عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در گفتگو با فرارو:
ترامپ از جنگ نظامی به سفره مردم رسیده است
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس می گوید تحریم ها و فشار اقتصادی می تواند آسیب زا باشد اما لزوما خواسته های ترامپ را محقق نمی کند.
فرارو- سه جنگ پیاپی، حمله به زیرساختها و مسیرهای ارتباطی، فشار بر بندرعباس و سپس بازگشت دوباره به تحریم و جنگ اقتصادی؛ از نگاه احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، مجموعه این تحولات را نمیتوان صرفاً حملاتی پراکنده از سوی آمریکا علیه ایران دانست.
او معتقد است واشنگتن در مقطعی سودای اجرای سناریویی بزرگتر، از جمله فراهمکردن زمینه برای ورود نیروی زمینی به ایران، را در سر داشت؛ اما هنگامی که به اهداف خود نرسید، بار دیگر به ابزار قدیمی فشار اقتصادی بازگشت. ابزاری که این بار قرار است از مسیر کوچککردن سفره مردم و تشدید نارضایتیهای داخلی، تهران را تحت فشار قرار دهد.
به گزارش فرارو، با پررنگترشدن سناریوی فشار اقتصادی آمریکا بر ایران، پرسشهایی درباره برنامههای آتی واشنگتن مطرح شده است. احمد بخشایش اردستانی در گفتوگو با فرارو، این موضوع و سناریوهای پیشروی آمریکا را بررسی کرده است.
ترامپ پس از ناکامی در جنگ، سراغ سفره مردم آمد
احمد بخشایش اردستانی درباره تصمیمهای اخیر ترامپ به فرارو گفت: «آمریکا تحت تأثیر اسرائیل سه جنگ را به ایران تحمیل کرد؛ جنگ ۱۲ روزه، جنگ ۴۰ روزه و جنگ پس از تفاهم اسلامآباد که در واقع جنگ ۱۳ روزه بود. آخرین جنگ آمریکا در شرایطی رخ داد که ترامپ سودای ورود زمینی به ایران را داشت.»
وی افزود: «آمریکا در این مدت محدوده بندرعباس را بهشدت هدف قرار داد و کمتر تهران یا شهرهای دیگر را مورد حمله قرار داد. به اعتقاد من، این مسئله اتفاقی نبود و نشان میداد هدف اصلی، آمادهکردن شرایط برای سناریویی متفاوت است.»
این نماینده مجلس ادامه داد: «آمریکا تصور میکرد میتواند با حملات گسترده، بخشی از زیرساختها و مسیرهای ارتباطی را از کار بیندازد و زمینه را برای ورود نیروی زمینی فراهم کند. این در حالی بود که فرمانده سنتکام مدعی بود نقطهای باقی نمانده که هدف قرار نگرفته باشد.»
بخشایش اردستانی گفت: «به نظر میرسید هدف این بود که حدود ۱۰۰ هزار نیرو وارد کشور ما شوند و به همین دلیل نیز پلها و مسیرهای ارتباطی مورد توجه قرار میگرفتند. هنگامی که قرار است نیروی زمینی وارد منطقهای شود، مسئله مسیرهای ارتباطی، جابهجایی نیرو و کنترل زیرساختها اهمیت ویژهای پیدا میکند.»
وقتی سناریوی نظامی شکست خورد، نوبت به جنگ اقتصادی رسید
این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به سناریوهای متوالی ترامپ گفت: «زمانی که ترامپ از این سناریو ناامید شد، دوباره به جنگ اقتصادی بازگشت. ترامپ اکنون میخواهد از طریق فشار اقتصادی، سفرههای مردم را کوچک کند و مردم را نسبت به حاکمیت بهشدت بدبین کند.»
وی افزود: «تصور آمریکاییها این است که فشار معیشتی میتواند به افزایش نارضایتی عمومی منجر شود و این نارضایتی در نهایت به اهرمی برای فشار سیاسی علیه جمهوری اسلامی تبدیل شود.»
بخشایش اردستانی تأکید کرد: «اما این سناریو نیز پیش از این امتحان شده است. در زمان ریاستجمهوری اوباما، ریچارد نفیو طرحی مشابه ارائه داد و مدعی شد میتوان با استفاده از فشار اقتصادی و تحریمهای هدفمند، کار جمهوری اسلامی را یکسره کرد.»
وی ادامه داد: «آن سیاست در آن دوره تأثیرات اقتصادی خود را داشت و نمیتوان فشارهایی را که بر اقتصاد ایران وارد کرد، انکار کرد؛ اما در نهایت نتوانست به هدف نهایی خود برسد. بنابراین، پرسش این است که چرا آمریکا تصور میکند تکرار همان سیاستها این بار حتماً به نتیجهای متفاوت منجر خواهد شد؟»
این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی گفت: «فشار اقتصادی میتواند زندگی مردم را سختتر کند، نارضایتی ایجاد کند و مشکلات جدی برای اقتصاد کشور به وجود آورد، اما میان ایجاد فشار اقتصادی و دستیابی به هدف سیاسی مورد نظر آمریکا فاصله زیادی وجود دارد.»
تحریم اثر دارد، اما تضمینی برای موفقیت آمریکا نیست
بخشایش اردستانی با اشاره به آثار اقتصادی تحریمها گفت: «بدون شک فشارهای اقتصادی، افزایش قیمت دلار، سکه و امثال آن، بر نارضایتی افکار عمومی بیتأثیر نیست. نمیتوان گفت مردم نسبت به کاهش قدرت خرید و کوچکشدن سفره خود بیتفاوت هستند. این فشارها واقعیاند و آثار خود را در زندگی روزمره مردم نشان میدهند.»
وی ادامه داد: «اما اینکه این فشارها لزوماً آمریکا را به هدف نهایی خود برساند، قطعی نیست. ایران طی ۴۷ سال گذشته، تحریمهای مختلفی را تجربه کرده و با وجود همه فشارها، ساقط نشده است. البته این به معنای بیاثر بودن تحریم نیست، اما باید میان تأثیرگذاری اقتصادی و موفقیت سیاسی تفاوت قائل شد.»
این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس افزود: «ایران همچنان مسیرهایی برای ارتباط اقتصادی دارد. کریدورهای پاکستان و چین، ارتباطات اقتصادی با روسیه و مراودات با کشورهای همسایه هنوز وجود دارد و آمریکا نمیتواند بهسادگی همه راههای ارتباطی ایران با جهان را مسدود کند.»
این استاد دانشگاه با اشاره به فشارها بر شرکای اقتصادی ایران گفت: «آمریکا در دورههای پیشین تحریم، خود راههایی را برای ما باز میگذاشت. برای مثال، امکان معاملاتی که در امارات وجود داشت یا خریدوفروش نفت و واردات کالا از طریق تراستیها، بخش مهمی از مسیرهای اقتصادی ایران را تشکیل میداد. بیشتر این تراستیها نیز در امارات فعال بودند.»
وی افزود: «این در حالی است که امارات یکی از مهمترین شرکای آمریکا در منطقه محسوب میشود. آمریکا بهخوبی میدانست چه صرافیهایی با ایران کار میکنند و چه مسیرهایی برای نقلوانتقال پول وجود دارد. بنابراین، نمیتوان تصور کرد همه این فعالیتها از دید واشنگتن پنهان بوده است.»
بخشایش اردستانی ادامه داد: «به نظر من، بخشی از آنچه امروز رخ میدهد، تلاش برای ایجاد فضای جنگ روانی و استفاده از تبلیغات گسترده است. آمریکا میکوشد این تصور را ایجاد کند که ایران بهطور کامل در محاصره قرار گرفته و هیچ راهی برای ادامه فعالیت اقتصادی ندارد.»
وی گفت: «این جنگ روانی بخشی از جنگ اقتصادی است. هنگامی که فعال اقتصادی، سرمایهگذار و مردم نسبت به آینده نگران شوند، حتی پیش از اعمال تحریم تازه، آثار روانی آن میتواند در بازار ظاهر شود. افزایش نگرانی نسبت به آینده، رفتارهای اقتصادی را تغییر میدهد و همین مسئله میتواند فشارها را تشدید کند.»
ترامپ میخواهد از جنگ خارج شود؛ ایران هم باید سیاستهایش را تغییر دهد
بخشایش اردستانی با اشاره به تلاش ترامپ برای خروج از جنگ گفت: «ترامپ میخواهد یا از جنگ خارج شود یا اقدامی مانند بازکردن تنگه هرمز را انجام دهد. اقتدار آمریکا تا پیش از جنگ با ایران بسیار بالا بود، اما اکنون با وجود این همه حضور گسترده نظامی در منطقه، نتوانست به اهدافی که دنبال میکرد برسد. همین مسئله برای آمریکا پرسشی جدی ایجاد کرده است.»
وی افزود: «آمریکا اکنون باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد هزینه یک درگیری طولانی را بپردازد یا به دنبال راهی برای خروج از وضعیت فعلی است. به نظر من، ترامپ علاقه دارد به شکلی از این جنگ خارج شود که بتواند آن را در داخل آمریکا نیز بهعنوان موفقیت معرفی کند.»
این نماینده مجلس ادامه داد: «به همین دلیل، همزمان با فشار اقتصادی، بحثهایی مانند بازکردن تنگه هرمز و یافتن مسیرهای تازه برای کاهش تنش نیز اهمیت پیدا میکند.»
بخشایش اردستانی در پایان گفت: «در این میان، ما نیز باید سیاستهای خود را تغییر دهیم. درست نیست سیاستهایی را که در ۴۷ سال گذشته آزمودهایم و در مواردی پاسخ ندادهاند، در دوران پس از جنگ نیز بدون بازنگری ادامه دهیم.»
وی تأکید کرد: «شرایط منطقه تغییر کرده و آمریکا و اسرائیل نیز روشهای خود را تغییر دادهاند. ایران هم باید متناسب با شرایط جدید، در سیاست خارجی، اقتصاد و شیوه مدیریت بحران بازنگری کند. نمیتوان با تصور اینکه شرایط مانند گذشته است، وارد مرحله جدید شد. دوران پس از جنگ به تصمیمها و سیاستهای تازه نیاز دارد.»