بازار تهران چقدر به فاجعه نزدیک است؟
فاجعه در کمین بازار تهران؛ ۱۳۵۷ پلاک در معرض خطر
در حالی که ۱۳۵۷ پلاک بازار در چهار سطح خطر دستهبندی شدهاند، هنوز بخشهایی از برنامههای ایمنی بازار به مرحله اجرا نرسیده؛ تجربه پلاسکو، سیدولی، سینا اطهر، گاندی و بازارچه جنت هم نشان داده فاصله میان اخطار و حادثه همیشه طولانی نیست.
فرارو- بازار تهران هنوز درگیر همان مسئلهای است که سالها بوده. سالها هشدار که توجهی به آن نمیشود. از ساختمانهای ناایمن و خطر حریق گرفته تا دشواری دسترسی نیروهای امدادی و مجموعهای از مصوبات که اجرای آنها همچنان نیازمند پیگیری است. حالا علی نصیری، رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، خواستار اختصاص ردیف اعتباری مشخص برای ایمنی و ساماندهی بازار شده و میگوید ابتدا باید موانع اجرای مصوبات قبلی برطرف و سپس وضعیت نقاط پرخطر، از جمله سرای آزادی، تعیین تکلیف شود.
به گزارش فرارو، اما این نخستین بار نیست که درباره وضعیت بازار تهران هشدار داده میشود. یک سال پیش، فریبرز ناطقیالهی، معاون پژوهشی پژوهشگاه بین المللی زلزله و رئیس پژوهشکده مهندسی سازه در گفتوگو با فرارو هشدار داده بود که مسئله بازار بسیار فراتر از چند ساختمان بحرانی است و بیش از ۹۹ درصد فضای بازار تهران در برابر سوانح آسیبپذیر است.
امروز، یک سال از آن گفتگو گذشته اما هنوز از همان بازار و همان خطرات صحبت میکنیم و با همان مصوبات طرفیم، فقط از مانعی به نام «کمبود بودجه» هم سخن رانده میشود.
۱۳۵۷ پلاک در معرض خطر - ۱۱ پلاک در وضعیت بحرانی
آتشنشانی تهران در بررسی ۱۳۵۷ پلاک در بازار تهران، خطراتشان را در چهار سطح دستهبندی کرده؛ ۱۱ ساختمان در وضعیت بحرانی، ۸۲۹ ساختمان در وضعیت پرخطر، ۳۲۰ مورد در سطح میانخطر و ۱۹۷ مورد هم در دسته کمخطر قرار گرفتهاند.
۱۱ ساختمان بحرانی بازار عبارتند از: سرای وحید، سرای حاج ملاعلی، سرای سیدولی، سرای اتفاق، پاساژ شناسا، پاساژ زورخانه، پاساژ وحدت، پاساژ بلور، سرای باغچه علیگوله، سرای رشتی و پاساژ طلازاده.
این نکته را هم در نظر بگیرید که عدد ۱۱، خطر بازار تهران را فقط به همین ساختمانها محدود نمیکند. ناطقیالهی نیز بر همین نکته تاکید داشت. اینکه ارزیابیهای مربوط به ساختمانهای بحرانی عمدتا از منظر ایمنی در برابر حریق انجام شده و با در نظر گرفتن دیگر خطرها مانند زلزله، ابعاد آسیبپذیری بازار بسیار بزرگتر میشود.
بازار تهران فقط مجموعهای از ساختمانهای قدیمی نیست. صدها سرا و مجموعه تجاری در کنار مغازهها، انبارها و کارگاهها قرار گرفتهاند و تراکم بالای فعالیت و کالا، سیمکشیهای فرسوده، ضعف تجهیزات اعلام و اطفای حریق و دشواری دسترسی نیروهای امدادی، مجموعهای از خطرها را کنار هم قرار دادهاند.
در این میان، خودِ سرای آزادی یکی از فوریترین نگرانیهای مدیریت شهری است. نصیری گفته در هفتههای اخیر مکاتبات متعددی میان فرمانداری، دادگستری و دیگر دستگاهها درباره این مجموعه انجام شده؛ اما موضوع فقط تصمیمگیری نیست. مسئله چگونگی به اجرا رسیدن این تصمیمهاست.
از سوی دیگر، بررسی وضعیت بازار نیازمند یک طرح جامع است. یعنی هم مطالعات جامعی درباره مسیرهای خروج اضطراری، فضاهای پشتیبان، ساماندهی و خروج انبارها و دیگر مسائل ایمنی انجام شود و هم در نهایت، نقشه دقیق بازار از طریق اسکن لیزری ثبت شود.
پس ماجرای ایمنی بازار تهران فقط محدود به یک ساختمان یا یک نقطه مشخص نیست و مجموعهای از خطرهای بههمپیوسته را دربرمیگیرد. خطراتی که مدیریت آنها نیازمند هماهنگی و اقدام همزمان چندین دستگاه است.
سازمان بازرسی کل کشور نیز در خرداد ۱۴۰۲ درباره وضعیت بازار تهران هشدار داده و خواستار تسریع در ایمنسازی و رفع خطر بازار بزرگ تهران شد. مشکلاتی مانند معابر و گذرگاههای کمعرض، املاک متروکه و مخروبه، دشواری دسترسی نیروهای آتشنشانی و مشکلات زیرساختی مربوط به شبکه برق، گاز، آب و فاضلاب از جمله مخاطرات بازار عنوان شده بود.
اینجا یک الگوی قدیمی خود را نمایان میکند: اخطار، هشدار، تعلل، حادثه و سپس دوباره جلسه و هشدار؛ الگو هم چنان آشناست که حتی لازم نیست برای مشاهده این چرخه، خیلی دور برویم.
پلاسکو و زخمی که از حافظه تهران پاک نمیشود
۳۰ دی ۱۳۹۵، آتش از ساختمان پلاسکو بالا رفت. چند ساعت بعد، ساختمان فرو ریخت و ۲۲ نفر جان خود را از دست دادند؛ ۱۶ آتشنشان و ۶ شهروند.
تصویر پلاسکو در آن روز، تصویر آتشنشانهایی بود که برای مهار آتش وارد یک ساختمان ناایمن شدند و در نهایت همانجا روی سرشان فرو ریخت.
تازه بعد از حادثه بود که اخطارهای قبلی آتشنشانی در رسانهها بازتاب پیدا کرد. هشدارهایی که هیچکدام جدی گرفته نشد. شاید در این مرحله، پلاسکو میتوانست زنگ خطری بزرگ برای تهران باشد اما تکرار حوادث مشابه در سالهای بعد، مشخصا نشان داد که فاصله میان شناسایی خطر و رفع آن همچنان طولانی است.
بازار سیدولی، زبانههای آتش درست وسط بازار
خرداد ۱۴۰۲، آتش به انبار چسب و حلالهای کفاشی در بازار سیدولی رسید. حریق به حدود هزار مترمربع از بازار سرایت کرد. بخشی از سقف فرو ریخت و سه نفر هم مصدوم شدند.
این حادثه در حالی رخ داد که پیش از وقوع، اخطارهای ایمنی برایش صادر شده بود. هرچند در روایتهای رسمی تعداد اخطارها متفاوت اعلام شده اما کماکان از دستکم شش تا هشت اخطار صحبت شده است.
این حادثه از یک جهت دیگر هم برای بازار تهران اهمیت دارد: آتش در ساختمانی دور از محدوده بازار رخ نداده بود، دقیقا وسط بازار بود.
و امروز، نام سرای سیدولی هنوز در فهرست ۱۱ ساختمان بحرانی بازار قرار دارد.
سینا اطهر هم پیش از انفجار، اخطار گرفته بود
۱۰ تیر ۱۳۹۹، انفجار و آتشسوزی در کلینیک سینا اطهر در خیابان شریعتی جان ۱۹ نفر را گرفت.
این بار هم پس از حادثه مشخص شد که از چهار سال قبل، چندین بار اخطار ایمنی برای آنجا اعلام شده بود.
آتشسوزی در ساختمان تامین اجتماعی
۱۶ بهمن ۱۳۹۸، ساختمان شعبه ۱۱ سازمان تامین اجتماعی در تهران آتش گرفت. تعدادی از کارکنان و مراجعان در طبقات بالایی ساختمان گرفتار شدند و آتشنشانان برای نجات جانشان شتافتند.
این حادثه نیز بدون سابقه هشدار نبود. آتشنشانی پیش از وقوع حریق بارها درباره وضعیت ایمنی ساختمان اخطار داده بود. ماجرا اما پس از خاموش شدن آتش هم پایان نیافت.
بیش از یک سال بعد، وضعیت سازه ساختمان به حدی نگرانکننده شد که در مهر ۱۴۰۰، ساختمان شعبه ۱۱ تامین اجتماعی به دلیل ضعف سازه، ناپایداری و خطر ریزش بالاخره تخلیه شد.
بیمارستان گاندی و نادیده گرفتن پنج اخطار
۵ بهمن ۱۴۰۲، آتش به جان بیمارستان گاندی افتاد. نمای ساختمان شعلهور شد و بیماران را تخلیه کردند. حدود ۸۰ بیمار به مراکز درمانی دیگر منتقل شدند. بیمارستان گاندی نیز پیش از حادثه، پنج مرتبه اخطار ایمنی دریافت کرده بود.
حادثه گاندی تلفات جانی نداشت اما یک بیمارستان در قلب تهران برای ساعاتی در آتش میسوخت و تنها راه، خارج کردن بیمارانی بود که خودشان امکان فرار سریع نداشتند.
بازارچه جنت؛ سه اخطار بیحاصل
۱۴ بهمن ۱۴۰۴، دود سیاهی از بازارچه جنتآباد بلند شد. آتش در بازاری ۲ هزار متری با حدود ۳۰۰ غرفه گسترش پیدا کرد و بخش بزرگی از آن را خاکستر کرد. این حادثه تلفات جانی نداشت ولی خسارت مالی سنگینی را در ماههای مانده به نوروز نسیب کسبه کرد.
و همان الگوی آشنا دوباره دیده شد. بازارچه جنت هم پیش از آتشسوزی، سه مرتبه اخطار ایمنی گرفته بود. در بررسیهای بعدی نیز علت اولیه حادثه، اتصال در سیمکشی برق مجموعه اعلام شد.
چند روز بعد، علی نصیری در رابطه با همین حادثه هشدار داد که اگر حادثهای مشابه در بازار بزرگ تهران رخ دهد، با «فاجعهای مالی و انسانی» روبهرو خواهیم شد.
یک بازار سوخت، صدها کسبه سرمایه خود را از دست دادند و این سؤال دوباره مطرح شد که چرا فاصله بین اخطار و اقدام جدی انقدر طولانی است؟
هنوز قبل از حادثهایم
بازار تهران هنوز به سرنوشت پلاسکو دچار نشده. هنوز سقفی روی سر کسی فرو نریخته، هنوز آتشنشانها زیر آوار نماندهاند و هنوز دود حریق از میان سراهای بازار بالا نرفته است.
پس هنوز فرصت وجود دارد.
امروز ۱۱ ساختمان بحرانی در بازار شناسایی شده و صدها پلاک دیگر در درجات مختلف خطر قرار دارند. یک سال پیش، ناطقیالهی هشدار داده بود که مسئله بازار حتی از این اعداد هم گستردهتر است. حالا نصیری از ۳۳ اقدام مصوب سخن میگوید که باید از مرحله تصمیمگیری به اجرا برسند و برای ایمنی بازار، ردیف اعتباری مشخصی در بودجه استان ایجاد شود.
سالهاست نام بازار تهران در جلسات مدیریت بحران، گزارشهای آتشنشانی و هشدارهای کارشناسان تکرار میشود و هنوز هیچ تصمیمی برایش اتخاذ نشده است. چند بار دیگر باید درباره یک خطر هشدار داده شود تا این بار، حادثه نباشد که مسئولان را مجبور به اقدام کند؟