در گفتگو با یک حقوقدان بررسی شد؛ رقص جرم است یا نه؟
سایهروشنهای آموزش رقص در ایران؛ از ابهامات قانونی تا فعالیتهای مخفیانه در فضای مجازی
محمدهادی جعفرپور، حقوقدان میگوید ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی مستند اصلی جرمانگاری رقص است اما نمیتوان هر رقصی را صرفا با عنوان «فعل حرام» جرم دانست و تفسیر قوانین باید مضیق و به نفع متهم باشد.
فرارو- در کشور آموزش رقص جایگاه رسمی ندارد. کلاسهای رقص عموما در باشگاههای ورزشی یا استودیوهای خصوصی برگزار میشوند و برای آموزش آن مجوز مشخص و مستقلی وجود ندارد.
به گزارش فرارو، روایت مربیان این حوزه هم نشان میدهد تا فعالیتشان در محدودهای باقی بماند که حساسیتبرانگیز نباشد. ممکن است مربی و هنرجو با مسئلهای مواجه نشوند؛ اما انتشار یک ویدئو، فعالیت در شبکههای اجتماعی یا اجرای عمومی میتواند معادله را برهم زند.
شغلی روی لبه میرقصد
سارینای ۲۲ ساله تلاش کرده از طریق اینستاگرام و آموزش آنلاین، مسیر خود را در رقص ادامه دهد. مسیری که به گفته خودش، پیش از این با محدودیتهای بیشتری روبهرو بود. او به فرارو میگوید: «صفحهام زمانی ۱۰ هزار دنبالکننده داشت اما به دلیل انتشار محتوای مرتبط با رقص بسته شد. لباس پوشیده به تن داشتم ولی آن زمان، مسئله خود محتوای رقص بود.»
سارینا در اردیبهشت ۱۴۰۴ پیامی دریافت کرد که فعالیتش را متوقف کند. «خیلی محترمانه گفتند ادامه نده.» او حالا فعالیتش را همچنان پرریسک میداند: «خیلی از مردم هنوز سبکهای مختلف رقص را نمیشناسند و فرقی بین انواع آن قائل نیستند. برای همین اگر در اینستاگرام نباشیم، نه میتوانیم خودمان را معرفی کنیم و نه هنرجو جذب کنیم.»
![]()
سارینا میگوید «مدرک مربیگری مشخصی برای رقص وجود ندارد و جایگاه رسمی و مستقلی هم برای آن تعریف نشده». همین مسئله باعث شده بخشی از بازار آموزش رقص بر اساس روابط و معرفی شکل بگیرد: «در باشگاهها اکثرا به توانایی و رزومه مربی نگاه نمیکنند. فقط مهم است کلاس پر شود.»
از طرف دیگر، او معتقد است بخش قابل توجهی از هنرجویان رقص را به چشم تفریح میبینند. همین مسئله، در کنار هزینه کلاسها، بازار کارشان را کوچکتر کرده. سارینا میگوید: «پیش از جنگ، افزایش هزینه کلاسها باعث شده بود تعداد هنرجوها کاهش یابد و با قطع اینترنت نیز فعالیت بسیاری از مربیان عملا متوقف شد.»
شیدا ۲۴ ساله است و به صورت تخصصی روی سبکهایی کار میکند. او به فرارو میگوید در یک سال اخیر شرایط برایش بهتر شده: «قبل از این دوره فقط یکی دو هنرجو داشتم، چون حتی نمیتوانستم تبلیغ کنم. الان تقریبا ۴۰ شاگرد آنلاین دارم و دلیل اصلیاش دیده شدن پیج اینستاگرامم است.»
درآمد ماهانه شیدا پیش از آنکه دیده شود، نهایتا 2 میلیون تومان بود ولی حالا این رقم به حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان در ماه رسیده که البته به تعداد هنرجوها و فروش پکیجها بستگی دارد. شیدا تاکید میکند این رقم را نمیتوان به همه تعمیم داد: «واقعا به نظرم 30 میلیون درآمد شاهکار یک مربی در ایران است. البته منظورم کسی است که هیچ پشتوانهای ندارد و با نام خودش کار میکند.»
با وجود افزایش امکان فعالیت در فضای مجازی، شیدا همچنان شغل باثباتی ندارد: «ریسک اصلی همان بسته شدن مجدد پیج است.» به گفته او، همین بیثباتی یکی از دلایل کار کردن بسیاری از مربیان خارج از ایران است.» شیدا میگوید برخی آموزش دهندگان رقص به صورت غیررسمی در مراکز خارج از کشور کار میکنند و درآمدشان حدود ۶۰۰ تا ۸۰۰ دلار در ماه است: «خیلیها آنجا کار میکنند اما بینامونشان.»
مرز جرم کجاست؟
محمدهادی جعفرپور، حقوقدان و وکیل دادگستری در باره جرم انگاری رقص به فرارو میگوید: «درباره رقص، جرمانگاری صریح و روشنی نشده و قاعده مشخص دیگری که رقص را به طور مستقل جرمانگاری کرده باشد، نداریم.»
به گفته او، «ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی مستند اصلی است»؛ با این حال، نمیتوان صرفا با عنوان «فعل حرام» هر نوع رقصی را جرم دانست. جعفرپور تاکید میکند: «برای جرمانگاری، نیازمند انشای قانون هستیم. در غیر این صورت، جرمانگاری با اصل برائت، اصل تفسیر مضیق قوانین کیفری و اصل قانونی بودن جرم و مجازات در تعارض قرار میگیرد.»
او درباره رقص در فضای خصوصی نیز میگوید: «وقتی این عمل در محفل خصوصی انجام میشود، در بسیاری از موارد مسئله مرئی و منظر عموم مطرح نیست.» با این حال، اگر از یک فعالیت خصوصی فیلم تهیه و در فضای عمومی منتشر شود، وضعیت حقوقی آن میتواند محل بحث قرار گیرد.
جعفرپور میگوید در حقوق کیفری، قوانین باید مضیق تفسیر شوند: «مجری قانون، دستگاه قضایی و دادسرا باید در مواجهه با ابهامها، قانون را به نحوی تفسیر کنند که دایره جرمانگاری مضیق باشد و تفسیر به نفع متهم صورت بگیرد.»
نوع رقص نیز از نگاه او بیاهمیت نیست. او با اشاره به نقش عرف در حقوق میگوید: «ممکن است رفتاری در یک جغرافیای خاص جرم تلقی شود اما در جغرافیای دیگری چنین برداشتی از آن وجود نداشته باشد.» به همین دلیل، درباره رقصهای محلی نیز باید به عرف و سنت اجتماعی توجه کرد. او معتقد است رقصهایی مانند رقص آذری، کردی، لری یا ترکمنی که در برخی مناطق بخشی از سنت اجتماعی هستند، نمیتوانند بدون توجه به همین زمینه فرهنگی بررسی شوند.
جعفرپور در عین حال تأکید میکند حتی ناپسند دانستن یک رفتار از سوی بخشی از جامعه، بهتنهایی برای جرمانگاری کافی نیست: «اگر رفتار به این سطح از عرف و اجماع اجتماعی برسد که جامعه آن را رفتاری زشت و خارج از عرف بداند، ممکن است این بحث مطرح شود اما همچنان برای جرمانگاری، نیازمند انشای قانون هستیم.»
این حقوقدان درباره فعالیت در اینستاگرام نیز میگوید: «اگر محتوای منتشرشده مصداق یکی از عناوین مجرمانه باشد، با قوانین و مقررات مربوط به جرایم رایانهای نیز ارتباط پیدا میکند»؛ از جمله در مواردی که محتوای منتشرشده مشمول عناوینی مانند محتوای مستهجن یا خلاف شئونات فرهنگی و اسلامی باشد.
در نهایت، مسئله رقص در ایران فقط به این پرسش خلاصه نمیشود که «رقصیدن ممنوع است یا نه». یک طرف ماجرا، هنری قرار دارد که برای گروهی شغل و منبع درآمد واقعی است و از طرف دیگر، هنوز ساختار رسمی، مسیر آموزشی مشخص و امکان اجرای حرفهای گسترده برای این بازار وجود ندارد. میان این دو، فضای مجازی قرار گرفته که موقعیت را محیا میکند اما با هنوز هم در گیر و دار برخی محدودیتهای خاص قرار دارد.