نتانیاهو و بازی خطرناک با کارت جنگ
آیا نتانیاهو برای ماندن در قدرت به جنگ متوسل میشود؟
با نزدیک شدن انتخابات اسرائیل، کاهش حمایت از لیکود و افزایش محبوبیت مخالفان، بقای سیاسی نتانیاهو با تهدید جدی روبهرو شده است. او ممکن است برای احیای تصویر «آقای امنیت» به ایجاد بحرانهای نظامی در ترکیه، سوریه یا کرانه باختری متوسل شود؛ هرچند چنین اقداماتی میتواند روابط او با ترامپ را متشنج کند. تشدید خشونت شهرکنشینان نیز میتواند بهانهای برای درگیری گسترده و حتی تعویق انتخابات فراهم کند.
فرارو- دیوید ای. روزنبرگ، سردبیر بخش اقتصادی و ستوننویس نسخه انگلیسی روزنامه هاآرتص و نویسنده کتاب «اقتصاد فناوری اسرائیل»
به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، کمتر از دو ماه تا انتخابات اسرائیل باقی مانده است و به نظر میرسد چشمانداز بنیامین نتانیاهو چندان امیدوارکننده نیست. نظرسنجیهای افکار عمومی نشان میدهند که حمایت از حزب لیکود به رهبری نتانیاهو متوقف شده یا حتی کاهش یافته است، در حالی که حزب اصلی مخالف دولت بهتدریج بر محبوبیت خود افزوده است. تاکتیکهای هراسافکنی که نتانیاهو در گذشته بارها و با موفقیت علیه رقبایش به کار گرفته بود، این بار تأثیر چندانی نداشته است. همزمان، ظهور چند حزب جدید راستگرا، ائتلاف سیاسی او را با خطر جدی تفرقه روبهرو کرده و میتواند بخشی از آرای لیکود را به سمت خود بکشاند.
نتانیاهو در تنگنای انتخابات؛ بازی خطرناک با کارت جنگ
در چنین شرایطی بنیامین نتانیاهو برای نجات جایگاه سیاسی خود و جلوگیری از خطر واقعی برکناری از قدرت از طریق رأی مردم، چه گزینهای پیش رو دارد؟
تحلیلگران و مفسران سیاسی هشدار دادهاند که نتانیاهو ممکن است برای برهم زدن روند انتخابات به اقداماتی مانند تحریک به خشونت، استفاده از پلیس علیه مخالفان و بیاعتبار کردن کمیته مرکزی انتخابات (نهاد ناظر بر روند رأیگیری) روی بیاورد. اگر همه این اقدامات نیز به نتیجه نرسد، او ممکن است پس از اعلام نتایج، ادعاهایی مشابه دونالد ترامپ درباره «دزدیده شدن انتخابات» مطرح کند. با این حال، تاکنون هیچیک از این تهدیدها عملی نشده است و کارزار انتخاباتی نیز عملاً از هفتم سپتامبر آغاز خواهد شد؛ زمانی که احزاب فهرست نهایی نامزدهای خود را ارائه میکنند.
با این حال، یک تاکتیک انتخاباتی دیگر وجود دارد که ممکن است نتانیاهو از همین حالا آن را در پیش گرفته باشد: ایجاد یک یا چند بحران امنیتی. هدف از چنین اقدامی میتواند بازسازی وجهه آسیبدیده نتانیاهو بهعنوان «آقای امنیت» و واداشتن رأیدهندگان میانهرو به تجدیدنظر در تصمیم خود باشد؛ بهویژه درباره اینکه آیا واقعاً میخواهند اداره کشور را به رقیب اصلی نتانیاهو یعنی گادی آیزنکوت که هنوز در این جایگاه آزموده نشده است، بسپارند.
بنیامین نتانیاهو لزوماً نیازی به آغاز یک جنگ تمامعیار ندارد. او میتواند بهجای آن، زمینه یک رویارویی نظامی را فراهم کند و اجازه دهد این درگیری بهتدریج تشدید شود؛ تا جایی که بتواند افکار عمومی را متقاعد کند ورود به جنگ اجتنابناپذیر بوده و اسرائیل چاره دیگری جز جنگ نداشته است. شاید نمونهای از این رویکرد را بتوان در حمله ۱۸ اوت اسرائیل به پایگاه هوایی ابوالظهور در سوریه دید؛ حملهای که در آن جنگندههای اسرائیلی این پایگاه را بمباران کردند. نتانیاهو و یسرائیل کاتز، اعلام کردند که هدف از این حمله، هشدار به ترکیه درباره گسترش حضور نظامی این کشور در سوریه بوده است. این ادعا در حالی مطرح شد که یک هیئت نظامی ترکیه واقعاً از این پایگاه بازدید کرده بود و گزارشهایی نیز منتشر شده بود که نشان میداد آنکارا قصد دارد پهپادها و سامانههای پدافند هوایی خود را در این پایگاه مستقر کند.
اسرائیل نگرانیهای جدی درباره جاهطلبیهای ترکیه در سوریه و دیگر بخشهای خاورمیانه دارد، اما بسیاری از ناظران درباره توجیه امنیتی اسرائیل برای این حمله تردید کردند. تام باراک، فرستاده دونالد ترامپ در امور ترکیه و سوریه، نیز از جمله کسانی بود که این ادعا را زیر سؤال برد. او در اینباره گفت: «یک نظریه این است که آنها صرفاً میخواستند ترکیه را تحریک کنند. این اقدامی بسیار تهاجمی است، اما شاید ایدهای باشد که در آستانه انتخابات با استقبال مواجه شود.»
در جبهههای دیگر نیز نتانیاهو برای ایجاد بحران با محدودیتهایی روبهرو است که از سوی ترامپ اعمال میشود. ایران، که همچنان بزرگترین نگرانی امنیتی افکار عمومی اسرائیل محسوب میشود، عملاً به منطقهای ممنوعه برای اقدام نظامی تبدیل شده است؛ زیرا ترامپ بهصراحت اعلام کرده است دستکم تا پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در ماه نوامبر نمیخواهد جنگ دوباره شعلهور شود،. در غزه و لبنان نیز که ترامپ در آنها آتشبس برقرار کرده است، فضای مانور نتانیاهو برای ایجاد یک بحران جدید بهشدت محدود شده است.
با این حال، اتخاذ رویکردی تهاجمی در جبهه سوریه و در برابر ترکیه نیز بدون خطر نیست. واشنگتن از تلاشهای احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه برای تثبیت اوضاع کشور و نزدیک کردن آن به غرب حمایت میکند و کمکهای نظامی ترکیه را نیز بخشی از این روند میداند. ایالات متحده که در حال میانجیگری میان سوریه و اسرائیل درباره مسائل امنیتی است، تمایلی ندارد اسرائیل تلاشهای الشرع برای تثبیت کشور را تضعیف کند. از این رو، حمله به سوریه، ایجاد یک بحران جدید یا حتی ورود به رویارویی مستقیمتر با ترکیه میتواند برای نتانیاهو بسیار پرهزینه باشد و روابط پرتنش او با دونالد ترامپ را بیش از پیش آسیبپذیر کند.
کرانه باختری؛ کارت خطرناک نتانیاهو برای ماندن در قدرت
با وجود این، بنیامین نتانیاهو طی هفتههای اخیر بیش از گذشته ترکیه را بهعنوان یک تهدید مطرح کرده است؛ اقدامی که میتواند نشانه تلاش او برای آماده کردن افکار عمومی جهت یک رویارویی احتمالی باشد. رجب طیب اردوغان نیز در واکنش به این مواضع، اظهارات تحریکآمیز مشابهی علیه اسرائیل مطرح کرده است. با توجه به تمرکز کوتاهمدت دونالد ترامپ به تحولات خارجی و سابقه او در تحمل نقض آتشبس از سوی اسرائیل در غزه و لبنان، نمیتوان احتمال آن را نادیده گرفت که نتانیاهو در نهایت بتواند برای اقدام نظامی، چراغ سبز ترامپ را دریافت کند.
با این حال، خطر اصلی ممکن است در کرانه باختری نهفته باشد. خشونت شهرکنشینان افراطی که مدت کوتاهی پس از حملات حماس در سال ۲۰۲۳ آغاز شد، طی هفتههای اخیر شدت گرفته و آشکارتر و بیپرواتر شده است. این افراطگرایان نهتنها فلسطینیها و اموال آنها را هدف قرار میدهند، بلکه به رسانههای خارجی، فعالان حامی فلسطین و حتی سربازان اسرائیلی نیز حمله میکنند. ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل هشدار داده است که اوضاع در حال خارج شدن از کنترل است و به همین دلیل نیروهای بیشتری به کرانه باختری اعزام کرده است.
با این حال، بنیامین نتانیاهو و اعضای کابینهاش توجه چندانی به این هشدارها نشان ندادهاند. جناح راست افراطی و مذهبی دولت که نگران از دست دادن قدرت در آینده نزدیک است، افزایش خشونتها و گسترش شهرکسازی را فرصتی برای ایجاد واقعیتهای جدید در میدان میداند. در مطلوبترین سناریوی این جریان، این اقدامات میتواند به همان بحران محدود اما ویرانگری منجر شود که مدتها در انتظار آن بودهاند؛ یعنی شرایطی که فلسطینیها در نهایت واکنش نشان دهند و بهانه لازم برای ارتش و شهرکنشینان فراهم شود تا با یک حمله گسترده پاسخ دهند و در نهایت، شمار زیادی از فلسطینیها از خانه و سرزمین خود آواره شوند.
بنیامین نتانیاهو با خیالپردازیهای آخرالزمانی جناح راست افراطی همدل نیست، اما خودداری او از محکوم کردن علنی این خشونتها و مهمتر از آن، ناتوانی یا بیمیلیاش برای برخورد جدی با عاملان آنها، نشان میدهد که احتمالاً میخواهد از این بحران به نفع موقعیت سیاسی خود استفاده کند. اگر موجی از حملات متقابل فلسطینیها شکل بگیرد و خاطره حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نیز دوباره زنده شود، شهروند عادی اسرائیلی احتمالاً نخواهد پرسید که چه کسی این چرخه خشونت را آغاز کرده است؛ بلکه از خود خواهد پرسید چه کسی بهتر میتواند با این وضعیت مقابله کند. نتانیاهو روی همین مسئله حساب میکند و امیدوار است افکار عمومی او را گزینهای مطمئنتر برای مدیریت چنین بحرانی بداند.
دولت ترامپ نیز در مقایسه با سایر جبههها، در برابر اقدامات تحریکآمیز اسرائیل در کرانه باختری انتقاد بسیار کمتری نشان داده است. مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، خشونتها را محکوم کرده، اما ترامپ خود تاکنون، دستکم بهصورت علنی، درباره این موضوع اظهارنظری نکرده است. بنابراین، به نظر میرسد خطر رویارویی مستقیم نتانیاهو با رئیسجمهور آمریکا در این جبهه نسبتاً پایین باشد؛ بهویژه اگر این گزینه را با دیگر راههایی که نتانیاهو برای حفظ قدرت در اختیار دارد، مقایسه کنیم.
اگر وضعیت در کرانه باختری تشدید شود یا وقوع یک بحران امنیتی در جبههای دیگر به ازسرگیری جنگ منجر شود، نتانیاهو ممکن است از شرایط اضطراری برای به تعویق انداختن انتخابات استفاده کند. هرچند چنین سناریویی در حال حاضر بعید به نظر میرسد، قانون انتخابات اسرائیل به کنست اجازه میدهد در شرایط خاص انتخابات را به تعویق بیندازد؛ البته این تصمیم به رأی اکثریت ویژه نیاز دارد و نتانیاهو برای تأمین چنین اکثریتی با موانع جدی روبهرو خواهد شد. با این حال، حتی سرسختترین منتقدان او نیز این احتمال را کاملاً منتفی نمیدانند. بنیامین نتانیاهو مانند دونالد ترامپ، بارها هنجارهای دموکراتیک را به چالش کشیده است و احتمالاً در چنین اقدامی از حمایت شرکای ائتلافی خود برخوردار خواهد بود.
نتانیاهو در آستانه قمار نهایی برای حفظ قدرت
در نگاه نخست شاید عجیب به نظر برسد که رأیدهندگان اسرائیلی پس از نزدیک به سه سال جنگ بیوقفه، به سیاستمداری رأی دهند که خواهان کشاندن اسرائیل به درگیریهای بیشتر است. اما واقعیت افکار عمومی پیچیدهتر از این است. اگرچه خستگی از جنگ در جامعه اسرائیل افزایش یافته، این احساس تا حد زیادی تحتالشعاع این برداشت قرار گرفته است که جنگهای اخیر نتوانستهاند امنیت بیشتری برای اسرائیل ایجاد کنند. نظرسنجی ماه ژوئیه مؤسسه مطالعات امنیت ملی نشان داد ۳۷ درصد از اسرائیلیها وضعیت امنیتی خود را «بد» یا «بسیار بد» ارزیابی میکنند، در حالی که تنها ۲۶ درصد آن را «خوب» یا «بسیار خوب» میدانند. نکته قابلتوجهتر این است که حتی در میان حامیان دولت نتانیاهو نیز ۴۹ درصد وضعیت امنیتی را «بد» یا «بسیار بد» ارزیابی کردهاند.
این ارقام نشان میدهند که بخش بزرگی از جامعه اسرائیل همچنان جنگهای اخیر را مسئلهای حلنشده میداند و احساس نمیکند این درگیریها توانستهاند امنیت اسرائیل را به شکل پایدار افزایش دهند. با این حال، بههیچوجه مشخص نیست که شعلهور کردن دوباره جنگ در نهایت به سود نتانیاهو تمام شود. نظرسنجیها نشان میدهند بیشتر اسرائیلیها بر این باورند که نتانیاهو دستکم تا حدی، تصمیمهای نظامی خود را با در نظر گرفتن ملاحظات انتخاباتی اتخاذ میکند. از سوی دیگر، او و اعضای کابینهاش حتی در میان رأیدهندگان حامی ائتلاف دولت نیز معمولاً از اعتماد عمومی کمتری نسبت به ارتش و دیگر نهادهای دفاعی برخوردارند.
با وجود این، بنیامین نتانیاهو سابقه طولانی در استفاده از تاکتیکهای سیاسی زیرکانه و در عین حال بحثبرانگیز برای حفظ قدرت دارد؛ روشهایی که بسیاری از سیاستمداران از بهکارگیری آنها خودداری میکنند. به نظر میرسد این انتخابات نیز از این قاعده مستثنا نباشد. برای نتانیاهو، شکست واقعاً گزینه قابلقبولی نیست؛ زیرا چنین شکستی تقریباً بهطور قطع به دوران سیاسی او پایان میدهد، زمینه را برای انجام تحقیقات کامل و مستقل درباره حملات حماس فراهم میکند، میراث سیاسی او را بیش از پیش خدشهدار میسازد و کار او را برای به تعویق انداختن بیشتر محاکمه کیفریاش یا رسیدن به توافقی مطلوب برای پایان دادن به آن دشوارتر میکند. با در نظر گرفتن همه این شرایط، نتانیاهو ممکن است تصمیم بگیرد همهچیز را به خطر بیندازد.