کمبود عرضه مواجه است، سوخت جت و گاز طبیعی تولید شود.

هرچند با بازگشایی کامل تنگه هرمز ممکن است تولید نفت آمریکا اندکی کاهش یابد، جی‌پی مورگان پیش‌بینی می‌کند سطح تولید این کشور همچنان نزدیک به میزان کنونی باقی بماند.

برزیل نیز تحلیلگران نفت را غافلگیر کرده است. این کشور در مقطع کنونی بسیار بیشتر از ظرفیتی که پیش‌بینی می‌شد نفت تولید کرده و عملکرد موفق پروژه‌های نفتی آن می‌تواند زمینه را برای افزایش بیشتر تولید فراهم کند.

در گویان نیز قرار است یک کشتی جدید تولید نفت فراساحلی در همین ماه در سواحل این کشور مستقر شود؛ اقدامی که می‌تواند روند افزایش تولید از میدان عظیم نفتی گویان را شتاب ببخشد.

در سوی دیگر، تولیدکنندگان خاورمیانه برای مقابله با محدودیت‌های ایجادشده در تنگه هرمز، به‌دنبال تغییر مسیر انتقال نفت خام هستند. عربستان سعودی برای انتقال کالا به سوی دریای سرخ از کاروان‌های بزرگ کامیون استفاده کرده و ظرفیت خط لوله شرق به غرب خود را نیز به حداکثر رسانده است تا بخشی از نفت را بدون عبور از تنگه منتقل کند.

عراق نیز در حال مذاکره با شرکت شورون برای احداث خط لوله‌ای است که نفت این کشور را به دریای مدیترانه برساند.

هم‌زمان، خود اوپک نیز با چالشی جدی برای حفظ انسجام و بقای خود روبه‌رو شده است. امارات متحده عربی، یکی از اعضای مهم این سازمان، در ماه آوریل اعلام کرد قصد دارد از اوپک خارج شود. اکنون گزارش‌ها از احتمال خروج عراق، دومین تولیدکننده بزرگ نفت در این ائتلاف، حکایت دارد.

وزیر نفت عراق گفته است اگر اهداف تولید به میزان قابل توجهی افزایش نیابد، بغداد باید درباره ادامه عضویت خود در اوپک تصمیم بگیرد. عراق خواهان آن است که پس از پایان جنگ، اجازه تولید روزانه ۵ میلیون بشکه نفت را به دست آورد؛ هدفی که در بلندمدت می‌تواند به ۷ میلیون بشکه در روز برسد.

اما افزایش تولید در چنین ابعادی می‌تواند اوپک را با معضلی تازه روبه‌رو کند؛ زیرا اگر عربستان برای حفظ اعضای ائتلاف ناچار شود اجازه افزایش تولید دیگر کشورها را نیز بدهد، احتمال شکل‌گیری مازاد پایدار در بازار نفت افزایش خواهد یافت.

پیامد این وضعیت برای مصرف‌کنندگان می‌تواند مثبت باشد، زیرا افزایش عرضه احتمالاً قیمت نفت و در نتیجه قیمت‌های مصرفی را پایین می‌آورد. اما روی دیگر ماجرا، فشار شدید بر درآمد و سود تولیدکنندگان نفت است؛ مازاد دائمی عرضه می‌تواند سودآوری صنعت نفت را به‌شکل چشمگیری کاهش دهد.

ارسال نظرات
خط داغ