نقد سریال «گل سنگ» با بازی مهتاب کرامتی / تصویری تدریجی از فروپاشی خانواده
سریال «گل سنگ» با بازی مهتاب کرامتی داستانی متفاوت از زندگی ارائه میدهد. اثری که با وجود کندی در روایت به لطف بازی خوب بازیگران مخاطب را با خود همراه کند.
فرارو- قسمت چهارم سریال «گل سنگ» به کارگردانی ابراهیم ایرج زاد که درحال پخش از شبکه نمایش خانگی است؛ اثری است که داستانی پر تعلیق از زندگی یک خانواده را روایت میکند، روایتی که نشان میدهد گذشته چگونه آینده را به تباهی میکشاند حتی اگر نقشی در آن گذشته نداشته باشی.
به گزارش فرارو، این سریال زن را در وسط قصه قرار داده و همه چیز حول محور آن میچرخد. اگر به آثار قبلی کارگردان نگاه کنیم، از «عنکبوت» تا «تابستان داغ» زن ایده اصلی داستان بوده. در واقع این آثار مانند یک نخ تسبیح کنار هم دغدغهای از زنان را روایت میکنند.
قصه از جایی آغاز میشود که مردی جسد یک زن را به بیابان میبرد و میسوزاند. ماجرایی که سایر خرده روایتها نیز حول آن شکل میگیرد. در نگاه اول مخاطب مطمئن است که پدر خانواده قاتل باشد اما داستان هر جلوتر میرود ببینده شک میکند که آیا واقعا ایرج قاتل است؟ در حقیقت مخاطب به داستان اجازه قضاوت میدهد، در عین حال سریال میخواهد نشان دهد که سایه تلخ گذشته همچنان بر سر انسان حاکم است حتی اگر یک سوتفاهم باعث به وجود آمدن قضاوت اشتباه باشد.
روایتی تلخ از گذشته با بازی خوب بازیگران
همچنین این سریال در روایت جامعه و آدمهایش به شناخت رسیده، شخصیتها صرفا ابزار نیستند. فضاسازی و داستان کشش لازم را برای همراهی بیننده دارد و بازی خوب بازیگران داستان را برای مخاطب جذاب میکند. بازگشت مهتاب کرامتی بعد از سالها و بازی خوب حسینی نیا داستان را برای مخاطب باور پذیر کرده، همچنین روایت نیز به درستی مسیر را به مخاطب نشان میدهد. محبوبه باید شک کند و ایرج درگیر پسر خاله تازه از فرنگ برگشته باشد. در حقیقت بازی مهاب کرامتی را میتوان برگ برنده سریال دانست. او که در کنار بازیگرانی مانند لیلا حاتمی و هدیه تهرانی ستارههای سینمای پس از انقلاب بود حالا در «گل سنگ» بازگشتی جذاب به روزهای اوج خود دارد.
کرامتی در این سریال نقش زنی را دارد که میان حفظ ظاهر آرام زندگی و فروپاشی روانی معلق مانده، بازی او در این سریال به جای آنکه مبتنی بر نمایش باشد بر تعلیق و همراهی مخاطب استوار است. کاری که مهتاب کرامتی در آثار قبلی خود انجام داده. در حقیقت مخاطب به جای انفجارهای احساسی کاراکتر، شکست تدریجی محبوبه را میبیند. «گل سنگ» را میتوان سریالی دانست که به جای نمایش وجه تازهای از بازی مهتاب کرامتی، مهارتش در ایفای نقش زنان آسیب دیده تثبیت کرده است.
![]()
اینکه مخاطب همچنان اطلاعات زیادی از گذشته ندارد هم میتواند خوب باشد و هم بد. خوب از این جهت که تماشاگر نمیداند پایانهای شوکه کننده قرار است به چه چیزی ختم شود و بد از آن جهت که بیننده هنوز فاصله زیادی با داستان حس میکند. در واقع مخاطب میخواهد هر چه زودتر واقعیتهایی را از گذشته بفهمد تا دلیل حال بد کاراکترها را بداند.
در مجموع «گل سنگ» را میتوان ملودرامی آرام دانست که با وجود کندی در روایت قصه به لطف بازی خوب بازیگران و فضاسازی درست مخاطب را جذب کند.