ترنج موبایل
تبلیغات
کد خبر: ۹۹۴۴۰۲

جنگ غیرقانونی

یک پنی هم زیاد است، چه رسد به ۷۰ میلیارد دلار

یک پنی هم زیاد است، چه رسد به 70 میلیارد دلار

یکی سناتور دموکرات، جنگ آمریکا با ایران را غیرقانونی دانسته و خواستار استفاده کنگره از قدرت مالی برای توقف تأمین بودجه آن است. او با دفاع از مداخله اولیه آمریکا در لیبی، گسترش مأموریت و پیامدهای آن را شکست‌خورده می‌داند. هولن همچنین خواستار مشروط شدن کمک‌های نظامی به اسرائیل و پایان اشغال کرانه باختری است..

تبلیغات
تبلیغات

فراروـ مارتین دی‌کَرو، روزنامه‌نگار و مجری پادکست 

به گزارش فرارو به نقل از نشریه «ریسپانسیبل استیت‌کرفت»، امروز نه خبری از جنگی تمام‌عیار است، نه صلحی برقرار شده و نه نشانه‌ای از پایان بن‌بست در تنگه هرمز دیده می‌شود. تلاش دولت ترامپ برای تغییر معادلات مرتبط با ایران در خلیج فارس همچنان در وضعیتی مبهم و بلاتکلیف قرار دارد؛ مذاکراتی که گاه آغاز و گاه متوقف می‌شوند، تاکنون نتوانسته‌اند به مناقشه‌ای پایان دهند که اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار داده است. هم‌زمان، میزان محبوبیت رئیس‌جمهور آمریکا نیز کاهش یافته است.

در همین حال، طرح صلح غزه نیز در حال فروپاشی توصیف شده است؛ وضعیتی که فلسطینیان عادی را در میان ویرانه‌ها و اردوگاه‌های چادری غزه، در شرایطی اسف‌بار رها کرده است. آنان همچنان از حملات هوایی اسرائیل هراس دارند؛ حملاتی که بنا بر گزارش منبع، از زمان اجرای «آتش‌بس» در اکتبر ۲۰۲۵ (مهر/آبان ۱۴۰۴) تاکنون بیش از ۱۲۰۰ نفر را کشته است.

برای بررسی این پرسش که آیا راهی برای خروج از این وضعیت‌های بحرانی وجود دارد، نشریه «ریسپانسیبل استیت‌کرفت» با کریس ون هولن، سناتور دموکرات ایالت مریلند، گفت‌وگو کرده است؛ سیاستمداری که از او به‌عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ یاد می‌شود و در کنگره آمریکا از منتقدان صریح عملکرد اسرائیل و نفوذ «کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل» (آیپک) به شمار می‌رود.

آنچه در ادامه می‌آید، بخشی از گفت‌وگوی پادکستی کریس ون هولن با مارتین دی‌کَرو است. 

جنگ ایران و اختیارات کنگره

مارتین دی‌کَرو: اجازه دهید گفت‌وگو را با جنگ ایران آغاز کنیم. در ماه ژوئن ۲۰۲۶ (خرداد ۱۴۰۵)، مجلس نمایندگان و سنا قطعنامه مشترکی درباره اختیارات جنگی تصویب کردند که رئیس‌جمهور را ملزم می‌کرد نیروهای آمریکایی را از این درگیری نظامی خارج کند. با این حال، دولت معتقد است به دلیل برقراری آتش‌بس، ملزم به اجرای این مصوبه نیست؛ زیرا از دیدگاه دولت، آتش‌بس مهلت ۶۰روزه تعیین‌شده برای خروج نیروها را از نو آغاز کرده است.

آیا قانون اختیارات جنگی مصوب ۱۹۷۳ (۱۳۵۲) به‌طور جبران‌ناپذیری از کار افتاده است؟

سناتور ون هولن: این قانون به‌شدت تضعیف شده است. دونالد ترامپ عملاً مفاد آن را بی‌اثر کرده و در این مسیر از حمایت جمهوری‌خواهان سنا نیز برخوردار بوده است.

تدوین‌کنندگان قانون اساسی آمریکا بر این باور بودند که با ایجاد یک شاخه مستقل از حکومت و اعطای اختیارات مشخص به آن ــ از جمله اختیار اعلام جنگ ــ کنگره به‌عنوان یک نهاد از اختیارات خود دفاع خواهد کرد. اما امروز با حزب جمهوری‌خواهی مواجه هستیم که عملاً به مهر تأییدی برای دونالد ترامپ تبدیل شده است.

از نظر من، زمانی که دونالد ترامپ این جنگ را آغاز کرد، اقدام او غیرقانونی بود و اکنون نیز که برخلاف قطعنامه مشترک اختیارات جنگی به ادامه آن مشغول است، این جنگ همچنان غیرقانونی است.

دی‌کَرو: کنگره چه ابزارهای دیگری برای متوقف کردن یک جنگ غیرضروری در اختیار دارد؟

ون هولن: در نهایت، کنگره باید از قدرت مالی خود استفاده کند. موضع من کاملاً روشن است: حتی یک پنی هم نباید به این جنگ غیرقانونی اختصاص یابد.

همان‌طور که می‌دانید، دولت درخواست بودجه تکمیلی حدود ۷۰ میلیارد دلاری کرده است. از نظر من، کنگره نباید با این درخواست موافقت کند؛ زیرا تصویب چنین بودجه‌ای عملاً به معنای تأیید و مشروعیت‌بخشی پسینی به یک جنگ غیرقانونی خواهد بود.

بنابراین، حفظ این موضع و خودداری از اختصاص چنین بودجه‌ای اهمیت بسیار زیادی دارد. از سوی دیگر، آمریکا با سرعتی بسیار بالا و هزینه‌ای سنگین در حال مصرف ذخایر مهمات خود است. این وضعیت نیز می‌تواند، دست‌کم در سطح کنونی، به محدودیتی برای توانایی دولت در ادامه جنگ تبدیل شود.

لیبی و «گسترش مأموریت»

مارتین دی‌کَرو: سؤال دیگری درباره قانون اختیارات جنگی و ناتوانی کنگره در مهار قوه مجریه طی دهه‌های گذشته وجود دارد. برای نمونه، می‌توان به مداخله نظامی در لیبی در دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما در سال ۲۰۱۱ (۱۳۹۰) اشاره کرد.

شورای امنیت سازمان ملل متحد مجوز مداخله ناتو را با هدف حفاظت از غیرنظامیان صادر کرده بود، اما هنگامی که کنگره در ژوئن ۲۰۱۱ (خرداد/تیر ۱۳۹۰) درباره مهلت ۶۰روزه تعیین‌شده برای خروج نیروها از رئیس‌جمهور اوباما توضیح خواست، هارولد کو، مشاور حقوقی وزارت خارجه، در کنگره شهادت داد.

او گفت: «همان‌طور که همه اذعان دارند، مبنای حقوقی آغاز شمارش خودکار مهلت خروج، یعنی “خصومت‌ها”، اصطلاحی حقوقی و مبهم است که در هیچ بخش از قانون تعریف نشده است. سوابق قانون‌گذاری مورد استناد ما نشان می‌دهد درباره اینکه دقیقاً چه اقداماتی در چارچوب مفهوم “خصومت‌ها” قرار می‌گیرند، اتفاق نظر وجود ندارد. علاوه بر این، این معیار تاکنون نه از سوی هیچ دادگاهی تعریف شده و نه از سوی خود کنگره.»

پانزده سال بعد، برداشت شما از این اظهارات چیست؟ و آیا از رأی خود به نفع مداخله دولت اوباما در لیبی پشیمان هستید؟

ون هولن: در پاسخ به بخش دوم پرسش شما، خیر؛ و اجازه دهید دلیل آن را توضیح دهم. می‌پذیرم که در برخی موارد، مسئله در منطقه‌ای خاکستری قرار می‌گیرد و شرایط لیبی نیز از همین جنس بود. اما درباره ایران، هیچ منطقه خاکستری‌ای وجود ندارد؛ حتی ذره‌ای.

ما به‌وضوح ۱۸ نیروی نظامی آمریکایی را از دست داده‌ایم و هیچ تردیدی وجود ندارد که ایالات متحده درگیر خصومت نظامی با ایران است.

در مورد لیبی، همان‌طور که می‌دانید، علاوه بر قطعنامه سازمان ملل متحد و مشارکت ناتو، اتحادیه عرب نیز از آمریکا خواسته بود به‌عنوان بخشی از ائتلاف، برای جلوگیری از آنچه خطر کشتار قریب‌الوقوع صدها هزار نفر تصور می‌شد، از این عملیات حمایت کند. این عملیات نیز صرفاً از طریق حملات هوایی انجام می‌شد.

بنابراین، قبول دارم که در مورد لیبی ابهام حقوقی وجود داشت؛ اما دیدگاه من این بود که در دوره محدودی که دولت اوباما در این عملیات مشارکت داشت و از حمایت سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب نیز برخوردار بود، استدلال حقوقی دولت قابل دفاع بود. دست‌کم نمی‌توان گفت این استدلال کاملاً بی‌اساس بود. اما درباره ایران، استدلال دولت ترامپ آشکارا بی‌اساس است.

مارتین دی‌کَرو: در لیبی، عملیات با اهدافی که در ابتدا مثبت و قابل دفاع به نظر می‌رسید آغاز شد، اما با گسترش مأموریت، در نهایت به عملیاتی برای تغییر حکومت تبدیل شد؛ آن هم در شرایطی که رئیس‌جمهور اوباما پیش‌تر تأکید کرده بود آمریکا از طریق اقدام نظامی به دنبال چنین نتیجه‌ای نخواهد بود.

در نهایت نیز لیبی به کشوری شکست‌خورده تبدیل شد. شاید این کشور حتی بدون مداخله آمریکا نیز به چنین سرنوشتی دچار می‌شد، اما به نظر من، لیبی یکی از نمونه‌های مهم در زنجیره تحولات طولانی‌ای است که در نهایت ما را به وضعیت امروز رسانده است.

ون هولن: موافقم که این عملیات به گسترش مأموریت منجر شد و در این مورد تردیدی ندارم. شما از من درباره توجیه اولیه عملیات پرسیدید، اما اگر نتایج آن را بررسی کنیم، از یک سو باید گفت این عملیات توانست از وقوع یک کشتار گسترده جلوگیری کند و فکر می‌کنم این آشکارا اتفاق مثبتی بود.

از سوی دیگر، همان‌طور که شما اشاره کردید، مأموریت به‌تدریج تغییر کرد، به سرنگونی قذافی انجامید و در نهایت لیبی به کشوری شکست‌خورده تبدیل شد. بنابراین، نمی‌توانم بگویم عملیات لیبی در نهایت موفق بود. به اعتقاد من، این عملیات صرفاً در تحقق هدف اولیه خود، موفقیتی محدود به دست آورد.

حمایت تسلیحاتی آمریکا از اسرائیل

مارتین دی‌کَرو: حالا به اسرائیل بپردازیم. شما در یادداشتی در «نیویورک‌تایمز» از دموکرات‌ها خواستید با ناکامی خود در استفاده از اهرم‌های قدرت آمریکا برای مهار رفتار اسرائیل روبه‌رو شوند.

اخیراً نیز برخی مقام‌های سابق دولت بایدن به دلیل اینکه در زمانی که اسرائیل غزه را ویران می‌کرد، کمک‌های آمریکا به این کشور را مشروط نکردند، با انتقادات شدید عمومی مواجه شده‌اند. با این حال، امروز نیز سلاح‌های آمریکایی و بولدوزرهای ساخت آمریکا همچنان به اسرائیل ارسال می‌شوند. چرا؟

ون هولن: چون هنوز نتوانسته‌ایم آرای کافی برای متوقف کردن این روند به دست آوریم. البته پیشرفت‌هایی حاصل شده است. به یاد دارم در ماه‌های مارس و آوریل ۲۰۲۵ (اسفند ۱۴۰۳ تا فروردین ۱۴۰۴)، زمانی که محاصره کامل ورود مواد غذایی و کمک‌های بشردوستانه به غزه نزدیک به ۸۰ روز ادامه داشت، حدود ۱۷ سناتور در سنا، کم‌وبیش، به جلوگیری از انتقال سلاح‌های آمریکایی به دولت اسرائیل رأی دادند.

در رأی‌گیری اخیر، توانستیم ۴۰ سناتور دموکرات را با خود همراه کنیم تا با ارسال سلاح و بولدوزر به اسرائیل مخالفت کنند. بنابراین، دست‌کم در میان دموکرات‌ها، روند در مسیر درستی حرکت می‌کند.

اما در جناح جمهوری‌خواه، همچنان یک چک سفیدامضا در اختیار دولت نتانیاهو قرار دارد؛ صرف‌نظر از عملکرد اسرائیل، چه در غزه و چه در کرانه باختری.

احساس فزاینده‌ای شکل گرفته است که مالیات‌دهندگان آمریکایی باید ارائه چک سفیدامضا به اسرائیل را متوقف کنند.

دیدگاه من این است که انتقال هرگونه سلاح تهاجمی به اسرائیل نیز باید به عقب‌نشینی این کشور از اشغال کرانه باختری، بر اساس یک جدول زمانی مورد توافق، مشروط شود.

مارتین دی‌کَرو: شما از جمله سناتورهایی بوده‌اید که صریح‌ترین انتقادات را از سیاست‌های اسرائیل مطرح کرده‌اند. اغلب با خودم فکر می‌کنم آیا همکاران شما در سنا، در محافل خصوصی، دیدگاه‌هایی مشابه شما دارند، اما از بیان علنی آن‌ها هراس دارند؟

ون هولن: پاسخ کوتاه این است: بله، کاملاً همین‌طور است. چند سال پیش، موضع من موضعی بسیار تنها بود. حتی پیش از آغاز جنگ غزه نیز تمرکز زیادی بر پایان دادن به اشغال کرانه باختری و استفاده از اهرم‌های آمریکا برای تحقق این هدف داشتم.

حتی در آن زمان، همکارانی داشتم که در گفت‌وگوهای خصوصی با من موافق بودند، اما از نظر سیاسی برایشان مناسب نبود که چنین دیدگاهی را علناً مطرح کنند.

اما پس از جنگ غزه، مردم شاهد ابعاد هولناک ویرانی بوده‌اند؛ وضعیتی که سازمان‌های حقوق بشری، عمر بارتوف، مورخ، و دیگران آن را نسل‌کشی توصیف کرده‌اند. آن‌ها تحلیل درستی ارائه کرده‌اند.

به همین دلیل، شمار بیشتری از همکاران من به‌تدریج به این نتیجه می‌رسند که ارائه یک چک سفیدامضا به دولت نتانیاهو، نه‌تنها امنیت ما در منطقه، بلکه جایگاه آمریکا در سراسر جهان را تضعیف می‌کند.

آیپک و سیاست داخلی آمریکا

مارتین دی‌کَرو: غیرمعمول نیست که کنگره از افکار عمومی عقب بماند. در دوران جنگ ویتنام نیز چنین بود؛ افکار عمومی پیش از آنکه اکثریت کنگره موضع خود را علیه جنگ تغییر دهند، مخالفت با آن را آغاز کرده بود.

اما امروز در سراسر طیف سیاسی، به‌ویژه در میان رأی‌دهندگان جوان‌تر، حمایت آمریکا از اسرائیل دیگر با استقبال گذشته مواجه نیست؛ چه در جناح چپ، چه در میانه و چه در جناح راست. چرا برخی از همکاران شما در سنا همچنان از رأی دادن علیه اسرائیل هراس دارند؟ آیا مسئله صرفاً «کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل» است یا عوامل دیگری نیز دخیل هستند؟

ون هولن: عامل اصلی، سیاست داخلی آمریکا است. مسئله آیپک است. این نهاد به‌طور سنتی بازیگری سیاسی بسیار قدرتمند بوده است و در انتخابات مداخله می‌کند.

همین حالا شاهد بودیم که ۳۰ میلیون دلار برای مقابله با عبدالسید در رقابت سنای میشیگان هزینه کردند.

آن‌ها در بسیاری از رقابت‌های انتخاباتی دیگر نیز فعال هستند. این نهاد نشان داده است که حاضر است از قدرت سیاسی خود برای شکست دادن هر نامزدی که از کمک‌های بدون قیدوشرط به اسرائیل حمایت نکند، استفاده کند.

البته نفوذ آن‌ها در میان دموکرات‌ها در حال کاهش است. گروه‌های دیگری نیز در این حوزه فعال هستند؛ از جمله سازمان‌های سیاسی مهم یهودی مانند «جی‌استریت» که موضعی کاملاً متفاوت دارند.

با این حال، آیپک همچنان بزرگ‌ترین بازیگر است و به همین دلیل، کنگره در این مسئله تا حد زیادی در یک حباب سیاسی گرفتار مانده است؛ هرچند این حباب اکنون در نقاط مختلف در حال ترک خوردن است.

افول برتری آمریکا

دی‌کَرو: آیا هژمونی آمریکا در حال افول است؟ و آیا چنین اتفاقی برای سایر نقاط جهان لزوماً بد است؟

ون هولن: می‌توانم بگویم دو اتفاق در حال رخ دادن است. نخست اینکه سلطه کامل آمریکا قطعاً در حال کاهش است. ما شاهد ظهور مستمر قدرت‌های دیگر هستیم که چین در میان آن‌ها مهم‌ترین است.

دی‌کَرو: منظورتان برتری است؟ یعنی درباره برتری آمریکا صحبت می‌کنید؟

ون هولن: بله، منظورم رهبری بدون رقیب آمریکا است. اما معنای این تحول آن است که کشورهای دیگر باید مسئولیت بیشتری در قبال دفاع جمعی خود بر عهده بگیرند.

من باید بگویم دولت ترامپ اعتبار آمریکا را به‌طور کامل از بین برده و نابود کرده است.

ما زمانی مدافع حقوق بین‌الملل و نظم مبتنی بر قواعد بودیم؛ البته نظمی بسیار ناقص. من کاملاً از این موضوع آگاهم و دولت بایدن نیز در این زمینه ــ برای مثال در خصوص عدم اجرای حقوق بین‌الملل در مورد غزه ــ آسیب زیادی وارد کرد.

اما دولت ترامپ اساساً حقوق بین‌الملل را کنار گذاشته است. در راستای منافع آمریکا است که بار دیگر برای پایبندی به نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد تلاش کنیم. در این زمینه کار بسیار زیادی پیش رو داریم.

دی‌کَرو: از نظر من، این مسئله اغلب به توانایی تشخیص محدودیت‌های قدرت بازمی‌گردد. برای کسانی مانند ما که سال‌ها از سیاست خارجی خویشتن‌دارانه‌تر آمریکا دفاع کرده‌ایم، طرفداران حفظ برتری آمریکا محدودیت‌های قدرت را درک نمی‌کنند؛ هرچند امروز این محدودیت‌ها را همه‌جا می‌بینیم و فقط مختص آمریکا نیست.

ون هولن: فکر می‌کنم حق با شماست. تحلیل شما کاملاً درست است. آنچه در ایران شاهد آن هستیم، نمونه‌ای روشن از محدودیت‌های قدرت است.

دونالد ترامپ تصور می‌کرد می‌تواند وارد ونزوئلا شود، مادورو را دستگیر کند و در مدت کوتاهی هر کاری را که می‌خواهد در هر نقطه‌ای از جهان انجام دهد. آشکارا چنین چیزی درست نیست.

بنابراین، باید در مورد حضور نظامی گسترده‌ای که در سراسر جهان داریم، بازنگری کنیم.

تبلیغات
نویسنده : مارتین دی‌کرو
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات