ترنج موبایل
کد خبر: ۹۸۰۰۲۷

صلحی موقت در سایه بی‌اعتمادی ایران و آمریکا

صلح با درخواست «پورسانت ۲۰ درصدی»! / ترامپ چگونه به توافق حداقلی رضایت داد؟

صلح با درخواست «پورسانت ۲۰ درصدی»! / ترامپ چگونه به توافق حداقلی رضایت داد؟

توافق موقت ایران و آمریکا با میانجی‌گری پاکستان، توقف جنگ در همه جبهه‌ها، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز مذاکرات ۶۰ روزه را هدف گرفته است. با این حال، مسائل اصلی از جمله پرونده هسته‌ای، تحریم‌ها، امنیت هرمز و جبهه لبنان همچنان حل‌نشده باقی مانده است. کارشناسان این توافق را بیش از آن‌که صلحی پایدار بدانند، آتش‌بسی شکننده می‌دانند که می‌تواند بن‌بست راهبردی آمریکا، ایران و اسرائیل را وارد مرحله‌ای تازه کند.

فرارو- بامداد دوشنبه کشور پاکستان خبر بسیار مهمی را اعلام کرد. طبق این خبر، ایران و آمریکا بعد از مذاکرات طولانی و فشرده، به توافق رسیده‌اند تا عملیات نظامی را در تمام جبهه‌ها به صورت فوری و دائمی متوقف کنند.

به گزارش فرارو، به گفته مقام‌های پاکستان، این توافق حتی شامل کشور لبنان هم می‌شود و می‌تواند یک نقطه عطف بزرگ برای آرام کردن خاورمیانه باشد.

شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، در شبکه اجتماعی «ایکس»  نوشت که این توافق صلح میان تهران و واشنگتن، نتیجه رایزنی‌های بسیار گسترده بوده است. به گفته نخست‌وزیر پاکستان، مراسم رسمی امضای این توافق قرار است روز جمعه، ۱۹ ژوئن (۲۹ خرداد)، در کشور سوئیس برگزار شود.

شهباز شریف از ایران و آمریکا تشکر کرد که به راه‌حل‌های دیپلماتیک و گفت‌وگو پایبند بوده‌اند. او این دستاورد را نتیجه تلاش‌های شبانه‌روزی کشورهای میانجی دانست و خبر داد که در همین هفته، جلسات مقدماتی مختلفی برای آماده‌سازی متن و مراسم امضا برگزار خواهد شد.

محاصره دریایی ایران لغو می‌شود

دونالد ترامپ نیز خبر نهایی شدن این توافق را تأیید کرده است. او اعلام کرد که تنگه هرمز بدون دریافت هیچ‌گونه عوارضی بازگشایی می‌شود و محاصره دریایی آمریکا علیه ایران فوراً لغو خواهد شد. این بخش از توافق، یکی از مهم‌ترین نتایج فوری آن است؛ چرا که در ماه‌های اخیر، تنگه هرمز به اصلی‌ترین ابزار فشار و چانه‌زنی میان دو کشور تبدیل شده بود.

ترامپ تأکید کرده است که به نیروهای ارتش آمریکا دستور داده تا محاصره دریایی بنادر ایران و همچنین محدودیت حرکت کشتی‌های ایرانی در تنگه هرمز را متوقف کنند. 

با این حال، دونالد ترامپ تنها چند ساعت بعد از اعلام این صلح، دوباره به زبان تهدید روی آورد. او در مصاحبه با روزنامه «نیویورک تایمز» هشدار داد که اگر در نهایت یک توافق هسته‌ای جامع با ایران به دست نیاید، آمریکا می‌تواند حملات نظامی را دوباره شروع کند.

ترامپ در همین مصاحبه یک پیشنهاد عجیب هم مطرح کرد و گفت حاضر است در ازای دریافت ۲۰ درصد از درآمدهای کشورهای منطقه، آمریکا را به «نگهبان خاورمیانه» تبدیل کند!

در همین حال، «جی‌دی ونس»، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، می‌گوید اگر ایران به توافق جدید با دولت ترامپ پایبند بماند، مسیر خاورمیانه به‌طور اساسی تغییر خواهد کرد.  ونس در مصاحبه با شبکه «فاکس‌نیوز»، این توافق را یک گام بزرگ و تاریخی خواند و گفت: «واشنگتن با وجود همه سختی‌ها برای ایجاد صلح، صفحه جدیدی در منطقه باز کرده است.»

او تأکید کرد که صلح در خاورمیانه یک‌شبه به دست نمی‌آید، چون مردم این منطقه سال‌هاست با جنگ زندگی می‌کنند. اما به اعتقاد ونس، این توافق می‌تواند شروع مرحله‌ای باشد که منطقه را از چرخه جنگ و هرج‌ومرج، به سمت همکاری و پیشرفت ببرد.

توافق ۱۴بندی و سایه سنگین مسائل حل‌نشده

«نیت سوانسون»، مشاور پیشین سیاست ایران در شورای امنیت ملی آمریکا، هشدار می‌دهد که بین اهداف بلندپروازانه این تفاهم‌نامه و آن چیزی که در واقعیتِ توافق نهایی رخ می‌دهد، فاصله زیادی وجود خواهد داشت.

او می‌گوید اطلاعات لو رفته نشان می‌دهد که این تفاهم‌نامه فعلی، یک برنامه ۱۴ بندی است که آتش‌بس‌های شکننده در ایران و لبنان را محکم می‌کند و پایه‌ای برای مذاکرات بعدی می‌سازد. 

به گفته سوانسون، مسائل اصلی و حساس مثل نحوه مدیریت تنگه هرمز، امتیازهای هسته‌ای ایران، برداشتن تحریم‌ها و مشوق‌های مالی، هنوز حل نشده‌اند. این مسائل به مرحله بعدی موکول شده‌اند؛ موضوعی که از همین الان در آمریکا، اسرائیل و ایران با انتقادهای زیادی روبه‌رو شده است.

این کارشناس معتقد است فضای سیاسی در آمریکا، ایران و اسرائیل، رسیدن به مرحله دوم توافق را بسیار سخت می‌کند. واشنگتن تا امروز صبر و حوصله کافی برای پیش بردن یک توافق پیچیده هسته‌ای نشان نداده است.

از طرف دیگر، با توجه به سابقه خروج ترامپ از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ (۱۳۹۴) و همچنین حمله به مقامات ایران، نمکن است تهران فقط به یک توافق کاملاً تجاری راضی شود. در همین حال، اسرائیل هم کلاً با هر نوع توافقی مخالف است و احتمالاً برای خراب کردن آن تلاش خواهد کرد.

شکست راهبردی آمریکا و اسرائیل در برابر ایران

«ویکتوریا تیلور»، کارشناس ارشد مسائل اقتصادی، در بررسی راهبردی این درگیری‌ها می‌گوید دستاوردهای تاکتیکی (کوتاه‌مدت) آمریکا و اسرائیل، به یک موفقیت راهبردی (بلندمدت) تبدیل نشده‌اند. 

او توضیح می‌دهد: «هرچند واشنگتن تلاش کرد بخشی از قدرت نظامی ایران را تضعیف کند و برخی فرماندهان ارشد را به شهادت برساند، اما در نهایت نه‌تنها نظام ایران سقوط نکرد، بلکه ممکن است تهران بیشتر از گذشته به این نتیجه رسیده باشد که داشتن بازدارندگی هسته‌ای، تنها راه تضمین بقای کشور است.»

تیلور تأکید می‌کند که اهداف آمریکا در طول این درگیری‌ها مدام تغییر کرد. در روزهای اول صحبت از تغییر نظام بود، اما حالا تمام تمرکزشان روی مهار بحران و رسیدن به یک توافق موقت است. به باور این کارشناس، ایران با بستن تنگه هرمز به همه ثابت کرد که توانایی فلج کردن اقتصاد جهانی را دارد و این ابزار قدرتمند را در آینده هم برای دفاع از خود حفظ خواهد کرد.

«حمیدرضا عزیزی»، کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با نشریه «نیوزویک» به نکته جالبی اشاره می‌کند. او می‌گوید اگر ایران در این فرصت ۶۰ روزه محدودیت‌های کشتیرانی را لغو کند، دوباره بستن تنگه هرمز برایش هزینه سیاسی بالایی خواهد داشت؛ مگر اینکه مذاکرات کاملاً شکست بخورد.

اما عزیزی تأکید می‌کند: «موقعیت جغرافیایی ایران به شکلی است که تهران هر زمان اراده کند، می‌تواند عملیات‌هایی برای ایجاد اختلال در حرکت کشتی‌ها در تنگه هرمز انجام دهد. بنابراین، باز شدن تنگه هرمز یک امتیاز همیشگی نیست و ایران می‌تواند آن را پس بگیرد.»

«دنیس سیترینویج»، کارشناس ارشد در یک موسسه امنیتی اسرائیلی، می‌گوید عملیات علیه ایران از همان روز اول بر اساس اهدافی غیرواقعی و خیالی طراحی شده بود؛ اهدافی مثل تغییر نظام با حملات هوایی، امید بستن به کردهای جدایی‌طلب و انتظار برای وقوع قیام و آشوب داخلی.

به گفته او، همین هدف‌گذاری غلط باعث شد تا فرماندهان نتوانند دستاوردهای میدان را درست بسنجند. او می‌گوید بقای نظام نشان می‌دهد که تهران به‌زودی شروع به خنثی کردن آسیب‌های وارد شده می‌کند.

این کارشناس اسرائیلی اعتراف می‌کند که نتیجه کلی این جنگ، یک «شکست راهبردی بزرگ» برای واشنگتن و تل‌آویو بوده است. نظام ایران نه‌تنها از هم نپاشیده، بلکه در بعضی بخش‌ها قوی‌تر هم شده است و بعید است آمریکا در آینده نزدیک بخواهد دوباره چنین ماجراجویی نظامی خطرناکی را تکرار کند.

در مقابل، اسرائیل بدون حمایت کامل آمریکا ضعیف‌تر شده است. دلیل اصلی این شکست، غرور بیش از حد و نداشتن شناخت عمیق از قدرت تصمیم‌گیری و رفتار جمهوری اسلامی ایران بوده است.

نتانیاهو و مخالفت با صلح در لبنان

در حالی که قرار است توافق ایران و آمریکا جنگ را در همه جبهه‌ها (از جمله لبنان) متوقف کند، منابع اسرائیلی می‌گویند بنیامین نتانیاهو به ترامپ پیام داده که زیر بار «بخش مربوط به لبنان» در این توافق نمی‌رود.

روزنامه «یدیعوت آحارونوت» گزارش داده که نتانیاهو به صراحت به رئیس‌جمهور آمریکا گفته ارتش اسرائیل از لبنان عقب‌نشینی نمی‌کند و در جای خود باقی می‌ماند. نتانیاهو ادعا کرده که عملیات علیه حزب‌الله برای نابودی زیرساخت‌های این گروه ادامه خواهد یافت. کابینه اسرائیل هم از این تصمیم حمایت کرده و گفته‌اند امنیت اسرائیل به پرونده لبنان گره خورده است و هیچ دیکته‌ای را از سوی ایران نمی‌پذیرند.

در داخل کابینه تندروی اسرائیل، وضعیت از این هم بدتر است. «بتسلئیل اسموتریچ»، وزیر دارایی اسرائیل، پیشنهاد بسیار خطرناکی داده است. او گفته اگر حمله‌ای از سوی ایران رخ داد، اسرائیل نباید خاک ایران را بزند تا مبادا توافق ترامپ خراب شود؛ بلکه باید به جای آن، اهدافی را در لبنان بمباران کند!

اسموتریچ حتی تهدید کرده که باید به ساکنان منطقه بقاع (در لبنان) هشدار دهیم که در صورت هرگونه شلیک به سمت اسرائیل، ده‌ها هدف در این منطقه با خاک یکسان خواهد شد. هدف او از این حرف‌ها، ایجاد فشار روانی روی مردم شیعه لبنان و ضربه زدن به حزب‌الله است.

بازگشایی تنگه هرمز و چه پرسش

خبر توافق موقت ایران و آمریکا، امیدها را برای بازگشت آرامش به یکی از حساس‌ترین مسیرهای انرژی جهان یعنی تنگه هرمز بیشتر کرده است.

این گذرگاه دریایی در سه ماه گذشته مرکز بحران انرژی جهان بود و بسته ماندن آن، بازارهای تجاری را حسابی به هم ریخت.

تنگه هرمز فقط یک نقطه روی نقشه نیست. این تنگه میان ایران، عمان و امارات قرار دارد و خلیج فارس را به اقیانوس هند وصل می‌کند. حدود ۲۰ درصد (یک‌پنجم) از کل نفت و گاز طبیعی جهان از این مسیر عبور می‌کند. علاوه بر نفت، مواد مهمی مثل سوخت‌های پالایش‌شده، کودهای شیمیایی، آلومینیوم و گاز هلیوم (که در صنایع پیشرفته کاربرد دارد) هم از همین جا صادر می‌شوند. بنابراین، ناامنی در این تنگه می‌تواند کل صنعت و تکنولوژی دنیا را دچار مشکل کند.

از اواخر فوریه ۲۰۲۶ (اوایل اسفند ۱۴۰۴) که جنگ شروع شد، تنگه هرمز از یک مسیر تجاری به یک میدان جنگ ژئوپلیتیک تبدیل شد. رفت‌وآمد کشتی‌ها که قبلاً روزی ۱۳۵ فروند بود، در اوج بحران به کمتر از ۱۰ فروند رسید!

این کاهش عجیب باعث شد کشورهای تولیدکننده نفت مجبور شوند استخراج نفت را کم کنند، چون انبارهایشان پر شده بود و راهی برای صادرات نداشتند. در این مدت، ایران محدودیت‌های سفت‌وسختی برای عبور کشتی‌ها اعمال کرد. تهران، آمریکا را مقصر می‌دانست که تلاش کرده ایران را در محاصره دریایی قرار دهد.

حالا قرار است با این توافق جدید، عملیات نظامی دو طرف متوقف شود. اما بازگشایی کامل این تنگه فقط با یک امضای روی کاغذ انجام نمی‌شود.

سوال اصلی کارشناسان این است که حالا چه نهادی قرار است عبور کشتی‌ها را مدیریت کند؟ امنیت مسیر چگونه تأمین می‌شود؟

کارشناسان می‌گویند بازگشت شرایط به حالت عادی، زمان‌بر است. شرکت‌های بیمه و کشتی‌رانی به تضمین‌های محکم امنیتی نیاز دارند. از طرفی، ترافیکِ هزاران کشتی که در این مدت گیر افتاده‌اند، باعث ایجاد گره‌های بزرگی شده که باز کردنشان طول می‌کشد.

موضوع مدیریت آینده این تنگه بسیار حساس است. ایران هنوز به‌طور رسمی کنوانسیون حقوق دریاها را در مجلس خود تصویب نکرده است که همین موضوع می‌تواند در آینده باعث بحث‌های حقوقی جدیدی شود.

در نهایت، بحران اخیر یک درس بزرگ برای دنیا داشتاقتصاد جهان بیش از حد به تنگه هرمز وابسته است. کشورهایی مثل کویت، قطر و بحرین تقریباً هیچ راه جایگزینی برای صادرات انرژی خود ندارند. کشورهای آسیایی هم به‌شدت به انرژی این منطقه وابسته‌اند. 

ارسال نظرات
خط داغ