شکست راهبردی آمریکا و اسرائیل در سایه امتیازهای بزرگ به تهران
از بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری ایران تا الگوهای جدید امنیتی
متن یادداشت تفاهم آمریکا و ایران نشان میدهد که جنگ اخیر برخلاف اهداف اولیه واشنگتن و تلآویو، به تثبیت بسیاری از خطوط قرمز تهران انجامیده است. توافق، برنامه هستهای و موشکی ایران و پرونده متحدان منطقهای را حل نکرده و عبور رایگان از هرمز را فقط موقت کرده است. در مقابل، تهران از رفع محدودیتهای نفتی، آزادسازی داراییها، بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری و فشار تازه بر آمریکا، اسرائیل و کشورهای خلیج فارس سود میبرد.
فرارو– بلال التلیدی، تحلیلگر مسائل بینالملل روزنامه «القدس العربی»
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه القدس العربی، امضای از راه دورِ تفاهمنامه میان آمریکا و ایران، پیام خاصی از نظر زمان و مکان نداشت. با این حال، همزمانی این اتفاق با نشست کشورهای صنعتی جهان (گروه هفت) در کاخ ورسای، یک فرصت طلایی برای دونالد ترامپ بود. او از این طریق توانست نشان دهد که قدرتهای غربی هم از این توافق حمایت میکنند.
شکست واشنگتن و تلآویو در سایه امتیازهای بزرگ به تهران
با انتشار متن این تفاهمنامه توسط کاخ سفید، بحثها درباره برندگان و بازندگان این توافق حسابی داغ شده است. این بررسیها خیلی زود از بحثهای ساده فراتر رفت و به ارزیابی نتایج بلندمدتِ جنگ و توافق کشیده شد.
دونالد ترامپ که سالها توافق هستهای دوران اوباما را بهشدت نقد میکرد، حالا خودش زیر تیغ انتقادهاست. بسیاری از کارشناسان، توافق جدید ترامپ را یکی از بزرگترین شکستهای سیاست خارجی آمریکا توصیف میکنند. انتشار جزئیات این توافق نشان داد که دفاع تبلیغاتی از آن چقدر سخت است و چه امتیازهای بزرگی به ایران داده شده است.
در اسرائیل، واکنشها حتی شدیدتر هم بوده است. بسیاری از منتقدان، این تفاهمنامه را بزرگترین شکست راهبردی تلآویو از زمان تأسیس این رژیم میدانند. به همین دلیل، دولت اسرائیل خیلی زود اعلام کرد که خود را طرف این توافق نمیداند؛ حتی با اینکه در توافق به توقف درگیریها در همه جبههها و احترام به حاکمیت لبنان اشاره شده است.
اهدافی که روی کاغذ ماند
بررسی ساختار چهاردهبندی توافق و مقایسه آن با اهداف اولیه جنگ، یک واقعیت مهم را نشان میدهد: بخش مهمی از خواستههای اصلی واشنگتن و تلآویو یا کاملاً کنار گذاشته شده یا به مذاکرات آینده موکول شده است.
از دیدگاه منتقدان، آمریکا و اسرائیل نتوانستهاند به اهداف اصلی خود برسند که مهمترینِ آنها، متوقف کردن برنامه هستهای ایران است. بزرگترین امتیازی که واشنگتن و تلآویو گرفتهاند، این است که ایران پذیرفته محدودیتهایی روی ذخایر اورانیوم با غنای بالا اعمال کند.
اما نکته جالب اینجاست که این موضوع، پیش از آغاز جنگ نیز در مذاکرات با میانجیگری کشور عمان مطرح شده بود و تهران آمادگی خود را برای کاهش غنیسازی به زیر ۲۰ درصد اعلام کرده بود. منتقدان میپرسند وقتی میشد این امتیاز را قبل از جنگ و بدون خونریزی گرفت، هزینههای سنگین جنگ چه دستاورد تازهای برای آمریکا و اسرائیل داشته است؟
دومین نشانه شکست آمریکا و اسرائیل این است که سه خواسته اصلی آنها در توافق جایی ندارد: توقف برنامه هستهای، توقف ساخت موشکهای بالستیک و پایان حمایت ایران از متحدان منطقهایاش.
رئیسجمهور آمریکا به صراحت اعتراف کرده است که نمیتوان از ایران خواست برنامه موشکی نداشته باشد، در حالی که بقیه کشورهای منطقه مسلح هستند. در عمل، تنها تعهدی که واشنگتن توانست از ایران بگیرد، نداشتن سلاح هستهای بود؛ موضوعی که اصلاً امتیاز جدیدی نیست. تهران در دوران رهبری آیتالله خامنهای نیز ساخت سلاح هستهای را نه فقط از نگاه سیاسی، بلکه با استناد به فتوای محکم شرعی و دینی کاملاً رد کرده است.
معمای تنگه هرمز و خطوط قرمز ایران
سومین نکته مهم به تنگه هرمز مربوط میشود. واشنگتن نتوانست عبور رایگان و همیشگی کشتیها از این آبراه مهم را به ایران تحمیل کند. این توافق فقط برای یک دوره موقتِ دوماهه این شرایط را میپذیرد.
پس از این دو ماه، قرار است قانون جدیدی با مشارکت تهران، مسقط (عمان) و کشورهای خلیج فارس تنظیم شود. این قانون جدید میتواند به ایران اجازه دهد تا در ازای ارائه خدمات پشتیبانی به کشتیهای تجاری، از آنها هزینه عبور دریافت کند؛ موضوعی که تهران از روز اول آن را خط قرمز خود میدانست و از آن کوتاه نیامد.
در مجموع، بسیاری از خطوط قرمز ایران در این توافق حفظ شده است. پایان یافتن جنگ، تعهد به دخالت نکردن در امور داخلی ایران، تغییر وضعیت تنگه هرمز، ادامه برنامههای هستهای و موشکی و همچنین حفظ متحدان منطقهای ایران، همگی به نفع تهران تمام شده است.
بخش اقتصادی توافق نیز برای ایران یک پیروزی بزرگ است. مشارکت کشورهای منطقه در بازسازی زیرساختهای ایران با بودجهای معادل ۳۰۰ میلیارد دلار، آزادسازی پولهای مسدودشده و رفع محدودیتهای صادرات نفت، فشار اقتصادی بر تهران را بهشدت کاهش میدهد. قرار است در پایان مذاکرات، بین کاهش مواد هستهای غنیشده و لغو کامل تحریمها ارتباط مستقیمی برقرار شود.
دردسرهای ترامپ و نگرانی کشورهای عربی
بررسی سود و زیان این جنگ نشان میدهد که بازگشایی تنگه هرمز برای آمریکا بسیار گران تمام شده است. این آبراه مهم، نهتنها نگاه آمریکا به قدرت دفاعی ایران را تغییر داد، بلکه به مهمترین ابزار تهران برای تغییر کفه ترازو در منطقه تبدیل شد.
دونالد ترامپ حالا با چالشهای بزرگی روبهرو است. دولت آمریکا برای رسیدن به توافق مجبور شده به صادرات نفت ایران و احتمال لغو تحریمها رضایت دهد؛ تصمیمی که میتواند باعث ریزش شدید طرفداران ترامپ و حامیان اسرائیل شود.
از طرف دیگر، بار سنگین هزینههای اقتصادیِ پس از جنگ روی دوش کشورهای خلیج فارس افتاده است و آنها باید پول بازسازی ایران را بپردازند. اما مهمتر از پول، تغییر نگاه این کشورها به امنیت است.
تجربه ماههای گذشته به کشورهای عربی ثابت کرد که آمریکا در روزهای بحرانی، امنیت اسرائیل را به امنیت متحدان عرب خود ترجیح میدهد. این موضوع باعث شده تا آنها دیگر مثل گذشته به چتر حمایتی واشنگتن اعتماد نداشته باشند. به همین دلیل، کشورهای منطقه به دنبال الگوهای امنیتی جدیدی هستند که در آن، ایران، ترکیه و پاکستان نقش پررنگتری داشته باشند.
اسرائیل؛ بزرگترین مانع توافق
در نهایت، بیشتر پیشبینیها به نفع تهران است. کشورهای عربی مجبورند هزینه بازسازی ایران را بدهند و نقش ایران در امنیت منطقه پررنگتر از همیشه خواهد شد. در مقابل، اگر واشنگتن در لغو تحریمها کوتاهی کند، باید هزینههای سنگینی بپردازد.
با این همه، بزرگترین چالش این توافق نه در تهران است و نه در واشنگتن، بلکه در تلآویو قرار دارد. سؤال اصلی این است که چگونه میتوان نتانیاهو را کنترل کرد؟ نخستوزیری که ممکن است برای حفظ آزادی عمل خود، اجرای آتشبس را مختل کند. تنها راه ترامپ این است که یک مسیر مذاکره جداگانه بین بیروت و تلآویو ایجاد کند تا مشکل لبنان حل شود.
سرنوشت این توافق هنوز کاملاً روشن نیست. مهمترین ابهام، نقش اسرائیل است که خود را طرف توافق نمیداند. این سؤال مطرح است که آیا تلآویو میتواند توافق را به هم بزند؟ از سوی دیگر، شاید هدف اصلی و فوری آمریکا فقط بازگشایی تنگه هرمز بوده و حل مسائل پیچیدهتر را به دو ماه آینده سپرده است. در این صورت، آینده این تفاهمنامه به نحوه مدیریت اختلافات در ماههای آینده بستگی دارد.