ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۵۰۲۴

ایران و آمریکا در برزخ

جنگ می‌شود یا ...؟!

جنگ می‌شود یا ...؟!

روابط ترامپ و نتانیاهو در آستانه انتخابات آمریکا و اسرائیل وارد مرحله‌ای حساس شده است. اختلافات دو طرف درباره غزه، ایران و لبنان افزایش یافته، اما همچنان در چارچوب اتحاد راهبردی مدیریت می‌شود. ترامپ تلاش دارد پیش از انتخابات آمریکا دستاورد دیپلماتیک کسب کند، در حالی که نتانیاهو برای حفظ پایگاه داخلی خود مواضع سخت‌گیرانه‌تری اتخاذ می‌کند. واشنگتن نیز تلاش می کند آزادی عمل خود را برای تعامل با دولت آینده اسرائیل حفظ کند.

فرارو- وب‌سایت پولیتیکو در گزارشی اعلام کرد مذاکرات ایران و آمریکا همچنان در وضعیت توقف و بلاتکلیفی قرار دارد و خطر بازگشت تنش نظامی، آتش‌بس موقت میان تهران و واشنگتن را تهدید می‌کند.

به گزارش فرارو، یک مقام ارشد کاخ سفید به پولیتیکو گفته است مسئله اصلی در مذاکرات کنونی، میزان فاصله یا نزدیکی دو طرف به توافق نیست؛ بلکه پرسش اساسی این است که آیا جمهوری اسلامی ایران آمادگی دارد به میز مذاکره بازگردد و چارچوب تازه‌ای برای توافق بپذیرد یا نه.

این مقام آمریکایی مدعی شده تهران تاکنون چنین گامی برنداشته است. مقام‌های ایرانی اما این ادعا را رد کرده و بارها تأکید کرده‌اند که واشنگتن باید ابتدا به تعهدات خود در توافق موقت بازگردد.

هم‌زمان، گزارش‌های رویترز نیز از تداوم بن‌بست در گفت‌وگوها برای احیای توافق موقت امضاشده در ماه ژوئن حکایت دارد. تهران معتقد است توافق اولیه پس از آن متوقف شد که آمریکا از اجرای بخشی از تعهدات خود عقب‌نشینی کرد. از نگاه ایران، هر گفت‌وگویی برای ادامه مسیر دیپلماتیک نیازمند بازگشت واشنگتن به چارچوب توافق و تعیین جدول زمانی روشن برای اجرای تعهدات است.

ایران و آمریکا در وضعیت نه جنگ، نه توافق

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، اختلاف‌های اصلی تهران و واشنگتن همچنان بر دو محور متمرکز است: سرنوشت دارایی‌های مالی بلوکه‌شده ایران در خارج از کشور و وضعیت تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز، به‌ویژه ادامه محاصره دریایی اعمال‌شده از سوی آمریکا علیه بنادر ایران.

این اختلاف‌ها به یکی از مهم‌ترین موانع در مسیر تمدید آتش‌بس و دستیابی به توافقی پایدار تبدیل شده است. در چنین شرایطی، برخی مقام‌ها و کارشناسان معتقدند وضعیت «آتش‌بس در برابر محاصره» ممکن است به یک سازوکار موقت برای مدیریت بحران تبدیل شود.

این وضعیت، هیچ‌یک از دو طرف را به اهداف نهایی نمی‌رساند، اما در مقایسه با دو گزینه پرهزینه دیگر، یعنی بازگشت به درگیری مستقیم یا ارائه امتیازهای گسترده، قابل تحمل‌تر ارزیابی می‌شود. تهران و واشنگتن هر دو ممکن است تصور کنند که حفظ وضع موجود، به آن‌ها فرصت می‌دهد فشار را افزایش دهند و موقعیت چانه‌زنی خود را تقویت کنند.

جیمز جفری، دیپلمات پیشین آمریکایی و از مقام‌های دولت نخست دونالد ترامپ در حوزه خاورمیانه، با اشاره به شرایط موجود می‌گوید هر دو طرف از تداوم وضعیت فعلی منافعی دارند. به گفته او، ایران و آمریکا هرکدام بر این باورند که گذشت زمان و افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی، می‌تواند موقعیت طرف مقابل را تضعیف و دست آن‌ها را در مذاکرات آینده بازتر کند.

در عین حال، گزینه‌های پیش‌روی طرفین نیز هزینه‌های سنگینی دارد. تشدید دوباره تنش نظامی می‌تواند پیامدهای امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای برای منطقه داشته باشد. از سوی دیگر، ارائه امتیازهای اساسی برای دستیابی به توافق نهایی، با محدودیت‌های سیاسی داخلی و ملاحظات راهبردی تهران و واشنگتن روبه‌رو است.

از این رو، به نظر می‌رسد دو طرف فعلاً نه مسیر مصالحه کامل را انتخاب کرده‌اند و نه حاضرند به‌سرعت به رویارویی مستقیم بازگردند.

شروط ایران و تردید درباره فشار بیشتر

جمهوری اسلامی ایران در روزهای اخیر دامنه مطالبات خود برای تمدید آتش‌بس را افزایش داده است. این مطالبات شامل پرداخت غرامت بابت خسارت‌های جنگ، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران و توقف تهدیدهای نظامی و سیاسی علیه تهران، از جمله تهدیدهای مرتبط با گروه‌ها و جریان‌های همسو با ایران در منطقه، عنوان شده است.

بنی سبطی، پژوهشگر برنامه ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در تل‌آویو، معتقد است تداوم تهدیدهای دونالد ترامپ علیه ایران ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. به گفته او، این تهدیدها به‌جای وادار کردن تهران به عقب‌نشینی، می‌تواند موضع ایران را در مذاکرات سخت‌تر کند.

او می‌گوید رهبران ایران ممکن است شرایط فعلی را فرصتی برای تقویت موقعیت چانه‌زنی خود بدانند؛ به‌ویژه اگر تهدیدهای آمریکا به اقدام عملی گسترده تبدیل نشود.

بر اساس این تحلیل، محاسبات تهران تنها بر ارزیابی توان نظامی و اقتصادی استوار نیست، بلکه عوامل روانی و ادراکی نیز در تصمیم‌گیری‌های راهبردی ایران نقش مهمی دارد. از نگاه مقام‌های ایرانی، ایستادگی در برابر فشار آمریکا می‌تواند نشانه‌ای از حفظ بازدارندگی و افزایش قدرت چانه‌زنی باشد؛ موضوعی که مسیر دستیابی به توافق نهایی را پیچیده‌تر می‌کند.

اختلاف در دولت ترامپ بر سر ایران

در شرایط کنونی، اختلاف‌ها درون دولت آمریکا درباره نحوه مواجهه با ایران آشکارتر شده است. یک جریان تندرو معتقد است شرایط فعلی فرصتی کم‌سابقه برای تضعیف توان نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی فراهم کرده و واشنگتن باید از آن برای وارد کردن ضربه‌های اساسی به ساختار قدرت در ایران استفاده کند.

در مقابل، جریان عمل‌گرا بر این باور است که فشارهای موجود باید ابزاری برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره و دستیابی به توافقی سخت‌گیرانه باشد، نه مقدمه ورود آمریکا به یک جنگ گسترده و پرهزینه.

جناح تندرو در دولت آمریکا معتقد است توافق محدود یا مصالحه موقت، فقط بحران را به آینده منتقل می‌کند. از نگاه این جریان، واشنگتن باید با استفاده از همه ابزارهای خود، از تحریم‌های اقتصادی تا فشار نظامی و اقدامات بازدارنده، زمینه تغییر رفتار اساسی جمهوری اسلامی را فراهم کند.

اما جریان عمل‌گرا نسبت به پیگیری هدفی مانند تغییر نظام در ایران هشدار می‌دهد. این گروه چنین رویکردی را پرریسک و دشوار می‌داند و معتقد است این مسیر می‌تواند آمریکا را وارد جنگی بدون پایان کند؛ جنگی که بی‌ثباتی منطقه، هزینه انسانی و هزینه‌های اقتصادی و امنیتی گسترده‌ای برای آمریکا و متحدانش به همراه خواهد داشت.

این جریان، بازگرداندن ایران به مذاکره با شروط سخت‌گیرانه‌تر را هدفی واقع‌بینانه‌تر می‌داند؛ شروطی که پرونده هسته‌ای، موشک‌های بالستیک و نقش گروه‌های همسو با تهران، از جمله حزب‌الله لبنان و انصارالله یمن، را نیز در بر می‌گیرد؛ بدون آنکه هدف، فروپاشی دولت ایران باشد.

احمد العنانی، کارشناس روابط بین‌الملل، می‌گوید ترامپ در برخی مقاطع از سناریوهای عملیات سریع و محدود سخن گفته است؛ طرح‌هایی که بر حملات هوایی گسترده و استفاده از تسلیحات راهبردی، از جمله بمب‌افکن‌های پیشرفته بی-۲، تکیه دارند.

با این حال، فرماندهان نظامی و کارشناسان راهبردی آمریکا نسبت به ساده‌انگاری درباره پیامدهای تشدید درگیری با ایران هشدار داده‌اند. به گفته العنانی، برآورد نهادهای نظامی آمریکا این است که هرگونه درگیری فراگیر با ایران می‌تواند به‌سرعت از چارچوب حملات محدود خارج شود و ابعادی منطقه‌ای پیدا کند.

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های واشنگتن، گسترش درگیری به مسیرهای حیاتی دریایی، به‌ویژه تنگه هرمز، است. هرگونه اختلال در این آبراه می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای تجارت جهانی و بازار انرژی داشته باشد. یک رویارویی طولانی‌مدت همچنین می‌تواند توان دفاعی آمریکا در منطقه را تحت فشار قرار دهد و هزینه‌های امنیتی و اقتصادی سنگینی ایجاد کند.

ترامپ و نتانیاهو زیر فشار انتخابات

رابطه دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو با نزدیک شدن به دو رویداد انتخاباتی مهم وارد مرحله حساس‌تری شده است. انتخابات کنست اسرائیل قرار است ۲۷ اکتبر برگزار شود و پس از آن، انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ماه نوامبر برگزار خواهد شد.

پرونده‌های غزه، ایران و لبنان همچنان در دستور کار واشنگتن و تل‌آویو قرار دارند؛ پرونده‌هایی که در آن‌ها اولویت‌های دو طرف در مواردی متفاوت است، هرچند این اختلاف‌ها هنوز به بحران جدی در اتحاد آمریکا و اسرائیل تبدیل نشده‌اند.

این تفاوت دیدگاه‌ها در روزهای اخیر برجسته‌تر شده است؛ به‌ویژه پس از آنکه نتانیاهو فرمول پیشنهادی دولت آمریکا درباره غزه را رد کرد، در حالی که تیم ترامپ همچنان این طرح را در دستور کار خود نگه داشته است. همچنین گزارش‌هایی درباره سفر احتمالی جرد کوشنر، داماد و مشاور ترامپ، به سرزمین‌های اشغالی منتشر شده که می‌تواند نشانه‌ای از تلاش آمریکا برای کاهش شکاف‌ها باشد.

ترامپ طی هفته‌های اخیر در چهار نوبت از اعلام حمایت انتخاباتی از نتانیاهو خودداری کرده است؛ موضوعی که در آستانه انتخابات کنست اهمیت زیادی دارد. بر اساس نظرسنجی‌های جدید، ائتلاف تحت رهبری نتانیاهو ممکن است بین ۴۹ تا ۵۳ کرسی کسب کند؛ رقمی که همچنان با حداقل ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل دولت اکثریت فاصله دارد.

یک منبع دیپلماتیک آمریکایی در کاخ سفید گفته است دولت ترامپ میان تعهد واشنگتن به امنیت اسرائیل و مناسبات سیاسی با دولتی که پس از انتخابات اکتبر در تل‌آویو تشکیل خواهد شد، تفکیک قائل است. به گفته این منبع، کاخ سفید نمی‌خواهد اهداف منطقه‌ای خود را به نتیجه یک انتخابات مشخص در اسرائیل گره بزند و ترجیح می‌دهد امکان تعامل با هر دولت آینده‌ای را حفظ کند.

کاخ سفید تلاش می‌کند ظرفیت خود را برای پیشبرد پرونده‌های غزه، لبنان و ایران تا پیش از پاییز حفظ کند، اما هم‌زمان از تصمیم‌هایی که ممکن است در اسرائیل به‌عنوان دخالت مستقیم در انتخابات تعبیر شود، پرهیز می‌کند.

اختلاف واشنگتن و تل‌آویو در پرونده لبنان نیز آشکارتر شده است. دولت آمریکا از ادامه حضور نظامیان اسرائیلی در جنوب لبنان انتقاد کرده و خواستار پایبندی تل‌آویو به ترتیباتی شده که واشنگتن در شکل‌گیری آن نقش میانجی داشته است.

در مقابل، یسرائیل کاتس، وزیر جنگ اسرائیل، خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان را به خلع سلاح حزب‌الله مشروط کرده است. در کرانه باختری نیز دولت آمریکا از نتانیاهو خواسته حملات شهرک‌نشینان اسرائیلی علیه روستای قصره را محکوم کند.

آدولفو فرانکو، تحلیلگر راهبردی حزب جمهوری‌خواه آمریکا، معتقد است ترامپ پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای باید نشان دهد دولت او توانایی کاهش بحران‌های خاورمیانه را دارد، بدون آنکه از بازدارندگی آمریکا عقب‌نشینی کند.

مایکل اوهیرلی، کارشناس روابط بین‌الملل، نیز می‌گوید محاسبات نتانیاهو تا حدی در جهت مخالف است؛ زیرا نخست‌وزیر اسرائیل برای حفظ پایگاه راست‌گرای خود، به‌ویژه در پرونده‌های غزه و ایران، نیاز دارد مواضعی سخت‌گیرانه نشان دهد.

به باور او، دوره تا پایان اکتبر احتمالاً بیشتر شاهد مدیریت دقیق اختلاف‌ها خواهد بود تا رویارویی علنی میان واشنگتن و تل‌آویو؛ زیرا هر دو طرف به ادامه هماهنگی امنیتی نیاز دارند، اما نیازهای سیاسی و زمان‌بندی آن‌ها برای توافق‌ها متفاوت است.

ارسال نظرات
خط داغ