مرز باریک میان جنگ نیابتی و تقابل مستقیم
هرگونه اقدام انصارالله که امنیت دریانوردی و شرکای منطقهای آمریکا را تهدید کند، میتواند از نگاه واشنگتن بهعنوان اقدامی منتسب به ایران تلقی شود.
توییت اول مرداد ۱۴۰۵ دونالد ترامپ را باید فراتر از یک واکنش مقطعی به حمله انصارالله به کشتیهای عربستان سعودی دانست. این پیام، در واقع تلاشی برای بازتعریف معادله بازدارندگی آمریکا در غرب آسیا و ترسیم خطوط قرمز جدید در قبال ایران و نیروهای همسو با آن است. ترامپ در این پیام سه هدف را بهصورت همزمان دنبال میکند:
۱. انتقال مسئولیت از حوثیها به ایران
ترامپ عمداً انصارالله را بازیگر اصلی معرفی نمیکند، بلکه تأکید میکند که «ایران مسئول خواهد بود». این یعنی واشنگتن میخواهد هرگونه حمله آینده به کشتیها را نه یک بحران دریایی، بلکه اقدامی منتسب به تهران تلقی کند. چنین روایتی میتواند مبنای حقوقی و سیاسی برای واکنش مستقیم علیه ایران فراهم کند، حتی اگر ایران نقش مستقیمی در عملیات نداشته باشد.
۲. ایجاد بازدارندگی از طریق تهدید پیشینی
ترامپ پیش از وقوع بحران بزرگ، هزینه اقدامات آینده را اعلام میکند. این همان منطق «بازدارندگی از طریق تهدید معتبر» است؛ یعنی قبل از اینکه حملات گسترش یابد، پیام روشنی ارسال میشود که پاسخ آمریکا فقط متوجه انصارالله نخواهد بود، بلکه ایران نیز هدف قرار خواهد گرفت.
۳. شکاف انداختن میان تهران و انصارالله
بخش جالب این پیام، تمجید غیرمنتظره ترامپ از عملکرد گذشته حوثیهاست؛ او میگوید آنها «حرفهای و هوشمند» عمل کرده بودند اما اکنون ناامیدش کردهاند. این عبارت صرفاً یک تعریف نیست؛ بلکه تلاشی روانی برای القای این پیام است که انصارالله تا پیش از این قواعد بازی را رعایت میکرده و اکنون از آن چارچوب خارج شده است. چنین ادبیاتی میتواند با هدف تأثیرگذاری بر محاسبات رهبران انصارالله و ایجاد فاصله میان آنان و تهران باشد.
۴. حمایت از امنیت دریایی و شرکای منطقهای
اشاره مستقیم به حمله به دو کشتی عربستان سعودی نیز تصادفی نیست. ترامپ میخواهد نشان دهد که آمریکا صرفاً از منافع خود دفاع نمیکند، بلکه امنیت شرکای منطقهای و مسیرهای تجارت جهانی را نیز در اولویت قرار داده است. این روایت، حمایت بینالمللی از هرگونه اقدام احتمالی آمریکا را آسانتر میکند.
جمعبندی
این پیام بیش از آنکه یک واکنش مقطعی باشد، بیانگر تلاش واشنگتن برای ترسیم مرز باریک میان جنگ نیابتی و تقابل مستقیم است. در این چارچوب، هرگونه اقدام انصارالله که امنیت دریانوردی و شرکای منطقهای آمریکا را تهدید کند، میتواند از نگاه واشنگتن بهعنوان اقدامی منتسب به ایران تلقی شود و زمینه را برای پاسخ مستقیم علیه تهران فراهم سازد.
اگر این رویکرد در عمل نیز دنبال شود، منطقه وارد مرحلهای خواهد شد که تفکیک میان جنگهای نیابتی و رویارویی مستقیم بیش از هر زمان دیگری کمرنگ میشود؛ وضعیتی که نهتنها هزینه محاسبات راهبردی بازیگران را افزایش میدهد، بلکه احتمال گسترش دامنه تنشها به یک تقابل مستقیم را نیز بیش از گذشته تقویت میکند.