ترنج

ایران

۲۶۸۰۳ مطلب

  • جنگ ایران و آمریکا معادله تنگه هرمز را تغییر داده و این آبراه به مهم‌ترین اهرم چانه‌زنی تهران در مذاکرات آینده تبدیل شده است. ایران تلاش می کند کنترل بیشتر خود بر هرمز را به تضمینی برای دریافت امتیازات اقتصادی و سیاسی تبدیل کند، در حالی که واشنگتن نگران تقویت جایگاه ژئوپلیتیکی تهران است. گزینه دریافت هزینه عبور از هرمز، اگرچه برای آمریکا ناخوشایند است، اما ممکن است جایگزینی کم‌هزینه‌تر از ادامه بحران باشد.

  • اگر آغاز یک جنگ برای سیاستمداران آمریکایی آسان است، خروج از آن ده‌ها برابر دشوارتر خواهد بود. مقامات واشنگتن اهدافی فراتر از امکانات واقعی تعریف می‌کنند و ترس از متهم شدن به ضعف، مانع از توقف ماشین جنگی می‌شود. انباشت پنهان هزینه‌ها نیز فشار افکار عمومی برای پایان جنگ را کاهش می‌دهد.

  • ایران بازگشایی تنگه هرمز را به اجرای تعهدات آمریکا در یادداشت تفاهم ۱۷ ژوئن گره زده و از کنترل این آبراه به‌عنوان مهم‌ترین اهرم فشار خود برای تضمین اجرای توافق استفاده می‌کند. تهران خواستار لغو محاصره و تحریم‌ها، خروج نیروهای آمریکایی، آزادسازی دارایی‌ها، توقف حملات و دریافت غرامت است. مذاکرات ایران و عمان درباره سازوکار تردد کشتی‌ها پیشرفت کرده، اما بازگشایی تنگه منوط به اجرای شروط ایران است. اختلاف اصلی همچنان بی‌اعتمادی عمیق تهران و واشنگتن و تردید درباره پایبندی ترامپ است.

  • سفیر پاکستان در مسکو از پیوستن احتمالی ایران و مصر به توافق دفاعی مشترک میان پاکستان، ترکیه و عربستان استقبال کرد.

  • متن استدلال می‌کند که شکست‌های پی‌درپی آمریکا در جنگ‌های معاصر نه ناشی از کمبود پول، سلاح یا شجاعت نظامیان، بلکه نتیجه خطاهای راهبردی و ساختاری است. واشنگتن اغلب وارد جنگ‌هایی انتخابی با منافع حیاتی محدود و اهدافی بلندپروازانه شده، در حالی که دشمنان برای بقا و استقلال خود انگیزه بیشتری داشته‌اند. از کره، ویتنام، عراق و افغانستان تا جنگ کنونی ایران، این الگو تکرار شده است. جنگ خلیج فارس ۱۹۹۱ استثنایی بود، زیرا اهداف محدود و متناسب با منافع آمریکا تعریف و به‌موقع پایان یافتند.

  • جنگ ایران شکاف میان توان نظامی و توان سیاسی آمریکا را آشکار کرده است. واشنگتن همچنان قادر به حملات و اعمال فشار است، اما نمی‌تواند به‌سادگی این قدرت را به نتیجه‌ای پایدار تبدیل کند. ایران نیز با تحمیل هزینه متقابل، اختلال در منطقه و کشاندن آمریکا به مذاکره، محدودیت‌های واشنگتن را برجسته کرده است. هم‌زمان، تعهدات خارجی و وابستگی متحدان، شعار «اول آمریکا» را با تناقض روبه‌رو کرده‌اند.

  • ایران با تکیه بر مقاومت نظامی، حفظ اهرم تنگه هرمز و مذاکره با عمان توانسته ابتکار عمل دیپلماتیک را تا حدی به دست گیرد. توافق تهران و مسقط، مدیریت ورود و خروج کشتی‌ها را میان دو کشور تقسیم کرده و می‌تواند زمینه بازگشایی هرمز و دریافت امتیازاتی مانند رفع محاصره بنادر، لغو تحریم‌های نفتی و آزادسازی بخشی از دارایی‌های ایران را فراهم کند. هم‌زمان، تضعیف ذخایر نظامی آمریکا و تغییر محاسبات ترامپ، احتمال بازگشت به مذاکرات را افزایش داده، هرچند خطر ازسرگیری جنگ همچنان پابرجاست.

  • جنگ ایران و آمریکا آزمونی برای اقتصاد جنگ، اعتبار نظامی و جایگاه جهانی واشنگتن بود. کاهش ذخایر مهمات، هزینه بالای مقابله با پهپادهای ارزان، فرسایشی شدن جنگ و تجربه افغانستان، عراق و اوکراین، آمریکا را در موقعیت دشواری قرار داد. از این منظر، تهران با تکیه بر جنگ فرسایشی توانست هزینه‌های واشنگتن را افزایش دهد و آن را به سمت توافق سوق دهد.

  • با گذشت بیش از ۱۶۰ روز از آغاز تنش‌های منطقه‌ای، یک کارشناس سیاسی می‌گوید پادشاهی سعودی به جای حل آسیب‌پذیری‌های واقعی پدافندی خود، صرفاً به دنبال خریدن امنیت از شرکای خارجی است. او با اشاره به ناکارآمدی پایگاه‌های آمریکایی در حفاظت از تاسیسات نفتی، توافق سه‌جانبه اخیر را صرفاً یک «نمایش تبلیغاتی» برای فرار ریاض از حملات یمنی‌ها و مقاومت عراق دانست.

  • ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک آمریکا، در حالی بر ضرورت یافتن راه خروج از جنگ ایران تأکید دارد که معتقد است تشدید حملات و اتکای صرف به قدرت هوایی نمی‌تواند اهداف ترامپ را محقق کند. نگرانی از کاهش شدید ذخایر مهمات، آسیب‌پذیری متحدان خلیج فارس و پیامدهای تلافی‌جویانه ایران نیز بر تردیدهای نظامی افزوده است. با وجود توانایی ارتش آمریکا برای وارد کردن خسارات سنگین، مقام‌های ارشد به‌دنبال راهی برای پایان جنگ هستند؛ راهی که هم دستاوردی نمادین برای ترامپ ایجاد کند و هم مسیر دیپلماسی را باز نگه دارد.

تبلیغات