ترنج موبایل
کد خبر: ۹۷۲۸۰۹

روایت زنانی که پیک موتوری شدند

زندگی روی دو چرخ؛ زنان پیک موتوری چطور امرار معاش می‌کنند؟

زندگی روی دو چرخ؛ زنان پیک موتوری چطور امرار معاش می‌کنند؟

زنان موتورسوار را در خیابان نمی‌توان نادیده گرفت. به ویژه آن‌هایی که یک باکس هم پشت موتورشان گذاشته‌اند و به عنوان پیک موتوری مشغول به کارند و از همین مسیر درآمدزایی می‌کنند. زنانی که در خلال تمام محدودیت‌ها، موتور را به ابزار استقلال خود بدل کرده‌اند و با وجود سختی کار، درآمدزایی می‌کنند.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- کافیست ابری در آسمان پیدا شود یا نَمی روی آسفالت ببارد تا معاش عده‌ زیادی با تصادف گره بخورد. همان‌ها که شغلشان نه سرما می‌شناسد و نه گرما. نه آفتاب می‌شناسد و نه باران. چند سالی است که قشر دیگری هم وارد این شغل شده‌اند. این روزها زنان هم جان خود را کف دست می‌گذارند و در قامت یک پیک موتوری درآمدزایی می‌کنند.

به گزارش فرارو؛ زنانی که هنوز گواهینامه‌ هم ندارند و از یکسو باید مراقب پلیس‌ باشند که وسیله کارشان را توقیف نکند و از سوی دیگر دنبال شگردی تازه برای پیک موتوری بودن؛ شغلی که به گفته یکی از همین زنان «مزایا و معایب خودش را دارد اما راه خوبی برای پول در آوردن» هم است. او کارش را با یک هوندا CG 125 شروع کرد. 

«میم» و خواهر کوچک‌ترش کمی طلا داشتند. آن‌ها را فروختند. مقداری هم قرض کردند تا یک موتورسیکلت دست‌دوم بخرند. «میم» یک ماه تمرین کرد، موتورسواری یاد گرفت و از چهار سال پیش وارد صنف پیک‌های موتوری شد. او روایت می‌کند: «شرایط مالی خوبی نداشتیم و به همراه خواهرم کوچک‌ترم دنبال کار گشتیم. در یک مغازه روسری‌فروشی کار پیدا کردم اما یک ماه بیشتر آنجا دوام نیاوردم و به دلیل سرعت پایین و اینکه تعامل خوبی با مشتری نداشتم، عذرم را خواستند.»

او دنبال کارهای دیگر هم گشت اما یا سفته سنگین می‌خواستند یا سابقه کار؛ حتی به فروشگاه‌های زنجیره‌ای هم مراجعه کرد اما دیپلم می‌خواستند و از آنجا که مصائب روزگار به او فرصت دیپلم گرفتن نداده بود، تصمیم دیگری گرفت: «بعضی از دوستانم در پلتفرم‌های آنلاین کار می‌کردند ولی من نه ماشین داشتم و نه پول خرید ماشین.» پس هزینه خرید یک موتورسیکلت دست‌دوم را فراهم کردند: «می‌خواستم پول جمع کنم تا ماشین بخرم و بعد با همان دوباره کار کنم.»

پس «میم» پیک یک رستوران شد. آشنایشان بود و با وجود اینکه گواهینامه ندارد، به او کار داد. در این چند سال هم شگردی برای ثبت‌نام در پلتفرم‌های آنلاین پیدا کرد تا درآمدش را افزایش دهد. شگردی که البته چند مرتبه به بسته شدن اکانتش منجر شد اما به هر ترتیب، کارساز بود. بسیاری از مردان بدون گواهینامه نیز از همین شگرد استفاده می‌کنند و آن، ثبت‌نام با اسم و مشخصات فرد دیگری بود. او نام عمویش را برای احراز هویت اعلام کرده بود و با همان نام امرار معاش می‌کند: «البته چند باری اکانت‌هایم بسته شد.»

احتمالا کاربران گزارش او را داده بودند ولی این دختر موتورسوار هنوز هم برای تامین معاش خود و خانواده‌اش به عنوان پیک فعالیت می‌کند. موانع بسیاری سر راهش قرار می‌گیرد ولی یک به یک هر کدام را رد می‌کند. از نداشتن گواهینامه بگیر تا شغلی که مردانه تلقی می‌شود و محیط کاری که باید در آن سرسخت بمانی. از موتور دست‌دوم و قدیمی‌اش گرفته که ممکن است او را وسط راه نگه دارد تا امروز که او دیگر یک دختر تعمیرکار حرفه‌ای شده و خودش به تنهایی اکثر تعمیرات را انجام می‌دهد. 

زن موتورسوار

سحر هم پیک‌ موتوری است و در یک کافه - رستوران کار می‌کند. او می‌گوید: «اوایل مردم تعجب می‌کردند که یک زن با موتور بسته جابه‌جا می‌کند اما به مرور عادی شد.» از او دلیل انتخاب چنین شغلی را که می‌پرسیم، پاسخ می‌دهد: «این کار را انتخاب کردم چون ساعت کاری‌اش دست خودم است اما باز هم کار سختی است.» 

سحر مصائب پیک موتوری بودن را اینگونه شرح می‌دهد: «مثلا یک دفعه بسته را به خانه‌ای بردم اما بعد از 20 دقیقه کسی برای تحویل نمی‌آمد. صاحبخانه اما در کوچه بود و دنبال پیک می‌گشت. از آن زمان یک باکس هم تهیه کرده‌ام که حداقل شناسایی شوم.» او ادامه می‌دهد: «هنوز هم مشتری‌ها با دیدن پیک موتوری زن تعجب می‌کنند اما معمولا برخورد خوبی دارند و حتی تشویقم هم می‌کنند.»

سحر معتقد است شاید تا یک سال پیش هم دیدن پیک موتوری زن عجیب بود اما به نظر می‌رسد نگاه جامعه هم تغییر کرده: «چشم مردم به دیدن زنان موتورسوار در خیابان عادت کرده. حتی دیگر پیک موتوری بودن هم برای یک زن خارج از عرف نیست.» 

البته این شغل مزایای دیگر هم دارد. مثل اینکه «درآمدش روزانه است» و برای سحر که سرپرست خانوار است و فرزند کوچک دارد، بسیار اهمیت دارد.

هانیه، دانش‌آموخته معماری است و در روزهای دانشجویی برای تامین هزینه دانشگاه وارد این شغل شد. از وقتی هم که دانشگاه را تمام کرده، خانه گرفته و با ارسال بسته‌های مردم اجاره ماهیانه‌اش را درمی‌آورد. هانیه حمایت خانواده را داشت اما نه غرورش اجازه می‌داد بیش از این مقدار از خانواده خرجی بگیرد و نه هزینه‌های زندگی به او اجازه بیکاری می‌داد: «برای رشته‌ام کار پیدا نمی‌شد. یا سابقه کار می‌خواستند یا باید چند ماه کارآموزی بدون حقوق را می‌پذیرفتم. پس تصمیم گرفتم با موتور پدرم کار کنم.» پس روزها هانیه و شب‌ها پدرش با موتور کار می‌کردند تا او توانست برای خودش یک موتورسیکلت جداگانه بخرد. حالا هم با همان روزگار می‌گذراند و دنبال کار دیگری هم نیست.

با وجود این، «میم» داستانش را متفاوت پیش برد. سحر و هانیه کمتر از یک سال است که پیک موتوری شده‌اند اما «میم» که چند پیراهن بیشتر از دو نفر دیگر پاره کرده بود و تجربه بیشتری داشت، مسیر بلاگری را برای افزایش درآمد برگزید تا هم از راه تبلیغات پول دربیاورد و هم داستان زندگی‌اش را با دیگران به اشتراک بگذارد. 

«میم» شغل پیک موتوری را بدین شرح، توصیف می‌کند: «اگر بخواهم شغل پیک موتوری را توصیف کنم، مثل هر شغل دیگری خوبی و بدی خودش را دارد. از مزیت‌هایش این است که ساعت کاری منعطف دارید. پس نه نیازی به مرخصی هست و نه حضور به موقع در محل کار. پس اگر بخواهید باشگاه بروید یا دانشجو هستید، این شغل به کارتان می‌آید. حتی بسیاری از همکاران ما به عنوان شغل دوم، پیک موتوری هستند. علاوه بر این، به مدرک دانشگاهی یا مهارت دشواری یا خاصی هم نیاز ندارید، کافیست موتورسوار باشید. البته دلیل مهم‌تری که مرا جذب این کار کرد، گذر سریع زمان بود. آدم پشت فرمان موتورسیکلت متوجه زمان نمی‌شود.»

او ادامه می‌دهد: «این شغل معایبی هم دارد. از سخت بودن رانندگی در گرما و سرما گرفته تا برف و باران. مهم‌ترین خطر شغل پیک موتوری هم تصادف است. باید تمام تمرکزتان روی رانندگی و رعایت نکات ایمنی باشد تا حادثه دلخراشی برایتان پیش نیاید.»

هنوز برای زنان گواهینامه موتورسیکلت صادر نشده اما هم خیابان‌ها به حضورشان عادت کرده‌اند و هم جامعه آنان را پذیرفته. این روزها شاید نگاه شما هم به زنان پیک موتوری افتاده باشد که با یک باکس یا غذا ترافیک را پشت سر می‌گذارند تا پیش از آنکه قانون به رسمیتشان بشناسد، مرسوله را تحویل دهند و جایگاه خود را در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر پیدا کنند.

تبلیغات
خبرنگار : ملیکا قراگوزلو
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات