ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۰۱۹۴

احسان موحدیان در گفتگو با فرارو مطرح کرد:

پازل ضدایرانی در قفقاز در حال تکمیل است: زنگ خطر برای مزیت‌های ترانزیتی ایران

پازل ضدایرانی در قفقاز در حال تکمیل است: زنگ خطر برای مزیت‌های ترانزیتی ایران

در شرایطی که تمرکز اصلی دستگاه دیپلماسی بر تحولات خاورمیانه معطوف شده است، توسعه شتاب‌زده کریدورهای جایگزین در قفقاز جنوبی، موقعیت ترانزیتی و ژئوپلیتیک ایران را با خطر انزوا روبه‌رو کرده است؛ چالشی که یک پژوهشگر مسائل بین‌الملل می‌گوید تنها با تقویت فوری زیرساخت‌های مرزی با ارمنستان قابل مهار است.

فرارو- در شرایطی که طی ماه‌های اخیر، افکار عمومی و بخش عمده‌ای از تمرکز دستگاه دیپلماسی و نهادهای امنیتی ایران معطوف به تحولات پرالتهاب خاورمیانه، تنش‌های مرتبط با تنگه هرمز و پیامدهای حضور نظامی ایالات متحده در منطقه بوده است، منطقه‌ی راهبردی قفقاز جنوبی با شتابی چشمگیر در حال تبدیل شدن به یکی از پیچیده‌ترین کانون‌های رقابت ژئوپلیتیکی در مرزهای شمالی کشور است.

به گزارش فرارو، تلاش‌های مستمر و شتاب‌زده‌ی بازیگران منطقه‌ای برای تحمیل و توسعه‌ی «کریدور زنگزور»، در کنار سرمایه‌گذاری‌های کلان برای ایجاد مسیرهای جایگزین ترانزیت انرژی و تجارت (همچون کریدور میانی) میان آسیای مرکزی و اروپا، معادلات شمال غرب ایران را وارد فاز نگران‌کننده‌ای کرده است. هدف اصلی این تحرکات، کاهش وابستگی ژئواکونومیک به مسیرهای ترانزیتی ایران و روسیه و هم‌زمان، تثبیت حضور بازیگران فرامنطقه‌ای در مرزهای شمالی کشور ارزیابی می‌شود.

احسان موحدیان، پژوهشگر مسائل بین‌الملل و استاد دانشگاه علامه طباطبایی، در گفت‌وگو با فرارو ضمن تحلیل این شرایط پیچیده، هشدار می‌دهد که در صورت تداوم تمرکز یک‌جانبه‌ی تهران بر تحولات خلیج فارس و غفلت از مرزهای شمالی، ایران با روندی برگشت‌ناپذیر در شمال غرب روبه‌رو خواهد شد که جایگاه ژئوپلیتیکی و مزیت‌های کریدوری کشور را به شدت تضعیف می‌کند.

خطر محاصره کریدوری ایران از مرزهای شمال غربی آغاز شده است

احسان موحدیان با اشاره به اهمیت راهبردی و ضرورت توجه ویژه به مرزهای شمال غربی کشور اظهار داشت: «اتفاقی که این روزها شاهد آن هستیم، تمرکز و توجه بسیار بالای مسئولان کشور بر تحولات تنگه هرمز است. هرچند تحرکات ایالات متحده در منطقه و فشارهای اعمال‌شده از سوی این کشور، به درستی توجهات را به خود جلب کرده است، اما متاسفانه هم‌زمان یک محاصره‌ی خطرناک و خاموش نیز در بخش‌های شمال غربی کشور در حال شکل‌گیری است.»

وی در ادامه افزود: «این وضعیتِ نگران‌کننده، حاصل دگرگونی‌های سریع در محیط امنیتی و ژئوپلیتیک قفقاز، وضعیت قره‌باغ و تشدید رقابت‌ قدرت‌های بزرگ در منطقه قفقاز جنوبی است. کشورهای منطقه به واسطه‌ی تحرکات و مداخلات آمریکا، عملاً وارد پازل امنیتی غرب شده‌اند. نتیجه‌ی مستقیم این آرایش جدید، ایجاد چالش‌های جدی برای دسترسی‌های کریدوری ایران در این منطقه و در نهایت، گرفتاری ما در یک محاصره‌ی کریدوری خواهد بود.»

موحدیان تاکید کرد: «به وضوح به نظر می‌رسد که کشورهای دخیل در این پروژه‌ها، تمام تلاش خود را به کار بسته‌اند تا در زمینه واردات و صادرات کالا در این حوزه‌ی جغرافیایی، خود را از مسیرهای ترانزیتی ایران بی‌نیاز سازند.»

این پژوهشگر مسائل بین‌الملل تصریح کرد: «رنگین‌کمانی از نیروهای ضدایرانی، از جمله حضور غیرمستقیم نیروهای ناتو، جریانات و گروه‌های دیگر، در این منطقه مستقر شده‌اند و شاید آخرین قطعه‌ی این پازل، راه‌اندازی پروژه‌ای موسوم به «مسیر ترامپ» باشد.»

موحدیان در ادامه با اشاره به رژیم حقوقی دریای کاسپین گفت: «تصویب کنوانسیون حقوقی دریای خزر نیز موضوع مهمی است که نباید نادیده گرفته شود. از سال ۱۳۹۷ تاکنون این طرح که ضد منافع ملی ایران است، در حال پیگیری بوده و این موضوع بسیار نگران‌کننده است.»

وی تاکید کرد: «متاسفانه مسیر انزوای ژئوپلیتیکی و خفگی ترانزیتی ایران در شمال غرب کشور در حال تکمیل شدن است.»

زنگزور، دریای کاسپین و مسیرهای ادعایی؛ سه پرونده موثر بر آینده ژئوپلیتیکی ایران

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با تاکید بر شرایط حساس و شکننده‌ی پیرامون کریدور زنگزور خاطرنشان کرد: «پروژه‌ی ادعایی و جعلی کریدور زنگزور در داخل خاک جمهوری خودمختار نخجوان با سرعت بالایی در حال توسعه و زیرساخت‌سازی است. این مسیر با همکاری مستقیم ترکیه و با نفوذ و حمایت‌های اسرائیل و آمریکا، تا چند صد متری مرزهای ارمنستان امتداد یافته و شامل توسعه‌ی خطوط ریلی و جاده‌ای است.»

وی افزود: «اگر کوچک‌ترین حسن‌نیتی در اجرای این طرح وجود داشت، در مجاورت مرزهای ایران که منطقه‌ای کاملاً کوهستانی است و فضای مناسبی برای ساخت‌وسازهای گسترده ندارد، تا این حد عملیات عمرانی انجام نمی‌دادند. >داخل خاک ارمنستان نیز نام «مسیر ترامپ» را برای آن انتخاب کرده‌اند. مسئول پیشبرد این طرح در ارمنستان، یک یهودی آمریکایی با اصالت روسی است که برنامه‌ی اصلی او، خریداری و تسلط بر معادن استراتژیک منطقه است.

موحدیان با ابراز نگرانی از پیامدهای این نفوذ عنوان کرد: «این فرد نفوذ بسیار زیادی بر زیرساخت‌های فناوری ارمنستان پیدا کرده است و جزئیات طرح او شامل اجاره‌ی ۹۹ ساله‌ی بخش‌هایی از خاک ارمنستان و سهام‌داری ۷۴ درصدی شرکت‌های آمریکایی در این پروژه‌هاست.»

وی در نهایت نتیجه‌گیری کرد: «وقتی تمامی این متغیرها و تحرکات را در کنار یکدیگر قرار می‌دهیم، کاملاً مشخص است که برآیند این تحولات به هیچ‌وجه در راستای تامین منافع ملی کشور ما نخواهد بود.»

وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به مباحث مطرح‌شده پیرامون رژیم حقوقی دریای کاسپین گفت: «تصویب چنین معاهده‌ای در شرایط فعلی جای تاسف دارد. ما عملاً در شرایط جنگی قرار داریم و دولت و نهادهای تصمیم‌گیر باید متوجه باشند که برخی از این معاهدات، دقیقاً در تضاد با منافع ملی ما ارزیابی می‌شوند.»

این استاد دانشگاه افزود: «اجرایی شدن چنین طرح‌هایی موجب می‌شود تا مسیرهای جدید خطوط انتقال نفت و گاز از بستر دریای کاسپین شکل بگیرد. این مسئله در نهایت با به رسمیت شناختن توافق‌های دوجانبه و سه‌جانبه میان دیگر کشورهای ساحلی، سهم و نقش ژئوپلیتیک ایران در دریای کاسپین را کاهش داده و بستر مناسبی برای تکمیل پروژه‌های مدنظر آمریکا در این پهنه‌ی آبی فراهم خواهد کرد.»

نسخه پیشنهادی برای حفظ موقعیت ایران؛ از تقویت روابط با ارمنستان تا توسعه زیرساخت های مرزی

این استاد دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر این‌که تداوم روندهای فعلی در دریای کاسپین و پیامدهای آن بر حوزه‌ی انرژی به شدت به ضرر ایران تمام خواهد شد، بیان کرد: «تلاش برای تضعیف نقش استراتژیک تنگه هرمز در معادلات جهانی انرژی و هم‌زمان ایجاد یک فضای تنفس ژئواکونومیک برای ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپایی، موضوعی است که باید از سوی دستگاه دیپلماسی بسیار جدی گرفته شود. این هدف از طریق اتصال منابع سرشار نفت و گاز ترکمنستان، قزاقستان و ازبکستان به جمهوری آذربایجان و سپس انتقال آن به اروپا دنبال می‌شود.»

وی با اشاره به بحران انرژی در قاره سبز ادامه داد: «با توجه به تحریم‌های گسترده علیه انرژی روسیه و فشارهای فزاینده بر ایران در منطقه تنگه هرمز، اروپا با چالش و بحران جدی در تامین امنیت انرژی خود روبه‌روست.» موحدیان افزود: «جمهوری آذربایجان به تنهایی ظرفیت و توانایی پاسخگویی به این حجم از نیازهای اروپا را نداشت، اما متاسفانه اکنون به دلیل برخی انفعال‌ها، ما عملاً در حال کمک به تکمیل پازل این مسیر ترانزیتیِ جایگزین هستیم.»

این پژوهشگر مسائل قفقاز در پایان با اشاره به اهمیت حیاتی منطقه قره‌سو اظهار داشت: «منطقه قره‌سو و استان‌های جنوبی ارمنستان، برای اتصال جغرافیاییِ ایده‌ی موسوم به «جهان ترک» و پیوند دادن دو سوی دریای کاسپین، از اهمیت راهبردی بی‌بدیلی برخوردار است. باید پذیرفت که تقویت ایده‌ی شکل‌گیری جهان ترک و ایجاد یک «ناتوی ترکی» به عنوان یک عقبه‌ی قدرتمند نظامی، امنیتی و اقتصادی، از مهم‌ترین و خطرناک‌ترین تحولات سال‌های اخیر در پیرامون مرزهای ما محسوب می‌شود.»

وی در تشریح راهکارهای مقابله با این تهدیدات تصریح کرد: «برای مقابله با این روندها، جمهوری اسلامی ایران باید با جدیت نسبت به حفظ و تعمیق پیوندهای اقتصادی و تجاری خود با ارمنستان اقدام کند. اجرای پروژه‌های مشترک زیرساختی، توسعه و تجهیز مراکز تجاری، تسریع در احداث پل دوم ترانزیتی روی رودخانه ارس و همچنین ارائه حمایت‌های همه‌جانبه از سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در مناطق مرزی، از جمله اقدامات فوری است که می‌تواند مانع از تضعیف جایگاه راهبردی ایران در این منطقه شود.»

خبرنگار : رویا پاک سرشت
ارسال نظرات
خط داغ