نقد سریال «کوری»؛ ردپای کاظم دانشی در دنیای سریال
سایه کاظم دانشی بر سریال «کوری» آنقدر سنگین است که گاهی تشخیص هویت مستقل سریال دشوار میشود. هرچند جهان تیره و اجتماعی اثر همچنان جذاب است اما تکرار همان الگوهای آشنا، مانع تبدیل شدن این سریال به یک تجربه متفاوت شده است.
فرارو- قسمت 4 سریال «کوری» به زودی از شبکه نمایش خانگی منتشر خواهد شد و حالا دیگر دشوار است این سریال را بدون اشاره به حضور کاظم دانشی تحلیل کرد.
به گزارش فرارو، هرچند نام او در مقام تهیهکننده ثبت شده اما اثر انگشتش تقریبا بر تمام اجزای سریال دیده میشود؛ از معماری روایت و فضاسازی گرفته تا شیوه مواجهه با فساد، قدرت و فروپاشی اخلاقی.
این شباهت در ابتدا به سود «کوری» تمام میشود. سریال همان واقعگرایی تلخ و نگاه اجتماعی را که در آثار دانشی دیدهایم، به قالب یک تریلر جنایی منتقل میکند اما هرچه داستان جلوتر میرود، همین نزدیکی به بزرگترین مانع هویتیابی آن تبدیل میشود.
سریال «کوری» هنوز موفق نشده صدای مستقل خودش را پیدا کند. سریال بیش از آنکه شخصیتی تازه از خود نشان دهد، شبیه امتداد جهانبینی آشنای دانشی است. در این جهان حقیقت همیشه پشت لایههای فساد پنهان شده و هیچ شخصیت پاک و بیگناهی وجود ندارد. این رویکرد همچنان جذاب است اما وقتی اثر نتواند فاصلهای میان خود و الگوی الهامبخشش ایجاد کند مرز میان ادای دین و وابستگی بیش از حد به سرعت محو میشود.
پیچدگی طولانی معماها
![]()
مشکل اصلی اما از جایی آغاز میشود که معمای مرکزی دیگر پیچیدهتر نمیشود بلکه تنها طولانیتر میشود. «کوری» در قسمتهای ابتدایی وعده یک تریلر پرتعلیق را میداد اما اکنون بسیاری از گرههای داستانی بیشتر شبیه ابزارهایی برای به تعویق انداختن پاسخها هستند تا نقاط عطفی که مسیر روایت را تغییر دهند.
سکوتهای طولانی، مکثهای حسابشده و اطلاعاتی که قطرهچکانی در اختیار مخاطب قرار میگیرند همیشه به معنای تعلیق نیستند گاهی تنها نشانهای از روایتی هستند که از پیشروی واقعی واهمه دارد. اگر قسمتهای آینده نتوانند برای این حجم از ابهام پاسخی قانعکننده پیدا کنند، تمام این رمزآلود بودن ممکن است بیشتر به یک ترفند فیلمنامهنویسی شباهت داشته باشد تا نشانهای از پیچیدگی درام.
با این حال سریال هنوز برگهای برنده خود را حفظ کرده است. شبکه ارتباطی میان شخصیتها همچنان هوشمندانه طراحی شده، پرونده داروهای تقلبی، مرگ حاج رحیم، بازگشت شیدا و شمس همگی به شکلی حسابشده در دل یک پازل بزرگتر قرار گرفتهاند.
سریال «کوری» زمانی بهترین عملکردش را دارد که اجازه میدهد مخاطب قطعات این پازل را کنار هم بچیند، نه زمانی که صرفا اطلاعات را پنهان میکند. در این لحظات، سریال یادآور تریلرهایی است که به جای اتکا به شوکهای ناگهانی، از شبکه پیچیده روابط انسانی برای خلق تعلیق استفاده میکنند.
بازی ضعیف مریلا زارعی و درخشش حدیث میرامینی
![]()
در بخش بازیگری نیز کیفیت اجراها یکدست نیست. مریلا زارعی که همواره یکی از مطمئنترین بازیگران سینمای ایران بوده، این بار اجرایی ارائه میدهد که فاقد ظرافت و لایههای احساسی همیشگی اوست. شخصیتش بیش از آنکه درگیر بحران باشد، منفعل به نظر میرسد و بازی زارعی نیز نتوانسته این ضعف را جبران کند.
در نقطه مقابل امیر نوروزی و محسن قصابیان حضوری باورپذیر دارند و شخصیتهایشان را با کمترین اغراق زنده نگه میدارند. اما برگ برنده قسمتهای اخیر حدیث میرامینی است. اجرای او در نقش شمیم بهویژه در صحنه اعلام خبر مرگ نوید نمونهای از بازی کنترلشده و دقیق است. اجرای او بدون توسل به احساساتگرایی اندوه را به شکلی ملموس منتقل میکند و یکی از معدود لحظاتی است که سریال کاملا بر احساس مخاطب مسلط میشود.
در کنار این موارد «کوری» از یک ضعف فنی آزاردهنده نیز رنج میبرد. صداگذاری مجدد دیالوگها در بسیاری از صحنهها آنقدر آشکار است که توهم واقعگرایی سریال را از بین میبرد. برای اثری که بخش مهمی از تاثیرش را از اتمسفر خود میگیرد چنین نقصی تنها یک ایراد فنی نیست بلکه ضربهای مستقیم به تجربه تماشاگر است.
سریال «کوری» هنوز تمام سرمایه لازم برای تبدیل شدن به یکی از تریلرهای مهم شبکه نمایش خانگی را در اختیار دارد اما این سرمایه زمانی به نتیجه خواهد رسید که سریال جرات فاصله گرفتن از سایه کاظم دانشی را پیدا کند. در غیر این صورت اثری که با وعده یک معمای پیچیده آغاز شد، ممکن است در پایان نه به خاطر پاسخهایش، بلکه به خاطر فرصتهایی که از دست داد، در ذهن مخاطب باقی بماند.