ظریف: گرایش به شرق نباید به معنای بستن راههای دیگر باشد
وزیر سابق امور خارجه گفت: «یکی از اصول طلایی هدایت سیاست خارجی این است که یک کشور نباید تمام تخممرغهای خود را در سبد یک قدرت بگذارد؛ چرا که چنین رویکردی به سرعت آزادی عمل کشور را فرسوده کرده و توان چانهزنی ملی را در محاسبات شرکای راهبردی کاهش میدهد.»
محمدجواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه ایران، در مقالهای با عنوان «معماری نوین روابط راهبردی با چین و روسیه: اصالت و توازن فراگیر» که در دومین شماره فصلنامه تخصصی اندیشکده پایاب منتشر شده، درباره رویکرد ایران در قبال قدرتهای بزرگ و ضرورت بازتعریف سیاست خارجی کشور نوشت.
ظریف در این مقاله اظهار کرد: «اعمال اصل توازن فراگیر و اصالت بخشیدن به روابط با قدرتهای بزرگی نظیر چین و روسیه، هرگز به معنای ایجاد انحصار، بستن سایر راهها و یا فرو غلتیدن در چرخه انحصاری وابستگی به شرق نیست.»
او افزود: «یکی از اصول طلایی هدایت سیاست خارجی این است که یک کشور نباید تمام تخممرغهای خود را در سبد یک قدرت بگذارد؛ چرا که چنین رویکردی به سرعت آزادی عمل کشور را فرسوده کرده و توان چانهزنی ملی را در محاسبات شرکای راهبردی کاهش میدهد.»
ظریف در ادامه مقاله خود با اشاره به تغییرات ساختار نظام جهانی نوشت: «نظام کنونی جهانی دگرگونی بنیادینی را تجربه میکند که کانون آن گذار از ساختارهای سخت دو قطبی یا هژمونیهای ادعایی تکقطبی و ورود به جهان پساقطبی است.»
او بیان کرد: «در این فضای نوین، قدرت از کانونهای دیرینه جغرافیایی جابهجا شده و سرشتی چندلایه، پویا و شبکهای یافته است و فناوریهای دیجیتال، هوش مصنوعی، دادهها و توانایی پردازش روایتهای قانعکننده در پهنه جهانی، به اندازه توان نظامی در افزایش قدرت ملی کارآمد هستند.»
وزیر پیشین امور خارجه ایران همچنین تأکید کرد: «بازیگرانی در جهان پساقطبی مانا و استوار خواهند بود که این دگرگونی ادراکی را دریافته و سیاست خارجی خود را از واکنشمداری به پویایی، راهبردمحوری و فرصتمداری برکشند.»
روابط با چین نباید رابطهای از سر نیاز باشد
ظریف در بخش دیگری از مقاله خود درباره روابط تهران و پکن نوشت: «پیوندهای استوار و راهبردی با چین که دومین اقتصاد بزرگ جهان و یکی از اصلیترین کانونهای نوآوری و پیشتازی فناورانه در قرن بیستویکم است، یک ضرورت ساختاری در دوران گذار به نظام پساقطبی به شمار میآید.»
او اظهار کرد: «این روابط نباید به یک همسویی تاکتیکی یا موقت و از روی ناچاری فروکاسته شود.»
ظریف با اشاره به اهمیت اقتصادی چین افزود: «رابطه اقتصادی دو کشور باید از الگوی دیرینه صدور نفت خام در ازای واردات کالاهای مصرفی به سوی الگوی مشارکت در زنجیره ارزش، انتقال فناوری و سرمایهگذاری مشترک صنعتی گذار کند.»
او ادامه داد: «فروش نفت خام باید به عنوان اهرمی برای جذب فناوریهای پیشرفته و بومیسازی آنها در صنایع داخلی به کار گرفته شود.»
ظریف درباره سند همکاری ۲۵ ساله ایران و چین نیز نوشت: «این سند چارچوب ارزشمندی برای گسترش همهجانبه پیوندها فراهم آورده است، اما شکاف ژرفی میان ظرفیتهای اسمی این سند و سطح کنونی اجرای آن وجود دارد.»
او این فاصله را ناشی از «فقدان سازوکارهای روان اجرایی، ضعف ساختاری روابط اقتصادی خارجی و نبود اولویتبندی مأموریتهای مشخص پروژهمحور» دانست.
روسیه نه فرشته نجات است و نه دشمن
ظریف در بخش مربوط به روابط ایران و روسیه نوشت: «ساماندهی و گسترش پیوندها با فدراسیون روسیه به عنوان همسایه بزرگ شمالی، قدرتی هستهای و عضو دائم شورای امنیت ملل متحد، یکی از پیچیدهترین و همزمان سرنوشتسازترین پروندههای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است.»
او تأکید کرد: «مدیریت هوشمندانه پیوندهای نامتقارن با یک قدرت بزرگ همسایه، نه از دریچه شیفتگیهای احساسی یا تقابلهای بیپشتوانه، بلکه از راه همکاریهای همهجانبه راهبردی و شناخت ژرف از بایستهها و نگرانیهای دوسویه به دست میآید.»
ظریف با اشاره به اختلاف دیدگاهها درباره روسیه در داخل ایران نوشت: «بزرگترین آسیب پیوندهای ایران و روسیه، دوقطبی شدن شدید افکار عمومی و محافل نخبگانی داخلی میان دو جریان احساسی روسستیزی و روسپرستی است.»
او افزود: «روسیه نه فرشته نجات ایران است و نه دشمن؛ بلکه همسایهای بزرگ و قدرتمند با منافع ملی خویش است.»
استقلال به معنای انزوا نیست
ظریف در بخش دیگری از مقاله خود درباره مفهوم استقلال در سیاست خارجی نوشت: «استقلال در جهان شبکهای پساقطبی، گریز از وابستگیهای دوسویه نیست، بلکه توانایی گوناگونسازی پیوندهای بیرونی و سامان دادن به آنهاست.»
او بیان کرد: «زمانی که سیاست خارجی کشور گزینههای محدودی در سبد روابط خود داشته باشد، در عمل استقلال راهبردی خود را در پای ناچاری و نیاز قربانی کرده است.»
ظریف تأکید کرد: «استقلال واقعی زمانی به دست میآید که دیپلماسی کشور بتواند دامنه گزینههای راهبردی خود را گسترش دهد.»
او در پایان مقاله خود نوشت: «توازن فراگیر به معنای سازش با غرب یا پشت کردن به شرق نیست؛ بلکه به معنای کنشگری هدفمند در همه پهنههای جغرافیایی با هدف پاسداری از حاکمیت ملی، بهبود رفاه و خشنودی مردم و تضمین مانایی و سربلندی ایران در جهان پساقطبی است.»