عقبنشینی ترامپ در برابر مطالبات تهران
آیا ترامپ در برابر خواستههای ایران کوتاه آمده است؟
تلاش دولت ترامپ برای تثبیت توافق با ایران با چالشهای متعددی روبهرو است؛ از یکسو تهران با استفاده از اهرم تنگه هرمز همچنان قدرتنمایی میکند و از سوی دیگر، اختلافات بر سر برنامه هستهای ایران و آتشبس لبنان پابرجاست. واشنگتن که پس از جنگ بخشی از اهرمهای فشار خود را از دست داده، اکنون بیش از گذشته نگران تبعات اقتصادی، افزایش قیمت انرژی و نارضایتی داخلی است.
فرارو– مایکل بیرنباوم، خبرنگار بخش بینالملل روزنامه واشنگتنپست
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه واشنگتنپست، تلاشهای دولت دونالد ترامپ برای قطعی کردن و پایدار ساختن توافق با ایران، با مجموعهای از دردسرهای داخلی و منطقهای روبهرو شده است. در شرایطی که تهران با تاکید بر قدرت و نقش مهم خود در تنگه هرمز به نمایش قدرت ادامه میدهد و درگیریها میان اسرائیل و حزبالله همچنان در جریان است، دولت آمریکا در داخل کشور نیز زیر فشارهای زیادی قرار گرفته است. در این میان، برخی از گروههای تندرو و محافظهکار در آمریکا، دولت ترامپ را متهم میکنند که در این توافق، امتیازهای بسیار زیادی به ایران داده است.
چرخش راهبردی کاخ سفید
این اتفاقات نشان میدهد که تبدیل آتشبس فعلی به یک توافق همیشگی، کامل و طولانیمدت، اصلاً کار راحتی نیست و هزینههای زیادی خواهد داشت. جنگ چندماهه اخیر نهتنها بیثباتی در خاورمیانه را بیشتر کرد، بلکه باعث گران شدن انرژی و نگرانیهای اقتصادی در تمام دنیا شد. این موضوع فشارهای مضاعفی به دولت آمریکا آورد تا هرچه زودتر به درگیریها پایان دهد.
توقف جنگ توانست تا حدودی خیال کاخ سفید را بابت گران شدن ناگهانی نفت و بههمریختگی بازارهای مالی راحت کند. با این حال، مهمترین و سختترین مشکل هنوز حلنشده باقی مانده است؛ مشکلی که به آینده برنامه هستهای ایران و میزان محدودیتهای احتمالی آن گره خورده است. در همین رابطه، جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، گفتوگوهایی را با مقامهای ارشد ایرانی شروع کرده است. هدف او این است که در برابر کاهش تحریمها، دو کشور بتوانند بر سر یک سازوکار مشخص برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای به توافق برسند.
جایگاه آمریکا در دور جدید مذاکرات با ایران، نسبت به ماههای قبل از شروع جنگ تغییر کرده و به نظر میرسد واشنگتن برخی از برگهای برنده خود را از دست داده است. پیش از شروع درگیریها، احتمال حمله نظامی آمریکا و خطرات آن برای بقای نظام سیاسی ایران، یکی از عواملی بود که روی فضای مذاکرات و محاسبات دو طرف تأثیر میگذاشت. اما اتفاقات بعد از جنگ این پیام را به دنیا مخابره کرد که ساختار قدرت در ایران میتواند از سختترین بحرانها هم به سلامت عبور کند. این موضوع، برنامهریزیهای آمریکا را بسیار پیچیدهتر کرده است.
با این وجود، هر دو طرف هنوز هم اهرمهای فشار قدرتمندی در دست دارند. دولت آمریکا روی صادرات آزادانه نفت از خلیج فارس تاکید دارد و آن را برای اقتصاد دنیا حیاتی میداند. در طرف مقابل، ایران به روشنی نشان داده است که حتی یک تهدید ساده علیه امنیت کشتیها در منطقه، میتواند در زمانی کوتاه بازارهای جهانی انرژی را به هم بریزد و هزینههای سنگینی به دنیا تحمیل کند.
به همین دلیل، مقامهای ارشد آمریکایی به رهبری جی. دی. ونس مجبورند وارد مذاکراتی بسیار سخت درباره پروندههای حلنشده بشوند؛ پروندههایی که قبلاً برای رسیدن به آتشبس و باز نگه داشتن تنگه هرمز، موقتاً کنار گذاشته شده بودند. همین کوتاه آمدنها باعث شده تا مخالفان ترامپ بگویند واشنگتن از خواستههای قبلی خود عقبنشینی کرده است.
در همین زمان، رفتار کاخ سفید هم نشانههایی از تغییر را نشان میدهد. آمریکا تصمیم گرفته با نگاهی واقعبینانهتر، فقط روی مدیریت بحران تمرکز کند. صحبتهای دونالد ترامپ درباره برنامه موشکی ایران نیز باعث نگرانی شدید متحدان آمریکا شده است. در کنار این مسائل سیاسی، دولت آمریکا تمام تلاش خود را میکند تا از هرگونه درگیری جدیدی که باعث گرانی انرژی یا بههمریختگی بازارها شود جلوگیری کند؛ دلیلی که به مهمترین عامل در رفتارهای فعلی واشنگتن تبدیل شده است.
کاخ سفید میان فشار و اقتصاد
آرون دیوید میلر، کارشناس شناختهشده مسائل بینالملل، با اشاره به دستِ بسته واشنگتن در برابر تهران میگوید: «در وضعیت فعلی، فضای زیادی برای ترامپ وجود ندارد تا بتواند دوباره فشار بیشتری به ایران بیاورد یا کار خاصی انجام دهد. فشار آوردن به ایران در عمل به معنی شروع دوباره جنگ یا بازگرداندن محاصره دریایی است؛ اما هر کدام از این کارها پیامدهای خاص خود را دارد که دونالد ترامپ اصلاً نمیخواهد با آنها روبهرو شود.» میلر همچنین تاکید کرد: «ما تا حد زیادی قدرت بازدارندگی خود در برابر ایران را از دست دادهایم.»
به گفته این تحلیلگر: «واقعیت این است که ایران از آن مرحله عبور کرد؛ این کشور نهتنها توانست دوام بیاورد، بلکه راهی پیدا کرد تا ساختار حکومتی خود را یکپارچه و پابرجا نگه دارد.»
این موضوع برای ترامپ و حزب جمهوریخواه بسیار حیاتی است. گرانی و تورمی که به خاطر این درگیریها بیشتر شد، طرفداران ترامپ را تحت فشار گذاشته است. ترامپ مجبور است پیش از انتخابات میاندورهای ماه نوامبر (آبان/آذر)، هر طور شده کنترل اقتصاد را دوباره در دست بگیرد. بر اساس نظرسنجی هفته گذشته شبکه فاکسنیوز، ۵۸ درصد از رأیدهندگان معتقد بودند اقدام نظامی آمریکا علیه ایران در ماه فوریه (بهمن/اسفند) یک تصمیم اشتباه بوده است. با این حال، ۷۵ درصد از جمهوریخواهان این کار را درست ارزیابی کردند و ۳۵ درصد از کل رأیدهندگان هم از نحوه مدیریت پرونده ایران توسط ترامپ ابراز رضایت کردند.
زنگ خطر برای بازارهای انرژی
با همه این سختیها، جی. دی. ونس پیش از شروع سفرش برای پیشبرد مذاکرات، به آینده این گفتوگوها امیدوار بود. معاون رئیسجمهور آمریکا روز شنبه، پیش از ترک واشنگتن به خبرنگاران گفت: «این مسئلهای است که باید همیشه مدیریت شود تا مطمئن شویم اسرائیل و لبنان امنیت و ثبات دارند. هدف اصلی ما هم دقیقاً همین است؛ اینکه کل منطقه خاورمیانه به سمت یک امنیت همیشگی حرکت کند.» وی در ادامه افزود: «امیدوارم بتوانیم در پرونده هستهای پیشرفت کنیم و همزمان درباره آتشبس لبنان هم به نتایج مثبتی برسیم. این دو موضوع، مهمترین مسائلی هستند که روی آنها تمرکز کردهایم.»
در این میان، هشدارهای پیدرپی ایران درباره بستن تنگه هرمز، نشاندهنده مشکلات بزرگی است که تلاشهای دیپلماتیک دولت ترامپ با آنها دستوپنجه نرم میکند. پیش از ۲۸ فوریه (۹ اسفند)، تهدید ایران برای اعمال فشار بر این مسیر دریایی مهم، بیشتر در حد حرف بود و در عمل آزمایش نشده بود. اما حالا ایران ثابت کرده است که میتواند با استفاده از مینهای دریایی و پهپادها، رفتوآمد در مسیری را که ۲۰ درصد از نفت و گاز دنیا از آن عبور میکند، مختل کرده یا متوقف کند. هفته گذشته، ترامپ اعلام کرد که نگرانی از گرانی جهانی انرژی و کم شدن ذخایر نفت، دلیل اصلی او برای حمایت از توافق صلح و پایان دادن به جنگ بوده است.
ایران روز شنبه اعلام کرد که در واکنش به حملات اسرائیل علیه حزبالله، تنگه هرمز را مسدود کرده است. با این حال، ارتش آمریکا اعلام کرد که این مسیر هنوز برای عبور کشتیها باز است. شرکت ردیاب دریایی «کپلر» هم گزارش داد که تنها ۲۰ کشتی از تنگه هرمز عبور کردهاند؛ این عدد در مقایسه با عبور روزانه ۱۳۰ کشتی پیش از شروع جنگ، افت بسیار چشمگیری را نشان میدهد.
حتی اگر حمله مستقیمی به کشتیها نشود، ایران باز هم میتواند روی عبور و مرور در این مسیر مهم تأثیر بگذارد. دلیلش این است که بسیاری از ناخدایان و شرکتهای کشتیرانی، برای دوری از خطرات احتمالی ترجیح میدهند وارد این منطقه نشوند. علاوه بر این، شرکتهای بیمه نیز حق بیمهها را بالا میبرند یا ریسکهای این منطقه را پوشش نمیدهند، که این کار هزینه و سختی عبور از تنگه هرمز را به شدت افزایش میدهد.
دونالد ترامپ روز شنبه در شبکههای اجتماعی نارضایتی خود را از وضعیت تنگه هرمز نشان داد و نوشت: «در طول ۶۰ روز آتشبس، هیچ پولی برای عبور از تنگه هرمز گرفته نخواهد شد و بعد از این ۶۰ روز هم هیچ عوارضی در کار نخواهد بود.» این صحبتها زمانی مطرح شد که ایران اعلام کرده میخواهد برای عبور کشتیها از این مسیر، هزینههای ترانزیتی جدیدی وضع کند. رئیسجمهور آمریکا همچنین تهدید کرد که واشنگتن برای «خدماتی که به عنوان فرشته نگهبان کشورهای خاورمیانه ارائه میدهد» از آنها پول خواهد گرفت؛ هرچند ارتش آمریکا راهکار اجرایی مشخصی برای دریافت این مبالغ ندارد.
شکاف تازه واشنگتن و تلآویو
در این شرایط، ترامپ و ونس با انتقادهای زیادی روبهرو شدهاند، آن هم از طرف کسانی که در ابتدا از حملات نظامی حمایت میکردند. این انتقادها زمانی شدت گرفت که هفته گذشته، ترامپ و ونس لحن خود را علیه اسرائیل تندتر کردند و این کشور را به دلیل پایبند نبودن به توافق مورد انتقاد قرار دادند. اسرائیل همچنان به مناطقی که ادعا میکند نیروهای حزبالله در لبنان در آن مستقر هستند حمله میکند و میگوید نیروهایش مورد حمله این گروه قرار گرفتهاند. نهادهای اطلاعاتی آمریکا نیز هشدار دادهاند که اسرائیل احتمالاً تلاش خواهد کرد تا این توافق را ضعیف کند.
اضافه کردن موضوع آتشبس لبنان در متن توافق، احتمالاً باعث اختلافات بیشتری بین آمریکا و اسرائیل خواهد شد. این موضوع واشنگتن را در وضعیتی قرار میدهد که در مسئله حملات مرتبط با لبنان، عملاً با خواستههای ایران همسو شده و در مقابل دیدگاه اسرائیل قرار میگیرد.