جنگ ناهمتراز ایران و پایان رویای شکست ناپذیری ارتش آمریکا
جنگ ناهمطراز در ادبیات نظامی راهبردی دنیا ریشه در ادبیات کهن دفاعی دارد. در میان نظریه پردازان راهبردی دنیا ” سن تزو” در دوران چین باستان بر این عقیده بود که جنگ اساسا” بر فریب استوار است. وی در کتاب ” هنرجنگ” می گوید:” تمام جنگ ها مبتنی بر فریب هستند، وقتی با دشمن روبرو شدی او را به دام بینداز، گیج کن و ناگهان به او حمله کن” جنگ ناهمطراز برپایه اختلاف فاحش و فزاینده توانمندی های نظامی طرف های درگیر جنگ استواراست که تکیه بر ضعف های یک طرف و نقاط قوت طرف دیگردارد. در جنگ ناهمطراز طرف ضعیف می تواند به عنوان یک بازیگر جدی نیروهای کشور قوی را مورد تهدید قرار دهد و حتی شکست را بر رقیب قوی تحمیل نماید. ایران در بازی قدرت، این بازی خوانی را بسیار هوشمندانه انجام داد.
طبق آمار جهانی، ایلات متحده از نظر توان و بودجه نظامی با مجموع 33 کشور بعد از رتبه خود برابری می کند. بنابراین برخورد متقابل نظامی از نوع کلاسیک با ارتش آمریکا امری محال است.. بعد از جنگ ویتنام وناکامی آمریکا در آن جنگ، ایلات متحده دیگر به فکر رویارویی مستقیم ولشگر کشی مستقیم به کشور دیگری نیافتاد. ولی در سال 1991 در زمان بوش پدر بار دیگر رویای آمریکایی وماجراجویی آمریکایی ها شکوفا شد وبا حمله به عراق و آزاد سازی کویت آنهم در 100 ساعت برگ دیگری از تاریخ جهان ورق خورد. آمریکا به دنیا نشان داد؛ می تواند به آن طرف دنیا لشگرکشی کند ودر باز ه زمانی 4 روز و4 ساعت ارتش قوی 300 هزار نفری عراق را با تجهیزات پیشرفته زمینی وهوایی وموشکهای دور بردش را در هم بکوبد. ارتش عراق که نمونه کوچکتر ارتش چین بود، قدرت و سلطه جهانی ارتش آمریکا را به دنیا از جمله چین و روسیه به رخ کشید. تاریخ نگاران، تاریخ جهان را به دو بخش قبل از این جنگ وبعد از آن تقسیم کردند. آیین قدرت تک قطبی از همین تاریخ یعنی سال 1991 به نام آمریکا رقم خورد.
ماجراجویی ترامپ با تقلید از بوش پدر در جنگ 116 روزه فعلی آمریکا علیه ایران دنباله تکرار نظام آیین قدرت تک قطبی آمریکا است. علی رغم ضربات نظامی و محاصره دریایی واقتصادی که آمریکا به ایران وارد ساخت. اما ایران با تاب آوری سخت اقتصادی توانست به سرعت به بازسازی توان نظامی و اقتصادی اش بپردازد. از طرفی با اتکا بر توان بازدارندگی اش از موشکهای خیبر .. تا پهبادهای شاهد گرفته با استفاده از فناوریهای پیشرفته ونقطه زنی توانست تنگه هرمز را بدست گیرد وپایگاه های ارتش آمریکا را از امارات تا اردن درهم بکوبد. نیروهای نظامی وتجهیزات بومی سازی شده ایرانی بسیار کم هزینه وارزانتر در مقایسه با ارتش بزرگ و تجهیزات پرهزینه آمریکا بود. این دقیقا" همان پاشنه آشیل آمریکا وبرتری ایران را نمایان می ساخت. از طرفی در این جنگ بیش از 100 روزه ذخیره موشکها و پهبادهای ایرانی با تولید انبوه باعث برتری ایران در مقابل کمبود ذخایر کلیدی وموشکی آمریکا شد. این شگفتی را مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) در تحلیلی فاش ساخت که ایالات متحده در جریان جنگ با ایران حدود ۳۷۱۰ تا ۴۵۱۰ فروند از موشک های کلیدی و گرانقیمت تاد، پاتریوت و تاماهاوک را مصرف کرده است.CSIS هشدار داده است که بازسازی ذخایر تسلیحات آمریکا، سه سال یا بیشتر زمان ببرد.
بستن تنگه هرمز و شریان بین المللی 30درصد نفت وفرآورده های آن، برگ برنده دیگری بود که ایران روکرد. فشارهای اقتصادی و در پی آن اعتراضات داخلی آمریکا و دیگر کشورهای جهان به ترامپ، جبهه دیگری از رویارویی وبرتری ایران در بستن تنگه هرمز را به آمریکا نشان داد.
رابرت پیپ تحلیلگر جنگ های راهبردی و استاد دانشگاه شیکاگو در مصاحبه ایی گفت: "ایران فقط دوام نیاورد، بلکه قدرتش را بیشتر کرد. ایران با مدیریت بر تنگه هرمز درحال به دست آوردن قدرت جهانی است. این یک تغییر شدید در موازنه قدرت است. سیاستمداران آمریکایی هم تأکید کردهاند که واشنگتن به اهدافش در جنگ با ایران نرسیده است. آنها با اشاره به شرایط کنونی و تسلط ایران بر تنگه هرمز اذعان داشتهاند که اکنون ایران در برابر آمریکا در وضعیت قویتری نسبت به قبل از جنگ قرار دارد. "
هفته گذشته وبگاه «آکسیوس» گزارش داد که «برد کوپر» فرمانده سنتکام به کاخ سفید توصیه کرده حملات به جنوب ایران متوقف شود زیرا بیتأثیر هستند.آکسیوس اعلام کرد توصیه کوپر، به همراه سایر مقامات کاخ سفید، بر تصمیم «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا در روز جمعه2 مرداد برای توقف حملات علیه ایران تأثیر داشت.منابع مذکور توضیح دادند که در روزهای قبل از این جلسه، ترامپ تمایل به بازگشت به جنگ تمامعیار علیه ایران را داشت، اما طرز فکر او از عصر پنجشنبه شروع به تغییر کرد.
با این وصف ترامپ سعی کرد درجبهه زمینی بختش را بیازماید. ولی با توصیه مشاوران نظامی اش این جبهه را نیز بسته دید. زیرا آنها توصیه کردند بدلیل نقطه زنی های دقیق موشکها وپهبادهای ایرانی، ارتش آمریکا بسیار ضربه پذیر وپرتلفات خواهد بود. حالا ایران بعنوان تنها کشور دنیا توانسته با استفاده از ملی گرایی داخلی و بومی سازی تکنولوژی، بزرگترین کشور دنیا را مقهور کند و بعنوان یک قدرت منطقه ایی ظهور وتاریخ ساز شود.
از سویی دیگر ایران با هماهنگی میدان ودیپلماسی تا بحال توانسته از حریفش هم امتیاز بگیرد وهم اورا کنترل کند. توافق پاکستان بین ایران وآمریکا نشان داد دیپلمات های ایرانی قدرت چانه زنی بالایی دارند.
اما از دیگرسو آمریکا در تلاش است با ائتلافی بین المللی با کشورهای انگلیس ، فرانسه ، آلمان وایتالیا جبهه متحدی برعلیه ایران سازماندهی کند تا به جبران شکستش بپردازد. همانطورکه سنتزو میگوید "حریف دارای تفکرلست" این همانجایی است که هنر دیپلماسی و هوش مذاکراتی دیپلمات های ایرانی رخ می نماید و باید میوه دستاوردهای میدان وپیروزی های آن را بچیند واجازه ندهد آمریکا بازی باخته را بدل بزند.