ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۹۷۵۶

فرمول ساده مقابله با دلشوره؛ وقتی ذهن سناریوهای ترسناک می‌سازد

فرمول ساده مقابله با دلشوره؛ وقتی ذهن سناریوهای ترسناک می‌سازد

روان‌شناسان با تکیه بر اصول «درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد»، عبارتی پنج‌کلمه‌ای را معرفی کرده‌اند که با ایجاد فاصله میان فرد و افکار اضطرابی، از فلج شدن ذهن در برابر نگرانی‌های احتمالی جلوگیری می‌کند.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- در دنیای پرچالش امروز که ذهن مدام با سناریوهای «چه می‌شود اگر...» بمباران می‌شود، یادگیری تکنیک‌های مدیریت افکار منفی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای حفظ سلامت روان و تداوم حرکت در مسیر زندگی است.

به گزارش فرارو به نقل از سایکولوژی تودی، بسیاری از ما در طول روز با گفت‌وگوهای درونیِ آزاردهنده‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کنیم که با یک سوال تکراری شروع می‌شوند: «اگر فلان اتفاق بیفتد چه؟». این افکار که مانند پیچک به دور ذهن می‌پیچند، می‌توانند ذهن هر کسی را فلج کنند. اما خبر خوب این است که برای رهایی از این بن‌بست ذهنی، نیازی به جنگیدن با مغزتان ندارید.

روان‌شناسان بر اساس اصول «درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد» (ACT)، راهکار ساده اما شگفت‌انگیزی را پیشنهاد می‌دهند. تمام چیزی که نیاز دارید، استفاده از این عبارت پنج‌کلمه‌ای ست: «دارم به این فکر می‌کنم که...». شاید در نگاه اول این جمله ساده به نظر برسد، اما قدرت آن در تغییر رابطه شما با افکار مضطرب‌کننده، بنیادین و بسیار عمیق است.

مشکل اصلی؛ وقتی فکر را با واقعیت اشتباه می‌گیریم

زمانی که یک نوجوان با خود می‌گوید «اگر بقیه فکر کنند من آدم عجیبی هستم چه؟» یا یک بزرگسال شب‌ها با این فکر بیدار می‌ماند که «اگر فردا همه چیز اشتباه پیش برود چه؟»، مشکل در واقع خودِ آن فکر نیست؛ بلکه پدیده‌ای است که روان‌شناسان به آن «آمیختگی شناختی» (Fusion) می‌گویند.

در وضعیت آمیختگی، فکر دیگر شبیه به یک فکر ساده به نظر نمی‌رسد؛ بلکه دقیقاً مانند «حقیقت محض» احساس می‌شود. در این حالت، شما به افکار منفی‌تان به چشم حکم‌های قطعی درباره خود یا موقعیت‌تان نگاه می‌کنید و در آن‌ها غرق می‌شوید.

گسستگی شناختی؛ ایجاد فضایی برای نفس کشیدن

نام علمی و تخصصی این تکنیک پنج‌کلمه‌ای، «گسستگی شناختی» (Cognitive Defusion) است. این فرآیند به شما می‌آموزد که به جای غرق شدن در افکار، یک قدم به عقب بردارید و از دور به آن‌ها نگاه کنید.

به جای اینکه بگویید: «اگر خودم را ضایع کنم چه؟»، سعی کنید بگویید: «دارم به این فکر می‌کنم که ممکن است خودم را ضایع کنم».

این تغییر کوچک در بیان، فضایی معنادار میان «شما» و آن «سر و صدای ذهنی» ایجاد می‌کند. شما دیگر مجبور نیستید با فکرتان بجنگید یا سعی کنید آن را با یک فکر مثبتِ تصنعی جایگزین کنید؛ شما فقط متوجه می‌شوید که این «تنها یک فکر» است و نه لزوماً یک واقعیت فیزیکی یا حکمی درباره آینده.

رهایی از زنجیر افکار منفی

فلج شدن ذهنی ناشی از افکار «چه می‌شود اگر»، در تمام سنین دیده می‌شود. کودکان قبل از امتحان دادن، نوجوانان در موقعیت‌های اجتماعی و بزرگسالان در تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی، همگی ممکن است به دلیل این افکار دچار توقف شوند. اما استفاده از عبارت «دارم به این فکر می‌کنم که...» به شما آزادی عمل می‌دهد.

این عبارت به کودک اجازه می‌دهد با وجود نگرانی سر جلسه امتحان بنشیند، به نوجوان قدرت می‌دهد در راهروهای شلوغ مدرسه قدم بردارد و به بزرگسال کمک می‌کند تا با وجود ترس از قضاوت، دکمه «ارسال» رزومه کاری‌اش را فشار دهد. در واقع، شما یاد می‌گیرید که با وجود حضور افکار چالش‌برانگیز، به زندگی خود ادامه دهید.

تغییر رابطه با ذهن؛ آرام‌تر کردن صدای نگرانی

روان‌شناسان در آثار خود، از جمله کتاب «رهایی فرزند از وسواس فکری»، تأکید می‌کنند که هدف ما حذف کامل افکار منفی نیست؛ چرا که مغز انسان برای بقا همیشه به احتمالات منفی فکر می‌کند. هدف اصلی، تغییر «نحوه پیوند ما» با این افکار است.

وقتی دفعه بعد ذهن شما شروع به چرخش حول محور نگرانی‌ها کرد، به آرامی به خود بگویید: «دارم به این فکر می‌کنم که...». ممکن است با این کار، نگرانی شما به‌طور کامل محو نشود، اما قطعاً شدت صدای آن کمتر خواهد شد. وقتی کمتر تحت تأثیر افکار مشکل‌ساز قرار بگیرید و به آن‌ها نچسبید، می‌توانید از کنار آن‌ها عبور کنید و دیگر در مسیر حرکت خود در زندگی متوقف نشوید. این تکنیک ساده، کلیدِ بازگشت از دنیای ذهنیِ پراضطراب به دنیای واقعی و عمل‌گرایی است.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات