ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۸۱۱۱۶

چهار عامل تعیین‌کننده توافق

چهار عامل تعیین‌کننده توافق

پس از ۱۰۷ روز جنگ، آمریکا و ایران با میانجی‌گری پاکستان به یادداشت تفاهمی اولیه برای توقف درگیری، بازگشایی هرمز و آغاز مذاکرات ۶۰ روزه رسیدند. این توافق نشان داد ترامپ از رؤیای پیروزی قاطع عقب نشست و ایران نیز زیر فشار اقتصادی و منطقه‌ای، توافق را مصلحتی دانست. کشورهای خلیج فارس با مشاهده هزینه‌های جنگ، از مسیر تنش فاصله گرفتند. در نهایت، عقلانیت، دیپلماسی و میانجی‌گری بر منطق زور غلبه کرد.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو– عبدالحمید صیام، کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه در روزنامه القدس العربی

به گزارش فرارو و به نقل از روزنامه القدس العربی، آمریکا و ایران پس از ۱۰۷ روز درگیری شدید، سرانجام به یک یادداشت تفاهم اولیه برای پایان دادن به جنگ رسیدند. این توافق مهم شامل بازگشایی تنگه هرمز، لغو محاصره اقتصادی و شروع یک فرصت ۶۰ روزه برای مذاکره است. در این مذاکرات قرار است درباره برنامه هسته‌ای ایران، لغو تحریم‌ها، آزاد شدن پول‌های بلوکه‌شده و بازگشت ایران به اقتصاد جهانی تصمیم‌گیری شود.

عقب‌نشینی ترامپ از جنگ

عبدالحمید صیام می‌گوید: «این توافق به‌خوبی نشان می‌دهد که دونالد ترامپ با وجود شعارهای تندش برای شکست دادن نظامی ایران، مجبور شد دوباره به میز مذاکره برگردد.» ترامپ از شرط‌های سخت و غیرممکنی که در روزهای اول جنگ گذاشته بود، کوتاه آمد. او در نهایت به میانجی‌گری و صلحی رضایت داد که در آن هیچ کشوری برنده یا بازنده مطلق نیست.

اهمیت اصلی این توافق این است که بعد از دو ماه گفت‌وگو و به دنبال آتش‌بس ماه آوریل (فروردین) به دست آمد. در این مسیر طولانی، دیپلماسی توانست بر زورگویی پیروز شود. گفت‌وگو جای تهدید را گرفت و یک میانجی‌گری دقیق توانست لجبازی‌های دو طرف را از بین ببرد.

با این وجود، منطقه لبنان هنوز هم مثل یک بمب ساعتی است. صیام معتقد است: «حملات ادامه‌دار اسرائیل به لبنان، خطر از بین رفتن آتش‌بس را همچنان زنده نگه می‌دارد.» به خصوص که تل‌آویو معمولاً در زمان‌های آتش‌بس، با اختلافات و فشارهای سیاسی داخلی بیشتری روبه‌رو می‌شود.

دلایل عقب‌نشینی آمریکا

چهار دلیل اصلی در شکل‌گیری این توافق مؤثر بودند. دلیل اول، وضعیت داخلی آمریکا و حساب‌وکتاب‌های سیاسی ترامپ است. این جنگ زمانی شروع شد که ترامپ فکر می‌کرد می‌تواند خیلی سریع پیروز میدان باشد. او بعد از عملیات ونزوئلا و دستگیری رئیس‌جمهور یک کشور و همسرش بدون هیچ دردسری، اعتمادبه‌نفس زیادی پیدا کرده بود. ترامپ با اتکا به وعده‌های نتانیاهو، فکر می‌کرد جنگ با ایران هم خیلی زود تمام می‌شود.

اما واقعیت میدان جنگ چیز دیگری بود. تهدیدهای اولیه ترامپ مثل تغییر حکومت یا کنترل نفت ایران، خیلی زود با شکست روبه‌رو شد. ایران پس از دفع ضربه اول، به خوبی صحنه نبرد را مدیریت کرد. با بسته شدن تنگه هرمز، این جنگ از یک درگیری منطقه‌ای به یک بحران بزرگ جهانی تبدیل شد. بسته شدن مسیرهای ارسال نفت، گاز و کود شیمیایی نشان داد که دود این جنگ فقط به چشم تهران، واشنگتن یا تل‌آویو نمی‌رود، بلکه کل دنیا آسیب می‌بیند.

ایران در اقدام بعدی خود، پایگاه‌های آمریکا در منطقه را اهداف قانونی خود برای حمله دانست. همزمان با حملات موشکی و پهپادی ایران، مناطق پرجمعیت اسرائیل نیز تحت فشار شدیدی قرار گرفت. ورود حزب‌الله به میدان نبرد هم باعث شد شمال اسرائیل با بی‌ثباتی و موج فرار ساکنانش روبه‌رو شود. در نتیجه، هزینه جنگ برای ترامپ و نتانیاهو به شدت بالا رفت.

این فشارهای سنگین خیلی زود به داخل آمریکا کشیده شد. خرج روزانه دو میلیارد دلار برای جنگ، گرانی نفت و تورم باعث شد مردم بپرسند این جنگ اصلاً چه فایده‌ای دارد؟ در همین زمان، مخالفت‌ها با حمایت چشم‌بسته از اسرائیل در هر دو حزب اصلی آمریکا بیشتر شد. اروپا هم خود را از جنگ کنار کشید و ناتو ترجیح داد دخالتی نکند. نظرسنجی‌ها نشان می‌داد که محبوبیت ترامپ به شدت در حال سقوط است. بیشتر مردم آمریکا با جنگ مخالف بودند و توانایی ترامپ برای مدیریت این بحران را زیر سؤال بردند. اینجا بود که عقب‌نشینی برای او یک ضرورت شد.

هزینه‌های جنگ برای ایران

البته ایران هم در این جنگ آسیب‌هایی دید و اقتصاد کشور ضربه خورد. در این میان شماری از چهره‌های مهم و تأثیرگذار از ساختار قدرت حذف شدند. 

بسته شدن بندرها، توقف فروش نفت، قطع شدن تجارت‌ها و آسیب به تولید، فشارهای سنگینی روی ایران آورد.  تعطیلی یا تخریب بخش‌هایی از دانشگاه‌ها نیز از دیگر آسیب‌های این جنگ بود. تنش با کشورهای همسایه هم می‌توانست در آینده برای تهران دردسرساز شود.

به همین دلیل، توافق برای ایران هم یک انتخاب منطقی بود. تهران قبول کرد درباره پرونده هسته‌ای صحبت کند، اما در عوض به دنبال امتیازهای بزرگ‌تری بود. آزاد شدن پول‌های بلوکه‌شده، دریافت بودجه برای بازسازی و رفع تحریم‌های فروش نفت و گاز، مهم‌ترین خواسته‌های ایران بود. از این نگاه، امضای توافق برای ایران یک سود بزرگ و فوری به حساب می‌آمد.

نقش کشورهای خلیج فارس

در روزهای اول جنگ، کشورهای عربی خلیج فارس نظر یکسانی نداشتند. بعضی از آن‌ها از جنگ حمایت کردند، عربستان و قطر محتاط بودند و عمان ترجیح داد کاملاً بی‌طرف بماند. اما با گذشت زمان، نظر این کشورها هم عوض شد.

کشورهای عربی فهمیدند که پایگاه‌های آمریکا نه‌تنها امنیتشان را تأمین نمی‌کند، بلکه آن‌ها را به سیبل حملات تبدیل کرده است. این سؤال برایشان پیش آمد که چرا باید هزینه جنگی را بدهند که سودی برایشان ندارد؟ همه فهمیده بودند که آمریکا این جنگ را در درجه اول برای امنیت اسرائیل پیش می‌برد.

به همین دلیل، حتی کشورهایی که موافق جنگ بودند، عقب کشیدند و ارتباطشان را با تهران بیشتر کردند. ایران هم نشان داد که حساب کشورهای بی‌طرف را از کشورهای همکار آمریکا جدا می‌کند. در نهایت، عربستان و قطر از مسیر میانجی‌گری پاکستان حمایت کردند تا جنگ تمام شود. قطر حتی نقش مستقیم‌تری بازی کرد تا مشکلات بین تهران و واشنگتن را حل کند. کشورهای عربی متوجه شدند که در این جنگ، فقط اسرائیل سود می‌برد و بازنده اصلی خودشان هستند.

میانجی‌گری طلایی پاکستان

تلاش‌های پاکستان یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیت این مذاکرات بود. پاکستان نه‌تنها حمایت کشورهای مهمی مثل ترکیه، عربستان و قطر را جلب کرد، بلکه چون دوست قدیمی ایران بود، دو طرف به او اعتماد داشتند. تلاش‌های پی‌درپی وزیران و فرماندهان ارتش پاکستان در نهایت باعث شد موانع اصلی برداشته شود.

تمام این اتفاقات زمانی رخ داد که جنگ ترامپ واقعاً به بن‌بست رسیده بود. خشم مردم آمریکا از دنباله‌روی واشنگتن از خواسته‌های نتانیاهو به اوج رسیده بود. در این شرایط بحرانی، فاصله گرفتن آمریکا از اسرائیل تنها راه نجات سیاسی ترامپ بود. مخالفت‌های جهانی هم فشارها را بیشتر کرد تا مسیر توافق باز شود.

این توافق شاید بی‌نقص نباشد و هر کشوری آن را پیروزی خودش بداند؛ اما برنده اصلی این میدان، منطق، دیپلماسی و یک میانجی‌گری هوشمندانه بود، نه یک طرف خاص.

تبلیغات
نویسنده : عبدالحمید صیام
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات