ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۸۰۹۲

نقد سریال «بی عاطفه» با بازی رضا کیانیان و حامد بهداد / کاغذی که به بدنه نچسبیده

نقد سریال «بی عاطفه» با بازی رضا کیانیان و حامد بهداد / کاغذی که به بدنه نچسبیده

دو دوست، یک کینه قدیمی و عشقی که باعث می‌شود دوباره روبروی هم قرار بگیرند، این همان داستانی است که سریال بی عاطفه روایت می‌کند. داستان کلیشه‌ای که تلاش می‌کند نشان دهد گذشته هیچ وقت نمی‌میرد.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- سریال «بی عاطفه» به کارگردانی کمال تبریزی که انتشار آن همزمان با روزهای جنگ بوده،  داستان زندگی انسان‌هایی را روایت می‌کند که گذشته ثانیه‌ای آنها رها نکرده و حالا تبدیل به وسیله‌ای برای انتقام شده است.

به گزارش فرارو، تبریزی در این سریال تلاش کرده تا نگاهی انتقادی به طبقه بندی غنی و فقیر در جامعه داشته باشد. با این حال تبدیل به اثری کلیشه‌ای شده که مخاطب سال‌ها در تلویزیون دیده و فقط کاراکترها تغییر کرده‌اند.

«بی‌عاطفه» روایتگر زندگی انسان‌هایی است که سایه سنگین گذشته، ثانیه‌ای آن‌ها را رها نمی‌کند. داستان حول محور دو دوست می‌گردد که رازهای مگو و بازی روزگار میان‌شان فاصله انداخته، اما حالا یک عشق پنهان میان فرزندانشان، آن‌ها را در دو روی یک سکه مقابل هم قرار داده است. تبریزی در این اتمسفر سرد، سعی دارد کینه و انتقام را به عنوان محرک اصلی آدم‌های قصه‌اش معرفی کند، اما مشکل از جایی شروع می‌شود که این جهانِ سرد، بیش از حد برای مخاطب آشنا است.

سریال با ایده تکراری و اسیر در کلیشه

سریال بی‌عاطفه را می‌توان تلاشی دانست برای روایت یک جهان سرد با انسان‌های پیچیده. در این جهان کینه و انتقام ابزاری شده‌اند تا انسان‌ها از هم متنفر شوند. در این سریال برخی از کلیشه‌های سریال‌های ایرانی عینا تکرار شده، پسر فقیر و دختر پولدار. در واقع نه تنها چیزی به این کلیشه‌ها اضافه نشده است.

سریال-بی-عاطفه

با این حال سریال زمانی که به دوران گذشته برمی‌گردد توانسته مخاطب را مشتاق نگه دارد. ماجرا از جایی جذابیت خود را از دست می‌دهد  که کاراکترها از داستان خارج می‌شوند. ریتم کاراکترها با یکدیگر همخوانی ندارد. این سریال هر چه جلوتر می‌رود تلاش می‌کند که روایت منسجمی را به تصویر بکشد اما همچنان پراکندگی قصه‌ها در «بی‌عاطفه» وجود دارد. ضعف در خرده داستان‌ها همچنان یکی از ایرادات جدی داستان است. در واقع تا به اینجا داستان جز کینه بهرام و کامران چیز جدیدی برای ارائه ندارد.

رضا کیانیان همچنان با فاصله‌ای زیاد از دیگران وزنه اصلی سریال است و بازی قابل قبولی ارائه می‌دهد. در مقابل، بازیگران جوان به پاشنه آشیل اثر تبدیل شده‌اند. اما عجیب‌ترین بخش ماجرا حضور حامد بهداد است. بازی او در «بی‌عاطفه» مانند کاغذی است که به خوبی روی بدنه قصه چسبانده نشده و گویی از کل ماجرا بیرون افتاده است. تلاش تبریزی برای ترکیب سبک‌های مختلف بازیگری نه تنها به واقع‌گرایی منجر نشده، بلکه ترکیبی ناهمگون ایجاد کرده که برای مخاطب لذت‌بخش نیست.

در مجموع ضعف در خرده‌داستان‌ها، عدم انسجام روایت و شخصیت‌پردازی‌های ناقص، باعث شده تا سریال بی‌عاطفه در سطح باقی بماند.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات