چماق کوچک و هویجهای فراوان؛ چرا همحزبیهای ترامپ به توافق او میتازند؟
مقاله با بررسی توافق چارچوبی میان ایران و آمریکا، آن را نه پایان جنگ بلکه آتشبسی موقت و آزمونی برای اعتمادسازی میان دو طرف توصیف میکند. توافق، پروندههای حساسی مانند برنامه هستهای، تحریمها، موشکهای ایران و نفوذ منطقهای تهران را به مذاکرات ۶۰ روزه آینده موکول کرده است. همزمان، مخالفتهای داخلی در آمریکا و اسرائیل، کارشکنیهای نتانیاهو و تداوم تنش در لبنان، چشمانداز موفقیت توافق را مبهم کرده است.
فرارو– عبدالله خلیفه الشایجی، استاد علوم سیاسی دانشگاه کویت
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه القدس العربی، بیش از ۱۱۰ روز از دومین جنگ ترامپ و نتانیاهو علیه ایران میگذرد. فضای تحریکآمیز، اهداف پنهان، محاسبات اشتباه و نداشتن یک نگاه آیندهنگرانه باعث شد تا این جنگ طولانی شود. اگر این مشکلات وجود نداشت، دو طرف میتوانستند با گفتوگو، میانجیگری و کوتاه آمدن در برخی موارد، جلوی وقوع این درگیری را بگیرند.
در مسیر رسیدن به توافق، کشور عمان نقش بسیار مهمی ایفا کرد. پیش از آن نیز، دولت قطر در روزهای اول مذاکرات تلاش کرد تا نظرات دو طرف را به هم نزدیک کند. قطریها با کم کردن اختلافات، نقش مؤثری در این زمینه داشتند.
پس از آن، شهر دوحه (پایتخت قطر) با حمایت از میانجیگری کشور پاکستان، تا آخرین لحظات گفتوگوها فعال باقی ماند. این تلاشها از طریق فرستادن نمایندگانی از وزارت خارجه قطر و تماسهای پیدرپی میان دونالد ترامپ و شیخ تمیم بن حمد آل ثانی (امیر قطر) پیگیری میشد.
شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر و وزیر خارجه قطر نیز نقش هدایتکننده این مسیر را بر عهده داشت. رئیسجمهور ترامپ در دیدارها و تماسهایش با امیر قطر، بارها از تلاشهای این کشور برای پیشبرد مذاکرات تشکر کرد. از سوی دیگر، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران نیز پس از امضای الکترونیکی این تفاهمنامه، در یک تماس تلفنی با امیر قطر درباره آخرین تحولات این توافق صحبت کرد.
شصت روز سرنوشتساز
هفته گذشته در مقالهای برای روزنامه «القدس العربی»، این سؤال را مطرح کردم که آیا یک توافق اولیه میتواند به جنگی که بر اساس اشتباهات محاسباتی شروع شده است، پایان دهد؟
در آن مقاله تأکید کردم که: «بزرگترین مانع این توافق، تلاشهای بنیامین نتانیاهو برای خرابکاری است. او با افزایش درگیریها در جنوب لبنان، سعی دارد در مسیر این توافق بمبگذاری کند. حالا چالش اصلی این است که آیا ترامپ میتواند جلوی خرابکاریهای او را بگیرد یا خیر؟»
واقعیت این است که برای پایان دادن به وضعیت خستهکننده «نه جنگ و نه صلح»، باید چند اتفاق مهم بیفتد. اول اینکه جزئیات توافق کاملاً شفاف شود. دوم اینکه اختلافات میان حرفهای واشنگتن و تهران از بین برود. در نهایت، باید ظرف ۶۰ روز یک توافق جامع و کامل امضا شود. تا زمانی که این پروندههای پیچیده حل نشوند، نمیتوانیم بگوییم که جنگ واقعاً تمام شده است.
در شرایط فعلی، ما بیشتر با یک آتشبس موقت روبهرو هستیم تا پایان واقعی جنگ. این آتشبس در واقع یک آزمون بزرگ است تا ببینیم دولت ترامپ و جمهوری اسلامی ایران چقدر میتوانند به یکدیگر اعتماد کنند.
آغاز مراحل اعتمادسازی
پس از اینکه چهارده بند این تفاهمنامه اعلام شد، توافق وارد مرحله اول اجرا گردید و مرحله دوم که همان «اعتمادسازی» است، آغاز شد. این اتفاق باعث شد تا فضای سیاسی و دیپلماتیک برای حلوفصل موضوعات بسیار حساس فراهم شود.
این موضوعات راهبردی شامل موارد متعددی است. برنامه هستهای ایران، مقدار ذخایر اورانیوم با غنای بالا، زمان توقف فعالیتهای هستهای، سقف مجاز غنیسازی و برنامه موشکی ایران از جمله این موارد هستند. همچنین روابط تهران با متحدان منطقهایاش، لغو تحریمها و نحوه آزادسازی پولهای بلوکهشده ایران در کشورهای دیگر نیز در این مرحله بررسی خواهند شد.
پس از آنکه دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان توقف فوری جنگ در همه جبههها را اعلام کردند، روند کنترل بحران رسماً آغاز شد. آنها یک مهلت ۶۰ روزه تعیین کردند تا درباره پروندههای پیچیدهای که به آینده موکول شده بود، گفتوگو کنند. این مذاکرات قرار است زمینه را برای یک توافق نهایی، کامل و همیشگی میان دو طرف آماده کند.
تعهدات دو طرف در توافق
این توافق اولیه، مجموعهای از قول و قرارهای نظامی، اقتصادی و هستهای را برای هر دو طرف مشخص کرده است. یکی از مهمترین بخشهای آن، برقراری آتشبس همیشگی در همه جبههها از جمله کشور لبنان است. این توافق تأکید میکند که باید به استقلال و خاک لبنان احترام کامل گذاشته شود.
بر اساس این متن، ایران قول میدهد که برای همیشه از ساخت یا توسعه سلاحهای هستهای خودداری کند. همچنین قرار است ذخایر مواد غنیشده ایران زیر نظر آژانس بینالمللی انرژی اتمی مدیریت شود. البته بررسی دقیق این موضوعات به مرحله دوم مذاکرات و همان فرصت ۶۰ روزه سپرده شده است.
یکی دیگر از بخشهای مهم توافق، باز ماندن تنگه هرمز است. طبق این بند، کشتیهای تجاری، نفتکشها و کشتیهای حامل گاز باید بتوانند بدون پرداخت هیچ هزینه اضافهای، آزادانه از این مسیر عبور کنند.
همچنین قرار است محاصره دریایی بندرهای ایران در یک دوره ۳۰ روزه و بهآرامی لغو شود. شروع دوباره صادرات نفت و محصولات نفتی ایران نیز جزو تعهدات این توافق است. در مقابل، آمریکا قول داده است که با کمک کشورهای منطقه، یک برنامه کامل برای بازسازی و پیشرفت اقتصاد ایران آماده کند و مجوزهای مالی لازم برای اجرای آن را صادر نماید.
ترامپ میان شکست و ناکامی
رئیسجمهور آمریکا این تفاهمنامه را یک «توافق بینقص» خواند. او ادعا کرد که به هدف اصلی خود، یعنی دور نگه داشتن همیشگی ایران از سلاح هستهای، رسیده است. ترامپ همچنین تأکید کرد که سیاست فشارهای حداکثری، در نهایت تهران را مجبور کرد تا پای میز مذاکره بیاید.
با وجود اینکه آمریکا در این توافق امتیازات زیادی داده است، دونالد ترامپ با ادبیاتی تند ادعا کرد: «ایران بدون هیچگونه پیششرطی تسلیم شده است.» او همچنین مدعی شد که قدرت کافی برای جلوگیری از حمله احتمالی اسرائیل به لبنان را دارد و نمیگذارد دامنه جنگ گسترش پیدا کند.
اما تنها چند ساعت پس از این حرفهای امیدوارکننده ترامپ، بنیامین نتانیاهو درگیریهای بسیار شدیدی را در جنوب لبنان آغاز کرد. او با این کار تلاش کرد تا مسیر توافق را به هم بریزد و آن را با شکست روبهرو کند. این اقدام نتانیاهو، خشم و ناراحتی شدید رئیسجمهور ترامپ و معاونش را به دنبال داشت.
در داخل آمریکا نیز، دولت ترامپ با موج بزرگی از انتقادها روبهرو شد. این اعتراضها حتی از سوی همحزبیهای خود او یعنی جمهوریخواهان نیز مطرح میشد. افراد سرشناسی مثل مایک پنس (معاون سابق ترامپ)، لیندسی گراهام و سناتور تد کروز که از چهرههای تندرو حزب جمهوریخواه هستند، بهشدت با این توافق مخالفت کردند.
انتقادها به دادن امتیازات گسترده
مخالفان این توافق معتقدند که دولت ترامپ بهجای فشار آوردن به ایران، امتیازات بسیار زیادی به این کشور داده است. آنها میگویند در این توافق، پاداشها بسیار بیشتر از تنبیههاست و خبری از سختگیری نیست.
به باور این منتقدان، توافق جدید امکانات اقتصادی بزرگی مثل راهاندازی صندوق ویژه بازسازی و پایان دادن به محاصره اقتصادی را برای ایران فراهم میکند. آنها همچنین تأکید دارند که این تفاهمنامه، تأثیر چندانی روی کاهش قدرت و نفوذ ایران در منطقه خاورمیانه نخواهد داشت.
بزرگترین مخالفتها با این توافق از سوی اسرائیل مطرح شد. مقامهای تلآویو بهطور گسترده اعلام کردند که خود را موظف به اجرای این تفاهمنامه نمیدانند. این در حالی است که ایران و حتی شخص ترامپ تأکید کردهاند که این توافق شامل توقف درگیریها میان اسرائیل و حزبالله لبنان نیز میشود.
درگیری لفظی مقامات آمریکا و اسرائیل
دونالد ترامپ در واکنش به این مخالفتها، بار دیگر نتانیاهو را فردی «بیپروا» و «دیوانه» خواند. بر اساس گزارشها، ترامپ در یک تماس تلفنی بهشدت به نتانیاهو اعتراض کرده است.
رئیسجمهور آمریکا با اطمینان گفت که میتواند اسرائیل را مجبور به اجرای توافق کند. او گفت: «آنها دقیقاً همان کاری را میکنند که من میگویم.» ترامپ با اشاره به حمایتهای همیشگی واشنگتن از اسرائیل، ادعا کرد که اگر او نبود، اسرائیل تاکنون نابود شده بود.
در همین حال، جی. دی. ونس به مهمترین مدافع این توافق در تلویزیون تبدیل شد. او در دفاع از توافق، انتقادهای بسیار تندی را علیه وزیران تندرو اسرائیل، بهویژه ایتامار بنگویر و بتسلئیل اسموتریچ مطرح کرد.
ونس در یک پیام غیرمستقیم به نتانیاهو گفت: «تمام دنیا علیه شماست و فقط ما هستیم که از شما حمایت میکنیم. دونالد ترامپ تنها رهبر قدرتمند جهان است که با شما همراهی دارد.»
معاون رئیسجمهور آمریکا با تأکید بر اینکه پول مالیاتدهندگان آمریکایی خرج سلاحهای اسرائیل میشود، سخنانش را با یک هشدار تند تمام کرد. او گفت: «اگر من جای مقامات دولت اسرائیل بودم، هرگز به تنها متحد قدرتمندی که در کل دنیا برایم باقی مانده است، حمله نمیکردم.»
در پایان، با نگاهی به تمام این اتفاقات میتوان به یک نتیجه مشخص رسید: ناکامی در رسیدن به اهداف جنگ، دادن امتیازات زیاد بدون گرفتن تضمین، کارشکنیهای نتانیاهو و ادامه درگیریها در لبنان، همگی یک پیام دارند؛ «ترامپ در جنگ پیروز نشد، اما نتوانست صلح را هم به دست بیاورد.»