ترنج

ایران

۲۶۸۰۳ مطلب

  • جنگ ایران که قرار بود از نگاه ترامپ کوتاه‌مدت باشد، وارد ششمین ماه شده و حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی همچنان در منطقه حضور دارند. هزینه نظامی جنگ، بسته به برآوردها، از ۳۷.۵ تا ۱۰۰ میلیارد دلار است و میلیاردها دلار نیز صرف مهمات و بازسازی پایگاه‌ها شده است. افزایش قیمت انرژی حدود ۹۳ میلیارد دلار به آمریکایی‌ها خسارت زده و تورم و نرخ بهره را بالا برده است. هزینه جنگ برای هر خانوار بیش از ۱۲۰۰ دلار برآورد شده و محبوبیت ترامپ نیز کاهش یافته است.

  • ارزیابی محرمانه پنتاگون نشان می‌دهد ادامه جنگ شش‌ماهه با ایران فشار سنگینی بر منابع و آمادگی نظامی آمریکا وارد کرده است. فرماندهان ارشد چند فرماندهی رزمی و نیروی دریایی درباره تمدید مأموریت‌ها و کاهش توان دفاعی آمریکا هشدار داده‌اند. تنها کمی بیش از یک‌چهارم ناوشکن‌ها آماده اعزام هستند و ذخایر پاتریوت، تاد و تاماهاوک کاهش یافته است.

  • پنتاگون در حال بررسی کاهش تمرکز نظامی در خلیج‌فارس و انتقال بخشی از تجهیزات و مراکز فرماندهی به اردن و نوار ساحلی دریای سرخ در عربستان است؛ تغییری که می‌تواند همزمان پاسخی به آسیب‌پذیری پایگاه‌های آمریکایی و فرصتی برای تنظیم روابط دیپلماتیک با تهران باشد.

  • شش ماه پس از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اهداف راهبردی این درگیری محقق نشده است؛ حکومت ایران سقوط نکرده، توان بازدارندگی تهران حفظ شده و محور مقاومت از میان نرفته است. جنگ همچنین آسیب‌پذیری نظم امنیتی متکی بر آمریکا را آشکار کرد و تنگه هرمز به نمادی از محدودیت قدرت واشنگتن تبدیل شد. هم‌زمان، ایران از «صبر راهبردی» به بازدارندگی فعال‌تر حرکت کرده است

  • مجموعه‌ای از تصاویر خبری از نقاط مختلف جهان، از صحنه‌های مذهبی و آیینی تا رویدادهای سیاسی، بحران‌های انسانی، رقابت‌های ورزشی و لحظات روزمره زندگی را به تصویر کشیده است.

  • مقاله با تشبیه «پیاده‌سازی اقتصادی» ترامپ به عملیات نرماندی، آن را تکرار طنزآمیز یک تجربه تاریخی می‌داند و معتقد است واشنگتن بار دیگر به نسخه شکست‌خورده فشار و تحریم بازگشته است. ایران طی دهه‌ها با توسعه اقتصاد مقاومتی، خودکفایی، تجارت غیر دلاری و گسترش روابط با چین، روسیه و کشورهای منطقه، راه‌های مقابله با تحریم را افزایش داده است. هم‌زمان، قدرت اقتصادی چین محدودیت‌های فشار یک‌جانبه آمریکا را بیشتر کرده‌اند.

  • جنگ ایران و آمریکا پس از چند ماه به وضعیتی فرسایشی رسیده است؛ ترامپ فعلاً تلاش می کند با تحریم، فشار اقتصادی و کنترل محدود تنش، بحران را تا انتخابات میان‌دوره‌ای مهار کند، بی‌آنکه به مذاکره جدی یا جنگ تمام‌عیار بازگردد. در مقابل، ایران با تکیه بر تنگه هرمز، دیپلماسی منطقه‌ای و تجربه جنگ، اعتمادبه‌نفس بیشتری یافته و در حال سنجش زمان مناسب برای واکنش است. هم‌زمان، کاهش توان نظامی آمریکا و فشارهای داخلی ترامپ، آینده جنگ و احتمال تشدید دوباره آن را نامطمئن‌تر کرده است.

  • شش ماه پس از آغاز جنگ ایران، ترامپ برخلاف وعده پیروزی سریع، در جنگی فرسایشی و بدون دستاورد نهایی گرفتار شده است. کاهش حمایت افکار عمومی، افزایش قیمت بنزین، اختلال در تردد تنگه هرمز، تلفات نظامیان آمریکایی و کاهش ذخایر موشک‌های رهگیر، هزینه‌های جنگ را آشکار کرده‌اند. منتقدان آن را تکرار تجربه عراق می‌دانند و معتقدند ایران از نظر راهبردی سود برده است؛ در مقابل، حامیان جنگ بر تضعیف تهران و ضرورت ادامه فشار تأکید دارند. در نهایت، سرنوشت جنگ همچنان نامعلوم است.

  • این تحلیل پنج مسیر احتمالی جنگ ایران و آمریکا را بررسی می‌کند: توافق محدود درباره تنگه هرمز و بازگشت به مذاکره، تشدید محاصره و تحریم‌های اقتصادی، انتقال هزینه فشار آمریکا به کشورهای منطقه، ازسرگیری عملیات نظامی و تداوم بن‌بست فرسایشی. در این میان، وابستگی فشار اقتصادی آمریکا به همکاری چین، محدودیت ذخایر تسلیحاتی واشنگتن، اهمیت راهبردی هرمز و توان ایران برای انتقال هزینه‌ها به منطقه، مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده آینده منازعه هستند و احتمال تداوم تقابل چندلایه را افزایش می‌دهند.

  • دولت ترامپ پس از ناکامی حملات نظامی و مذاکرات برای تحمیل خواسته‌های خود به ایران، بار دیگر به فشار اقتصادی حداکثری روی آورده و آن را «روز دی اقتصادی» نامیده است. اما موفقیت این راهبرد به چین، بزرگ‌ترین شریک تجاری و خریدار نفت ایران گره خورده است. مشکل واشنگتن این است که فشار واقعی بر تهران مستلزم رویارویی با پکن و بانک‌های چینی است؛ اقدامی که ترامپ، با وجود لحن تند، تاکنون از آن پرهیز کرده و میان تقابل با چین و معامله با آن در نوسان بوده است.

تبلیغات