ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۲۲۴۳

دیپلماسی در آستانه بحران

آنچه اکنون اهمیت اساسی دارد جلوگیری از ورود ایران به چرخه جدیدی از بحران‌های فرسایشی و پرهزینه است، چرخه‌ای که نه تنها امنیت منطقه را متزلزل می‌سازد بلکه فشارهای معیشتی و اقتصادی بر جامعه را نیز افزایش خواهد داد، در چنین فضایی دیپلماسی بیش از هر زمان دیگری می‌تواند نقش یک ابزار بازدارنده و عقلانی را ایفا کند

تبلیغات
تبلیغات

بابک کاظمی، دکترای سیاستگذاری عمومی، در یادداشتی در اعتماد نوشت: «در فضای پرالتهاب کنونی که منطقه خاورمیانه هر روز با سطح تازه‌ای از تنش‌های سیاسی و امنیتی روبه‌رو می‌شود ضرورت بازنگری در برخی رویکردهای سیاست خارجی بیش از گذشته احساس می‌گردد امروز دیگر نمی‌توان صرفا با تکیه بر الگوهای گذشته و بدون توجه به تغییرات محیط بین‌المللی مسیر آینده را ترسیم کرد، زیرا شرایط منطقه به نقطه‌ای رسیده که هرگونه اشتباه در محاسبات می‌تواند پیامدهای سنگینی برای امنیت ملی و وضعیت اقتصادی کشور به همراه داشته باشد.

آنچه اکنون اهمیت اساسی دارد جلوگیری از ورود ایران به چرخه جدیدی از بحران‌های فرسایشی و پرهزینه است، چرخه‌ای که نه تنها امنیت منطقه را متزلزل می‌سازد بلکه فشارهای معیشتی و اقتصادی بر جامعه را نیز افزایش خواهد داد، در چنین فضایی دیپلماسی بیش از هر زمان دیگری می‌تواند نقش یک ابزار بازدارنده و عقلانی را ایفا کند؛ ابزاری که هدف آن نه عقب‌نشینی از اصول بلکه مدیریت بحران و جلوگیری از تحمیل هزینه‌های بیشتر بر کشور است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز امکان گفت‌وگو و تعامل محدود میان تهران و واشنگتن وجود داشته و برخلاف گذشته موضوع مذاکره مستقیم با امریکا دیگر آن حساسیت و تابوی پیشین را ندارد.

همین مساله نشان می‌دهد که می‌توان با نگاهی عملگرایانه و مبتنی بر مصالح کلان کشور گزینه گفت‌وگو را بار دیگر مورد ارزیابی قرار داد. واقعیت آن است که سیاست خارجی موفق در جهان امروز سیاستی است که بتواند میان حفظ اصول و تامین منافع ملی تعادل ایجاد کند. بسیاری از کشورها حتی در اوج اختلافات سیاسی نیز مسیرهای ارتباطی خود را حفظ می‌کنند، زیرا می‌دانند که در شرایط بحرانی نبود کانال گفت‌وگو می‌تواند احتمال درگیری‌های ناخواسته را افزایش دهد اکنون نیز منطقه در شرایطی قرار گرفته که هر حادثه محدود می‌تواند به بحرانی گسترده تبدیل شود و دامنه آن از مرزهای منطقه فراتر رود.

در چنین وضعیتی ورود فعالانه ایران به عرصه دیپلماسی نه تنها نشانه ضعف نیست، بلکه بیانگر اعتماد به نفس و عقلانیت راهبردی است، به‌ویژه آنکه شرایط سیاسی امریکا نیز تا حدودی متفاوت از گذشته به نظر می‌رسد. 

دونالد ترامپ برخلاف بسیاری از روسای جمهور سنتی امریکا شخصیت سیاسی غیرمتعارفی دارد و همواره تلاش کرده سیاست خارجی را براساس منطق معامله و توافق‌های مستقیم پیش ببرد. او علاقه دارد دستاوردهای بزرگ را به نام خود ثبت کند و همین ویژگی می‌تواند امکان رسیدن به تفاهم‌های سریع‌تر را فراهم سازد، هر چند این موضوع به معنای اعتماد کامل به واشنگتن نیست، اما می‌تواند فرصتی برای آزمودن یک مسیر دیپلماتیک جدید باشد؛ مسیری که در آن ایران بدون عدول از خطوط قرمز راهبردی خود آمادگی خویش را برای مذاکرات محدود هدفمند و مرحله‌بندی شده اعلام کند.

در چنین روندی می‌توان ابتدا بر مسائل فوری امنیتی و منطقه‌ای تمرکز کرد و سپس در صورت مشاهده اراده واقعی ازسوی طرف مقابل مسیر را به سمت توافق‌های گسترده‌تر سوق داد. استفاده از ظرفیت کشورهای میانجی مانند عمان یا پاکستان نیز می‌تواند به ایجاد فضایی امن و کم‌تنش برای آغاز گفت‌وگوها کمک کند.

تجربه‌های پیشین نشان داده است که مذاکرات محرمانه و به دور از فضای رسانه‌ای در بسیاری از موارد نتیجه‌بخش‌تر از مذاکرات علنی و پرهیاهو بوده است. آنچه در این میان اهمیت دارد حفظ انسجام داخلی و تعیین دقیق اهداف مذاکره است، زیرا هرگونه گفت‌وگو بدون پشتوانه کارشناسی و وحدت نظر داخلی ممکن است به نتایج مطلوب منجر نشود، در مقابل اگر دیپلماسی با برنامه‌ریزی دقیق و در چارچوب عزت، حکمت و مصلحت دنبال شود می‌تواند بسیاری از تهدیدهای موجود را مدیریت کند.

امروز جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند آرامش و ثبات اقتصادی است و سیاست خارجی باید در خدمت تامین این نیاز قرار گیرد. کاهش تنش‌های منطقه‌ای، کاهش تدریجی فشار تحریم‌ها، ایجاد فرصت برای سرمایه‌گذاری و تمرکز بیشتر بر توسعه داخلی ازجمله دستاوردهایی است که می‌تواند از مسیر دیپلماسی فعال حاصل شود.

علاوه بر این ورود ایران به روند گفت‌وگو می‌تواند تصویر متفاوتی از جمهوری اسلامی در سطح بین‌المللی ارایه دهد؛ تصویری که نشان می‌دهد تهران خواهان ثبات و کاهش تنش است و از راهکارهای سیاسی استقبال می‌کند، در چنین شرایطی اگر طرف مقابل مسیر تقابل را انتخاب کند، افکار عمومی جهانی بهتر خواهد توانست مسوولیت بحران را تشخیص دهد. 

در واقع دیپلماسی در شرایط کنونی نه یک انتخاب تشریفاتی بلکه ضرورتی برای مدیریت آینده کشور است؛ ضرورتی که هدف آن جلوگیری از جنگ، حفظ منافع ملی و فراهم کردن فرصت تنفس برای اقتصاد و جامعه ایران است. امروز هنر سیاست آن است که از دل بحران‌ها فرصت ساخته شود و با تصمیم‌های سنجیده کشور از ورود به مرحله‌ای پرهزینه و فرسایشی دور نگه داشته شود، زیرا درنهایت آنچه برای مردم اهمیت دارد امنیت، ثبات و چشم‌انداز روشن برای آینده است و همه ابزارهای سیاست خارجی باید در خدمت تحقق این اهداف قرار گیرد.»

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات