خودمان علیه خودمان؛ «خوش گذشت!»
بازیکنان تیم ملی برای سومین بار در جریان بازی درون گروهی به مصاف یکدیگر رفتند.
تیم ملی فوتبال ایران برای سومین بار در قالب دو تیم «سرخ» و «سفید» رودرروی یکدیگر قرار گرفتند. یک بازی سراسر نمایشی دیگر، با حضور داور و البته «VAR». تفاوتش با همان تمرینهای همیشگی همین دو تا است؛ یعنی جدالی که معمول و مرسوم است که در جریان تمرینات برگزار میشود، لباسهایش رسمیتر و با حضور داور برگزار شده است. این نوع تقابلها ایراد بزرگی ندارد؛ همان بازیای که قرار بود عیان نباشد، حالا شکیلتر و رسمیتر برگزار شده. مشکل ولی اینجاست که ظاهرا «عده»ای از این فرایند خوششان آمده و مدام دستشان روی دور تکرار است. البته که ظاهرا این برای آخرینبار بود که تیم سرخ علیه تیم سفید قرار میگرفت؛ از این حیث که خوش گذشت ولی اگر قرار باشد «این» تیمِ ملی باشد، باید نگران اتفاقات بد ماند.
چرا لیگ تعطیل شد؟
تیم ملی در شرایطی این روزها مجبور است رودرروی خودی بایستد که مسئولان امر در تصمیمی شتابزده، بازیهای لیگ برتر را تعطیل کردند. مشخص نیست دلیل اصلیاش چیست؛ چراکه اگر نگران اتفاقات فرافوتبالی بودند، مثل همیشه بازیها بدون حضور تماشاگر برگزار میشد. یا حداقل به شهر یا شهرهایی برده میشد که آمادگی میزبانی کلی بازیها را داشتند. «خطای» بزرگ همانجا صورت گرفت. نتیجه شده آنکه علاوه بر آنکه لیگ بلاتکلیف مانده، تیم ملی هم از شکل و شمایل افتاده است. بازیکنان بدون آمادگی جسمانی رودرروی هم ایستادهاند و نای نمایشی درخور اسم تیم ملی ندارند. به تصویر کشاندن این بدنهای ناآماده برای سه بار متوالی هم نتوانسته از این نگرانی بکاهد. درست در روزهایی که رقبای تیم ملی بازیکنان بسیار آمادهای دارند، این تیم، حداقل بخشی از آن، به وضوح به لحاظ بدنی دچار مشکل عمده هستند. این یکی زمانی بیشتر خودش را نشان میدهد که قرار باشد قلعهنویی و شاگردانش در دیداری رسمی محک بخورند.
چرا با هم بازی میکنیم؟
پاسخ به این یکی هم چندان خوشایند نیست؛ احتمالا برای آنکه بازیکنان در شرایط مسابقه بمانند ولی کیست که نداند این قبیل بازیها نمیتواند محکی جدی در پی داشته باشد. اگر قرار به حفظ بدن بازیکنان در شرایط مسابقه بود، باید به بند قبلی برگشت و اجازه داده میشد تا بازیهای لیگ روال طبیعیاش را طی میکرد. به غیر از این مورد، شاید مواجهه بازیکنان تیم ملی با یکدیگر در چنین شرایطی، شبیه به یک سرگرمی و دورهمی هم باشد. بالاخره حفظ روحیه و نشان دادن اینکه فوتبال هنوز جریان دارد، میتواند برای مجموعه فدراسیون رضایتی در پی داشته باشد. البته که وقتی لیگ تعطیل است و سایر کشورها هم درگیر بازیهای لیگ، طبیعی است که رقیبی هم نمیماند که بخواهد این تیم با این بدنهای خسته و دور از شرایط مسابقه را جدیتر محک بزند.
در ترکیه هم سرخ و سفید علیه هم قرار میگیرند؟
مشکل تیم ملی فقط متوجه اردوی تهران نیست. این تیم قرار است به زودی راهی ترکیه شود تا اردوی پیش از برگزاری جام جهانیاش را برگزار کند. ابهام بزرگ اینجاست که چرا ترکیه؟ آیا پول فدراسیون و یا دولت زیاد است که در جیب تیم ملی ریخته شود تا برای اردو به ترکیه بروند؟ شاید اینطور عنوان شود که آنجا قرار است بازی تدارکاتی برگزار شود. تا به الان که خبری از بازی تدارکاتی در مقطعی که لیگهای مختلف برگزار میشود نیست. پس، تیم ملی در آنجا هم باید دوباره سرخ و سفیدها را روبروی همدیگر گذاشته و یا اینکه تیمی باشگاهی پیدا کند که بتواند مقابل آنها به میدان برود. یک رقیب تدارکاتی هم فعلا جور شده که گامبیا است و بعید است این یکی هم دردی از امیر قلعهنویی و شاگردانش دوا کند. هرچند که فدراسیون گهگاهی پُز اسپانیا و پرتغال را میدهد و اخیرا هم اسم لهستان را سر زبان انداخته ولی تهش باید به گامبیا رضایت دهد تا تیم ملی را محک بزند. به هر حال که فعلا برنامهها در تهران به پایان رسیده و شاید آخرین قسمت «خود رقیبپنداری» در تیم ملی به پایان برسد؛ اگر هم نرسید که ایرادی ندارد، قسمت جدید در ترکیه!