ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۸۲۰۶

راند آخر زورآزمایی؟/ آخرین وضعیت چشم‌انداز مذاکرات تهران و واشنگتن

راند آخر زورآزمایی؟/ آخرین وضعیت چشم‌انداز مذاکرات تهران و واشنگتن

امروز شاهد زورآزمایی دو کشور در برابر فشارهایی هستیم که هر کدام بر دیگری وارد کرده تا معادلات میدان را به نفع خود تغییر دهد.

تبلیغات
تبلیغات

ایالات‌متحده با محاصره دریایی ایران حلقه فشار حداکثری علیه کشورمان را تکمیل کرده و حالا به دنبال نتایج حاصل از استراتژی خود است؛ از همین رو بعید است واشنگتن با پیشنهاد تازه ایران موافقت کند، چراکه خواست این کشور صرفا رایزنی بی‌قید و شرط درباره برنامه هسته‌ای کشورمان است و بس. در مقابل ایران نیز با مدیریت تنگه هرمز دشمن را در شرایط سختی قرار داده و همین گزاره موجب گشته تا امریکا از منظر هزینه‌های حاصل از انرژی و سوخت در داخل با چالش‌های جدی روبه‌رو شود، از همین رو امروز شاهد زورآزمایی دو کشور در برابر فشارهایی هستیم که هر کدام بر دیگری وارد کرده تا معادلات میدان را به نفع خود تغییر دهد.

به گزارش اعتماد، اخیرا نشریات غربی به نقل از منابعی آگاه مدعی شدند که ایران به تازگی یک پیشنهاد ۱۴‌بندی به‌روز شده به ایالات‌متحده ارایه کرده که شامل توافقاتی مهم برای بازگشایی تنگه هرمز، پایان محاصره دریایی امریکا و خاتمه دایمی جنگ در ایران و لبنان است.

همزمان نیز آکسیوس به نقل از منابعی مدعی شد این پیشنهاد به عنوان یک قدم بزرگ در جهت کاهش تنش‌ها و حرکت به سوی صلح تلقی می‌شود و یک ضرب‌الاجل یک ماهه برای مذاکرات جهت دستیابی به توافق کامل تعیین کرده است. بر مبنای گزارشات منتشر شده در میان جزییات این طرح، ایران خواستار رفع محاصره دریایی و آزادسازی دارایی‌های بلوکه ‌شده خود شده، درحالی‌که موضوعات دیگری ازجمله تضمین عدم حمله نظامی و لغو تحریم‌ها نیز در دستور کار قرار دارد. به ادعای برخی ناظران این پیشنهاد همچنین بر پایان جنگ در تمامی جبهه‌ها، به‌ ویژه در لبنان تاکید دارد.

این درحالی است که رییس‌جمهور امریکا، به این طرح واکنش نشان داده و آن را غیرقابل قبول خوانده است، به ویژه به دلیل ادعایی که او تحت عنوان «بهای ناکافی» ایران برای اقدامات گذشته‌اش در سطح جهانی قلمداد کرده است. با این همه تحلیلگران معتقدند که این پیشنهاد، که به نوعی پاسخی به طرح ۹‌ بندی واشنگتن است، می‌تواند نقطه عطفی در تحولات دیپلماتیک منطقه باشد. اگرچه ترامپ و برخی مقامات امریکایی با این طرح مخالفت کرده‌اند، اما برخی دیگر از مقامات، به ویژه در ایران، این پیشنهاد را به عنوان گامی مثبت در جهت کاهش تنش‌ها و پیشرفت در مذاکرات هسته‌ای می‌بینند.

این در حالی است که ایران تاکید کرده در صورت دستیابی به توافقی جامع، مذاکرات بعدی برای حل و فصل پرونده هسته‌ای در چارچوب توافقی گسترده‌تر آغاز خواهد شد. در هر صورت به نظر می‌رسد پیشنهاد جدید ایران به‌ویژه باتوجه به لحن و نحوه ارایه آن، باید به‌دقت مورد ارزیابی قرار گیرد، چراکه ممکن است به تغییرات عمده در رویکردهای دیپلماتیک و منطقه‌ای دو طرف منجر شود.

به این بهانه با هدف ارزیابی مولفه‌های اثرگذار بر تقویت یا تضعیف روند دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن طی روزهای آینده با نوذر شفیعی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران گفت‌وگوی انجام شده است.

مشروح این گفت‌وگو در ادامه می‌آید: 

نوذر شفیعی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران در باب سناریوهای احتمالی درباره پذیرش یا عدم پذیرش پیشنهادات تهران به واشنگتن در مقطع کنونی با هدف خاتمه جنگ گفت: به واقع دشوار است که یک کارشناس خارج از چارچوب مذاکرات بتواند تشخیص دهد که چه تحولاتی بین ایران و امریکا از نظر دیپلماتیک در حال وقوع است. بنابراین، تنها موردی که می‌توانیم درباره آن صحبت کنیم، اخبار و اطلاعاتی است که رسانه‌ها مخابره می‌کنند.

به باور شفیعی برداشت من این است که امریکایی‌ها احتمالا، همان‌طور که در صحبت‌های دونالد ترامپ هم دیده شد، با پیشنهاد جدید ایران موافقت نکنند. دلیل این موضوع آن است که اولا سطح بی‌اعتمادی بین ایران و امریکا بسیار بالاست؛ هم در ایران نسبت به امریکا و هم در امریکا نسبت به ایران. نکته دوم این است که از دید امریکا، محاصره دریایی ایران بخشی از پروژه فشار حداکثری علیه ایران است. بدان معنا که تحریم‌ها، تشدید تحریم‌های اقتصادی، جنگ‌های نظامی و محاصره دریایی، همگی جزو اجزای فشار حداکثری ترامپ علیه ایران هستند. بنابراین نمی‌توان انتظار داشت که امریکا در شرایطی که احساس می‌کند این ابزارها در حال اعمال فشار به ایران هستند، بخواهد به راحتی از آنها صرف‌نظر کند.

این استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان کرد: به واقع پیشنهاداتی که ایران ارایه داده، این مطالبه را برجسته کرده که امریکا به نوعی از ابزارهای فشار خود علیه کشورمان دست بردارد. البته ممکن است این پیشنهادات از نظر تبلیغاتی یا به‌ خاطر تاخیر در روند مذاکرات اهمیت داشته باشند، اما به باورم موضوع اصلی مذاکرات ایران و امریکا مسائل دیگری است. امریکا تهاجم به ایران را برای اهداف خاص خود آغاز کرده، محاصره دریایی را به‌ منظور اعمال فشار بیشتر به ایران به کار گرفته و خزانه‌داری امریکا تحریم‌ها را به ‌منظور اعمال فشار بیشتر علیه ایران تشدید کرده است، بنابراین تمرکز اصلی امریکا بر مسائل هسته‌ای است.

شفیعی در ادامه و درباره روند دیپلماتیک احتمالی میان ایران و امریکا گفت: اما مذاکرات تهران و واشنگتن در دو صورت ممکن است به نتیجه برسد. اولین حالت این است که شرایط داخلی امریکا، به‌ویژه وضعیت شخص ترامپ و همچنین شرایط جهانی مانند افزایش قیمت انرژی و نگرانی‌ها از بحران‌های جهانی، امریکا را وادار به مذاکره با ایران کند. از طرف دیگر، ایران هم ممکن است به‌خاطر تداوم محاصره دریایی، سایه جنگ، تورم شدید داخلی و مشکلاتی که در صادرات نفت دارد و نگرانی از تهاجمات احتمالی نظامی، به مذاکره با امریکا رضایت دهد. در این صورت، فشارهایی که به هر کدام از طرفین وارد می‌شود، ممکن است باعث ازسرگیری مذاکرات شود. دومین احتمال این است که فضای مذاکرات تغییر کند. به عبارت دیگر، تا زمانی که ایران و امریکا به‌طور رسمی و به عنوان دو دشمن با یکدیگر مذاکره می‌کنند، احتمال رسیدن به نتیجه نهایی بسیار کم است. به عنوان مثال ما شاهد هستیم که پاکستان، به هر میزان که تلاش کرده است، همچنان در مراحل مختلف مذاکرات دچار مشکل شده است.

این تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل در ادامه تصریح کرد: لذا به تصور من، فضای مذاکرات ایران و امریکا باید از حالت خصمانه و رقابتی به یک محیط دوستانه‌تر تغییر پیدا کند. در این مسیر، لابی‌های ایران در امریکا می‌توانند نقش موثری ایفا کنند. این لابی‌ها باید دولت امریکا را قانع کنند که می‌توان با ایران کنار آمد و مسائل را حل کرد، به‌شرطی که دیدگاه ایرانی‌ها به‌طور کامل مورد احترام قرار گیرد و مذاکرات زیر فشار انجام نشود. البته که این فضا قبل از جنگ ۴۰ روزه یا حتی زمانی که ترامپ به قدرت رسید، می‌توانست ایجاد شود و مذاکرات می‌توانست در چنین فضایی پیش برود.

به گفته شفیعی موفقیت هر مذاکره‌ای در گرو اراده سیاسی و حسن‌نیت طرفین است. اگر ایران یا امریکا اراده‌ای برای حل مسائل نداشته باشند یا حسن‌نیت لازم را نداشته باشند، ادامه مذاکرات غیرممکن است و درنهایت احتمال وقوع جنگ وجود خواهد داشت، مگر اینکه فشارهای اقتصادی جهانی و داخلی، ایران و امریکا را از ادامه این مسیر بازدارد. به‌طور کلی، اگر در ایران یا امریکا نگرش‌های تندروانه‌ای وجود داشته باشد که مذاکره فقط برای مذاکره باشد و هیچ‌کدام از طرفین قصد نداشته باشند که اختلافات را به‌طور بنیادی حل کنند، من چشم‌انداز مثبتی برای روابط ایران و امریکا نمی‌بینم.

این استاد دانشگاه در ادامه و در پاسخ به سوال دیگری در رابطه با این موضوع که آیا به جز رویارویی نظامی، سناریوهای دیگری را می‌توان متصور بود، پاسخ داد: یکی از سناریوهایی که به جز بازگشت به مذاکرات یا رویارویی نظامی وجود دارد، این است که وضعیت موجود در خلیج‌فارس ادامه پیدا کند؛ بدان معنا که همچنان محاصره دریایی امریکا علیه ایران برقرار باشد و هم ایران تنگه هرمز را همچنان تحت مدیریت خود داشته باشد. سناریوی دیگر این است که این وضعیت نه جنگ نه صلح ادامه یابد و ایران خلأ تجارت دریایی خود را از طریق خشکی جبران کند. این موضوع می‌تواند منجر به ایجاد تاب‌آوری اقتصادی برای ایران شود. اگر چنین سناریویی اتفاق بیفتد، هزینه نظامی امریکا در منطقه به‌شدت افزایش خواهد یافت، زیرا ناوها و نیروهایی که هم‌اکنون در منطقه مستقر هستند، روزانه هزینه‌های زیادی را برای امریکا ایجاد می‌کنند. در نتیجه، این وضعیت غیرمطمئن در خلیج‌فارس، اقتصاد کشورهای منطقه را به‌شدت تحت فشار قرار خواهد داد و این فشار به‌طور غیرمستقیم بر امریکا نیز تاثیر خواهد گذاشت.

به باور شفیعی نکته مهم دیگری که به این وضعیت اضافه می‌شود، بحران در اقتصاد جهانی است. این بحران تنها مختص انرژی نیست، بلکه بر صنایع مختلف، ازجمله دارو و مواد غذایی نیز تاثیر خواهد داشت، چراکه قطر یکی از تولیدکنندگان بزرگ گاز هلیوم در جهان است و گاز یکی از موتورهای محرک صنایع پیشرفته، به‌ویژه صنایعی است که با هوش مصنوعی سر و کار دارند. همچنین امارات متحده عربی یکی از تولیدکنندگان بزرگ آلومینیوم است که هم‌اکنون با مشکلاتی در خطوط تولید خود مواجه است. برخی کشورهای دیگر مانند هند، که از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان دارو در جهان هستند، برای تولید دارو به انرژی نیاز دارند که باید از خلیج‌فارس عبور کند. کشورهای بزرگی مانند برزیل نیز که وابسته به انرژی خلیج‌فارس هستند، با بحران‌هایی در تامین انرژی روبه‌رو خواهند شد.

به گفته این کارشناس مسائل سیاست خارجی حال اگر ایران بتواند خلأ دریا را از طریق خشکی جبران کند و به تاب‌آوری اقتصادی برسد، این موضوع برای امریکا بسیار نگران‌کننده خواهد بود. اصطلاحی که امریکایی‌ها به این وضعیت می‌دهند 
«Frozen conflict » یا منازعه یخ‌زده است؛ بدان معنا که اگر ایران وضعیت فعلی را ادامه دهد، این وضعیت می‌تواند برای امریکا هزینه‌بر باشد، زیرا در این صورت فشارها بر اقتصاد جهانی و منطقه‌ای بیشتر خواهد شد.

شفیعی در ادامه و درخصوص متاثر شدن تهران از این شرایط تشریح کرد: در مقابل، اگر امریکایی‌ها سناریوی محاصره دریایی را ادامه دهند، باید درنظر بگیرند که ۹۰درصد تجارت ایران از طریق دریا صورت می‌گیرد و این فشار اقتصادی می‌تواند در داخل ایران پیامدهایی به همراه داشته باشد که ممکن است باعث تشدید مشکلات شود. بنابراین، محاصره دریایی که از نظر امریکا می‌تواند فشار بیشتری به ایران وارد کند، ممکن است درنهایت خود امریکا را با چالش‌هایی روبه‌رو کند.

به گفته این استاد دانشگاه اما واقعیت این است که در صورت وقوع رویارویی نظامی، هیچ‌کدام از طرفین پیروزی قطعی به دست نمی‌آورند. در جنگ‌ها هر دو طرف شکست خواهند خورد، اما درجه شکست می‌تواند متفاوت باشد. آنچه هم‌اکنون در حال رخ دادن است، برای ایران، امریکا، منطقه و جهان بسیار هزینه‌بر است. باید توجه داشت که جنگ‌ها، با وجود پیامدهای منفی‌شان، گاهی اوقات می‌توانند به ایجاد آشتی و سازش میان طرف‌های درگیر منجر شوند. اگر ایران و امریکا به مذاکرات به عنوان فرصتی برای حل مسائل اساسی نگاه کنند، هر دو طرف می‌توانند تهدید بلندمدت خود را از پیش روی خود بردارند و آن را به یک فرصت تبدیل کنند.  درحالی که امریکا نیز می‌تواند از کاهش دشمنی با ایران بهره‌برداری کند و وضعیت ایران را در راستای منافع خود مورد استفاده قرار دهد.

شفیعی در رابطه با تبعات تداوم محاصره دریایی توسط امریکا در بلندمدت خاطرنشان کرد: می‌دانیم که ۹۰درصد تجارت انرژی ایران از طریق دریا انجام می‌شود، بنابراین بخش عمده‌ای از تجارت ایران از طریق دریا انجام می‌شود، اما در سایر حوزه‌ها هم ایران تجارت‌های زیادی از طریق دریا دارد. از طرفی مسیرهای خشکی نیز برای تجارت وجود دارند که هزینه‌بر نیز هستند. هزینه‌های این مسیرها خیلی بیشتر از مسیرهای دریایی هستند و به همین دلیل، تجارت از طریق خشکی بسیار پرهزینه‌تر خواهد بود. نکته دوم این است که اگر ایران نتواند به تولید نفت خود ادامه دهد، احتمالا هزینه‌های سنگینی به چاه‌های نفت وارد می‌شود. ترامپ این وضعیت را برای سه روز ترسیم می‌کرد، اما ایران می‌تواند این شرایط را برای یک ماه پیش‌بینی کند و با کاهش تولید و افزایش ذخیره‌سازی، از فروپاشی چاه‌های نفت جلوگیری کند. اما فرض کنید این بحران بیشتر از یک ماه ادامه پیدا کند؛ در آن صورت، خسارتی که به چاه‌های نفت وارد می‌شود، خسارات جبران‌ناپذیری خواهد بود. 

به گفته شفیعی در هر صورت، در شرایطی که ایران از این محاصره دریایی فشارهای زیادی متحمل شود، شاید ناچار شود که به سمت اقدامات نظامی پیش برود. این‌گونه نیست که فقط اقدامات نظامی از طرف امریکا باشد؛ وقتی ایران در داخل با تورم سنگین و فشار بر مردم مواجه می‌شود، ممکن است مجبور شود به سمت راه‌حل‌های نظامی برود. در این شرایط، ایران شاید مجبور شود برای اسکورت کشتی‌های نفتی خود از روش‌های نظامی استفاده کند.

این استاد دانشگاه گفت: این درگیری‌های نظامی می‌تواند تهدید بزرگی برای ایران باشد. لذا مذاکره‌کنندگان ایرانی نباید تصور کنند که همه ابتکار عمل‌ها در دست خودشان است. آنها باید بدانند که ایران هم به نوعی آسیب‌پذیر است و این آسیب‌پذیری جدی است. کسانی که در طرف مقابل قرار دارند نیز نباید تصور کنند که همه ابتکار عمل‌ها در دست امریکایی‌هاست، بنابراین موضوعی که مسلم است به نظر من، سرنوشت جنگ ایران و امریکا کاملا تابعی از تاب‌آوری اقتصادی ایران، تاب‌آوری اقتصادی امریکا و تاب‌آوری اقتصادی جهان خواهد بود. در این مسابقه، آن طرفی که شکست خواهد خورد، طرفی است که توانایی مقابله با فشارهای ناشی از وضعیت موجود را نداشته باشد.

شفیعی در رابطه با احتمال ایجاد مسیرهای ترانزیتی جایگزین به منظور انتقال محموله‌های ایران به کشور ثالث از طریق دول همسایه بالاخص پاکستان گفت: توجه داشته باشیم که موضوع مداخلات و به نوعی میانجیگری پاکستان و در وهله دوم ایجاد کریدور جاده‌ای توسط ایران یکی از گزینه‌های بسیار مهم برای کشور است، همان‌طور که چنین گزینه‌هایی از ناحیه روسیه، ترکیه و عراق نیز وجود دارد.

 به گفته شفیعی اما در ارتباط با ایجاد کریدوری از طریق پاکستان، به واقع کالاهایی که قرار بود از کشورهای دیگر در بندرعباس یا چابهار تخلیه شوند، حالا به کراچی یا گوادر می‌آیند و از آنجا به سمت ایران منتقل می‌شوند. در اینجا تنها هزینه حمل و نقل بیشتری به ایران تحمیل می‌شود. اما به هر حال، این کریدور یک گذرگاه بسیار مهم است که می‌تواند نیازهای زیادی از ایران را برطرف کند. اما این کریدور در مقطع کنونی بیشتر به عنوان مسیری برای انتقال کالاهای انسان‌دوستانه، مانند کالاهای اساسی، فعالیت می‌کند. اگر امریکایی‌ها به این نتیجه برسند که عملا محاصره دریایی‌شان از طریق پاکستان بی‌اثر شده، ممکن است فشارهایی به پاکستان وارد کنند.

این استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان کرد: پاکستان، براساس دکترین «عاصم منیر» فرمانده کل ارتش خود، تصمیم دارد که این کشور را به منطقه‌ای از ثبات تبدیل کند و روابط منطقه‌ای خود را گسترش دهد، همچنین قصد دارد پاکستان را از نظر اقتصادی هم تقویت کند. به‌نوعی، یک نگاه ژئوپلیتیکی در این دکترین وجود دارد. حال نیز جنگ ایران و امریکا باعث شده که این دکترین زودتر از آنچه که برنامه‌ریزی شده بود، اجرایی شود. لذا پیش‌تر پاکستانی‌ها چنین نقشه‌هایی را برنامه‌ریزی کرده بودند.

به گفته این تحلیلگر روابط بین‌الملل دلایل زیادی برای همکاری ایران و پاکستان وجود دارد که یکی از دلایل مهم این است که ایران همیشه در جریان جنگ پاکستان و هند، به پاکستانی‌ها کمک کرده است. از سال ۱۹۴۷ تاکنون، ایران یک عقبه استراتژیک مهم برای پاکستان بوده است. این در حالی است که پاکستان با عربستان‌سعودی یک رابطه دفاعی دارد، اما مردم پاکستان، ایران را به عنوان یک هم‌پیمان استراتژیک می‌شناسند، بنابراین پاکستان باید بین این دوگانه یعنی ایران و عربستان، نقش‌آفرینی کند و تلاش کند خود را از این دوگانه سخت رهایی بخشد. این مساله تاثیرات زیادی در داخل پاکستان خواهد داشت.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات