ناگفتههای اسدالله بادامچیان از علی لاریجانی
بادامچیان گفت: در موضوع اختلافات سیاسی سال ۸۸ نیز تأکید میشود که نسبت دادن حمایت آقای لاریجانی از میرحسین موسوی کاملاً نادرست است و او اساساً چنین موضعی نداشته است.
سالروز تولد علی لاریجانی است. او در جریان جنگ ۴۰ روزه ایران با آمریکا و اسرائیل در حالی به شهادت رسید که میتوان دوران اخیر مسئولیت او در شورای عالی امنیت ملی را مهمترین مسئولیت سیاسی اش دانست. شاید حتی زمانی که در دوران سال های ۸۴ تا ۸۶ دبیر شورای عالی امنیت ملی شده بود نقش او در سپهر سیاست ایران به اندازه دوره آخر او مهم نبود. او در شرایطی دوباره به مسئولیت برگشته بود که کشور جنگ ۱۲ روزه را از سر گذرانده بود و در این زمان جنگ ۴۰ روزه هم رخ داد.
گذشته از اینها لاریجانی سیری را طی کرده بود که نمیتوان آن را نادیده گرفت. علی لاریجانی هرچند به جریان سیاسی اصولگرا تعلق داشت، توانست نهایتا چهرهای از خود به جا بگذارد که سیاستورزیاش متکی به عقلانیت بود.
اسدالله بادامچیان در یک گفتوگو از سابقه آشنایی خود با لاریجانی و سپس به ویژگیهای شخصیتی او میپردازد.
مشروح این گفتوگو در ادامه آمده است.
آشنایی من با آقای علی لاریجانی در واقع به واسطه خانواده آیتالله شهید مطهری شکل گرفت. من از سالهای قبل از دهه ۴۰ با شهید مطهری آشنا شده بودم و همکاری داشتیم؛ به همین دلیل به طور طبیعی با خانواده ایشان نیز رفتوآمد پیدا کردیم. بعدها که آقای لاریجانی داماد این خانواده شدند، این ارتباط نزدیکتر شد؛ بهویژه که من از گذشته با پدر ایشان، مرحوم آیتالله العظمی آملی نیز آشنایی داشتم. البته در دوران پیش از انقلاب، روابط ما بیشتر حول مسائل جاری انقلاب و امور روزمره مردم میگذشت و کار تشکیلاتی ویژهای با هم نداشتیم.
بعد از پیروزی انقلاب، حضور و فعالیتهای ایشان در جبهه و در ادامه همکاریشان با بخشهای مختلف سپاه پاسداران باعث آشنایی و ارتباط بیشتر ما شد. این روند ادامه داشت تا اینکه در جریان انتخابات دوره دوم مجلس شورای اسلامی، ایشان نامزد شدند. من در آن زمان در حزب جمهوری اسلامی مسئولیت انتخابات را بر عهده داشتم. در حوزه انتخابیه آمل، رقابت اصلی میان آقای علی لاریجانی و مرحوم آقای کاظمیدینان بود. حزب جمهوری اسلامی هر دو نفر را تایید میکرد، اما در فضای انتخاباتی آنجا حساسیتهایی وجود داشت و در نهایت پس از شمارش آرا میان طرفداران دو طیف اختلافنظر ایجاد شد.
در آن مقطع این موضوع مربوط به انتخابات از طریق حزب جمهوری اسلامی بود که من مسئولیتش را بر عهده داشتم؛ البته بعدها در حزب مؤتلفه اسلامی هم مسئول انتخابات شدم. در بحبوحه آن انتخابات و با توجه به شناختی که مردم از کاندیداها داشتند، اختلافنظرهایی پیش آمد که باعث شد برای حلوفصل مسائل به طور جدیتر وارد بحث و بررسی شویم.
کار به جایی رسید که آرای آن حوزه انتخابیه دو بار بازشماری شد. در نهایت مشخص شد که آقای کاظمیدینان تنها با اختلاف «یک رأی» نسبت به آقای لاریجانی حائز اکثریت شده و به مجلس راه یافته است. این اتفاق باعث شد بعدها زمینه رفاقت و نزدیکی بیشتر میان ما شکل بگیرد. بعدها با ورود ایشان به سازمان صداوسیما، این ارتباط عمیقتر شد و در همان دوران چند کار مشترک نیز انجام دادیم که از جمله آنها تهیه فیلمنامهای درباره زندگی شهید آیتالله مطهری بود.
علت اصلی اعتماد در این همکاریها، رفاقت عمیق و سوابق طولانی من با شهید مطهری بود. همین شناخت و محبت دوطرفه باعث شد ارتباط ما در حوزههای مختلف ادامه پیدا کند. در ادامه نیز در حوزه تولیدات نمایشی و رسانهای، همفکریهایی داشتیم و حتی بدون داشتن سمت رسمی در صداوسیما، در بسیاری از امور مشورتی در کنار ایشان بودم.
این ارتباط پس از پایان دوره صداوسیما نیز ادامه یافت. زمانی که ایشان به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی رفتند، ارتباط و همکاریهای دورادور ما همچنان برقرار بود و در دورههای بعد نیز این ارتباط ادامه پیدا کرد.
در دوره وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایشان نیز ارتباط، رفتوآمد و مشورتهای ما ادامه داشت. با توجه به شناختی که از حوزه هنر، فیلم، کتاب و مسائل فرهنگی داشتم، ایشان از این تجربیات استفاده میکردند و فضای همکاری و احترام متقابل میان ما برقرار بود.
در آن دوره پس از استعفای آقای خاتمی، نیاز به فردی بود که بتواند با حفظ اصول و موازین، سامان جدیدی در وزارت ارشاد ایجاد کند. در همین چارچوب، آقای لاریجانی به دلیل شناخت فرهنگی، تجربه مدیریتی و سابقه سیاسی برای این مسئولیت انتخاب شد و به گفته بادامچیان، دوره او دورهای از تحول آرام و زیربنایی در حوزه فرهنگ کشور بود.
در مقطع انتخابات سال ۸۴ نیز آقای لاریجانی به عنوان یکی از نامزدهای اصلی جریان اصولگرا مطرح بود. در همان زمان تحلیلهایی وجود داشت که ایشان رأی نخواهد آورد، اما با وجود این ارزیابیها تا پایان در رقابت باقی ماند. در عین حال مشخص بود که ایشان اصلاً به آقای احمدینژاد و سبک مدیریتی او اعتقادی نداشت.
در ادامه، درباره تغییر مسیر جریان اصولگرا در آن انتخابات، فضای رقابت در دور اول و دوم و پیروزی نهایی محمود احمدینژاد، بادامچیان تأکید میکند که رقابتها پیچیده و چندلایه بود و در نهایت فضای احساسی جامعه نقش مهمی در نتیجه انتخابات داشت.
در خصوص انتخاب آقای لاریجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز تأکید میشود که این جایگاه با هماهنگی و تأیید رهبر انقلاب تعیین میشود و تصمیم نهایی صرفاً در اختیار رئیسجمهور نیست. به گفته او، لاریجانی در آن دوره نیز خدمات قابل توجهی ارائه داد.
در موضوع اختلافات سیاسی سال ۸۸ نیز تأکید میشود که نسبت دادن حمایت آقای لاریجانی از میرحسین موسوی کاملاً نادرست است و او اساساً چنین موضعی نداشته است.
در ادامه، درباره ریاست مجلس شورای اسلامی نیز روایت میشود که پیش از آغاز مجلس هشتم، جلسهای میان نمایندگان برگزار شد و طی رأیگیری داخلی، آقای لاریجانی با اختلاف قابل توجهی نسبت به آقای حداد عادل به عنوان رئیس مجلس انتخاب شد و این انتخاب با رفتار کاملاً اخلاقی و محترمانه هر دو طرف همراه بود.
بادامچیان عملکرد مدیریتی لاریجانی در سه دوره ریاست مجلس را قوی و کارآمد توصیف کرده و تأکید میکند که او توانست اعتماد نمایندگان را جلب کند.
در بخش دیگری از این گفتوگو، درباره برجام و تصویب آن در مجلس نیز گفته میشود که تصمیمگیری در آن مقطع در چارچوب سیاست کلان نظام بوده و مدیریت مجلس در مسیر اجرای این تصمیم عمل کرده است، نه بر اساس گرایشهای شخصی یا سیاسی.
در نهایت نیز تأکید میشود که نگاه کلی باید بر حفظ مصالح ملی، احترام به اختلافنظرها و تقویت اقتدار کشور استوار باشد و مسیر پیشرفت ایران در گرو همین رویکرد جمعی است.