مولفههای تولید روایت درست در وضعیت «نه جنگ و نه صلح»
روایتها نهتنها بازتاب واقعیت، بلکه سازنده آن هستند. در این میان، وضعیت «نه جنگ و نه صلح» که میتوان آن را نوعی تعلیق راهبردی دانست، بستری حساس برای تولید و رقابت روایتها فراهم میکند.
غلامرضا ظریفیان در اعتماد نوشت: طرح مساله: وضعیت «نه جنگ و نه صلح» به عنوان یکی از پیچیدهترین شرایط ژئوپلیتیکی و اجتماعی، مستلزم نوعی خاص از روایتسازی است که بتواند میان واقعیت، امنیت و اعتماد عمومی تعادل برقرار کند. در چنین شرایطی، روایتها صرفا بازنمایی واقعیت نیستند، بلکه بهمثابه ابزار شکلدهی به ادراک عمومی و حتی کنش سیاسی عمل میکنند.
این مقاله با رویکردی تحلیلی-مفهومی، به بررسی مولفههای اصلی تولید «روایت درست» در شرایط تعلیق امنیتی در ایران میپردازد و نشان میدهد که چگونه ترکیبی از واقعگرایی، اخلاق روایت، شفافیت، و آیندهنگری میتواند به تقویت سرمایه اجتماعی و تابآوری ملی منجر شود.
واژگان کلیدی: روایت، امنیت نرم، سرمایه اجتماعی، جنگ شناختی، ایران معاصر، رسانه
مقدمه- در دهههای اخیر، مفهوم «روایت» در علوم اجتماعی و سیاسی از جایگاهی حاشیهای به موقعیتی مرکزی ارتقا یافته است. نظریهپردازانی چون میشل فوکو و پل ریکور نشان دادهاند که روایتها نهتنها بازتاب واقعیت، بلکه سازنده آن هستند. در این میان، وضعیت «نه جنگ و نه صلح» که میتوان آن را نوعی تعلیق راهبردی دانست، بستری حساس برای تولید و رقابت روایتها فراهم میکند.
ایران معاصر نیز در سالهای اخیر در چنین وضعیتی قرار داشته است؛ شرایطی که در آن تهدیدات امنیتی، فشارهای خارجی و تحولات داخلی به صورت همزمان بر ادراک عمومی اثر گذاشتهاند. در این بستر، پرسش اصلی این است: روایت درست در چنین شرایطی چه ویژگیهایی دارد و چگونه تولید میشود؟
چارچوب نظری: روایت بهمثابه قدرت- مطابق دیدگاه میشل فوکو، قدرت از طریق گفتمانها و روایتها اعمال میشود و حقیقت نیز در دل همین گفتمانها شکل میگیرد (فوکو، ۱۳۸۰:۲۷) (۱). همچنین یورگن هابرماس بر اهمیت کنش ارتباطی و شکلگیری فهم مشترک در فضای عمومی تاکید دارد (هابرماس، ۱۳۸۴:۹۱) (۲). در حوزه معاصر، مفهوم «جنگ شناختی» Cognitive Warfare نیز نشان میدهد که میدان اصلی رقابت قدرتها، ذهن و ادراک انسانهاست، نه صرفا سرزمین (۳) NATO, ۲۰۲۰.
مولفههای تولید روایت درست
۱- واقعگرایی پیچیدگیمحور- روایت درست باید از سادهسازی افراطی پرهیز کند. در شرایط تعلیق، واقعیت چندلایه و متناقض است و هرگونه تقلیل آن به دوگانههای ساده، به بیاعتمادی منجر میشود (۴) (ریکور، ۱۳۸۵:۵۴)
۲- تکیه بر داده و قابلیت راستیآزمایی- مطابق اصول روزنامهنگاری حرفهای، روایت باید مبتنی بر دادههای قابل بررسی باشد. انتشار اطلاعات نادقیق یا اغراقآمیز، سرمایه اعتماد عمومی را تضعیف میکند (۵) Kovach & Rosenstiel, ۲۰۱۴:۷۲). )
۳- تقویت سرمایه اجتماعی- رابرت پاتنام سرمایه اجتماعی را به عنوان اعتماد، شبکهها و هنجارهای همکاری تعریف میکند (۶) (Putnam, ۲۰۰۰:۱۹) روایتهایی که شکافهای اجتماعی را تشدید میکنند، در نهایت امنیت ملی را نیز تضعیف خواهند کرد.
۴- مدیریت اضطراب جمعی- در وضعیت «نه جنگ و نه صلح»، جامعه در معرض اضطراب مزمن قرار دارد. روایت باید بتواند این اضطراب را تفسیر و مهار کند، نه اینکه آن را تشدید نماید. (۷) Giddens, ۱۹۹۱:۳۶). )
۵- شفافیت متوازن- شفافیت یکی از عوامل کلیدی اعتماد است، اما افشای بیضابطه اطلاعات نیز میتواند به بیثباتی منجر شود. بنابراین روایت درست نیازمند «شفافیت هوشمند» است (۸) Florini, ۲۰۰۷:۴۵). )
۶- آیندهنگری و امید اجتماعی- روایتهایی که صرفا بر بحران تمرکز دارند، جامعه را در وضعیت انفعال قرار میدهند. در مقابل، روایت آیندهمحور میتواند حس کنشگری و امید را تقویت کند (۹) Appadurai, ۲۰۱۳:۲۸۶). )
۷- رقابتپذیری رسانهای- در عصر رسانههای دیجیتال، روایتها باید:
سریع
قابل فهم
و متناسب با مخاطب (بهویژه نسل جوان)
باشند. در غیر این صورت، میدان به روایتهای غیررسمی واگذار میشود.
۸- اعتبار راوی- اعتماد به روایت تا حد زیادی وابسته به اعتماد به راوی است. استفاده از نخبگان دانشگاهی، کارشناسان مستقل و رسانههای معتبر میتواند به افزایش اعتبار کمک کند.
۹- اخلاق روایتسازی- روایت درست باید مبتنی بر اصول اخلاقی باشد:
پرهیز از تحریف
احترام به کرامت انسانی
مسوولیتپذیری در برابر پیامدهای اجتماعی
پاورقیها
۱- فوکو، میشل (۱۳۸۰)، نظم گفتار، ترجمه باقر پرهام، تهران: نشر آگاه.
۲- هابرماس، یورگن (۱۳۸۴)، نظریه کنش ارتباطی، ترجمه حسین بشیریه، تهران: نشر نی.
۳- NATO (۲۰۲۰)، Cognitive Warfare Report.
۴- ریکور، پل (۱۳۸۵)، زمان و روایت، ترجمه مهشید نونهالی، تهران: نشر مرکز.
۵- Kovach, B. & Rosenstiel, T. (۲۰۱۴)، The Elements of Journalism, New York: Crown.
۶- Putnam, R. (۲۰۰۰)، Bowling Alone, New York: Simon & Schuster.
۷- Giddens, A. (۱۹۹۱)، Modernity and Self-Identity, Stanford University Press.
۸- Florini, A. (۲۰۰۷)، The Right to Know, Columbia University Press.
۹- Appadurai, A. (۲۰۱۳)، The Future as Cultural Fact, Verso.