چگونه تاروت از دربارها به دنیای مدرن رسید؟
تاروت که در قرن پانزدهم ایتالیا بهعنوان یک بازی اشرافی شکل گرفت، طی پنج قرن به پدیدهای رازآلود و چندوجهی تبدیل شده که میان هنر، اسطوره و پیشگویی در نوسان است.
فرارو- از کارگاههای سنتی میلان تا آزمایشگاههای پیشرفته مرمت آثار تاریخی، پژوهشگران و هنرمندان همچنان در تلاشاند رازهای کارتهای تاروت را کشف کنند؛ کارتهایی که تاریخچهای پیچیده و تفاسیر بیپایان دارند.
به گزارش فرارو به نقل از اسمیثسونین، رازهای کارتهایی که حدود ۵۰۰ سال پیش در ایتالیا متولد شدند، هنوز هم بهطور کامل گشوده نشده است. اما همین ابهام، پژوهشگران و علاقهمندان را واداشته تا از کارگاههای کوچک میلان تا آزمایشگاههای پیشرفته مرمت آثار هنری، در پی کشف حقیقت برآیند.
در نزدیکی یکی از واپسین دروازههای قرونوسطایی شهر میلان، دری کوچک میان مغازههای خاموش و کرکرههای پایینکشیده به چشم میخورد. با عبور از آن، وارد جهانی زرین و سرشار از نمادهای رازآلود میشوید: ستارهها، اسکلتها، دلقکها و پادشاهان. اینجا «ایل منگلو» است؛ کارگاهی که بهعنوان یکی از آخرین پناهگاههای استادان بزرگ تاروت در ایتالیا شناخته میشود.
پشت صندوق فروشگاه، تصویری از اوسوالدو منگاتزی دیده میشود؛ هنرمندی که برای بسیاری، نامش با احیای تاروتهای تاریخی گره خورده است. اگرچه برای عدهای تاروت صرفاً یک بازی یا سرگرمی است، برای منگاتزی پیش از هر چیز هنر بود. او که در سال ۲۰۲۱ درگذشت، با بازتولیدهای دستی و رنگآمیزیشده دقیق از کهنترین دستههای تاروت جهان، شهرتی جهانی یافت. میز کارش همچنان همانگونه که ترک کرده، پر از قلممو و رنگ باقی مانده است؛ گویی هنوز لحظهای دیگر بازخواهد گشت تا جزئیات آخرین کارت را کامل کند.
در بهاری بارانی، کریستینا دورسینی، خواهرزاده او و تاریخدان هنر، مرا در این کارگاه همراهی کرد. پس از درگذشت منگاتزی، او مسئولیت معرفی آثار و هدایت بازدیدکنندگان را بر عهده گرفته است. اطرافمان پر بود از دستههای متنوع: تاروتی با تم گربهها، تاروتی با نمادهای عبری و حتی «تاروت سیگاریها» که در آن شخصیت مرگ با پیپی خمیده به تصویر کشیده شده است. منگاتزی بیش از صد دسته مختلف منتشر کرده بود؛ برخی بازآفرینی تاریخی و برخی ابداع شخصی. دورسینی میگوید: «هر دسته تاروت، گنجینهای از خرد را در خود پنهان دارد.»
ریشههایی در رنسانس
قدیمیترین دستههای شناختهشده تاروت به فاصله سالهای ۱۴۳۷ تا ۱۴۴۲ بازمیگردد؛ تاریخی که به لطف فناوریهای تصویربرداری مدرن با دقتی چشمگیر تعیین شده است. ساختار استاندارد تاروت شامل ۷۸ کارت است: ۵۶ کارت «آرکانای کوچک» شبیه به ورقهای عددی امروزی و ۲۲ کارت «آرکانای بزرگ» با شخصیتهایی رازآلود. نامهایی چون «جهان»، «عدالت» و «اعتدال» و چهرههایی چون «دلقک»، «عاشقان» یا «راهب گوشهنشین» از جمله نمادهای شناختهشده آن هستند.
این کارتها احتمالاً در قرن پانزدهم بهعنوان بازیای اشرافی در ایتالیا پدید آمدند؛ سرگرمی ظریف و تجملی برای دربارهای ثروتمند. اما در طول پنج قرن گذشته، معنایی کاملاً متفاوت یافتهاند.
از بازی درباری تا ابزار پیشگویی
ابهام در تصاویر تاروت زمینه را برای تفسیرهای بیشمار فراهم کرده است. پیشگویان با کنار هم گذاشتن کارتها، تلاش میکنند پنجرهای به آینده بگشایند. با این حال، دورسینی همچون عمویش با این کاربرد موافق نیست. تابلویی کنار صندوق فروشگاه نصب شده که تأکید میکند: «اینجا فال گرفته نمیشود.» او تاروت را پیش از هر چیز میراثی هنری میداند، نه ابزار پیشگویی.
پژوهشهای علمی نیز بر پیچیدگی تاریخ تاروت افزودهاند. در تورین، در آزمایشگاههای مرکز حفاظت و مرمت میراث فرهنگی «لا وناریا رئاله»، تیمی از دانشمندان با استفاده از فناوریهایی چون طیفسنجی فلورسانس پرتو ایکس، لایههای نامرئی کارتهای کهن را بررسی کردهاند. همکاری با مؤسساتی چون کتابخانه و موزه مورگان نیویورک، دانشگاه ییل و مؤسسه هنر شیکاگو به تعیین دقیق تاریخ برخی دستههای اولیه انجامیده است.
دستههای «ویسکونتی-اسفورتزا» که از نخستین نمونههای تاروت به شمار میروند، احتمالاً بهعنوان هدیه عروسی برای خاندانهای اشرافی میلان سفارش داده شده بودند. بررسیهای آزمایشگاهی نشان داده این کارتها آثار فرسودگی ناشی از استفاده مداوم دارند؛ لبههای ساییده و رنگدانههای از بینرفته، فرضیه استفاده آنها بهعنوان ابزار بازی را تقویت میکند.
افسانههای مصری و سوءبرداشتهای تاریخی
در قرن هجدهم، نویسندگانی چون آنتوان کور دو ژبلن با انتشار نظریههایی درباره منشأ مصری تاروت، موجی از علاقه به رمز و رازهای باستانی ایجاد کردند. او ادعا کرد تاروت در واقع کتابی پنهان از حکمت مصر باستان است که از آتشسوزی کتابخانههای اسکندریه جان سالم به در برده است. این روایت، هرچند کاملاً گمانهزنی بود، به رواج افسانههایی درباره ارتباط تاروت با پیشگویان «کولی» دامن زد؛ ادعایی که پژوهشگران امروزی آن را فاقد شواهد تاریخی میدانند.
ژان-باتیست آلیه، معروف به «اتئیلا»، در سال ۱۷۷۰ یکی از نخستین راهنماهای پیشگویی با کارت را منتشر کرد و بدین ترتیب، تاروت بهتدریج از بازی درباری به ابزاری برای کشف سرنوشت تبدیل شد.
بازآفرینیهای مدرن
در قرن بیستم، روانشناس سوئیسی کارل یونگ قدرت نمادین تاروت را به «کهنالگوهای روانی» نسبت داد؛ تصاویری چون برج فروریخته یا دلقک سرگردان که میتوانند معانی بیشماری بیابند. پس از آن، تاروت در موج معنویتگرایی «نیو ایج» آمریکا جایگاهی ویژه یافت و بارها بازتفسیر شد.
امروزه دستههایی چون «مادرپیِس» با رویکردی فمینیستی یا «بلک پاور تاروت» با تمرکز بر چهرههای شاخص سیاهپوست، نشان میدهند که این کارتها همچنان در حال بازآفرینیاند. در موزه بینالمللی تاروت در نزدیکی بولونیا، صدها نمونه از این بازتفسیرها نگهداری میشود؛ از کتابهای پاپآپ گرفته تا کارتهای خوراکی.
رونق دوباره در عصر شبکههای اجتماعی
در سالهای اخیر، محبوبیت تاروت بار دیگر اوج گرفته است؛ بخشی از این موج به شبکههای اجتماعی مانند تیکتاک بازمیگردد، جایی که کاربران جوان ویدئوهای فالگیری منتشر میکنند. برخی فروشندگان از افزایش دو یا سه برابری فروش در دورههای بحران، از رکود مالی ۲۰۰۸ تا همهگیری کووید-۱۹، خبر دادهاند.
با این حال، برخی متخصصان نسبت به استفاده سطحی از تاروت هشدار میدهند. جسیکا لانیادو، ستارهشناس و متخصص تاروت در سانفرانسیسکو، معتقد است نباید کارتها را ابزاری برای «مدیریت ریزبهریز سرنوشت» دانست. به گفته او، برخورد طعنهآمیز یا صرفاً سرگرمکننده با تاروت نیز از ارزش نمادین آن میکاهد.
آینهای از جامعه
هلن فارلی، پژوهشگر تاریخ تاروت، این کارتها را «آینهای از جامعهای که در آن استفاده میشوند» مینامد. اگر امروز در این آینه بنگریم، شاید جهانی فردگرا و تجاری ببینیم که حتی معنویت را نیز به کالا تبدیل میکند. با این حال، تاروت همچنان در حال دگرگونی است؛ هنرمندان و علاقهمندان هر نسل آن را با دغدغهها و امیدهای زمانه خود بازمیآفرینند.
شاید پاسخ قطعی درباره معنای اولیه تاروت هرگز روشن نشود. اما همین رازآلودگی است که آن را زنده نگه داشته است. از دربارهای رنسانس ایتالیا تا کارگاههای کوچک میلان و صفحات درخشان شبکههای اجتماعی، تاروت نهتنها بخشی از گذشته، بلکه نشانهای از آینده جمعی ما نیز هست. آیندهای که همچنان در کارتها ورق میخورد.