ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۳۸۹۹

وقت پرداخت عوارض است

وقت پرداخت عوارض است

جنگ ایران و آمریکا معادله تنگه هرمز را تغییر داده و این آبراه به مهم‌ترین اهرم چانه‌زنی تهران در مذاکرات آینده تبدیل شده است. ایران تلاش می کند کنترل بیشتر خود بر هرمز را به تضمینی برای دریافت امتیازات اقتصادی و سیاسی تبدیل کند، در حالی که واشنگتن نگران تقویت جایگاه ژئوپلیتیکی تهران است. گزینه دریافت هزینه عبور از هرمز، اگرچه برای آمریکا ناخوشایند است، اما ممکن است جایگزینی کم‌هزینه‌تر از ادامه بحران باشد.

فرارو– دنیل آر. دپتریس، ستون‌نویس نشریه شیکاگو تریبون و تحلیلگر نشریه نیوزویک

به گزارش فرارو به نقل از نشریه «ریسپانسیبل استیت کرفت»؛ در فاصله چند هفته پس از شکست تفاهم میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، هر دو طرف برای بازتعریف موازنه قدرت پیش از ازسرگیری احتمالی مذاکرات اقداماتی کرده‌اند.

واشنگتن با بهره‌گیری از دیپلماسی تهدید، به‌ویژه اظهارات دونالد ترامپ درباره گزینه‌های نظامی و احتمال عملیات هوایی گسترده‌تر علیه اهداف حیاتی ایران، تلاش دارد بازدارندگی خود را تقویت کند.

تهران نیز با تکیه بر الگوی رفتاری پیشین، محدود کردن کشتیرانی در تنگه هرمز را به‌عنوان ابزاری کلیدی برای افزایش فشار اقتصادی و سیاسی حفظ کرده است.

تنگه هرمز؛ گره اصلی توافق احتمالی

روایت‌های تهران و واشنگتن درباره مذاکرات در تضاد جدی است. ترامپ بارها ادعا کرده که ایران برای دستیابی به توافق تحت فشار قرار گرفته و خواهان مذاکره است، اما مقام‌های جمهوری اسلامی صراحتاً وجود هرگونه گفت‌وگو با آمریکا را رد می‌کنند.

با این حال، این اختلاف‌نظرها یک واقعیت راهبردی را تغییر نمی‌دهد: تنگه هرمز احتمالاً مهم‌ترین موضوع هرگونه توافق آینده خواهد بود.

تهران می‌داند کنترل این آبراه، اهرم فشار کم‌نظیری است؛ به‌ویژه که سپاه پاسداران توانایی مسدود کردن آن را در عمل نشان داده است. در این چارچوب، ایران و عمان طرح‌هایی را بررسی کرده‌اند، هرچند هنوز توافق نهایی حاصل نشده است.

به نظر می‌رسد تنش‌های اخیر به ایران امکان داده تا نقش پررنگ‌تر و کنترل بیشتری بر تردد کشتی‌ها در هرمز به دست آورد.

چالش عوارض ترانزیت در هرمز

دریافت عوارض عبور از هرمز به یکی از پیچیده‌ترین گره‌ها در توافق احتمالی ایران و عمان تبدیل شده است. دولت ترامپ با این گزینه مخالف است، زیرا دو پیامد نامطلوب برای واشنگتن دارد:

نخست، ایجاد یک منبع درآمد ارزی پایدار برای ایران

دوم، تقویت این برداشت جهانی که کارزار فشار نظامی آمریکا در تحقق اهداف راهبردی‌اش ناکام مانده است.

اکنون معادلات تغییر کرده است. آمریکا خواهان بازگشت به شرایط سابق است، اما ایران می‌کوشد دستاوردهای ژئوپلیتیکی اخیر را تثبیت کند. انتظار بازگشت کامل به وضعیت پیش از درگیری‌ها، نادیده گرفتن واقعیت‌های جدید و موازنه قوای منطقه است.

پیامدهای نظامی و تثبیت اهرم فشار

عملیات نظامی ترامپ ناخواسته به تهران فرصت داد تا از موقعیت برتر خود در خلیج فارس به‌عنوان اهرم فشاری مؤثر استفاده کند. ابتدا هدف ایران از محدودیت تردد در هرمز، افزایش هزینه‌های جنگ برای آمریکا و فشار غیرمستقیم بر شرکای منطقه‌ای واشنگتن بود.

اما با گذشت زمان، کارکرد این ابزار تغییر کرد. مسئله هرمز از یک اقدام تاکتیکی در درگیری‌ها، به مؤلفه‌ای پایدار در راهبرد بازدارندگی جمهوری اسلامی تبدیل شد.

تهران اکنون تثبیت کرده که در واکنش به تهدیدهای آمریکا، از اشراف خود بر این آبراه به‌عنوان کارت چانه‌زنی بهره ببرد. در نتیجه، هرمز برای واشنگتن دیگر صرفاً مسئله امنیت انرژی نیست، بلکه به محور بنیادین مدیریت بحران با ایران تبدیل شده است.

چالش اصلی آمریکا اکنون طراحی سازوکاری است که بدون خدشه به اعتبار هژمونیک این کشور، جریان آزاد کشتیرانی در هرمز را بازگرداند.

درگیری بدون پایان

ترامپ ابتدا معتقد بود مسئله هرمز با نیروی نظامی حل‌وفصل می‌شود. فرض خام واشنگتن این بود که حملات هوایی توان عملیاتی ایران را تا حدی کاهش می‌دهد که سپاه از تهدید کشتیرانی بازماند.

اما این محاسبه دو عامل را نادیده گرفت: محدودیت توان نظامی آمریکا در تغییر رفتار یک بازیگر مصمم؛ و توانایی ایران برای ادامه عملیات نامتقارن با سامانه‌های ارزان و قابل جایگزینی مانند پهپادها و موشک‌ها.

نتیجه برخلاف انتظار واشنگتن بود. حملات آمریکا نه‌تنها تهران را وادار به عقب‌نشینی نکرد، بلکه این دیدگاه را در ایران تقویت کرد که درگیر نبردی برای بقا هستند. واکنش ایران نشان داد تشدید فشار نظامی آمریکا، پیامدهای گسترده‌تری برای امنیت انرژی و زیرساخت‌های نفتی خلیج فارس دارد. بنابراین، تلاش‌های آمریکا برای عادی‌سازی شرایط هرمز شکست خورده و تداوم این مسیر نیز دستاورد متفاوتی نخواهد داشت.

اگر دولت ترامپ بخواهد از این درگیری بی‌پایان خارج شود، ناچار است گزینه‌ای پرهزینه و ناخوشایند را بپذیرد: پرداخت عوارض برای عبور از مهم‌ترین آبراه انرژی جهان. این تصمیم قطعاً با مخالفت محافظه‌کاران کنگره و چالش افکار عمومی آمریکا مواجه می‌شود.

انتخاب واقعی واشنگتن میان «سازش محدود» و «ادامه بحران فرسایشی» است. پذیرش نظام عوارض شاید تلخ باشد، اما نتیجه تصمیمات اشتباه خود واشنگتن است.

حق عبور از هرمز

ایجاد سازوکار مالی برای آبراه‌های استراتژیک بی‌سابقه نیست. نمونه بارز آن «تنگه مالاکا» است که مالکان کشتی‌ها داوطلبانه مبالغی به صندوق مشترک مالزی، اندونزی و سنگاپور می‌پردازند تا صرف ایمنی و محیط زیست دریایی شود. بنابراین، دریافت هزینه برای حفظ امنیت در یک گلوگاه دریایی، در نظام کشتیرانی بین‌المللی ناشناخته نیست.

توافق مالی در هرمز بی‌سابقه نخواهد بود و حتی شرکت‌های کشتیرانی در صورت کاهش خطرات امنیتی از آن حمایت می‌کنند. مشکل اصلی واشنگتن پیامدهای سیاسی است؛ پذیرش این هزینه یعنی پذیرفتن نقش بلامنازع تهران در تعیین شرایط عبور از هرمز.

اگر درخواست ایران برای سهم ۷ درصدی از ارزش محموله‌ها صحت داشته باشد، درآمد قابل‌توجهی برای جمهوری اسلامی ایجاد می‌شود. با این حال، پذیرش چنین امتیازی در مقایسه با یک بحران نظامی طولانی، الزاماً فاجعه‌آمیز نخواهد بود.

مذاکرات درباره بازگشایی هرمز ادامه دارد. اگر تحولات به‌گونه‌ای پیش برود که پرداخت هزینه عبور اجتناب‌ناپذیر شود، پذیرفتن این واقعیت، کارآمدترین و منطقی‌ترین راه برای خروج آبرومندانه آمریکا از یک درگیری نابخردانه با کمترین هزینه خواهد بود.

نویسنده : دنیل آر. دپتریس
ارسال نظرات
خط داغ