ترنج

ایران

۲۶۸۰۳ مطلب

  • روابط ترامپ و نتانیاهو در آستانه انتخابات آمریکا و اسرائیل وارد مرحله‌ای حساس شده است. اختلافات دو طرف درباره غزه، ایران و لبنان افزایش یافته، اما همچنان در چارچوب اتحاد راهبردی مدیریت می‌شود. ترامپ تلاش دارد پیش از انتخابات آمریکا دستاورد دیپلماتیک کسب کند، در حالی که نتانیاهو برای حفظ پایگاه داخلی خود مواضع سخت‌گیرانه‌تری اتخاذ می‌کند. واشنگتن نیز تلاش می کند آزادی عمل خود را برای تعامل با دولت آینده اسرائیل حفظ کند.

  • توافق دفاعی مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان نشانه‌ای از شکل‌گیری معماری امنیتی مستقل‌تر در خاورمیانه و کاهش اتکای متحدان به آمریکا است. رفتار متناقض ترامپ در قبال جنگ ایران، اروپا، روسیه و تنگه هرمز، اعتماد به تعهدات واشنگتن را تضعیف کرده و کشورها را به سمت «بیمه راهبردی» و ایجاد گزینه‌های جایگزین سوق داده است. این روند هنوز به معنای افول قدرت سخت آمریکا نیست، اما اعتبار و پیش‌بینی‌پذیری واشنگتن را فرسوده و زمینه را برای استقلال راهبردی بیشتر متحدان فراهم کرده است.

  • مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در حالی بر محور بازگشایی تنگه هرمز ادامه دارد که تهران شروط گسترده‌ای از جمله لغو تحریم‌ها، پایان محاصره دریایی و توقف حملات را برای توافق مطرح کرده است. در مقابل، واشنگتن با محدودیت‌های نظامی و کاهش ذخایر موشکی، هزینه‌های فزاینده جنگ و فشارهای سیاسی داخلی روبه‌روست. ایران با حفظ کنترل هرمز و تداوم مقاومت، دست برتر راهبردی خود را حفظ کرده است. در این شرایط، پایان جنگ و مذاکره جدی، مهم‌ترین گزینه خروج ترامپ از بحران به نظر می‌رسد.

  • دیپلمات پیشین گفت: هرگاه ائتلافی پیرامون یک کشور شکل بگیرد و آن کشور در این ائتلاف حضور نداشته باشد، نفس شکل‌گیری چنین ائتلافی می‌تواند تهدید تلقی شود و نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت.

  • بازخوانی تجربه جنگ ویتنام نشان می‌دهد برخی خطاهای راهبردی واشنگتن، از اعتماد افراطی به برتری فناوری و قدرت آتش تا اهداف مبهم، تصمیم‌گیری پشت درهای بسته و ناتوانی در تعریف پیروزی، در جنگ ایران نیز تکرار شده‌اند. تفاوت مهم، ضعف تجربه مدیریتی و دیپلماتیک برخی اعضای دولت ترامپ و تشدید خودبزرگ‌بینی در کاخ سفید است. همزمان، جنگ فشار سنگینی بر ذخایر موشکی و توان نظامی آمریکا وارد کرده و می‌تواند آسیب‌پذیری واشنگتن در سایر مناطق جهان را افزایش دهد.

  • ارنست مونیز، وزیر انرژی پیشین آمریکا و از معماران برجام، معتقد است خروج ترامپ از توافق هسته‌ای مسیر تشدید بحران ایران و در نهایت جنگ را هموار کرد؛ جنگی که در صورت تداوم برجام، به باور او رخ نمی‌داد. مونیز جنگ تمام‌عیار با ایران را اشتباهی بزرگ می‌داند و نسبت به دشواری بازسازی اعتماد هشدار می‌دهد. او ایجاد چرخه مشترک سوخت هسته‌ای میان ایران، عربستان و امارات را پیشنهاد می‌کند و خطر جنگ یا حادثه هسته‌ای را در بالاترین سطح از زمان بحران موشکی کوبا ارزیابی می‌کند.

  • یکی سناتور دموکرات، جنگ آمریکا با ایران را غیرقانونی دانسته و خواستار استفاده کنگره از قدرت مالی برای توقف تأمین بودجه آن است. او با دفاع از مداخله اولیه آمریکا در لیبی، گسترش مأموریت و پیامدهای آن را شکست‌خورده می‌داند. هولن همچنین خواستار مشروط شدن کمک‌های نظامی به اسرائیل و پایان اشغال کرانه باختری است..

  • جنگ ایران آمریکا را در بن‌بستی راهبردی قرار داده که شباهت‌هایی با عراق دارد، اما پیامدهای آن جهانی‌تر و پرهزینه‌تر است. واشنگتن هنوز تعریف روشنی از «پیروزی» ندارد و میان سه گزینه تشدید فشار، کاهش تنش و حفظ محاصره دریایی مردد است. تنگه هرمز، برنامه هسته‌ای ایران و اعتبار جهانی آمریکا در مرکز این بحران قرار دارند. منتقدان معتقدند دولت ترامپ بدون برنامه‌ریزی کافی وارد جنگ شده و اکنون با محدودیت نظامی، کمبود مهمات، فشار اقتصادی و کاهش اعتبار بین‌المللی روبه‌روست.

  • این گزارش استدلال می‌کند که قدرت نظامی اسرائیل الزاماً به معنای هژمونی منطقه‌ای نیست. وابستگی امنیتی به آمریکا، فرسایش مشروعیت بین‌المللی، کاهش محبوبیت جهانی، خروج سرمایه انسانی و محدودیت نقش اسرائیل در دیپلماسی، انرژی و تجارت، نشان‌دهنده شکاف میان سلطه و رهبری است. کشورهای منطقه نیز به‌تدریج در حال ایجاد شبکه‌های مستقل از اسرائیل هستند. بااین‌حال، این روند به معنای فروپاشی قریب‌الوقوع اسرائیل نیست؛ بلکه بیانگر فرسایش تدریجی توان آن برای تعیین قواعد و سازمان‌دهی منطقه حول خود است.

  • جنگ ایران به آزمونی پیچیده برای دولت ترامپ تبدیل شده است؛ زیرا کاخ سفید هم‌زمان با افزایش مخالفت افکار عمومی، فشار پایگاه‌های انجیلی حامی اسرائیل و هزینه‌های فزاینده نظامی روبه‌رو است. واشنگتن میان سه گزینه محاصره، عقب‌نشینی یا جنگ زمینی گرفتار شده است. در حالی که برتری فناوری آمریکا نتوانسته به پیروزی راهبردی قطعی منجر شود، هزینه‌های انسانی، مالی و اقتصادی جنگ افزایش یافته و آینده این درگیری به یکی از چالش‌های اصلی سیاست داخلی و خارجی آمریکا تبدیل شده است.

تبلیغات