ترنج موبایل
کد خبر: ۹۹۹۳۱۰

بلومبرگ: شانگهای می‌تواند یک «ببر کاغذی» باشد و نگذارد تهران منزوی شود

بلومبرگ: شانگهای می‌تواند یک «ببر کاغذی» باشد و نگذارد تهران منزوی شود

سازمان همکاری شانگهای (SCO) در جبهه ایالات متحده نیست، بلکه با ایران همراه است؛ نه با اروپای غربی یا اوکراین، بلکه با روسیه هم‌سو است.

فرارو- تنش‌ها میان ایالات متحده و ایران بار دیگر در حال اوج‌گیری است و دونالد ترامپ، مدعی است که کوچک‌ترین اهمیتی به این موضوع نمی‌دهد. او ادعا می کند که طرح جدیدش برای یک «روز دی (D-Day) اقتصادی» که هدف آن به زانو درآوردن ایران از طریق فروپاشی اقتصاد این کشور است طرحی موفق خواهد بود.

به گزارش فرارو به نقل از بلومبرگ، شاید چنین باشد، اما تحقق آن نیازمند همکاری گسترده بین‌المللی است؛ همان‌طور که اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، بیان کرد: «یا با ما هستید یا علیه ما.» 

سخن بسنت یادآور گفته‌های جورج دبلیو بوش بود؛ رئیس‌جمهور وقت که پس از وقایع ۱۱ سپتامبر به کنگره گفت هر کشوری در جهان باید انتخاب کند که یا با ایالات متحده همراه باشد و یا در جبهه مخالف، یعنی در کنار القاعده، طالبان قرار گیرد. اما متأسفانه برای بسنت، رئیس او و مردم ایران که در شرایطی دشوار به سر می‌برند، اکنون سال ۲۰۰۱ نیست؛ بلکه سال ۲۰۲۶ است؛ دورانی که با آن زمان تفاوت‌های بنیادین دارد و در آن، چنین درخواستی محکوم به شکست است. 

بوش می‌توانست رهبری و هدایت سایر کشورهای جهان را بر عهده بگیرد، نه صرفاً به این دلیل که کشتار ۱۱ سپتامبر موجب وحشت و همدردی واقعی جهانیان شده بود، یا اینکه القاعده به رهبری اسامه بن‌لادن یک بازیگر غیردولتی بود که تنها متحدش طالبان محسوب می‌شد؛ بلکه دلیل دیگرش این بود که ایالات متحده همچنان قدرت هژمونیک و بی‌رقیب جهان به شمار می‌رفت و متحدانش در ناتو چنان مشتاق کمک بودند که برای پیوستن به نبرد، به بند پنجم (ماده دفاع جمعی) اساسنامه این سازمان به نفع واشنگتن استناد کردند. 

در آن زمان، تنها کشورهایی که رهبری ایالات متحده را نمی‌پذیرفتند، همان دولت‌های موسوم به «یاغی» بودند که بوش در سخنرانی ژانویه ۲۰۰۲ خود تحت عنوان «محور شرارت» نام برده بود. مسکو و پکن تنها چند ماه پیش از آن، «سازمان همکاری شانگهای» (SCO) را با هدف اصلی مدیریت رقابت میان منافع این دو قدرت منطقه‌ای در آسیای مرکزی تأسیس کرده بودند. ائتلاف «بریکس» (BRICS) متشکل از بازارهای نوظهور، تا پنج سال پس از آن شکل نگرفت و مفهوم «جنوب جهانی» نیز هنوز مطرح نشده بود. 

بنابراین، بوش می‌توانست اطمینان داشته باشد که جهان واقعاً «با ما» خواهد بود. هرچه باشد، تنها دو سال پیش از آن بود که واشنگتن، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را در اقدامی بسیار تفرقه‌انگیزتر رهبری کرده بود.

امروزه هیچ‌یک از این موارد قابل تصور نیست. سازمان همکاری شانگهای (SCO) که بیست‌وششمین اجلاس سالانه خود را در هفته جاری برگزار کرد، اکنون رویکردی بسیار جهانی‌تر دارد و از نظر محتوا و وزن دست‌کم هم‌تراز با گروه هفت (G۷)، متشکل از کشورهای صنعتی، عمل می‌کند. این سازمان نماینده حدود ۴۰ درصد از جمعیت جهان و یک‌چهارم تولید ناخالص داخلی اسمی (نامی) دنیاست. بسیاری از تحلیل‌ها بر محدودیت‌های این گروه به عنوان یک ائتلاف بالقوه تمرکز دارند، چرا که اعضای آن شامل ترکیه (عضو ناتو) و همچنین هند و رقبای ژئوپلیتیک سرسخت آن، یعنی چین و پاکستان، هستند؛ اما این تحلیل‌ها نکته اصلی را نادیده می‌گیرند. 

سازمان همکاری شانگهای برای تبدیل شدن به یک ائتلاف نظامی به سبک ناتو طراحی نشده بود. این سازمان حتی اگر «ببری کاغذی» (قدرتی ظاهری و بی‌اثر در عمل) باشد، همچنان می‌تواند به هدف خود که در مقطع کنونی فراهم کردن تریبون و ابزاری برای چین و روسیه جهت موازنه قدرت و نفوذ ایالات متحده در اوراسیاست جامه عمل بپوشاند.

در واقع، با نگاهی به اظهارات متحدان غربی که هم‌زمان با اجلاس وزرای دارایی گروه ۲۰ (G۲۰) در کارولینای شمالی گرد هم آمده بودند، می‌توان گفت که سازمان همکاری شانگهای در مقایسه با آن بلوک غربی، هماهنگی و انسجام بیشتری دارد. در شهر اشویل، «بِسِنت» (Bessent) با افتخار از قدرت اقتصادی ایالات متحده سخن گفت و از اقداماتی دفاع کرد که به متحدانِ به‌اصطلاح نزدیک آسیب رسانده بود؛ اقداماتی نظیر جنگ تجاری با کانادا و فروش ذخایر آمریکا (با استفاده از یورو به جای دلار) برای افزایش ارزش ین ژاپن. در مقابل، پیام سازمان همکاری شانگهای مبتنی بر اجماع بود: هدف مشترک این سازمان، پایان دادن به هژمونی ایالات متحده که اکنون اغلب در قالب تحریم‌ها نمود پیدا می‌کند است و هند نیز با این هدف همراهی می‌کند. 

بنابراین، سازمان همکاری شانگهای (SCO) در جبهه ایالات متحده نیست، بلکه با ایران همراه است؛ نه با اروپای غربی یا اوکراین، بلکه با روسیه هم‌سو است. شاید شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، برای آنکه سفر پیش‌روی خود به واشنگتن را به خطر نیندازد، سطح تشریفات دیدار با مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران را پایین نگه داشته باشد، اما ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، عملاً بارِ حمایت از یکی از اعضای سازمان همکاری شانگهای در برابر تهاجم آمریکا را بر دوش کشید. ما در دنیایی به سر می‌بریم که دیگر خبری از «کشورهای سرکش» (یا یاغی) نیست، زیرا مجمعی به رهبری ابرقدرتِ نوظهورِ جهان وجود دارد که پذیرای آن‌هاست. 

در اجلاس سازمان همکاری شانگهای که روزهای ۳۱ اوت و ۱ سپتامبر در بیشککِ قرقیزستان برگزار شد، محور گفتگوها بر چگونگی افزایش سرمایه‌گذاری و توسعه تجارت با ایران متمرکز بود. البته دوستان تهران در مرحله عملیاتی و اجرایی همچنان محتاط عمل خواهند کرد، چرا که توانایی آمریکا برای واکنش‌های تند و تحمیل هزینه‌ها همچنان بسیار بالاست؛ با این حال، آن‌ها در کنار آمریکا نخواهند ایستاد، بلکه هر زمان و هر کجا که بتوانند، در جبهه مقابل آن قرار خواهند گرفت.

ارسال نظرات
خط داغ