ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۳۳۴۵

کابوس اسرائیل؛ چرا نتانیاهو با توافق احتمالی آمریکا و ایران مخالف است؟

کابوس اسرائیل؛ چرا نتانیاهو با توافق احتمالی آمریکا و ایران مخالف است؟

پرونده ایران بار دیگر به نقطه‌ای حساس رسیده است؛ تهران خروج ذخایر اورانیوم غنی‌شده را خط قرمز امنیتی خود می‌داند، در حالی‌ که آمریکا و اسرائیل آن را شرط توافق یا پایان جنگ می‌خوانند. هم‌زمان، ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا از بازسازی سریع توان موشکی و پهپادی ایران حکایت دارد. در این میان، ترامپ میان دیپلماسی و گزینه نظامی قرار گرفته و نتانیاهو نگران توافقی است که بدون تغییر بنیادین در تهران، جنگ را پایان دهد.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- پرونده هسته‌ای ایران بار دیگر به نقطه‌ای حساس و پرتنش رسیده است. منابع بلندپایه ایرانی می‌گویند آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، به‌صورت مستقیم دستور داده است که ذخایر اورانیوم با غنای بالای کشور تحت هیچ شرایطی از ایران خارج نشود.

به گزارش فرارو، رویترز به نقل از دو منبع ارشد ایرانی گزارش داده که واشنگتن در تلاش است هر توافق احتمالی با تهران را به بندی گره بزند که بر اساس آن، ایران ناچار شود بخش حساس ذخایر اورانیوم خود را به خارج منتقل کند. این مطالبه از نگاه اسرائیل، نه یک خواست فرعی، بلکه شرطی کلیدی برای پایان دادن به جنگ تلقی می‌شود.

اورانیوم در خاک ایران؛ خط قرمز تازه تهران در برابر واشنگتن و تل‌آویو

یکی از منابع ایرانی تأکید کرده است که تصمیم در تهران روشن و نهایی به نظر می‌رسد: ذخیره اورانیوم غنی‌شده نباید از کشور خارج شود. به گفته این منابع، در ساختار تصمیم‌گیری ایران این باور تقویت شده که خروج این مواد از کشور می‌تواند تهران را در برابر حملات بعدی آمریکا و اسرائیل بی‌دفاع‌تر کند.

این موضع سخت‌گیرانه در فضایی مطرح شده که منطقه هنوز از پیامدهای جنگ اخیر فاصله نگرفته است. جنگی که پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه آغاز شد و سپس با حملات ایران به کشورهای خلیج فارس میزبان پایگاه‌های آمریکایی و تشدید درگیری میان اسرائیل و حزب‌الله در لبنان ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد. آتش‌بسی که پس از این تحولات برقرار شد، همچنان شکننده و بی‌ثبات توصیف می‌شود.

در سوی مقابل، مقام‌های اسرائیلی می‌گویند دونالد ترامپ به تل‌آویو اطلاع داده که هر توافق صلح با ایران باید شامل خروج اورانیوم با غنای بالا از خاک ایران باشد. بنیامین نتانیاهو نیز پا را فراتر گذاشته و پایان جنگ را به سه شرط حذف ذخایر اورانیوم غنی‌شده، توقف حمایت ایران از گروه‌های مقاومت و برچیدن توان موشکی بالستیک تهران گره زده است.

منابع ایرانی می‌گویند تهران پیش از آغاز جنگ حتی آمادگی داشت نیمی از ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی خود را به خارج منتقل کند؛ اما تهدیدهای مکرر ترامپ به حمله نظامی، محاسبات تهران را تغییر داد و موضع ایران را سخت‌تر کرد. با وجود میانجی‌گری پاکستان، مسیر مذاکرات همچنان ناهموار است. ادامه محاصره بنادر ایران از سوی آمریکا و کنترل تهران بر تنگه هرمز، یکی از حساس‌ترین شریان‌های انرژی جهان، فضای گفت‌وگوها را پیچیده‌تر کرده است.

در تهران، بدبینی نسبت به نیت واشنگتن عمیق‌تر شده است. منابع ایرانی می‌گویند برخی تصمیم‌گیران بر این باورند که آتش‌بس ممکن است نه مقدمه صلح، بلکه یک مانور تاکتیکی برای ایجاد احساس امنیت کاذب در ایران باشد؛ فرصتی برای آمریکا و اسرائیل تا خود را برای موج تازه‌ای از حملات آماده کنند. محمدباقر قالیباف، مذاکره‌کننده ارشد ایرانی، نیز با اشاره به «تحرکات آشکار و پنهان دشمن» گفته است که نشانه‌هایی از آمادگی آمریکا برای حملات جدید وجود دارد.

با وجود این فضای پرتنش، منابع ایرانی از وجود راه‌حل‌های میانی سخن می‌گویند. یکی از گزینه‌های مطرح، کاهش سطح غنی‌سازی و رقیق‌سازی ذخایر اورانیوم تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است؛ راهکاری که شاید بتواند بدون خروج مواد از ایران، بخشی از نگرانی‌های طرف‌های مقابل را کاهش دهد.

برآوردهای آژانس نشان می‌دهد ایران هنگام حملات اسرائیل و آمریکا به تأسیسات هسته‌ای‌اش در ژوئن ۲۰۲۵، حدود ۴۴۰.۹ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی در اختیار داشته است. با این حال، میزان دقیق ذخایر باقی‌مانده هنوز مشخص نیست.

اگرچه منابع از پیشرفت محدود مذاکرات در برخی حوزه‌ها سخن می‌گویند، اما اختلافات اصلی همچنان حل‌نشده باقی مانده است: آینده ذخایر اورانیوم غنی‌شده، حق ایران برای غنی‌سازی در خاک خود و نوع تضمین‌هایی که باید مانع حملات آینده آمریکا و اسرائیل شود.

در چنین شرایطی، تهران پیام روشنی ارسال کرده است: پیش از دریافت تضمین‌های پایدار امنیتی، وارد گفت‌وگوهای جزئی درباره برنامه هسته‌ای خود نخواهد شد. ایران همچنان می‌گوید به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست، اما هم‌زمان حاضر نیست مهم‌ترین اهرم هسته‌ای خود را از خاک کشور خارج کند.

ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، روز پنجشنبه در یک نشست خبری گفت مسکو آماده است به ایران و آمریکا در اجرای راه‌حل‌های احتمالی درباره اورانیوم غنی‌شده کمک کند. او تأکید کرد که بحران ایران راه‌حلی جز مسیر دیپلماسی ندارد؛ آن هم دیپلماسی‌ای که منافع تهران را نادیده نگیرد.

زاخارووا همچنین تصریح کرد که تصمیم‌گیری درباره آینده ذخایر اورانیوم ایران، تنها در اختیار خود ایران است و هیچ طرف دیگری نباید جای تهران در این موضوع تصمیم بگیرد.

در همین چارچوب، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، پیش‌تر چندین بار پیشنهاد کرده بود که مسکو می‌تواند میزبان ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران در خاک روسیه باشد؛ پیشنهادی که هدف آن، تبدیل روسیه به ضامن هسته‌ای توافق احتمالی میان تهران و واشنگتن عنوان شده است.

بازسازی سریع ماشین جنگی ایران؛ غافلگیری تازه واشنگتن و تل‌آویو

ارزیابی‌های تازه اطلاعاتی آمریکا نشان می‌دهد ایران بسیار سریع‌تر از آنچه واشنگتن و تل‌آویو تصور می‌کردند، در حال ترمیم توان نظامی خود است. تهران نه‌تنها روند بازسازی زیرساخت‌های صنعتی -  دفاعی خود را آغاز کرده، بلکه در دوره آتش‌بس، تولید پهپادها را نیز از سر گرفته است؛ نشانه‌ای که از سرعت بالای بازیابی توان نظامی ایران پس از حملات آمریکا و اسرائیل حکایت دارد.

به گفته منابع آگاه از ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا، ارتش ایران در حال سازماندهی دوباره نیروها و تجهیزات خود با سرعتی فراتر از برآوردهای اولیه است. منابعی که با شبکه «سی‌ان‌ان» گفت‌وگو کرده‌اند نیز تأکید دارند تهران در جایگزینی مواضع موشکی، پرتابگرها و ظرفیت تولید سامانه‌های اصلی تسلیحاتی، عملکردی سریع‌تر از انتظار داشته است.

اهمیت این ارزیابی‌ها در آن است که نشان می‌دهد ضربات آمریکا و اسرائیل، با وجود خسارت‌های قابل توجه، نتوانسته‌اند توان بازسازی نظامی ایران را برای مدت طولانی فلج کنند. به همین دلیل، در صورت ازسرگیری درگیری‌ها، ایران همچنان می‌تواند تهدیدی جدی برای متحدان منطقه‌ای آمریکا باشد؛ به‌ویژه اگر دونالد ترامپ تصمیم بگیرد دوباره کارزار بمباران علیه ایران را فعال کند.

یکی از مقام‌های آمریکایی گفته است برخی برآوردها نشان می‌دهد ایران ممکن است ظرف تنها شش ماه توان کامل خود در تولید پهپاد را بازیابی کند. به گفته او، تهران از همه جدول‌های زمانی که نهادهای اطلاعاتی آمریکا برای بازسازی احتمالی ایران تعیین کرده بودند، جلوتر حرکت کرده است. منابع اطلاعاتی می‌گویند سرعت بازسازی ایران فقط نتیجه توان داخلی نیست. تهران در این مسیر از حمایت‌های روسیه و چین نیز بهره می‌برد و از سوی دیگر، سطح خسارت‌های واردشده به زیرساخت‌های نظامی ایران کمتر از چیزی بوده که آمریکا و اسرائیل انتظار داشتند.

با وجود خسارت‌های سنگین، ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا نشان می‌دهد ایران همچنان بخش مهمی از توان موشکی، پهپادی و پدافند هوایی خود را حفظ کرده است. همین موضوع نشان می‌دهد بازسازی توان نظامی تهران از نقطه صفر آغاز نشده، بلکه بر پایه زیرساخت‌هایی انجام می‌شود که بخشی از آن‌ها همچنان فعال مانده‌اند.

فرماندهی مرکزی آمریکا از اظهار نظر درباره این ارزیابی‌ها خودداری کرده و اعلام کرده است که درباره مسائل اطلاعاتی سخن نمی‌گوید. در مقابل، سخنگوی وزارت دفاع آمریکا تأکید کرده که ارتش ایالات متحده همچنان «قدرتمندترین ارتش جهان» است و توان انجام عملیات در زمان و مکان مورد نظر رئیس‌جمهور را دارد.

در گزارش‌های اطلاعاتی منتشرشده در ماه آوریل آمده بود که حدود نیمی از سکوهای پرتاب موشک ایران از حملات جان سالم به در برده‌اند. اما بعد، این رقم به حدود دو سوم افزایش یافت؛ موضوعی که بخشی از آن به دوره آتش‌بس نسبت داده می‌شود. این فرصت به ایران امکان داد توان باقی‌مانده خود را ارزیابی، جابه‌جا و دوباره مستقر کند.

اطلاعات موجود همچنین نشان می‌دهد هزاران پهپاد ایرانی همچنان در اختیار تهران است؛ رقمی که تقریباً نیمی از ظرفیت پهپادی کشور را تشکیل می‌دهد. در کنار آن، بخش قابل توجهی از موشک‌های کروز ساحلی ایران نیز سالم مانده‌اند؛ ظرفیتی که همچنان می‌تواند برای تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز به کار گرفته شود.

در ظاهر، مقام‌های نظامی آمریکا تصویر متفاوتی ارائه می‌کنند. دریاسالار برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا، در کنگره گفته است عملیات آمریکا توان موشکی و پهپادی ایران را به‌شدت تضعیف کرده و حدود ۹۰ درصد از پایه صنعتی دفاعی ایران را از میان برده است.

اما همین ادعاها اکنون با ارزیابی‌های دیگر اطلاعاتی آمریکا در تضاد قرار گرفته است. برخی گزارش‌ها نشان می‌دهند خسارت‌های واردشده شاید بازسازی نظامی ایران را فقط چند ماه به تأخیر انداخته باشد.

ترامپ در آستانه تصمیم ایران؛ تل‌آویو آماده بازگشت به گزینه نظامی

در اسرائیل، فضای امنیتی بار دیگر به‌سرعت در حال تغییر است. محافل سیاسی و نظامی تل‌آویو معتقدند دونالد ترامپ بیش از هر زمان دیگری به نقطه تصمیم درباره ایران نزدیک شده است؛ تصمیمی که می‌تواند یا به ازسرگیری مستقیم جنگ از سوی آمریکا منجر شود، یا به اسرائیل چراغ سبز و حمایت کامل برای حمله‌ای گسترده علیه ایران بدهد.

بر اساس ارزیابی‌های منتشرشده در رسانه‌های اسرائیلی، کاخ سفید هنوز مسیر دیپلماسی را کاملاً نبسته است، اما این مسیر اکنون فقط در قالب یک «فرصت بسیار کوتاه» معنا دارد. از نگاه تل‌آویو، ترامپ در ظاهر آخرین مجال را برای مذاکره با تهران باز گذاشته، اما در عمل فشار نظامی و سیاسی را مرحله‌به‌مرحله افزایش می‌دهد.

در همین فضا، دستگاه‌های امنیتی اسرائیل از روز چهارشنبه سطح آماده‌باش عملیاتی و نظامی خود را بالا برده‌اند. این تصمیم در چارچوب مجموعه‌ای از ترتیبات راهبردی مرتبط با پرونده ایران اتخاذ شده و نشان می‌دهد که در نهادهای امنیتی اسرائیل، احتمال ازسرگیری حملات علیه ایران دیگر یک سناریوی دور از ذهن نیست.

منابع اسرائیلی می‌گویند ارزیابی‌های اطلاعاتی تازه، دوره آرامش کنونی را شکننده و کوتاه‌مدت توصیف می‌کند. به باور آنان، واشنگتن به‌تدریج به سمت موضعی سخت‌تر در برابر تهران حرکت می‌کند و احتمال بازگشت به گزینه نظامی هر روز جدی‌تر می‌شود.

در سطح سیاسی نیز اسرائیل تلاش دارد نشان دهد اختلافی اساسی میان نتانیاهو و ترامپ وجود ندارد. یوسی فوکس، دبیرکل دولت اسرائیل گفته است هماهنگی میان دو طرف درباره ایران «در بالاترین سطح» جریان دارد. او همچنین تلاش کرد جمله جنجالی ترامپ درباره نتانیاهو را کم‌اهمیت جلوه دهد؛ جمله‌ای که در آن رئیس‌جمهور آمریکا گفته بود نتانیاهو «آدم خوبی است و هر کاری که من بگویم انجام خواهد داد.»

فوکس این عبارت را نشانه رابطه مثبت میان دو رهبر دانست نه وابستگی سیاسی نتانیاهو به کاخ سفید. او تأکید کرد که چنین سطحی از همکاری میان رئیس‌جمهور آمریکا و نخست‌وزیر اسرائیل، به‌ویژه در کارزار علیه ایران، بی‌سابقه بوده است.

اما در داخل اسرائیل، همه چنین روایتی را نمی‌پذیرند. مخالفان دولت نتانیاهو می‌گویند تصمیم‌های تل‌آویو بیش از حد به واشنگتن وابسته شده است. آویگدور لیبرمن، رهبر حزب «اسرائیل خانه ما»، حتی نتانیاهو را متهم کرده که با پیروی از ترامپ، اسرائیل را به «جمهوری موز» تبدیل کرده است. 

در همین حال، گزارش‌های رسانه‌ای از پشت‌پرده گفت‌وگوهای ترامپ و نتانیاهو تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌دهد. وب‌سایت «اکسیوس» گزارش داده که دو طرف روز سه‌شنبه در تماس تلفنی دشواری درباره تلاش تازه برای توافق با ایران گفت‌وگو کرده‌اند؛ تماسی که بنا بر روایت یکی از منابع، نتانیاهو پس از آن به‌شدت خشمگین بوده است.

طبق این گزارش، ترامپ به نتانیاهو گفته که میانجی‌ها در حال تدوین «اعلامیه نیت» میان واشنگتن و تهران هستند؛ طرحی که می‌تواند شامل پایان رسمی جنگ و آغاز یک دوره مذاکره ۳۰ روزه باشد. محورهای این گفت‌وگوها نیز قرار است پرونده‌هایی بسیار حساس باشد: برنامه هسته‌ای ایران، مسیرهای کشتیرانی بین‌المللی و تنگه هرمز. اما نتانیاهو با این مسیر با تردید برخورد کرده است.

شبکه «اخبار ۱۲» گزارش داده که نخست‌وزیر اسرائیل در جریان تماس با ترامپ، نسبت به این طرح بدبین بوده و ترجیح داده آمریکا همچنان فشار نظامی بر ایران را ادامه دهد تا نظام ایران بیش از پیش تضعیف شود.

ترامپ در مسیر مذاکره؛ نتانیاهو در تنگنای راهبردی

دنیس سیترینویج، تحلیلگر ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی در توئیتی در ایکس می نویسد: آنچه امروز در واشنگتن در حال شکل‌گیری است، می‌تواند به سناریوی کابوس‌وار بنیامین نتانیاهو تبدیل شود: توافقی با تهران که نه‌تنها حمله به زیرساخت‌های ایران را عقب می‌اندازد، بلکه ممکن است مسیر پایان جنگ را نیز باز کند. برای اسرائیل، چنین توافقی با ساختار فعلی قدرت در ایران پذیرفتنی نیست؛ زیرا هدف نهایی تل‌آویو فقط مهار برنامه هسته‌ای نیست، بلکه تغییر نظامی است که آن را تهدیدی بنیادین برای خود می‌داند.

اما چالش اصلی نتانیاهو در این مرحله نه فقط تهران، بلکه واشنگتن است. تنش فزاینده میان او و دونالد ترامپ واقعیتی مهم را آشکار کرده است: نخست‌وزیر اسرائیل در حال حاضر ابزارهای محدودی برای اثرگذاری بر سیاست آمریکا در قبال ایران دارد.

ترامپ و دست‌کم بخشی از حلقه نزدیکان او، بیش از گذشته به توقف جنگ و آزمودن مسیر مذاکره علاقه نشان می‌دهند. همراهی با آمریکا در یک جنگ، همیشه هزینه خود را دارد. متحدان واشنگتن شاید بتوانند در آغاز یک رویارویی بر محاسبات آمریکا اثر بگذارند، اما وقتی جنگ وارد مسیر خود می‌شود، کنترل روند و به‌ویژه پایان آن، الزاماً در اختیار آنان باقی نمی‌ماند. این همان محدودیتی است که اکنون نتانیاهو با آن روبه‌رو شده است.

البته شکاف‌ها میان طرف‌های درگیر همچنان عمیق است و مسیر توافق ساده به نظر نمی‌رسد. با این حال، شواهد نشان می‌دهد ترامپ با وجود مخالفت‌های نتانیاهو، همچنان می‌خواهد گزینه دیپلماسی را به‌طور جدی بیازماید. از نگاه او، مذاکره می‌تواند مسیر مطلوب‌تری برای بستن پرونده جنگ باشد؛ حتی اگر این مسیر با خواسته‌های حداکثری اسرائیل هم‌خوان نباشد.

نتانیاهو احتمالاً هنوز تصور می‌کند می‌تواند بر نگاه رئیس‌جمهور آمریکا اثر بگذارد و او را از حرکت به سمت توافق بازدارد. اما اگر دیپلماسی در نهایت پیروز شود، نخست‌وزیر اسرائیل با بحرانی سیاسی و راهبردی روبه‌رو خواهد شد؛ زیرا توان او برای مقابله با تصمیمی که از سوی کاخ سفید گرفته شود، بسیار محدود است.

این وضعیت در چارچوب تاریخی گسترده‌تری نیز معنا پیدا می‌کند. جنگ کنونی، برخلاف تصور رایج، در مسیر سیاست آمریکا و اسرائیل در قبال ایران یک استثناست، نه قاعده. دولت‌های پیشین آمریکا، پیش از دولت فعلی، معمولاً ترجیح می‌دادند با فشار اقتصادی، تهران را به سمت توافق دیپلماتیک سوق دهند؛ توافقی که هدف اصلی آن جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بود.

جنگ اخیر نشان داد که بخشی از نگاه واشنگتن نسبت به ایران تغییر کرده است. اما پس از آنکه نظام ایران از شوک اولیه عبور کرد، اختلاف بنیادی میان اسرائیل و آمریکا بار دیگر آشکار شد: اختلاف بر سر اینکه مسئله اصلی در برابر ایران چیست و آینده مطلوب درباره تهران چگونه باید تعریف شود.

برای اسرائیل، تهدید ایران تنها به برنامه هسته‌ای محدود نمی‌شود. تل‌آویو ماهیت نظام ایران را مسئله‌ای راهبردی و غیرقابل چشم‌پوشی می‌داند. اما برای آمریکا، اولویت سنتی همواره جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران بوده است؛ حتی اگر تحقق این هدف مستلزم نوعی تفاهم یا سازش با همان نظام موجود باشد. اکنون همین تفاوت راهبردی بار دیگر به مرکز بحران بازگشته است. اسرائیل خواهان فشاری است که به تغییر بنیادین در تهران منتهی شود، اما واشنگتن ممکن است به توافقی رضایت دهد که فقط مسیر هسته‌ای ایران را محدود کند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات