ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۸۵۰۲

«نرماندی اقتصادی» ترامپ و تکرار یک نسخه شکست‌خورده

کمدی تکراری ترامپ در ایران پس از تراژدی فشار حداکثری

کمدی تکراری ترامپ در ایران پس از تراژدی فشار حداکثری

مقاله با تشبیه «پیاده‌سازی اقتصادی» ترامپ به عملیات نرماندی، آن را تکرار طنزآمیز یک تجربه تاریخی می‌داند و معتقد است واشنگتن بار دیگر به نسخه شکست‌خورده فشار و تحریم بازگشته است. ایران طی دهه‌ها با توسعه اقتصاد مقاومتی، خودکفایی، تجارت غیر دلاری و گسترش روابط با چین، روسیه و کشورهای منطقه، راه‌های مقابله با تحریم را افزایش داده است. هم‌زمان، قدرت اقتصادی چین محدودیت‌های فشار یک‌جانبه آمریکا را بیشتر کرده‌اند.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- عبدالحلیم قندیل، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در روزنامه «القدس العربی»

به گزارش فرارو به نقل از روزنامه «القدس العربی»، آیا تاریخ خودش را تکرار می‌کند؟ این پرسشی قدیمی و فلسفی است که بارها مطرح شده است. کارل مارکس در پاسخ به آن گفته بود که تاریخ خود را تکرار نمی‌کند و اگر قرار باشد چیزی از گذشته تکرار شود، بار نخست در قالب تراژدی یا مصیبت رخ می‌دهد و بار دوم به شکل کمدی یا مضحکه بازمی‌گردد. شاید نمونه‌ای از چنین وضعیتی را بتوان در ماجرای عملیات «نپتون» یا پیاده‌سازی نیروهای متفقین در سواحل نرماندی فرانسه در واپسین مراحل جنگ جهانی دوم دید. این عملیات نقطه عطفی بزرگ در جنگ متفقین علیه آلمان نازی بود و سرانجام به شکست نیروهای آدولف هیتلر و ورود نیروهای متفقین غربی به برلین برای اشغال آن منجر شد؛ البته پس از آنکه نیروهای شوروی که از شرق پیشروی می‌کردند، پیش از آن‌ها وارد برلین شده بودند.

نرماندی ترامپ؛ از حماسه تا کمدی

این تصویری کلی از عملیات پیاده‌سازی نرماندی است؛ عملیاتی که دونالد ترامپ اکنون تلاش دارد نمونه‌ای از آن را در کارزار مجازات ایران تکرار کند و نام «پیاده‌سازی اقتصادی» را بر آن گذاشته است؛ تشبیهی به عملیات مشهور نرماندی که در اینجا به نظر می‌رسد بیشتر به تکراری کمدی از یک واقعه تراژیک شباهت داشته باشد.

البته دونالد ترامپ نخستین کسی نیست که به فکر تکرار نرماندی افتاده است. عبد الفتاح القصری، هنرمند کمدی مصری، در سال ۱۹۵۷ و در فیلم «ابن حمیدو» پیش از او چنین ایده‌ای را به تصویر کشیده بود. او نام قایق ماهیگیری خود را «نرماندی ۲» گذاشت و آن را به ابن حمیدو پیشنهاد فروش داد. سپس به مناسبت فروش قایق، مراسمی همراه با آواز و رقص و اغراق‌های زننده برگزار کرد.

اما طنز اصلی زمانی شکل گرفت که «نرماندی ۲» ظرف چند ثانیه غرق شد و دیگر نتوانست روی آب بماند؛ سرنوشتی که متن حاضر آن را به سرنوشت احتمالی نرماندی ترامپ تشبیه می‌کند. ترامپ که با هیاهوی فراوان از نبوغ عملیات اقتصادی ویرانگر خود علیه ایران سخن گفته است، ظاهراً بخت چندان بهتری از عبد الفتاح القصری ندارد؛ به‌ویژه آن که در ویژگی دیگری نیز با او اشتراک دارد: هر بار سوگند می‌خورد «حرف من روی زمین نمی‌ماند»، عقب‌نشینی می‌کند و تهدید خود را با این تعبیر که «این بار روی زمین می‌ماند» پس می‌گیرد.

از آنجا که هر چیزی می‌تواند انسان را به یاد چیز دیگری بیندازد، در مصر ضرب‌المثلی معروف وجود دارد که می‌گوید: «کسی که چیزی را که قبلاً امتحان شده دوباره امتحان کند، عقلش خراب است.» این تعبیر شباهت زیادی به جمله‌ای مشهور از آلبرت اینشتین، دانشمند برجسته فیزیک و ریاضیات دارد. اینشتین حماقت را در تکرار یک کار واحد و انتظار برای رسیدن به نتیجه‌ای متفاوت می‌دانست؛ یعنی دوباره وارد مسیر اشتباه شدن و در عین حال انتظار داشتن برای اینکه این بار سالم و سریع به مقصد برسی؛ اتفاقی که طبیعتاً رخ نخواهد داد.

ترامپ و دفترچه قدیمی تحریم‌ها

دونالد ترامپ در جنگ خود علیه ایران، که تاکنون با شکست‌های پی‌درپی او همراه بوده است، با ورود جنگ به ماه هفتم، بار دیگر به سراغ نسخه‌های قدیمی خود رفته است؛ درست مانند تاجری ورشکسته که دفترهای گذشته‌اش را ورق می‌زند و همان روش‌هایی را دوباره امتحان می‌کند که پیش‌تر آن‌ها را آزموده، اما به نتیجه قطعی نرسیده است. او اکنون آنچه را «شدیدترین تحریم‌های اقتصادی و مالی تاریخ» علیه ایران می‌خواند، اعمال می‌کند؛ گویی فراموش کرده یا ترجیح می‌دهد فراموش کند که بیش از هشت سال پیش، در نخستین دوره ریاست‌جمهوری خود، چه اقدامی انجام داده بود.

دونالد ترامپ در مه ۲۰۱۸ آمریکا را از آنچه در رسانه‌ها «توافق هسته‌ای ایران» نامیده می‌شد خارج کرد و سیاست فشار حداکثری و تحریم‌های گسترده علیه ایران را در پیش گرفت. او در آن زمان تلاش کرد از رؤسای‌جمهور پیشین آمریکا در اعمال فشار بر ایران پیشی بگیرد؛ رؤسایی که از زمان پیروزی انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹، همواره به اعمال تحریم علیه ایران ادامه داده بودند.

در آن مقطع، ایران ده‌ها دیپلمات و مأمور اطلاعاتی آمریکایی را در ساختمان سفارت آمریکا در تهران به گروگان گرفته بود و جیمی کارتر و رونالد ریگان، رؤسای‌جمهور پیشین آمریکا، در واکنش به این اقدام میلیاردها دلار از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران را مسدود کردند. پس از آن نیز دولت آمریکا به‌تدریج تمایل بیشتری به اعمال تحریم‌های جدید علیه اقتصاد ایران و شرکای تجاری این کشور نشان داد. این روند از سال ۲۰۰۶ شدت گرفت و کاخ سفید تلاش کرد تحریم‌های یک‌جانبه خود را به اقداماتی الزام‌آور در سطح بین‌المللی تبدیل کند. واشنگتن حتی موفق شد تحریم‌هایی علیه ایران از شورای امنیت سازمان ملل متحد دریافت کند و تحریم‌های مختلف با هدف تحت فشار قرار دادن ایران از نظر نفتی و مالی اعمال شدند.

ایران به‌تدریج راه‌های دور زدن تحریم‌ها را گسترش داد و به سمت الگویی حرکت کرد که آیت‌الله علی خامنه‌ای از آن با عنوان «اقتصاد مقاومتی» یاد می‌کرد. این کشور میزان خودکفایی در تولید مواد غذایی را افزایش داد و تولید داخلی ماشین‌آلات، خودروها، تجهیزات و داروها را توسعه بخشید. در همین حال، یک نظام آموزشی بسیار کارآمد و مولد نیز ایجاد کرد. انزوای ایران از جهان از سوی دیگر به محدود ماندن استقراض این کشور کمک کرد؛ تا جایی که ایران، حتی امروز، به هیچ‌کس حتی یک دلار بدهکار نیست.

تهران هم‌زمان تلاش کرد فضای اقتصادی گسترده‌تری برای خود ایجاد کند؛ از عضویت در سازمان همکاری شانگهای تا پیوستن به بریکس. موقعیت جغرافیایی ایران و ارتباط مستقیم یا دریایی آن با ۱۵ کشور نیز فرصت دیگری در اختیار این کشور قرار داد. ایران همچنین شیوه‌هایی برای انجام مبادلات تجاری بدون استفاده از دلار ایجاد کرد و روابط گسترده‌ای با چین، روسیه، پاکستان، ترکیه، کشورهای آسیای مرکزی، عراق و برخی کشورهای اروپایی برقرار ساخت. در کنار این عوامل، ایران مجموعه‌ای از کالاهای مورد نیاز دیگر کشورها را نیز برای صادرات در اختیار دارد؛ از نفت، گاز طبیعی و محصولات پتروشیمی گرفته تا انواع محصولات کشاورزی و صنعتی. ضمن آنکه وابستگی اقتصاد ایران به صادرات نفت و فرآورده‌های نفتی بیش از ۳۰ درصد نیست.

پایان افسانه فشار حداکثری

معنای ساده این وضعیت این است که رؤیای ترامپ برای خفه کردن ایران چندان واقع‌بینانه به نظر نمی‌رسد. هرچقدر آمریکا فشار بر شرکای ایران را افزایش دهد؛ همان‌طور که در واکنش‌های اولیه به طرح ترامپ و اسکات بسنت دیده شد، چین تحریم‌های واشنگتن را یک‌جانبه و غیرالزام‌آور برای دیگر کشورها دانسته است.

پکن در دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ نیز در برابر رئیس‌جمهور آمریکا و جنگ‌های تعرفه‌ای او ایستاد و ابزارهای اقتصادی سنگینی را علیه واشنگتن به کار گرفت؛ از جمله اعمال ممنوعیت نسبی و مؤثر بر صادرات عناصر معدنی کمیاب به آمریکا. چین همچنین روابط تجاری خود را متنوع‌تر و گسترده‌تر کرد و وابستگی تجارت خود به بازار آمریکا را به ۱۰ درصد از کل تجارت جهانی‌اش کاهش داد.

در همین حال، چین در تجارت با آمریکا به مازاد تجاری صدها میلیارد دلاری دست یافت و شرکای تجاری مهمی نیز در میان کشورهای غربی ناراضی از بی‌پروایی و تکبر ترامپ پیدا کرد؛ از کانادا و اسپانیا گرفته تا آلمان و دیگر کشورها. حجم تجارت سالانه چین با جهان اکنون از سه تریلیون دلار گذشته و مازاد تجاری سالانه این کشور به ۱.۲ تریلیون دلار رسیده است. در سوی مقابل، بدهی‌های داخلی و خارجی آمریکا افزایش یافته و از ۴۰ تریلیون دلار فراتر رفته است.

تحولاتی که چین در جهان ایجاد کرده، دیگر به واشنگتن اجازه نمی‌دهد سلطه نامحدود خود بر دیگران را حفظ کند یا با اجبار و ارعاب، آن‌ها را از تجارت با ایران بازدارد. غرب و به‌ویژه آمریکا در استفاده از تحریم به‌عنوان سلاح فشار، بیش از اندازه پیش رفته‌اند. یک قاعده شناخته‌شده فیزیکی می‌گوید هر چیزی که از حد خود عبور کند، ممکن است به ضد خود تبدیل شود. با وجود اعمال بیش از پنج هزار نوع تحریم علیه ایران، این کشور طی پنج دهه گذشته به دلیل تحریم‌ها سقوط نکرده است. بنابراین، چندان منطقی نیست که تصور شود تکرار همان سیاست‌ها این بار می‌تواند ایران را به سقوط بکشاند.

البته این به آن معنا نیست که تحریم‌های بیشتر بر مردم ایران اثر منفی نخواهند گذاشت. این تحریم‌ها قطعاً فشار بیشتری بر زندگی مردم وارد می‌کنند، اما لزوماً مقاومت آنان در برابر سختی‌ها را متوقف نخواهند کرد و حتی ممکن است همین دشواری‌ها به تقویت این مقاومت بینجامد. ملت‌های زنده در مواجهه با سختی‌ها بار دیگر خود را بازسازی می‌کنند و شکل تازه‌ای می‌یابند. احساس خطر، هوشیاری را بیشتر می‌کند و زندگی در شرایط دشوار، همچنان بهتر از مرگ است. ملت‌ها هر اندازه با تنگنا و دشواری روبه‌رو شوند، به‌سادگی از میان نمی‌روند.

آنچه امثال ترامپ در تاریخ بشر درک نمی‌کنند، تفاوت فرهنگ ملت‌های شرق، به‌ویژه ملت‌های مسلمان است. در این فرهنگ، مرگ پایان زندگی تلقی نمی‌شود، بلکه گذری به حیاتی دیگر، جاودانه‌تر و گرامی‌تر است؛ حیاتی که شهدا در آن از بالاترین جایگاه برخوردارند. در فرهنگ اسلامی ایران نیز شهادت، پایداری بر حق و ایستادگی در برابر ستمگران و مستکبران جایگاهی مقدس دارد.

تبلیغات
نویسنده : عبدالحلیم قندیل
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات