حسن هانی زاده در گفتگو با فرارو مطرح کرد:
فشار نتانیاهو ممکن است به جنگ جدید منجر شود
آنچه تاکنون روشن شده، این است که بحران کنونی دیگر با الگوهای سنتی فشار و تهدید قابل مدیریت نیست. ایران نشان داده که قادر است هزینه هرگونه تقابل را از سطح منطقهای به سطح اقتصاد جهانی منتقل کند و این در حالی است که فشار نتانیاهو بر ترامپ همچنان به شدت ادامه دارد. فشاری که ممکن است در نهایت خطر جنگ را به وقوع جنگ تبدیل کند.
فرارو- در آستانه سفر دونالد ترامپ به پکن، وی در شبکه تروث سوشال خود نوشت: «من همین الان پاسخ بهاصطلاح نمایندگان ایران را خواندم. از آن خوشم نیامد. کاملاً غیرقابلقبول است! از توجه شما به این موضوع سپاسگزارم.» ترامپ در گفتگو با اکسیوس نیز مدعی شده بود پاسخ ایران به آخرین پیشنویس توافق برای پایان دادن به جنگ را رد خواهد کرد.
به گزارش فرارو، در شرایطی که هنوز موارد مهمی از جمله وضعیت تنگه هرمز و مسئله هستهای در مناقشات ایران و ایالات متحده حل نشده است، ترامپ مدعی شده که هنوز در زمینه پایان جنگ با ایران به توافق نرسیده و این در حالی است که ایران یکی از اصول آغاز مذاکرات توافق را تضمین برایعدم آغاز جنگ دانسته است.
حسن هانی زاده، کارشناس و تحلیلگر ارشد حوزه سیاست خارجی در گفتگو با فرارو، به بررسی این موضوع پرداخته است:
هر تلاشی برای شکستن موازنه فعلی در تنگه هرمز به درگیری مستقیم منجر میشود
حسن هانی زاده به فرارو گفت: «آنچه پس از پیچیده شدن پرونده تنگه هرمز بین ایران و آمریکا شکل گرفت، دیگر صرفاً یک بحران امنیتی کلاسیک میان ایران و ایالات متحده نیست؛ اکنون آمریکا، اروپا و بازیگران منطقهای تلاش میکنند قواعد جدیدی برای کنترل مسیرهای انرژی و امنیت کشتیرانی در خلیج فارس تعریف کنند، اما مسئله اصلی اینجاست که تهران نیز دقیقاً در همین نقطه تصمیم گرفته از اهرم ژئوپلیتیکی خود عقبنشینی نکند. برخلاف روایتهای اولیه غرب که بحران را صرفاً به «اختلال در آزادی ناوبری» تقلیل میداد، اکنون حتی در تحلیلهای اندیشکدههای امنیتی غربی نیز این جمعبندی در حال تقویت شدن است که ایران توانسته تنگه هرمز را از یک گذرگاه انرژی به یک ابزار فعال بازدارندگی راهبردی تبدیل کند و این موضوع پس از پایان یافتن عملیات موسوم به آزادسازی تنگه هرمز، پررنگتر هم شد.»
وی افزود: «واشنگتن و متحدانش برخلاف ظاهر تهاجمی خود، هنوز درباره نحوه مواجهه با وضعیت فعلی به اجماع نرسیدهاند؛ زیرا هرگونه تلاش برای شکستن موازنه فعلی، میتواند به درگیری مستقیمی منجر شود که کنترل آن دیگر در اختیار هیچ طرفی نباشد. در همین چارچوب باید استقرار ناو هواپیمابر شارل دوگل در جنوب کانال سوئز، اعزام ناوشکن دراگون از سوی انگلستان و شکلگیری ائتلاف دریایی مشترک لندن و پاریس را تحلیل کرد. برخلاف فضاسازی رسانهای اولیه، اروپاییها تلاش میکنند میان خود و پروژه نظامی مستقیم آمریکا فاصله ایجاد کنند. حتی امانوئل مکرون نیز به صراحت اعلام کرده فرانسه وارد عملیات تهاجمی برای «باز کردن» تنگه هرمز نخواهد شد و مأموریت مورد نظر پاریس، صرفاً در قالب یک چارچوب دفاعی و با هدف بازگرداندن اعتماد شرکتهای کشتیرانی تعریف میشود. این موضعگیری در واقع بازتاب نگرانی عمیق اروپا از ورود به جنگی است که میتواند اقتصاد انرژی قاره را وارد مرحلهای از بیثباتی مزمن کند.»
خاورمیانه در حال تبدیل شدن به باتلاق جدید سیاست خارجی واشنگتن است
این تحلیلگر سیاست خارجی درخصوص پاسخ اخیر ایران به آمریکا گفت: «ایران تلاش کرده پاسخ خود را در قالب یک بسته سیاسی-امنیتی تعریف کند. تهران عملاً این پیام را منتقل کرده که بازگشت به هرگونه روند دیپلماتیک، بدون تضمین معتبر درباره توقف دائمی حملات، رفع واقعی تحریمها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و به رسمیت شناختن حقوق هستهای ایران ممکن نیست. نکته مهم اینجاست که ایران اکنون این مطالبات را نه از موضع تدافعی، بلکه از موضع «موازنه میدانی» مطرح میکند. این تفاوت بنیادین وضعیت کنونی با دورههای قبلی تنش است. واشنگتن نیز دقیقاً همین تغییر موازنه را درک کرده است. برخلاف ماههای نخست بحران که تصور میشد فشار نظامی و اقتصادی میتواند تهران را وادار به عقبنشینی کند، اکنون بخش مهمی از تحلیلهای آمریکایی بر این مسئله متمرکز شده که ایران موفق شده هزینه بحران را به سطح اقتصاد جهانی منتقل کند. این همان نقطهای است که معادله را پیچیده کرده است. ایالات متحده از لحاظ نظامی همچنان برتری کلاسیک دارد، اما در حوزه «تحمل هزینههای بحران» شرایط متفاوت شده است. هر هفته تداوم تنش در هرمز، به معنای فشار بیشتر بر بازار انرژی، افزایش هزینه حملونقل، بیثباتی مالی و تشدید نگرانی در اقتصادهای غربی است.»
وی افزود: «به همین دلیل، دونالد ترامپ اکنون در یکی از دشوارترین موقعیتهای سیاسی خود قرار گرفته است و در نتیجه سعی کرده با واکنش منفی به بسته تهران، خود را بینیاز از سازش نشان دهد. اما پشت صحنه، چیز دیگری است: او از یک سو نمیخواهد در آستانه سفر حساسش به چین و در میانه فشارهای داخلی آمریکا، وارد یک جنگ فرسایشی جدید شود و از سوی دیگر، تحت فشار شدید اسرائیل و شخص بنیامین نتانیاهو قرار دارد که معتقد است هرگونه نرمش در برابر ایران، به معنای تثبیت قدرت منطقهای تهران خواهد بود. اما مسئله برای ترامپ صرفاً نظامی نیست؛ او با بحران تصویر نیز مواجه است. رئیسجمهوری که وعده داده بود آمریکا را از جنگهای پرهزینه خارج کند، اکنون در معرض این انتقاد قرار گرفته که خاورمیانه بار دیگر در حال تبدیل شدن به باتلاق جدید سیاست خارجی واشنگتن است.»
فشار نتانیاهو میتواند جنگ جدیدی آغاز کند
این کارشناس امور منطقه در خصوص احتمال وقوع جنگ به ویژه با توجه به ادامه مناقشات هستهای گفت: «مهمترین متغیری که ممکن است در روزهای آتی رخ دهد، همچنان احتمال «خطای محاسباتی» است. حجم گسترده استقرارهای نظامی، حضور همزمان ناوهای آمریکایی، اروپایی و نیروهای ایرانی در یکی از حساسترین آبراههای جهان، خطر برخورد ناخواسته یا تصمیمگیری عجولانه را به شدت افزایش داده است. اکنون بحران وارد مرحلهای شده که حتی یک حادثه محدود دریایی میتواند به سرعت از کنترل خارج شود. به ویژه آنکه تهران بارها اعلام کرده هرگونه اقدام علیه منافعش را بیپاسخ نخواهد گذاشت و همزمان آمریکا نیز تلاش میکند نشان دهد از موضع خود عقبنشینی نمیکند.»
وی افزود: «مسئله امروز و پرسش بزرگ این است که آیا آمریکا حاضر است واقعیت موازنه جدید قدرت در خلیج فارس و آن چه سالهاست تهران تلاش دارد به شکل واضح بیان کند را بپذیرد یا همچنان تلاش خواهد کرد با ابزار نظامی، شرایط پیشین را بازسازی کند. آنچه تاکنون روشن شده، این است که بحران کنونی دیگر با الگوهای سنتی فشار و تهدید قابل مدیریت نیست. ایران نشان داده که قادر است هزینه هرگونه تقابل را از سطح منطقهای به سطح اقتصاد جهانی منتقل کند و این در حالی است که فشار نتانیاهو بر ترامپ همچنان به شدت ادامه دارد. فشاری که ممکن است در نهایت خطر جنگ را به وقوع جنگ تبدیل کند.»