دیپلماسی در تعلیق/ چرخش به سمت جنگ؟!
پس از اعمال آتشبس، نشانههای متضادی از دو مسیر کاملا متفاوت قابل رصد بوده است؛ از یک سو، تحرکات نظامی، مواضع تند و اقدامات میدانی و از سوی دیگر، پیامهای دیپلماتیک، میانجیگریها و تلاشها برای باز نگهداشتن کانالهای گفتوگو. اما نه نشانههای جنگ به طور کامل غالب شدهاند و نه نشانههای صلح توانستهاند دست بالا را پیدا کنند.
در آستانه پایان آتشبس شکننده و در فاصلهای کمتر از ۴۸ ساعت تا نقطهای که میتواند سرنوشت معادلات منطقهای و حتی بینالمللی را رقم بزند، فضای سیاسی و امنیتی پیرامون ایران در وضعیتی سیال و بهشدت ناپایدار قرار گرفته است؛ وضعیتی که در آن، توازن میان بازگشت به درگیری نظامی و حرکت به سوی ازسرگیری مذاکرات، به گونهای کمسابقه شکننده و متزلزل شده است.
به گزارش شرق، در چنین شرایطی، هر تحولی، حتی اگر در ظاهر محدود و تاکتیکی باشد، یقینا میتواند پیامدهایی راهبردی به دنبال داشته و مسیر تحولات را به طور ناگهانی تغییر دهد. تقریبا طی یکی، دو هفته گذشته پس از اعمال آتشبس، نشانههای متضادی از دو مسیر کاملا متفاوت قابل رصد بوده است؛ از یک سو، تحرکات نظامی، مواضع تند و اقدامات میدانی و از سوی دیگر، پیامهای دیپلماتیک، میانجیگریها و تلاشها برای باز نگهداشتن کانالهای گفتوگو. این دو روند موازی، اکنون در نقطهای به هم رسیدهاند که تعیینکننده آینده کوتاهمدت بحران خواهد بود. به عبارت دیگر، نه نشانههای جنگ به طور کامل غالب شدهاند و نه نشانههای صلح توانستهاند دست بالا را پیدا کنند.
از عصر روز شنبه این هفته و با اقدام ایران در بستن مجدد تنگه هرمز، کفه ترازو بهوضوح به سمت تشدید تنش و احتمال رویارویی نظامی سنگینتر شد؛ رخدادی که بهسرعت بازتابهای گستردهای در بازارهای جهانی و محافل سیاسی داشت و نگرانیها از ورود بحران به فاز سخت را افزایش داد. با این حال، در روز یکشنبه، مجموعهای از سیگنالهای دیپلماتیک و کاهش نسبی لحنها، فضای عمومی را تا حدی تعدیل کرد و بار دیگر احتمال بازگشت به میز مذاکره را تقویت کرد. بهویژه آنکه ترامپ، سهشنبه این هفته را زمان مقرر برای دور دوم مذاکرات در اسلامآباد تعیین کرد که البته تا لحظه تنظیم گزارش هیچ واکنش رسمی از جانب تهران، ادعای ترامپ را تأیید نکرده است.
بنابراین هرچند هنوز زمان مشخصی برای آغاز دور جدید مذاکرات اعلام نشده و هر روز میتواند روز مذاکره باشد، اما ادعاهای آمریکا و شخص ترامپ به طور فزایندهای بر روز سهشنبه و قبل از پایان آتشبس متمرکز شده است؛ قبلتر روز جمعه نیز بهعنوان موعد مذاکرات تهران و واشنگتن اعلام شده بود. روزی که بهعنوان نقطه عطفی در تعیین مسیر آینده این بحران عمل میکند. دراینمیان واقعیت آن است که تا رسیدن به مقطع یادشده، همه چیز در حال تغییر است و هیچ سناریویی را نمیتوان قطعی دانست.
چرخش به سمت جنگ؟!
درحالیکه تنشها در منطقه غرب آسیا به اوج خود نزدیک میشود، وبسایت اکسیوس گزارش داد که دونالد ترامپ صبح روز شنبه جلسهای در «اتاق وضعیت» کاخ سفید با محوریت بحران تنگه هرمز و روند مذاکرات با ایران برگزار کرده است. به گفته دو مقام آمریکایی، در این نشست چهرههای کلیدی دولت ازجمله جیدی ونس که احتمالا در دور بعدی مذاکرات حضور خواهد داشت، مارکو روبیو، پیت هگست و اسکات بسنت شرکت داشتند.
سوزی وایلز، استیو ویتکاف، جان رتکلیف و دن کین نیز در این نشست حضور داشتند. همزمان، خبرگزاری فارس به نقل از والاستریتژورنال گزارش داد که احتمال دارد نیروهای ارتش آمریکا در روزهای آینده وارد کشتیهای ایرانی شوند؛ موضوعی که میتواند سطح تنش را به طور درخورتوجهی افزایش دهد.
شبکه الجزیره نیز با انتشار تصاویر ماهوارهای، از گسترش حضور نظامی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در منطقه خبر داد. براساس این گزارش، ناو هواپیمابر شارل دوگل در شرق مدیترانه و در نزدیکی قبرس مستقر شده و در ادامه، ناو یواساس جرالد آر فورد به همراه دو ناوشکن آمریکایی در همان منطقه حضور دارد.
همچنین ناو یواساس آبراهام لینکلن در خلیج عمان و در نزدیکی ورودی شرقی تنگه هرمز مستقر شده است. این آرایش نظامی به گونهای طراحی شده که پوشش عملیاتی گستردهای از شرق مدیترانه تا تنگه هرمز ایجاد کند و خطوط حیاتی انرژی و تجارت جهانی را تحت نظارت قرار دهد.
در همین راستا، سیانان هم گزارش داد که ناو «جرالد آر فورد» پس از عبور از کانال سوئز وارد دریای سرخ شده و به ناوشکنهای «یواساس ماهان» و «یواساس وینستون. اس چرچیل» ملحق شده است. یک مقام ارشد آمریکایی هدف از این اقدام را افزایش آمادگی نظامی در صورت ازسرگیری درگیریها و احتمال تمدیدنشدن آتشبس عنوان کرده است. اینها علاوه بر آن است که از دوشنبه هفته گذشته فرماندهی مرکزی آمریکا از آغاز نوعی محاصره دریایی علیه بنادر ایران خبر داده که پس از ناکامی مذاکرات صلح در پاکستان اجرا شده است؛ اقدامی که میتواند پیامدهای گستردهای برای امنیت منطقه داشته باشد.
در داخل ایران نیز روابطعمومی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که تنگه هرمز از عصر شنبه مجددا مسدود شده و هشدار داد که هرگونه تحرک شناورها در این محدوده بهعنوان همکاری با دشمن تلقی شده و با واکنش نظامی مواجه خواهد شد. شورای عالی امنیت ملی هم در بیانیه روز شنبه خود تصریح کرد «تا زمانی که آمریکا به اقداماتی مانند اخلال در عبور و مرور دریایی و محاصره بنادر ایران ادامه دهد، تهران این اقدامات را نقض آتشبس تلقی کرده و از گشایش کامل تنگه هرمز خودداری خواهد کرد».
در این بیانیه آمده که یکی از شروط اصلی ایران برای پذیرش آتشبس، توقف درگیری در همه جبههها ازجمله لبنان بوده، اما به گفته ایران، رژیم اسرائیل با حملات خود این توافق را نقض کرده است. با این حال، پس از فشارهای ایران، آتشبس در لبنان برقرار شده و قرار بر این بوده که در صورت پایبندی طرف مقابل، تنگه هرمز به طور محدود و صرفا برای عبور کشتیهای تجاری و تحت نظارت ایران باز بماند.
ایران همچنین تأکید کرده که به دلیل نقش این تنگه در تأمین تجهیزات نظامی آمریکا، کنترل آن را تا تحقق صلح پایدار ادامه خواهد داد.
در حوزه سیاسی، خبرگزاری رویترز به نقل از ترامپ گزارش داد که در صورتعدم دستیابی به توافق تا روز چهارشنبه (پایان موعد آتشبس)، احتمال تمدید آتشبس کاهش یافته و محاصره دریایی ایران ادامه خواهد یافت. ترامپ درعینحال طی اظهاراتی متناقض، از دریافت «اخبار خوب» درباره روند مذاکرات خبر داده و مدعی شده که اوضاع با ایران «رو به راه» است، اما همزمان بر لزوم جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای تأکید کرده است.
او همچنین ادعا کرده که در چارچوب توافق احتمالی، اورانیوم غنیشده ایران باید به آمریکا منتقل شود و حتی از احتمال دستیابی به آن از «مسیرهای غیردوستانه» سخن گفته است؛ موضوعی که با واکنش منفی مقامهای ایرانی مواجه شده، چراکه تهران تأکید کرده چنین اقدامی بههیچعنوان انجام نخواهد شد.
ترامپ همچنین ایران را به نداشتن صداقت در روند مذاکرات متهم کرده و مدعی شده که «بر سر همه چیز توافق شده» اما ایران به دلایل سیاسی آن را انکار میکند. او درعینحال از احتمال پایان خصومت ۴۷ساله میان دو کشور سخن گفته و حتی به برگزاری جشن در کاخ سفید پس از پایان جنگ اشاره کرده است.
دیپلماسی در تعلیق
براساس گزارشهای اخیر، روند مذاکرات میان ایران و آمریکا درحالحاضر بهشدت در جریان است و تحولات جدیدی در این زمینه به چشم میخورد. همزمان با این تحولات، اظهارات مقامات مختلف نشان میدهد که با وجود تداوم تنشها، طرفین هنوز به دنبال راهحل دیپلماتیک هستند و مذاکرات به شکلهای مختلف در حال پیگیری است.
دونالد ترامپ، از احتمال برگزاری دور جدید مذاکرات در روز سهشنبه در اسلامآباد خبر داد. ترامپ همچنین اعلام کرده است که استیو ویتکاف به پاکستان سفر میکند و جرد کوشنر نیز به این مذاکرات خواهد پیوست. او معتقد است که با وجود ادعای ایران مبنی بر نقض آتشبس از سوی آمریکا، هنوز امکان رسیدن به توافق وجود دارد. رئیسجمهور آمریکا در یک لفاظی تهدید کرده «طرح عادلانه و مقبولی را به ایران ارائه میکنیم و امیدواریم آن را قبول کند، اما اگر آن را قبول نکند، همه نیروگاههای انرژی و پلها را نابود میکنیم».
سفیر آمریکا در سازمان ملل هم در مصاحبهای اعلام کرد که جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، ریاست هیئت آمریکایی در مذاکرات با ایران را بر عهده خواهد داشت. از سوی دیگر و در سطح دیپلماتیک منطقهای، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران و محمد اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، در گفتوگویی تلفنی درباره آخرین تحولات منطقهای، بینالمللی و روابط دوجانبه بحث و تبادل نظر کردند.
در همین حال، گزارشها از آسوشیتدپرس به نقل از مقامات پاکستانی حکایت دارند که میانجیگران در حال نهاییسازی مقدمات دور جدید گفتوگوها بین تهران و واشنگتن هستند. مقامات پاکستانی همچنین اعلام کردهاند که تدابیر امنیتی در اسلامآباد به طور چشمگیری افزایش یافته و تیمهای امنیتی آمریکایی برای آمادهسازی مذاکرات در محل حضور یافتهاند. در همین راستا، گزارشهایی از شبکه جئو تیوی به نقل از منابع عالیرتبه دولتی پاکستان حاکی است که احتمالا دور دوم مذاکرات در روزهای آینده برگزار خواهد شد.
براساس این گزارش، دو هتل بزرگ در اسلامآباد که محل برگزاری مذاکرات قبلی بودند، در حال آمادهباش قرار گرفتهاند و از ساکنان آن خواسته شده است که محل را ترک کنند. همچنین تدابیر امنیتی در سطح گستردهای در اسلامآباد به اجرا درآمده و مسیرهای ورودی به منطقه موسوم به «منطقه قرمز» به طور موقت بسته شدهاند. در این راستا، پس از فرود دو هواپیمای نظامی آمریکایی، مقامات پاکستانی تدابیر امنیتی ویژهای را در پایتخت اعمال کردهاند که شامل محدودیتهایی برای حملونقل عمومی و خودروهای سنگین میشود.
محمد اسحاق دار، معاون نخستوزیر پاکستان و وزیر خارجه این کشور، در سخنانی در مجمع دیپلماسی آنتالیا اعلام کرد که در دور اول مذاکرات در اسلامآباد، موضوع تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران تا حدی حلوفصل شده است.
او همچنین تأکید کرد که هدف اصلی پاکستان از میانجیگری، نهتنها تمدید آتشبس، بلکه دستیابی به یک توافق دائمی برای توقف جنگ است. از سوی دیگر، در ایران نیز منابع رسمی اعلام کردهاند که در روزهای اخیر با حضور فرمانده ارتش پاکستان در تهران بهعنوان میانجی، پیشنهادهای جدیدی از سوی آمریکا مطرح شده که هنوز در حال بررسی هستند.
سعید خطیبزاده، معاون وزیر امور خارجه ایران، اعلام کرد که تمرکز ایران بر نهاییسازی یک چارچوب برای تفاهم با آمریکاست. او با اشاره به وجود پیشرفتهایی در مذاکرات، تأکید کرد که برخی اختلافات همچنان پابرجاست و گزینههای جایگزین دیپلماسی برای ایران «بسیار نامطلوب» هستند. البته لازم به ذکر است که در ادامه تحولات پرشتاب مرتبط با تنشهای ایران و آمریکا، گزارشها از وضعیت مذاکرات در هالهای از ابهام قرار دارد.
با وجود ادعای ترامپ برای برگزاری دور تازه مذاکرات در پاکستان طی سهشنبه این هفته، تا لحظه نگارش خبر، تهران واکنشی به آن نشان نداده است. طبق گزارشهای منتشرشده از روزنامه العربی الجدید و منابع ایرانی، هنوز تاریخ دقیقی برای دور دوم مذاکرات مشخص نشده و یکی از مقامات ایرانی در این زمینه اظهار کرده است که ایالات متحده همچنان بر «خواستههای غیرمنطقی» خود تأکید دارد که این مسئله مانع پیشرفت درخورتوجه در مذاکرات شده است. این مقامات تأکید کردهاند که با وجود تلاشهای میانجیگرانه پاکستان، روند مذاکرات همچنان در وضعیت پیچیدهای قرار دارد.
ادامه اختلافات بر سر تحویل اورانیوم غنیشده ایران
در کنار این تعلیق دیپلماتیک، یکی از گرههای اصلی که میتواند مسیر مذاکرات را بیشازپیش پیچیده کند، تداوم اختلافات بر سر سرنوشت اورانیوم غنیشده ایران است؛ موضوعی که به دلیل حساسیتهای راهبردی، خط قرمز تهران و مطالبه جدی واشنگتن محسوب میشود و میتواند تعیینکننده نتیجه گفتوگوها باشد. در همین زمینه ترامپ مدعی شده که آمریکا باید «تمام اورانیوم غنیشده ایران» را دریافت کند و حتی از امکان دستیابی به آن از مسیرهای غیرمسالمتآمیز سخن گفته است.
این ادعاها از سوی ایران رد شده و اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان، تأکید کرده که اورانیوم غنیشده ایران «بههیچوجه منتقل نخواهد شد» و چنین موضوعی اساسا در مذاکرات مطرح نشده است.
او افزود که تمرکز گفتوگوهای اخیر، پایاندادن به جنگ بوده، نه انتقال مواد هستهای.
سعید خطیبزاده، معاون وزیر خارجه نیز همچنین برخلاف ادعای ترامپ تصریح کرد: هیچ ماده غنیشدهای به آمریکا ارسال نخواهد شد و این موضوع «کاملا غیرمشروع» است.
او تأکید داشت ایران آماده پاسخگویی به نگرانیهاست، اما مطالبات غیرقابل قبول را نخواهد پذیرفت و هدف، دستیابی به یک توافق چارچوب پیش از برگزاری نشست حضوری است.
با این حال، خبرگزاری تسنیم گزارش داد ایران تاکنون با برگزاری دور جدید مذاکرات موافقت نکرده است. بر اساس این گزارش، اعلام محاصره دریایی ایران از سوی دونالد ترامپ و ادامه «زیادهخواهیهای» آمریکا در پیامهای دیپلماتیک، از دلایل اصلی این تصمیم بوده است. ایران همچنین تأکید کردهعدم طرح مطالبات فراتر از توافق، شرط اساسی ادامه مذاکرات است و این موضع از طریق میانجی پاکستانی به واشنگتن منتقل شده است.
در سطح بینالمللی، یک دیپلمات آگاه از دیدگاه چین به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته است پکن آمادگی دارد در صورت توافق طرفین، در زمینه انتقال یا کاهش سطح اورانیوم غنیشده ایران همکاری کند تا این مواد برای مصارف غیرنظامی مورد استفاده قرار بگیرد. چین به عنوان بزرگترین شریک تجاری ایران، نقش بالقوهای در این زمینه ایفا میکند.
در سطح منطقهای، نشست چهارجانبه وزیران خارجه عربستان سعودی، ترکیه، پاکستان و مصر در شهر آنتالیا برگزار شد. طبق گزارش شبکه الحدث، در این نشست بر حمایت از نقش میانجیگرانه پاکستان میان ایران و آمریکا تأکید و نسبت به پیامدهای امنیتی و اقتصادی ادامه تنشها هشدار داده شد. شرکتکنندگان خواستار تسریع در روند گفتوگوها و تقویت راهحلهای دیپلماتیک شدند.
در مجموع، این تحولات نشان میدهد اگرچه زمینههایی برای ادامه مذاکرات وجود دارد، اما شکافهای عمیق در موضوعاتی مانند تحریمها، محاصره دریایی و برنامه هستهای همچنان پابرجاست و آینده مذاکرات بهشدت به نحوه مدیریت این اختلافات وابسته است.
ترامپ از اتاق جنگ کنار گذاشته شد!
در کنار نکات یادشده، والاستریتژورنال هم گزارش داد در اوج تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا، برخی دستیاران ارشد دونالد ترامپ برای جلوگیری از تصمیمات شتابزده، او را از جلسات حساس «اتاق جنگ» کنار گذاشتند. این تصمیم بهویژه در مقطعی اتخاذ شد که یک جنگنده آمریکایی در ایران سرنگون شده بود و عملیات نجات خلبانان در جریان داشت. نگرانی اصلی مشاوران، بیصبری و واکنشهای هیجانی ترامپ بود که میتوانست روند تصمیمگیری نظامی را مختل کند.
به نوشته ایرنا و بر این اساس، اطلاعات بهصورت گزینشی و در زمانهای کلیدی به او منتقل میشد؛ اقدامی که نشاندهنده نوعی «مدیریت معکوس» در بالاترین سطح قدرت است. این وضعیت بیانگر سطحی از بیاعتمادی یا نگرانی در درون دولت نسبت به نحوه تصمیمگیری رئیسجمهور تلقی شده است.
گزارش والاستریتژورنال همچنین به رفتار متناقض ترامپ اشاره دارد؛ او در عرصه عمومی با لحن تهاجمی و تهدیدآمیز ظاهر میشد، اما در پشت صحنه نشانههایی از تردید و نگرانی داشت. پس از سرنگونی هواپیما، واکنش احساسی و خشمگینانه او و نیز دغدغههایی مانند افزایش قیمت سوخت وعدم همراهی متحدان اروپایی، بر تصمیماتش تأثیر گذاشته بود. در نهایت، ترس از تکرار تجربه بحران گروگانگیری ایران ۱۹۷۹ و نوسان میان جنگ و مذاکره، به سردرگمی متحدان آمریکا و افزایشعدم قطعیت در صحنه بینالمللی انجامیده است.
اجازه تنفس به دیپلماسی
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و مسئول تیم مذاکرات اسلامآباد در میانه انتقادات به خود و اعضای تیم مذاکرهکننده، طی گفتوگویی تلویزیونی با اشاره به روند تحولات اخیر تأکید کرد مذاکره، جنگ و حضور اجتماعی را باید سه ضلع یک میدان واحد دانست و گفت: «مذاکره یک روش مبارزه است و این سه حوزه میدان، خیابان و دیپلماسی مکمل هم هستند».
او با تأکید بر آمادگی کامل خود برای دفاع از منافع کشور افزود «آمادهام هم جانم و هم آبرویم را برای دستیابی مردم به حقشان بدهم» و تصریح کرد در نگاه او «چه کاغذهای مذاکره و چه نقشههای جنگ، هر دو یکی است» و هر دو در راستای یک هدف قرار دارند.
قالیباف با انتقاد از برخی تحلیلها درباره اتکای صرف به قدرت نظامی خاطرنشان کرد «از رسانه ملی میشنوم که میگویند ما تمام قدرت نظامی آنان را نابود کردهایم، پس پیش برویم و مذاکره نکنیم» اما تأکید کرد چنین نگاهی کامل نیست و باید از همه ابزارها بهصورت همزمان استفاده شود. رئیس مجلس، هدف اصلی کشور را «تثبیت حقوق ملت» دانست و گفت: «دیپلماسی باید در خدمت این هدف قرار گیرد.
مذاکره یک روش مبارزه برای استیفای حقوق مردم است و باید این حقوق در میدان، خیابان و دیپلماسی تثبیت شود». مسئول تیم مذاکرات ایران در اسلامآباد همچنین با اشاره به روند گفتوگوهای اخیر اظهار کرد: «بعضی موضوعات در مذاکرات به جمعبندی رسیده و برخی دیگر هنوز حل نشده است و تا توافق نهایی فاصله داریم».
او در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تجربه مذاکرات اسلامآباد گفت هیئت ایرانی با وجود بیاعتمادی وارد گفتوگوها شد و برخی سوءتفاهمها از جمله درباره آزادسازی داراییها در روند مذاکرات مطرح شد. قالیباف همچنین تأکید کرد راهبرد جمهوری اسلامی در مذاکرات بر اساس تدابیر رهبر انقلاب و مبانی امام خمینی (ره) است و «هیچگاه خارج از این چارچوب حرکت نشده و نخواهد شد».
اشاره محمدباقر قالیباف به آمادگی برای فداکاری در مسیر منافع مردم، چه در قالب دیپلماسی و چه در میدان، بیانگر پیوند میان مسئولیتپذیری سیاسی و منافع ملی است؛ مفهومی که پیشتر نیز در ادبیات دیپلماتیک کشور سابقه داشته است. بسیاری از چهرهها حاضر به چنین فداکاریای بودند که به آنها اجازه دادهاند، اما این بار فضا کاملا متفاوت است و در این چارچوب، تأکید اصلی آن است که دیپلماسی باید در فضایی آرام و بهدور از فشارهای مقطعی و هیجانات سیاسی امکان تنفس پیدا کند. چنین نگاهی بر این اصل استوار است که موفقیت در مذاکرات نیازمند انسجام داخلی و پرهیز از دوقطبیسازی است تا ظرفیتهای دیپلماتیک کشور بهطور کامل فعال شود.
ابوالقاسم دلفی: در شرایط فعلی نه جنگ قطعی است و نه صلح پایدار؛ اما مسیر دیپلماسی همچنان باز است و باید از آن استفاده کرد
پیرو آنچه گفته شد، ابوالقاسم دلفی طی گفتوگویی درباره تحلیل وضعیت کنونی و چشمانداز تحولات با تأکید بر اینکه شرایط فعلی را باید «پساجنگ» تلقی کرد، میگوید: «واقعیت این است که ما از مرحله جنگ عبور کردهایم. صرف اعلام آتشبس، خود یک دستاورد مهم است که باید آن را جدی گرفت و از آن بهره برد. جنگ اساسا پدیدهای مخرب است و هیچ نفع پایداری برای هیچیک از طرفها ندارد. بنابراین سیاستها باید معطوف به جلوگیری از وقوع جنگ، توقف آن در صورت آغاز و جلوگیری از تکرار آن باشد».
به تعبیر سفیر اسبق ایران در فرانسه: «آنچه اکنون اهمیت دارد، استفاده از فرصت دو روزه باقیمانده آتشبس برای بازکردن مسیر گفتوگوهای تازه است. چون این آتشبس به هر دلیل و با هر تحلیلی برقرار شده، قدری شکننده است، اما بههرحال شرایطی ایجاد کرده که امکان تبادل نظر و مذاکره را فراهم میکند. نکته مهم این است که پس از ۴۰ روز درگیری، اهدافی که طرف مقابل، بهویژه آمریکا دنبال میکرد، محقق نشد. البته خسارات قابل توجهی به کشور وارد شده، اما در نهایت طرف مقابل نیز به این جمعبندی رسید که ادامه جنگ نتیجهبخش نیست».
این دیپلمات پیشین در پاسخ به پرسشی درباره احتمال بازگشت به جنگ بعد از پایان آتشبس در چهارشنبه هفته جاری چنین برداشت میکند: «این موضوع کاملا وابسته به روند مذاکرات است. اگر گفتوگوها بتواند به نتایجی برسد که دو طرف را به پرهیز از جنگ متعهد کند، طبیعتا احتمال درگیری کاهش مییابد. اما اگر مذاکرات به بنبست برسد یا مطالبات طرفین از یکدیگر فاصله زیادی داشته باشد، نمیتوان احتمال بازگشت تنش را نادیده گرفت. اینجاست که ظرافت دیپلماسی اهمیت پیدا میکند».
دلفی درباره دور اول مذاکرات اسلامآباد نیز توضیح میدهد: «دور اول گفتوگوها در پاکستان برگزار شد. اگرچه اطلاعرسانی هیئت ایرانی درباره روند مذاکرات نسبت به هیئت آمریکایی ضعیف بود و ابهامات زیادی وجود داشته و دارد، اما همین دور اول نشان داد مسیر مذاکره باز است. طبیعی است در یک دور مذاکره، آن هم در چنین شرایط پیچیدهای، نمیتوان انتظار دستاوردهای فوری داشت. با این حال، همین که گفتوگو شکل گرفته، خود یک گام مهم است».
مدیر کل اسبق غرب اروپای وزارت خارجه یکی از نتایج غیرمستقیم این مذاکرات را تحولات لبنان و پایان تجاوزات اسرائیل میداند و میگوید: «در شرایطی که پیش از مذاکرات، مسئله آتشبس در لبنان به عنوان پیششرط مطرح بود، در ادامه شاهد برقراری نسبی آرامش در آن جبهه بودیم. این نشان میدهد حتی مذاکراتی که بهظاهر بینتیجه تلقی میشوند، میتوانند آثار میدانی داشته باشند».
سفیر پیشین ایران در بلژیک در ادامه به نقش میانجیگری پاکستان اشاره کرده و یادآور میشود: «رفتوآمد میانجیها میان تهران و واشنگتن ادامه دارد و این نشانه مثبتی است. اما در کنار این، باید به یک مسئله مهم داخلی نیز توجه کرد و آن وجود دو نگاه متفاوت در داخل کشور نسبت به مذاکره است».
سفیر اسبق کشورمان در صربستان گریزی هم به دوقطبیهای داخل کشور و کارشکنی در امر مذاکرات میزند و تصریح میکند: «در داخل، یک جریان به دنبال استفاده از فرصت دیپلماسی و جلوگیری از جنگ است و در مقابل، جریانی دیگر بهشدت با مذاکره مخالفت میکند. این اختلاف دیدگاهها میتواند مانع جدی در مسیر تصمیمگیری باشد. تجربه نشان داده در چنین شرایطی، انسجام داخلی اهمیت حیاتی دارد و بدون آن، پیشبرد سیاست خارجی دشوار خواهد بود».
این دیپلمات پیشین همچنین به موضوع تنگه هرمز اشاره کرده و آن را یک «ظرفیت راهبردی» برای ایران میداند؛ به این معنا که تنگه هرمز یک امتیاز مهم برای ایران است، اما باید با نگاه واقعبینانه به آن نگریست؛ نباید بیش از ظرفیتش روی آن حساب کرد و آن را دستکم گرفت. مهم این است که این ظرفیت در چارچوب قواعد بینالمللی و با هدف تأمین منافع ملی به کار گرفته شود.
دلفی تأکید میکند: «تنگه هرمز باید به عنوان تنگه صلح تعریف شود؛ مسیری برای عبور امن انرژی و تجارت جهانی. ایران میتواند نقش مهمی در تأمین امنیت این مسیر ایفا کند، اما این امر نیازمند تعامل و گفتوگو با دیگر کشورها، بهویژه کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی است». سفیر اسبق ایران در شیلی در ادامه به شکاف میان آمریکا و اروپا اشاره میکند و آن را یک فرصت برای ایران میداند.
به تعبیر او: «در جریان جنگ، اروپاییها همراهی کاملی با آمریکا نداشتند و این میتواند زمینهای برای تعامل بیشتر ایران با اروپا باشد. دیپلماسی فعال با اروپا میتواند به کاهش فشارها و ایجاد موازنه در روابط بینالمللی کمک کند».
این تحلیلگر همچنین بر اهمیت روابط با کشورهای منطقه تأکید کرده و باور دارد: «کشورهای حاشیه خلیج فارس ذینفع اصلی در امنیت این منطقه هستند. اگرچه در دوره اخیر تنشهایی در روابط ایجاد شده، اما باید تلاش کرد با تقویت دیپلماسی همسایگی، به یک درک مشترک از منافع رسید».
در بخش دیگر، دلفی به نقش قدرتهایی مانند روسیه و چین اشاره کرده و متذکر میشود: «این کشورها نیز میتوانند در شکلگیری یک اجماع بینالمللی درباره امنیت منطقه نقشآفرین باشند. اگر بتوانیم از این ظرفیتها بهدرستی استفاده کنیم، میتوان به سمت یک چارچوب پایدار برای صلح حرکت کرد». او جمعبندی میکند: «در شرایط فعلی، نه میتوان با قطعیت از جنگ سخن گفت و نه از صلح پایدار. اما آنچه مسلم است، این است که مسیر دیپلماسی همچنان باز است و باید از این فرصت به بهترین شکل استفاده کرد».