جاوید قربان اوغلی در گفتگو با فرارو مطرح کرد:
ایران نباید در دام گشودن جبهه جدید جنگ بیفتد/ اوکراین با حمله به کشتی ایرانی به تهران پیام نداد؛ به واشنگتن پیام داد/حیف است پیروزی نظامی و دیپلماتیک ایران به دست تندروها از بین برود
یک تحلیلگر سیاسی معتقد است ما نباید وارد جنگ گسترده با آمریکا شویم. برنده یا بازنده جنگ ها در میزان انهدام نظامی و اقتصادی نیست بلکه در تحقق اهدافی است که برای جنگ در نظر گرفته شده است. از این منظر ایران پیروز میدانی بود و با یادداشت تفاهم پیروز دیپلماتیک شد و بنابراین، حیف است که این پیروزی نظامی و دیپلماتیک را به این سهولت به دست تندروهای داخلی و خارجی از دست بدهیم.
فرارو- حمله پهپادی اوکراین به یک شناور تجاری جمهوری اسلامی ایران در آبهای دریای خزر، همزمان با توقف نسبی تنشهای مقطعی میان تهران و واشنگتن، بار دیگر این پرسش کلیدی را در محافل سیاسی مطرح کرده است که آیا صحنه رویاروییهای ژئوپلیتیکی در منطقه اوراسیا و خاورمیانه در حال تغییر است، یا بازیگران منطقهای و فرامنطقهای صرفاً در حال ارسال پیامهای هشدارآمیز به یکدیگر هستند؟
به گزارش فرارو، در حالی که بسیاری از ناظران غربی بر این باورند که کییف برای حفظ جریان حمایتهای نظامی و مالی ایالات متحده و اروپا، به دنبال نمایش نقش فعالتر و تهاجمیتر خود در تقابل با محور حامیان روسیه است، همزمان نشانههایی از بروز اختلاف نظر عمیق میان واشنگتن و تلآویو بر سر آینده تقابل با تهران نیز به چشم میخورد. این شکاف راهبردی میان آمریکا و اسرائیل، بدون شک میتواند سرنوشت دیپلماسی پنهان و امنیت کلان منطقه را دستخوش تحولات جدی کند.
از ماجرای حمله به کشتی ایرانی، تا ابهامات پیرامون تفاهمنامه ادعایی اسلامآباد و آینده وقفه در درگیریها، همگی در یک چارچوب تحلیلی کلانتر قابل بررسی هستند. چارچوبی که به باور بسیاری از کارشناسان، بیش از هر زمان دیگری نیازمند اتخاذ رویکردی هوشمندانه و عملگرایانه در عرصه دیپلماسی است.
برای واکاوی دقیقتر این تحولات، پای صحبتهای جاوید قرباناوغلی، سفیر پیشین ایران در آفریقای جنوبی و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی نشستهایم که مشروح آن در ادامه میآید:
حمله اوکراین به کشتی ایرانی چه پیامی برای تهران داشت؟ قطع مسیرهای لجستیکی، فشار سیاسی یا تغییر قواعد بازی؟
جاوید قرباناوغلی: حمله اوکراین به اهدافی در دریای خزر یک رویداد بسیار نادر است، اما واقعیت این است که بین تهران و کییف از زمان آغاز جنگ اوکراین و روسیه، چالشهای بسیار جدی شکل گرفته و روابط دوجانبه دچار تنشهای شدیدی شده است.
به نظر میرسد اوکراین بیش از آنکه بخواهد با این اقدام خاص، پیام مستقیمی به ایران مخابره کند یا قواعد بازی را تغییر داده و مسیرهای لجستیکی میان ایران و روسیه را دچار اختلال سازد، در پی ارسال پیامی روشن به مقامات آمریکایی بوده است. کییف میخواهد به واشنگتن ثابت کند که در این رویارویی، طرف آنها را میگیرد و این همراهی صرفاً به حمایتهای کلامی و مواضع دیپلماتیک محدود نمیشود، بلکه آنها برای اقدامات عملی و نظامی نیز آمادگی کامل دارند.
ولودیمیر زلنسکی و همپیمانان آمریکاییاش به خوبی آگاهند که عنصر تعیینکننده در سرنوشت جنگ اوکراین، سیاستهای ایالات متحده است؛ به همین دلیل نیز رئیسجمهور اوکراین همواره خواهان مداخله و ورود عمیقتر واشنگتن به این نبرد است. علاوه بر این، کییف به شدت نیازمند دریافت تسلیحات پیشرفتهتر و گستردهتر برای مقابله با ارتش روسیه است.
احتمال دیگر در تحلیل این رویداد آن است که اگر زلنسکی واقعاً قصد تغییر قوانین بازی را داشته باشد، به خوبی میداند که هرگونه اقدام مستقیم علیه ایران، میتواند با واکنشها و پاسخهای بسیار جدی تهران مواجه شود. زلنسکی سیاستمدار باهوشی است که تاکنون توانسته جنگ فعلی اوکراین را مدیریت کرده و ساختار سیاسی خود را پابرجا نگه دارد. یکی از گمانهزنیهای جدی این است که رئیسجمهور اوکراین روی این گزینه حساب باز کرده که هرگونه اقدام تلافیجویانه ایران علیه اوکراین، میتواند بهانهای برای ورود مستقیم اروپا به این جنگ تلقی شود.
مقامات کییف به خوبی میدانند که در شرایط کنونی، کشورهای اروپایی مواضع بسیار تندی علیه تهران اتخاذ کردهاند و شاید اوکراین خواسته با این اقدام، از فرصت پیشآمده استفاده کرده و مانع از ترمیم روابط ایران و اتحادیه اروپا شود. اگر اروپا در کنار ایالات متحده وارد یک تقابل نظامی با ایران شود، این مسئله هم به نفع زلنسکی تمام خواهد شد و هم منافع دیگر طرفهای درگیر در جنگ اوکراین و روسیه را تامین میکند.
هرچند نمیتوان با قطعیت ادعا کرد که بازیگران ثالث دیگری نیز در اتخاذ این تصمیم از سوی اوکراین نقش داشتهاند یا خیر، اما نمیتوان نقش عنصری مانند اسرائیل را نیز نادیده گرفت. بنیامین نتانیاهو روابط بسیار نزدیکی با زلنسکی دارد، با این حال، نمیتوان این موضوع را به تنهایی دارای تاثیر قطعی بر حمله اوکراین ارزیابی کرد.
اگر چنین عملیاتی تکرار شود، ایران چه گزینههایی در اختیار دارد؛ پاسخ مستقیم، تقویت اسکورت دریایی، همکاری امنیتی با روسیه یا مسیر دیپلماسی؟
جاوید قرباناوغلی: بسیار بعید به نظر میرسد که این تهاجم تکرار شود. اما در همین سطح کنونی نیز که مقامات کشور ما اعلام کردهاند در صورت تکرار پاسخ خواهند داد، ممکن است تنشها به سمت یک جنگ تمامعیار یا یک اقدام متقابل موثر در خاک اوکراین کشیده شود که این امر به معنای ورود مستقیم ایران به جنگ با اوکراین خواهد بود.
ایران به خوبی میداند که وقوع چنین اتفاقی، سطح تقابل را به شدت افزایش خواهد داد. از این رو، بسیار بعید است که تهران به دنبال توسعه دامنه جنگ باشد. ایران ترجیح میدهد سطح روابط خود با کشورهای اروپایی را از وضعیت پرتنش موجود، بیش از این تنزل ندهد. در چنین سناریویی، احتمال اینکه ایران بخواهد سطح همکاریهای خود را با روسها افزایش دهد، بسیار محتملتر ارزیابی میشود.
جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه پیوندهای نظامی و امنیتی نسبتاً جامعی دارند، اگرچه این روابط هنوز در سطح یک «اتحاد استراتژیک» که نیازمند اقدامات خاص و الزامآور باشد، تعریف نشده است. با این وجود، همکاریهای نسبتاً موثری میان تهران و مسکو وجود دارد.
با توجه به شرایط حساس کنونی و از آنجا که ایران درگیر یک جنگ موجودیتی است، تلاش ساختار سیاسی بر این است که جبهههای تقابل جدیدی باز نشود تا کشور با کمبودها و تنشهای سیاسی بیشتری در عرصه بینالمللی مواجه نگردد.
توقف حملات آمریکا؛ آتشبس تاکتیکی است یا مقدمه احیای مذاکرات؟
جاوید قرباناوغلی: بعد از جنگ ۴۰ روزه وقفههای میان جنگ را به دفعات داشتهایم. به نظر میرسد هم جمهوری اسلامی ایران و هم آمریکا مایل به ورود به یک جنگ همهجانبه نیستند. آمریکا در جنگ ۴۰ روزه توسط اسرائیل وارد جنگ شد و طراحی این تقابل نیز کاملاً در دست نتانیاهو بود. آمریکاییها بعد از اینکه هدف اسرائیل مبنی بر تغییر نظام محقق نشد، به طور جدی تصمیم گرفتند جنگ را به شکل دیپلماتیک به پایان برسانند.
در راستای همین تصمیم هم بود که تفاهمنامه اسلامآباد شکل گرفت، اما شروع مجدد تنشها و درگیریها، در سایه سوءبرداشتها و عدم جا افتادن این موضوع بود که مدیریت تنگه هرمز در نهایت با کیست. اصل مشکل این است که آمریکاییها برداشت کاملاً متفاوتی از بند پنجم این تفاهمنامه دارند.
من به عنوان یک کارشناس سیاسی و نه یک حقوقدان، معتقدم متن دقیق فصل پنجم بسیار حساس است. شاید طرف ایرانی در حین امضا متوجه عمق این حساسیت نبوده است؛ یا شاید هم متوجه بودهاند، ولی چون بندهای دیگر کاملاً به نفع ایران ارزیابی میشده، به دیده اغماض با آن برخورد کردهاند؛ یا حتی ممکن است گزارشی که به داخل کشور داده شده مغایر با متن امضاشده باشد. بند پنجم هیچ صراحتی درباره این موضوع که کشتیها باید لزوماً از مسیر تعیینشده ایران عبور کنند، ندارد.
شاید گفته شود هیئت ایرانی در آن لحظه امتیازی داده تا بعدها امتیازات کلانتری بگیرد. اما با توجه به اینکه تفاهم اسلامآباد عملاً به بنبست خورد، میتوان گفت سوءبرداشتها از این یادداشت تفاهم در نهایت به ضرر ما تمام شد و ای کاش این اتفاق نمیافتاد.
اما اکنون در وقفه میان جنگها، به نظر میرسد تلاشهایی دیپلماتیک برای احیای این یادداشت تفاهم در جریان است. در داخل آمریکا نیز مخالفان جنگ کمتعداد نیستند و اختلافات بین اسرائیل و آمریکا هم به شدت بالا گرفته است. دلیل این امر آن است که اسرائیل یک جنگ همهجانبه میخواهد، اما آمریکا لزوماً چنین چیزی را در راستای منافع خود نمیبیند. حتی بین ایالات متحده و متحدان عرب این کشور نیز اختلاف نظرهای جدی وجود دارد. ایران باید با در نظر گرفتن تمامی این ملاحظات، مدیریت هوشمندانه جنگ را انجام دهد.
ما نباید وارد یک جنگ گسترده با آمریکا شویم. برنده یا بازنده جنگها در میزان انهدام نظامی و اقتصادی خلاصه نمیشود، بلکه در تحقق اهدافی است که پیش از آغاز برای جنگ در نظر گرفته شده است.
از این منظر ایران پیروز میدانی بود و با یادداشت تفاهم پیروز دیپلماتیک شد؛ بنابراین، حیف است که این پیروزی نظامی و دیپلماتیک را به این سهولت به دست تندروهای داخلی و خارجی از دست بدهیم.