تنگه هرمز؛ پاشنه آشیل راهبرد ترامپ در برابر تهران
زمان به نفع کیست؟
با کاهش بیسابقه تردد در تنگه هرمز و جهش دوباره قیمت نفت، استراتژی نظامی کاخ سفید در قبال ایران به چالشی جدی کشیده شده است. کارشناسان ارشد و مقامات پیشین آمریکایی معتقدند در این تقابل فرسایشی، زمان به سود تهران پیش میرود و دیپلماسی در دولت ترامپ جایگاهی ندارد.
فرارو– کیت جانسون، کارشناس ارشد بخش اقتصاد ژئوپلیتیک و انرژی در نشریه فارن پالیسی
به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، حملات تشدیدشده آمریکا علیه ایران قادر به حل بحرانی ساختاری و اساسی در منطقه نیست؛ بحرانی که پتانسیل آن را دارد تا کل راهبرد خاورمیانهای دولت ترامپ را با شکستی سنگین و بنبست مواجه کند. پیامد ملموس این ناکامی در سطح بینالمللی، افزایش سریع قیمت نفت در بازارهای جهانی و کاهش شتابان ذخایر استراتژیک انرژی است.
وزارت دفاع ایالات متحده (پنتاگون) پیشتر اعلام کرده بود که هدف از دور تازه تحرکات و حملات هوایی منطقهای، حتی اگر لزوماً مقدمهای برای یک عملیات نظامی زمینی هم نباشد، «استمرار روند تضعیف تواناییهای تهران برای تهدید ناوگان کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز» است. با این وجود، برخلاف برآوردهای اولیه و خوشبینانه مقامات واشنگتن، توانمندیهای نظامی و بازدارنده ایران پس از تنشهای پیشین نهتنها از بین نرفته، بلکه ابعاد پیچیدهتری به خود گرفته است.
برتری هوایی بدون پیروزی راهبردی
اگرچه پنتاگون در گذشته بارها مدعی شده بود که تواناییهای نظامی و لجستیکی ایران تا حد زیادی آسیب دیده و نابود شده است، اما شواهد میدانی نشان میدهد که تهران همچنان توانسته ظرفیت عملیاتی خود را برای استفاده مؤثر از شبکههای موشکی و پهپادی حفظ کند. این تسلیحات در مقاطع مختلف، کشتیهای عبوری از تنگه هرمز، زیرساختهای حیاتی متحدان منطقهای آمریکا و همچنین پایگاههای نظامی ایالات متحده در خاورمیانه را در معرض تهدید قرار دادهاند.
تداوم این وضعیت ملتهب بهروشنی نشان میدهد که حتی برخورداری از برتری مطلق هوایی و انجام حملات گسترده نظامی نیز لزوماً نمیتواند مسئله اصلی واشنگتن، یعنی تضمین امنیت مسیرهای انتقال انرژی و جلوگیری از افزایش سرسامآور هزینههای اقتصادی جنگ را حلوفصل کند. این چالش بهویژه در آستانه رویدادهای مهم سیاسی داخل آمریکا، به پاشنه آشیل سیاست خارجی کاخ سفید تبدیل شده است.
آلن ایر، مقام پیشین وزارت خارجه آمریکا که چندین دهه سابقه فعالیت در حوزه مسائل مرتبط با ایران را در کارنامه دارد، درباره راهبرد واشنگتن در قبال تهران میگوید: «هدف اصلی ایالات متحده، افزایش فشار همهجانبه و تحمیل هزینههای سنگین است تا از این طریق، ایران را وادار به تغییر محاسبات و عقبنشینی از خطوط قرمز خود کند.»
او در تشریح این راهبرد میافزاید: «در سطح تاکتیکی و میدانی، ایالات متحده در تلاش است تا توانایی ایران برای ایجاد اختلال در تردد دریایی خلیج فارس را کاهش داده و همزمان، دسترسی و نفوذ راهبردی این کشور در تنگه بابالمندب را محدود سازد.» ایر همچنین با اشاره به اقداماتی مانند حمله به تأسیسات موشکی ایران تأکید میکند که واشنگتن قصد دارد پیام روشنی مبنی بر آمادگی کامل برای تشدید فشارها مخابره کند.
این دیپلمات پیشین که اکنون در مؤسسه خاورمیانه فعالیت میکند، دیدگاههای خود را در چارچوب ارزیابی رویکرد دونالد ترامپ نسبت به استفاده از قدرت نظامی مطرح کرده است. وی بخشی از این رویکرد را ناشی از واکنشهای غریزی و احساسی رئیسجمهور آمریکا میداند و خاطرنشان میکند: «رئیسجمهور آمریکا در مواجهه با بحرانهای بینالمللی، بیش از هر ابزار دیپلماتیک دیگری، بر استفاده از قدرت سخت و نظامی تکیه دارد. این وضعیت دقیقاً مشابه نوازندهای است که روی ساز خود تنها یک کلید در اختیار دارد و آن کلید، چیزی جز اعمال قدرت نظامی نیست.»
بحران در بازارهای جهانی انرژی و چشمانداز تاریک تنگه هرمز
با وجود تمام این لفاظیها، تحرکات نظامی تازه آمریکا در منطقه نتوانستهاند به نتایج مورد انتظار واشنگتن جامه عمل بپوشانند. حجم تردد کشتیهای تجاری از تنگه هرمز بار دیگر به پایینترین سطح تاریخی خود سقوط کرده و عبور روزانه تنها چند کشتی محدود، به یک رویه عادی و نگرانکننده برای تجارت جهانی تبدیل شده است؛ آن هم در شرایطی که تنها بخش بسیار کوچکی از این ترددهای قطرهچکانی مربوط به نفتکشهای غولپیکر است.
در حال حاضر، بسیاری از تحلیلگران ارشد بازار انرژی پیشبینی میکنند که محدودیتها و ریسکهای امنیتی موجود در تنگه هرمز و آبراههای مجاور، با همین روند ادامه یابد. این وضعیت ملتهب ممکن است دستکم تا پایان سال جاری میلادی و حتی برای بازه زمانی طولانیتری بر بازارهای جهانی سایه بیندازد. پیامد مستقیم و فوری این شرایط، روند صعودی و افزایش دوباره قیمت جهانی انرژی بوده است.
قیمت نفت خام برنت بار دیگر روند صعودی شدیدی به خود گرفته و به محدوده اواسط دهه ۹۰ دلار برای هر بشکه بازگشته است. این در حالی است که تنها چند هفته پیش، زمانی که سیگنالهای مثبتی از احتمال دستیابی آمریکا و ایران به یک تفاهم نانوشته به گوش میرسید، قیمت نفت برای مدت کوتاهی افت کرد و به مرز ۷۰ دلار در هر بشکه رسیده بود.
در داخل ایالات متحده نیز ترکشهای این بحران کاملاً احساس میشود؛ قیمت بنزین تنها چند ماه مانده به انتخابات حساس میاندورهای کنگره، دوباره از مرز روانی چهار دلار به ازای هر گالن عبور کرده است. در همین حال، هزینه سوختهای پایه مانند دیزل که نقشی حیاتی و تعیینکننده در شبکههای حملونقل و تولیدات صنعتی دارند، با جهش مواجه شده و فشارهای تورمی تازهای را بر بخشهای صنایع و کشاورزی در مناطق مختلف جهان تحمیل کردهاند.
تحلیل رفتن ذخایر استراتژیک و بازی با زمان
این وضعیت شباهت بسیار زیادی به شرایط ملتهب بهار گذشته دارد؛ زمانی که جهش ناگهانی قیمت نفت و تشدید درگیریهای نیابتی در خلیج فارس، نگرانیهای جهانی درباره احتمال بروز یک شوک اقتصادی مهارگسیخته را به اوج رسانده بود. با این حال، تفاوت مهم و استراتژیک این بار در آن است که بسیاری از ذخایر انرژی و ابزارهای اقتصادی واشنگتن برای مقابله با بحران، دیگر در سطح مطلوب گذشته قرار ندارند.
ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده (SPR) در سالهای اخیر بهاندازهای تحلیل رفته و کاهش یافته است که اکنون تنها اندکی بیش از یک ماه توان جبران کمبود عرضه ناشی از اختلال در صادرات نفت خاورمیانه را داراست. این وضعیت به حدی در واشنگتن نگرانکننده توصیف شده که وزارت انرژی آمریکا هفته گذشته ناچار شد تصمیم بگیرد معیار و استانداردهای خود برای تعیین حداقل سطح قابلقبول ذخایر نفت در مخازن استراتژیک را بازتعریف کند.
کاهش محسوس حاشیه امنیت انرژی آمریکا سبب شده تا هرگونه اختلال طولانیمدت در جریان انتقال نفت از خاورمیانه، پیامدهای اقتصادی و تورمی بسیار شدیدتری نسبت به دهههای گذشته برای اقتصاد غرب به همراه داشته باشد.
آلن ایر با اشاره به این وضعیت شکننده کنونی، پرسشی اساسی و راهبردی را مطرح میکند: «آیا ایران پیش از آنکه دونالد ترامپ زیر بار فشارهای داخلی ناچار به عقبنشینی شود، تحت فشار فزاینده اقتصادی تسلیم خواهد شد؟»
به گفته این دیپلمات آمریکایی، هر دو طرف در جریان آتشبسهای اعلامنشده اخیر، فرصتی مغتنم برای بازسازی توان و تنظیم دوباره راهبردهای کلان خود پیدا کردند. در این دوره کوتاه تنفس، بازار جهانی نفت از آرامش روانی و کاهش قیمتها بهره برد و ایران نیز برای مدتی محدود توانست از کاهش برخی فشارهای تحریمی و درآمد حاصل از حدود ۶ میلیارد دلار صادرات نفتی که پیشتر ممنوع شده بود، نهایت استفاده را ببرد.
او در جمعبندی دیدگاه کارشناسی خود تأکید میکند: «عامل زمان در شرایط فعلی بهطور کامل به سود ایران عمل میکند.» دلیل این امر از نگاه وی آن است که ایالات متحده بهسرعت در حال مصرف ذخایر استراتژیک خود است، در حالی که تهران با تکیه بر اقتصاد مقاومتی تلاش میکند فشارهای اقتصادی و نظامی را برای یک رویارویی فرسایشی و طولانیمدتتر بهدقت مدیریت کند.
فشار حداکثری بدون راهحل؛ آمریکا در برابر اهرمهای جدید ایران
شرایط ژئوپلیتیک منطقه ممکن است در صورت عملی شدن تهدیدهای انصارالله یمن مبنی بر تشدید حملات به ناوگان تجاری، بهویژه کشتیهای مرتبط با عربستان سعودی، در دریای سرخ و خلیج عدن وخیمتر از گذشته شود. دریای سرخ در دهههای گذشته همواره بهعنوان یک مسیر جایگزین و راه تنفسی حیاتی برای تداوم بخشی از صادرات نفت خام خلیج فارس عمل میکرد؛ بهویژه در زمانهایی که مسیرهای اصلی انتقال انرژی در تنگه هرمز با محدودیت یا انسداد مواجه میشدند.
بر اساس برآوردهای رسمی و جدید منتشرشده از سوی شرکت بیمه و خدمات مالی دریایی «لویدز لندن»، حجم کلی تردد ناوگان کشتیرانی در تنگه هرمز نسبت به مدت مشابه سال گذشته ، با کاهشی بیسابقه و معادل ۹۰ درصد مواجه شده است؛ این آمار تکاندهنده در حالی منتشر میشود که ایالات متحده بهطور مداوم تأکید کرده که کنترل و تأمین امنیت عبور و مرور در تنگه هرمز را با ائتلافهای دریایی خود در اختیار دارد.
با وجود ماهها تلاش مستمر نظامی و اطلاعاتی آمریکا با هدف ادعایی «تضعیف» توانمندیهای منطقهای ایران، پایگاههای نظامی ایالات متحده در کشورهای همسایه همچنان در معرض تهدید و حملات پهپادی و راکتی قرار دارند. تازهترین حمله نیز به یک پایگاه استراتژیک در اردن انجام شد که میزبان نیروهای آمریکایی است.
اهرمهای محدودی که در حال حاضر به نظر میرسد واشنگتن در اختیار دارد — از جمله انجام حملات هوایی کورتر، اعمال تحریمهای تکراری بیشتر یا وضع تعرفههای تجاری سنگینتر — احتمالاً در عمل قادر به حل گره کور این بحران نخواهند بود. مشکل اساسی اینجاست که ایران پس از آغاز این جنگ و تنشهای گسترده، موفق شده خطوط قرمز جدیدی را تثبیت کرده و اهرمهای فشار تازهای به دست آورد که پیش از این در اختیار نداشت.
رد کردن و نادیده گرفتن حتی نشانههای اولیه از سوی ترامپ برای یافتن یک راهحل دیپلماتیک و مذاکرهای در هفتههای اخیر، بهخوبی نشاندهنده بنبست عمیقی است که دو طرف در آن گرفتار شدهاند. آلن ایر در پایان تحلیل خود با انتقاد از این رویکرد کاخ سفید میگوید: «این دولت اساساً دیپلماسی انجام نمیدهد. آنها فقط به زبان فشار، تهدید نظامی و تعرفههای اقتصادی مسلط هستند؛ و واقعیت این است که این روش نخنماشده در قبال کشوری مانند ایران به هیچوجه جواب نخواهد داد.»