به بهانۀ توییت ابراهیم رضایی
پاکستان، واسطۀ مناسبی است یا نه/ ۱۰ نکته درباره انتقاد سخنگوی کمیسون امنیت مجلس
«مهمتر از این که کی میانجی و واسطه باشد ارادۀ غالب در سطح اول حاکمیت است و راهی که باید انتخاب شود: خروج از این وضعیت یا استمرار آن به هر قیمت»
مهرداد خدیر، روزنامه نگار، در یادداشتی در عصرایران نوشت: سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس گفته است »پاکستان، واسطۀ مناسبی برای مذاکرات نیست. چون اعتبار لازم را برای واسطهگری ندارد و بر خلاف میل آمریکاییها حرفی نمیزنند.»
آقای ابراهیم رضایی، متولد 1361 است و به این اعتبار نه انقلاب 57 را به یاد دارد و نه جنگ و نقش میانجیها و واسطهها در آن جنگ را و 6 ساله بوده که جنگ تمام شده و به این اعتبار مثل نسل ما نیست که دیده باشد بر سر شعارهایی چون »محاکمۀ گروگانهای آمریکایی« و » جنگ جنگ تا پیروزی« در سال های 59 و 67 چه آمد و احتمالا در حال و هوای شعارهای دیگر به سر میبرد و با 36 هزار و 500 رأی مردم دشتستان در جایگاهی نشسته تا برای همۀ مردم تصمیم بگیرد.
به این اعتبار میتوان نظر او را شخصی دانست که طبعا حق هر نمایندۀ مجلس است ولو برآمدۀ انتخاباتی رقابتی و حداکثری نبوده باشد.
اما به این بهانه میتوان دربارۀ میانجیگری پاکستان از 10 منظر گفت و نوشت هر چند پیشتر در گفتاری منافع این رویکرد برای پاکستان را برشمرده بودیم ولی این بار از این زاویه که چرا گزینهای نامناسب نیست.
![]()
قبل از آن 10 مورد البته می توان پرسید اگر پاکستان، مناسب نیست پس کدام کشور مناسب است؟ افغانستان یا قرقیزستان؟ تاجیکستان یا ترکمنستان؟ ارمنستان یا شاید قزاقستان؟ ملاحظه می فرمایید که منو متنوع نیست تا هر چه خواستیم سفارش بدهیم و اما پاکستان:
1. هر چند دوستی و اعتماد دونالد ترامپ به فیلد مارشال عاصم منیر از نگاه آقای رضایی نقطه ضعف او به حساب میآید و » به طرف او غش می کند« اما طبعا کسی میتواند واسطه باشد که با هر دو طرف رابطۀ دوستانه و نزدیک داشته باشد و در این فقره به کار میآید.
2. دفتر حفاظت منافع ایران در واشنگتن در سفارت پاکستان واقع است و این به معنی آن است که از قبل هم پیام رد و بدل می کرده و بیگانه نیست. کاری که سفارت سوییس در تهران برای آمریکا انجام میدهد.
3. پاکستان طبعا به دنبال کسب امتیاز است و مشخصا می خواهد تکلیف خط لولۀ گاز روشن شود که برای ایران هم منافع سرشار دارد. مرحوم علی لاریجانی در آذر سال گذشته به همین منظور به اسلام آباد سفر کرد. این نکته هم نشان میدهد پیوندها فراتر از تصورات آقای رضایی است.
4. می دانیم که پاکستان با عربستان سعودی پیمان امنیتی دارد و از ریاض پول و کمک میگیرد تا امنیت آنها را تضمین و تأمین کند. به این اعتبار اگر کار ایران وعربستان به درگیری مستقیم بکشد و از حمله به پایگاه های آمریکایی در جنگی دیگر فراتر برود پاکستان باید طرف عربستان را بگیرد و نمی خواهد کار به آنجا بکشد. بنا بر این نقش بازدارندگی را هم دارد و به گونه ای شاید بتوان گفت نقش میانجی بین ایران و عربستان تا قبل از درگیری مستقیم را هم ایفا می کند. یادمان نرود که اواخر 1402 چین بود که واسطۀ ایران و عربستان شد. یعنی چین کمونیست و لامذهب واسطه شد تا دو کشوری که بر پرچم آنها عبارت لا اله الا الله نقش بسته است با هم آشتی کنند. پاکستان هر چه باشد مسلمان است و اصلا به خاطر هویت اسلامی از هند جدا شد.
5. ایران مرزهای شرقی را گشوده و تجارت پرسودی از مرزهای پاکستان با ایران جریان دارد. این رخداد اقتصاد سیستان و بلوچستان ما را هم تکان داده و امنیت آن را بیشتر تضمین کرده و در محاصرۀ دریایی و تشدید تحریمها هم به کار می آید. وقتی واسطهگری آنها سود اقتصادی و عمران و آبادی برای سیستان و بلوچستان ما دارد، چرا که نه؟
6. پاکستان امروز را نه با فردی در جایگاه رییس جمهوری یا نخست وزیر (شهباز شریف) یا مقامی به عنوان کودتاچی که با فیلد مارشال عاصم منیر فرمانده ارتش میشناسند. با توجه به دست بالای سپاه پاسداران در ایران و در مناسبات بعد از 9 اسفند او در سفرهای خود به تهران مستقیما با مقامات ارشد سپاه هم دیدار میکند در حالی که شایبۀ تداخل میدان و دیپلماسی را هم پدید نمیآورد چون به لحاظ نظامی همتای او به حساب میآیند. از سوی دیگر الگوی نظامی پاکستان باب میل برخی جریانهای سیاسی است. اگر دیگری واسطه بود شاید این ظرایف لحاظ نمیشد.
هر چند ایران به پایگاههای آمریکا در کشورهای عرب حاشیۀ خلیج فارس موشک و پهپاد فرستاد و رابطه با عراق و مصر به اندازۀ این کشورها آسیب ندید اما عملا میانجی گری یک کشور عرب مانند قبل ( قطر، عمان و حتی عراق) کمتر مجال موفقیت داشت و قرعه باید به نام کشور اسلامی غیر عرب میافتاد و طبعا بلافاصله نام پاکستان و ترکیه به ذهن میآمد. در حالی که ترکیه عضو ناتوست ولی پاکستان با این که زمانی به عنوان پادگان آمریکا در منطقه شناخته می شد اکنون آمریکا در آن پایگاهی ندارد.
8. بخشی از جمعیت پاکستان که بسیار هم نسبت به ایران علاقهمند و حساساند شیعهاند. همین مزیت سبب می شود از دولت خود انتظار داشته باشند جانب انصاف را رعایت کنند. کدام میانجی دیگری از درون چنین مزیتی برای ایران دارد؟
9. فراموش نکنیم دعوای اصلی یا ادعایی آمریکا با ایران بر سر برنامۀ هستهای با مدعای تلاش برای ساخت بمب اتم است. پاکستان اما بمب اتم دارد و ایران را هم سالها قبل متهم کردند اول بار دانش و فناوری هستهای را از یک دانشمند پاکستانی دریافت کرده است. پاکستان طبعا زیر بار سخنان نامربوط دربارۀ مناقشۀ هستهای نمیرود چون خود میداند کدام واقعی و کدام دروغین است. کدام کشور واسطۀ دیگر چنین ویژگییی داشت؟
10 و سرانجام این که در جریان جنگ ایران و عراق نیز رییس جمهوری وقت پاکستان - مرحوم ژنرال محمد ضیاء الحق- برای صلح بین دو کشور بسیار کوشید و به تهران آمد و حتی شاید بتوان گفت جان بر سر این ماجرا نهاد. پون هر یک از سران کشورهای مختلف که برای صلح ایران و عراق به تهران و بغداد رفتند بعدتر به گونهای کشته شدند و انگار دستی نمیخواست صلح شود. قصه محدود به ضیاءالحق هم نبود و نخستوزیر سوئد (اولاف پالمه) را هم بعد از خروج از سالن سینما کشتند. او هم برای پایان جنگ ایران و عراق میکوشید و در آن زمان نیز تندروهایی بودند که به تحقیر و توهین به او به جای اولاف پالمه میگفتند الاغ پالمه! ضیاءالحق هم نوکر بیجیره و مواجب آمریکا توصیف میشد.
مهمتر از این که کی میانجی و واسطه باشد البته ارادۀ غالب در سطح اول حاکمیت است و راهی که باید انتخاب شود: خروج از این وضعیت یا استمرار آن. این تصمیم مهمتر از آن است که آقای عاصم منیر واسطه باشد یا وزیر خارجه عمان با آن چهرۀ مظلوم.