جلال ساداتیان در گفتگو با فرارو مطرح کرد:
ایران باید همزمان آماده میدان و دیپلماسی باشد/ هشدار قالیباف درباره عملیات فریب آمریکا قابل توجه است
جلال ساداتیان، تحلیلگر حوزه سیاست خارجی معتقد است: نیروهای آمریکا در صورت ورود به خاک ایران بیش از هر چیز در معرض آسیب قرار خواهند گرفت. علاوه بر این، اگر بر فرض محال کشورهای عرب منطقه همکاری گسترده تری با آمریکا انجام دهند، قطعا خود نیز آسیب پذیری بیشتری خواهند داشت؛ زیرا در چنین شرایطی پایگاه ها و زیرساخت های آنها نیز در معرض تهدید قرار می گیرد.
فرارو- حملات متقابل ایران و آمریکا در نوار جنوبی سواحل خلیج فارس ادامه دارد. در این شرایط، محمدباقر قالیباف در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «آمریکاییها مدام تجهیزات نظامی جدید به منطقه میآورند و میگویند دنبال توقف جنگند. ما در شناخت این آمریکاییبازیها به مرحله استادی رسیدهایم و بر این اساس آماده شدهایم.»
به گزارش فرارو، جلال ساداتیان، تحلیلگر ارشد سیاست خارجی، در گفتوگو با فرارو معتقد است هوشیاری در برابر «عملیات فریب» آمریکا منافاتی با باز نگهداشتن راه دیپلماسی ندارد و میدان و مذاکره دو مسیر مکمل برای تأمین منافع ملی ایران هستند.
پیشنهاد قطر؛ ابتکار منطقهای یا پیام واشنگتن؟
ساداتیان درباره تازهترین تحولات جنگ ایران و آمریکا گفت: «یکی از مهمترین اتفاقات اخیر، پیشنهاد آتشبس ۱۰ روزه قطر است. این پیام بیش از دو حالت ندارد؛ یا قطریها به ابتکار خود و برای پیشگیری از آسیبهای بیشتر منطقهای این پیشنهاد را دادهاند، یا آمریکاییها این گزینه را به قطریها پیشنهاد دادهاند تا از طریق قطر، پیامی به ایران برسانند.»
او افزود: «در هر دو حالت، این پیشنهاد نشان میدهد نگرانی از گسترش دامنه درگیریها افزایش یافته و بازیگران منطقهای به دنبال جلوگیری از بحرانی فراگیر هستند. پیام روشن ایران در سیاست خارجی نیز بارها تکرار شده است؛ ایران تأکید کرده نه با مردم و نه حتی با سیاسیون دیگر کشورها مسئلهای دارد، بلکه واکنشهای ایران متوجه پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه است.»
این تحلیلگر ارشد سیاست خارجی ادامه داد: «با توجه به تحولات منطقهای و پیمانهایی که برخی کشورها با یکدیگر میبندند، مشخص است تنش میان ایران و آمریکا برای همه کشورهای منطقه نگرانی ایجاد کرده است. از اردن و قطر تا اقلیم کردستان، همه با دقت شرایط موجود را بررسی میکنند؛ زیرا گسترش جنگ میتواند امنیت، اقتصاد و ثبات این کشورها را نیز تحت تأثیر قرار دهد.»
ساداتیان گفت: «به نظر میرسد حتی آمریکاییها نیز انتظار واکنشهای سرسخت ایران را نداشتند یا تصور نمیکردند هر حمله با پاسخهایی گسترده از سوی ایران همراه شود. همین مسئله باعث شده امروز شاهد افزایش تلاشهای دیپلماتیک برای مدیریت بحران باشیم.»
او تأکید کرد کشورهای منطقه بهخوبی میدانند ادامه درگیری فقط ایران و آمریکا را درگیر نخواهد کرد، بلکه مسیرهای انرژی، تجارت، امنیت دریایی و حتی سرمایهگذاری در منطقه را نیز با چالشهای جدی روبهرو میکند. از این رو، به گفته او، طبیعی است که برخی دولتها برای میانجیگری یا فراهمکردن زمینه کاهش تنش فعال شوند.
هشدار قالیباف و عملیات فریب
ساداتیان با اشاره به پیام جدید قالیباف و تأکید او بر عملکرد دوگانه آمریکا گفت: «استفاده از عملیات فریب، تکنیک همیشگی آمریکا است. در سالهای گذشته نیز بارها دیدهایم واشنگتن همزمان با ارسال پیامهای سیاسی، سطح آمادگی نظامی خود را افزایش داده است.»
او افزود: «بنابراین عقل حکم میکند دیگر اجازه اجرای عملیات فریب را به آمریکاییها ندهیم و همه تحرکات آنان با دقت رصد شود.»
این تحلیلگر سیاست خارجی در عین حال گفت: «اگر مسیر مذاکره، بهویژه از طریق میانجیها، هموار شود، این یک گزینه مثبت است که میتواند روند تشدید تنشهای نظامی در منطقه را مدیریت و کاهش دهد. صحبت آقای قالیباف نه ناقض مذاکره است و نه ناقض امنیت ملی و صیانت از کشور.»
به گفته ساداتیان، پیام قالیباف روشن است: ایران نسبت به فریب آمریکا هوشیار است، اما این هوشیاری به معنای بستن کامل مسیر دیپلماسی نیست. او تأکید کرد تجربه بسیاری از بحرانهای بینالمللی نشان میدهد گفتوگو و بازدارندگی میتوانند بهطور همزمان پیش بروند.
میدان و دیپلماسی مکملاند
ساداتیان گفت: «برخی تحلیلگرانی که جهتگیریهای خاصی دارند، نمیتوانند درک کنند که مرز مشخص و ثابتی میان دیپلماسی و میدان وجود ندارد؛ بلکه این دو در بسیاری از مواقع در امتداد یکدیگر قرار میگیرند.»
او افزود: «ایران تا زمانی که لازم باشد در میدان از منافع و امنیت خود دفاع میکند، اما این به معنای پایانیافتن دیپلماسی نیست. بسیاری از مذاکرات موفق جهان زمانی شکل گرفته که طرفین در میدان نیز قدرت بازدارندگی خود را حفظ کردهاند.»
این کارشناس سیاست خارجی ادامه داد: «ایران در شرایط فعلی از همه ابزارهای موجود، از جمله ظرفیتهای راهبردی خود در خلیج فارس و تنگه هرمز، برای تأکید بر حقانیت مواضع خود استفاده میکند. این ابزارها فقط جنبه نظامی ندارند، بلکه بخشی از قدرت چانهزنی سیاسی و امنیتی ایران نیز محسوب میشوند.»
به گفته او، تهران تلاش میکند هم قدرت بازدارندگی خود را حفظ کند و هم مسیرهای سیاسی را بهطور کامل مسدود نکند.
حمله زمینی و هزینه آمریکا
ساداتیان درباره هزینههای جنگ گفت: «ایران هیچ اعتمادی به گفتههای ترامپ ندارد و با توجه به اینکه احتمال حمله زمینی همچنان یکی از سناریوهای مطرح در محافل نظامی و سیاسی است، میداند باید در میدان قاطع عمل کند.»
او افزود: «از نگاه من، آمریکا نمیتواند در حمله زمینی موفقیت خاصی کسب کند. جغرافیای ایران، توان دفاعی کشور و تجربههای گذشته نشان میدهد هرگونه ورود نیروهای آمریکایی به خاک ایران با هزینههای بسیار سنگینی همراه خواهد بود.»
ساداتیان در پایان گفت: «نیروهای آمریکا در صورت ورود به خاک ایران بیش از هر چیز در معرض آسیب قرار خواهند گرفت. افزون بر این، اگر بر فرض محال کشورهای عرب منطقه همکاری گستردهتری با آمریکا داشته باشند، خود نیز آسیبپذیرتر خواهند شد؛ زیرا در چنین شرایطی پایگاهها و زیرساختهای آنها در معرض تهدید قرار میگیرد.»
به گفته او، به همین دلیل بسیاری از کشورهای منطقه ترجیح میدهند از گسترش دامنه جنگ جلوگیری کنند و به سمت راهکارهای سیاسی حرکت شود.