انقضای کارت نفت؟/ گزارشی از دیدار سران دو اقتصاد بزرگ جهان
میزبانی پکن از واشنگتن در شرایطی رخ میدهد که حالا جنگ در خلیج فارس و رویارویی آمریکا و اسرائیل با ایران منجر به بستهشدن تنگه هرمز شده است؛ آبراهی حیاتی برای عبور نفتکشها و کشتیهای حامل گاز که حالا با وقوع جنگ مسدود شده است و نزدیک به یکپنجم تجارت انرژی جهان را تحتالشعاع قرار داده است.
مقامات عالی اولین و دومین اقتصاد بزرگ جهان در پایان هفته پیشرو در حالی روبهروی یکدیگر مینشینند که آمریکا بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده نفت و گاز است و چین بزرگترین واردکننده نفت جهان و جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران منجر به بستهشدن تنگه هرمز و اختلال در عرضه نفت و گاز شده است.
به گزارش شرق، رسانههای جهان پیشبینی میکنند موضوع جنگ ایران و اختلال در بازار انرژی یکی از محورهای گفتوگوی دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا و شی جینپینگ، رئیسجمهوری چین باشد. آن هم درحالیکه به نظر میرسد این اختلال عرضه در بازار نفت، نه توانسته اهرم فشاری برای آمریکا علیه چین باشد و نه چین بیدی است که با این بادها بلرزد و سر قیمت نفت امتیاز بزرگی به کسی واگذار کند. از آن سو خبرها حاکی از آن است که چین برخلاف مذاکرات اسلامآباد دیگر رغبت چندانی برای میانجیگری مذاکرات نشان نمیدهد و حالا این پرسش ایجاد میشود که زمان بازی با کارت نفت برای همهکس تمام شده است یا ورق بهگونهای دیگر برمیگردد؟
واکنش غیرمنتظره چین و اروپا به جنگ
میزبانی پکن از واشنگتن در شرایطی رخ میدهد که حالا جنگ در خلیج فارس و رویارویی آمریکا و اسرائیل با ایران منجر به بستهشدن تنگه هرمز شده است؛ آبراهی حیاتی برای عبور نفتکشها و کشتیهای حامل گاز که حالا با وقوع جنگ مسدود شده است و نزدیک به یکپنجم تجارت انرژی جهان را تحتالشعاع قرار داده است. در این میان چین حدود نیمی از نفت مورد نیاز خود را از کشورهای حاشیه خلیج فارس تأمین میکند. موضوعی که البته دور از نگاه واشنگتن نبوده و دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا بارها بستهشدن تنگه هرمز را به زیان اروپا و چین دانسته و اعلام کرده بود آمریکا به نفت و گاز کشورهای منطقه نیاز ندارد، چراکه این کشور بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان است.
با این حال اهرم بستهماندن تنگه هرمز تا امروز نتوانسته اروپا و چین را به تقابل با ایران بکشاند. موضوعی که عصبانیت دونالد ترامپ را به دنبال داشته است و او نهتنها اروپا را به خروج آمریکا از ناتو تهدید کرد، که در ادامه گفت سربازان خود را از آلمان به عنوان بزرگترین اقتصاد منطقه یورو خارج میکند. آن هم در شرایطی که اروپا و بهویژه آلمان، بیم تقابل نظامی با روسیه را دارد.
از آن سو چین نیز مانند اروپا ترجیح داد از دامنزدن به تنش در خلیج فارس پرهیز کند و در برههای مانند مذاکرات پاکستان، نقش میانجی صلح را بازی کند و آمریکا و ایران را به دیپلماسی و مذاکره ترغیب کند. اما اکنون به نظر میرسد چین دیگر راغب نیست همین نقش را هم بازی کند.
جنگ در خلیج فارس و انسداد تنگه هرمز توانست قیمت نفت برنت را در بازار جهانی تا بشکهای 117 دلار پیش ببرد. در این میان برخی تحلیلها حاکی از آن بود که چنانچه جنگ در این منطقه طولانی شود و تنگه هرمز بسته بماند، قیمت نفت تا بشکه 150 دلار و حتی فراتر از آن برسد؛ حالا نهتنها تنگه هرمز بسته مانده است، که محاصره دریایی ایران رخ داده و عرضه نفت ایران به بازار جهانی را مختل کرده اما بهای نفت بین کانال 90 تا 100 دلار در رفت و آمد است.
در واقع با طولانیترشدن وضعیت جنگی در خلیج فارس، به نظر میرسد اهرم قیمت نفت دیگر کارکرد روزهای ابتدای تنش را برای هیچکس ندارد.
قیمت نفت نه توانست ناتو را به جنگ با ایران بکشاند، نه چین را وارد درگیری کند و نه آمریکا توانست با این اهرم از اروپا یا چین امتیاز ویژهای بگیرد. آن هم در شرایطی که تصور میشد ترامپ در سفر به چین، با اهرم بستهماندن تنگه هرمز و قیمت نفت میتواند پکن را زیر فشار بگذارد. از آن سو مشخص نیست ایران تا چه زمانی میتواند با کارت قیمت نفت بازی کند.
زمان بازی با کارت نفت تمام شد؟
در بحبوحه جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، بارها اعلام کرد بستهشدن تنگه هرمز و اختلال در صدور نفت و گاز کشورهای عربی، آمریکا را متضرر نمیکند و بزرگترین بازنده این غائله، اروپاست. او با همین نگاه ناتو و اروپا را ترغیب به ورود به جنگ با ایران کرد تا تنگه هرمز گشوده و قیمت نفت و گاز کاهشی شود اما اروپا نهتنها علاقهای به ورود به این جنگ نشان نداد، بلکه با سرعت بر سیاست توسعه انرژیهای تجدیدپذیر متمرکز شده است. تا قبل از شروع جنگ روسیه و اوکراین فقط چیزی حدود یکسوم انرژی اروپا از انرژی تجدیدپذیر تأمین میشد، اما تجربه جنگ روسیه و اوکراین و وابستگی شدید اروپا به بازار نفت و گاز روسیه سبب شد قاره سبز با سرعت هرچه تمامتر به سمت قطع وابستگی به سوختهای فسیلی پیشروی کند و حالا سهم تجدیدپذیرها در اتحادیه اروپا به حدود نیمی از انرژی مورد استفاده این کشورها رسیده است.
بررسی سهم انرژی تجدیدپذیر در سبد مصرف انرژی اتحادیه اروپا حاکی از آن است که این منطقه حدود ۴۲ درصد از برق خود را از منابع تجدیدپذیر تولید میکند و با سرعتی خیرهکننده از طریق بهبود بهرهوری و کاهش مصرف انرژی و همچنین توسعه انرژیهای تجدیدپذیر خود را از شوکهای بازار نفت و گاز جهان مصون کند.
در چین هم چنین رویکردی رخ داد و اختلال بازار نفت، چین را به زانو درنیاورد؛ چین بزرگترین واردکننده نفت جهان است و چیزی حدود نیمی از نفت مورد نیاز چین از کشورهای حاشیه خلیج فارس تأمین میشود اما رشد اقتصادی چین در طول ماههای جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران صعودی بوده است و به نظر میرسد ذخایر بالای نفت و گاز چین و همچنین مدل متنوع تأمین انرژی این کشور توانسته است تابآوری چین را در برابر جنگ خلیج فارس افزایش دهد.
چین قبل از جنگ خلیج فارس با پیشبینی وقوع بحران در بازار انرژی، بهسرعت ذخایر نفت خود را افزایش داده و به حدود 900 میلیون تا یک میلیاردو 400 میلیون بشکه نفت رسانده بود؛ ذخایری که جوابگوی بیش از سه ماه مصرف نفت این کشور است. علاوه بر این، چین در طول سالهای گذشته تلاش کرده منابع انرژی خود را تنوع ببخشد. با وجود آنکه چین بزرگترین واردکننده نفت جهان است، اما نفت و گاز فقط حدود یکچهارم و نفت بهتنهایی حدود یکپنجم مصرف انرژی این کشور پهناور را تشکیل میدهد و درحالحاضر عمده برق چین از زغالسنگ تأمین میشود.
چین بزرگترین تولیدکننده زغالسنگ جهان است و نزدیک به نیمی از زغالسنگ جهان را تأمین میکند. گذشته از این، براساس اطلاعات اداره ملی آمار چین، انرژیهای بادی، هستهای، خورشیدی و برقابی در سال ۲۰۲۵ بیش از یکسوم برق این کشور را تولید کردهاند. همچنین برآوردها حاکی از آن است که حدود نیمی از ظرفیت نصبشده انرژی چین از منابع تجدیدپذیر تأمین میشود.
این رویکرد سبب شده چین و اروپا اقتصاد خود را در برابر شوکهای نفتی مقاوم ببینند. هرچند باید تأکید کرد طولانیشدن اختلال در عرضه نفت و گاز، مطابق با گزارش صندوق جهانی پول میتواند موجب کندشدن رشد اقتصادی جهان شود، اما به نظر میرسد تابآوری دومین اقتصاد بزرگ جهان و اقتصاد اروپا در حدی است که میتوانند بابت قیمت نفت از ورود به جنگهای پرهزینه خودداری کنند.
از آن سو آمریکا مطابق با انتظار قبلی نتوانست از اهرم قیمت نفت امتیاز بگیرد و پس از آنکه انسداد تنگه هرمز واکنش ناتو را به دنبال نداشت، دونالد ترامپ ضمن تهدید اروپا اقدام خاصی برای بازگشایی تنگه هرمز انجام نداد و برعکس با محاصره دریایی ایران تلاش کرد عرضه نفت به بازار جهانی را کمتر کند. هرچند آمریکا به عنوان تولیدکننده بزرگ نفت و گاز توانست از قیمتهای بالای انرژی منتفع شود اما اهرم قیمت نفت نتوانست مطابق انتظار ترامپ، اروپا و چین را تحت فشار قرار دهد.
حالا دونالد ترامپ، در شرایطی به پکن میرود که جنگ در خلیج فارس و تنگه هرمز نتوانسته است برای او اهرم فشاری ایجاد کند و از آن سو به نظر میرسد وقت بهرهبرداری ایران از اهرم قیمت نفت در مذاکرات هماکنون است و مشخص نیست ایران هم بتواند این اهرم را در آینده حفظ کند یا نه. ضمن اینکه مشخص نیست سایر کشورهای درگیر در این معادله اختلال طولانی در عرضه نفت را تحمل خواهند کرد یا صبر استراتژیک آنها به پایان میرسد. کمااینکه اروپا در روزهای اخیر تحریمهای متعددی علیه ایران اعمال کرده است و اخباری مبنی بر ائتلاف کشورهای اروپایی برای بازگشایی تنگه هرمز به گوش میرسد.
از آن گذشته، دیروز خبرنگار شبکه «الجزیره» در تهران در پستی در شبکه اجتماعی «ایکس» مدعی شد شواهد و قرائن نشان میدهند چین تمایلی به میانجیگری بین تهران و واشنگتن ندارد و دو طرف نیز از این موضوع آگاه هستند. خبرنگار این شبکه در ادامه این مطلب نوشت: «پیشنهاد چهارجانبه پکن مربوط به تفاهمات منطقهای خلیج فارس است».
این اتفاق در حالی رخ میدهد که پیش از این چین نقش پررنگی در برگزاری مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد پاکستان داشت. گذشته از این، رویترز در گزارشی نوشته است احتمالا خروجی دیدار سران دو اقتصاد بزرگ جهان به جز برخی توافقهای تجاری، چشمگیر نباشد و این نشست دستاورد خاصی برای رفع تنش در خلیج فارس نداشته باشد. در این گزارش همچنین تأکید شده تصور آمریکا درباره نفوذ چین در ایران اغراقآمیز است و در نهایت ایران تصمیمگیرنده است؛ بنابراین با مجموع این اتفاقات به نظر میرسد بازار نفت آنقدرها نتوانسته است اهرم فشاری برای هیچکس ایجاد کند و همچنان دیپلماسی بهترین گزینه برای خاتمهیافتن غائله است.