کارشناس مسائل بین الملل:
روسیه خواهان ادامه جنگ علیه ایران است/ چین حاضر نیست منافع راهبردیاش را فدا کند
فعال سیاسی گفت: این که چینیها و روسها بخواهند ایران را در برابر مطامع آمریکا و اسراییل بفروشند چیز عجیبی نیست. ضمن آن که روسیه یک کامیونیتی بسیار بزرگ در اسرائیل دارد و گفته میشود حدود یک و نیم میلیون نفر یهودی روسی در اسرائیل زندگی میکنند و منافع گسترده و عمیق مشترکی با روسیه دارند.
مجید تفرشی، تاریخ نگار و فعال سیاسی، گفت: کشورهایی میتوانند مورد اعتماد ایران باشند که در این معرکه و هجوم حرامیان به ایران نقشی نداشتهاند و به نظر میرسد مصر و پاکستان، گزینههای خوبی هستند. ضمن این که پاکستان قبلا امتحان خود را پس داده است و سالها بعد از بحران گروگان گیری و توافق الجزایر در سال ۱۳۶۰، به عنوان حافظ منافع ایران در آمریکا بوده و هست.
مجید تفرشی درباره جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به بیان نکاتی درباره میانجیگری پاکستان و مصر میان ایران و آمریکا و سکوت چین و روسیه برای پایان جنگ رمضان پرداخت. در ادامه بخشی از این گفت و گو را میخوانید؛
شما مثالهای خیلی خوبی گفتید. در دورهای نسبتا طولانی، روابط ایران و قطر روابطی مناسب بود. در یک دوره تاریخی، در دوران بحران دیپلماتیک - به تعبیر مودبانه - و - به تعبیر واقعی - دوران محاصره قطر توسط ائتلاف عربی تحت رهبری پادشاهی عربی سعودی در فاصله سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ انجام شد. در این دوره، ائتلاف سعودی و امارات و بحرین و مصر و اردن نه تنها میخواستند قطر را محاصره کنند، بلکه میخواستند با اتهاماتی مانند صدور تروریسم و سرکشی از دستوران سعودی، حاکمیت قطر را به کلی از بین ببرند.
در این دوره تاریخی کوتاه که کاملا بینظیر بود، ایران به طور گسترده به همراه ترکیه، مردانگی بخرج داد و شرط همسایگی و مروت و برادری دینی را به جای آورد و توانست این محاصره که میتوانست قطر را از جهت سیاسی، اقتصادی و نظامی نابود کند را در هم شکست و نه تنها از نظر اقتصادی و نظامی به قطر کمک کرد، بلکه حتی بر خلاف ترکیه، بعد از پایان این بحران، کمترین دستاورد و چشمداشتی هم نداشت. برخلاف همه کشورهای منطقه که علیه قطر بودند، ایران در درجه اول و ترکیه در درجه دوم، در کنار قطر ایستادند و با شکستن محاصره، اجازه تکمیل شدن و اجرای مخرب آن را نداد. با این تفاوت که ایران برخلاف ترکیه، به دلایل مختلف، نخواست یا نتوانست از مواهب قطعی این کمک سرنوشت ساز به قطر استفاده کند.
در مقابل، شاهد بودیم که دولت قطر چه در جنگ قبلی و چه جنگ فعلی اجازه داد – یا شاید چارهای جز این نداشت – تا آمریکاییها، سعودیها و دیگران از پایگاه او برای حمله به ایران استفاده کنند. همه میدانند بدون استفاده از پایگاههای کشورهای عربی حوزه جنوب خلیج فارس، امکان مانور آمریکاییها برای حمله به ایران بسیار محدود میشد. قطر این اجازه را داد و این که ایران به قطر دیگر اعتماد نداشته باشد، امر عجیبی نیست. حتی عمان هم تا حد کمی این کار را کرد که البته به نسبت بقیه کمتر بود.
مصر و پاکستان، گزینههای خوبی برای میانجیگری هستند
در این شرایط، کشورهایی میتوانند مورد اعتماد ایران باشند که در این معرکه و هجوم حرامیان به ایران نقشی نداشتهاند و به نظر میرسد مصر و پاکستان، گزینههای خوبی هستند. ضمن این که پاکستان قبلا امتحان خود را پس داده است و سالها بعد از بحران گروگان گیری و توافق الجزایر در سال ۱۳۶۰، به عنوان حافظ منافع ایران در آمریکا بوده و هست. به نظر میرسد انتخاب این دو کشور بیدلیل نبوده است و ایران فکر میکند که مصر و پاکستان به نسبت، کمترین تاثیر منفی را در حمله اخیر داشته و یا تاثیر منفی نداشتهاند.
ولی در مورد روسیه و چین هم به نظر میآید که ایران دیپلماسی محتاطآمیز و درستی به خرج داده است. روسیه و چین به دلایل خود، هر از گاهی با ایران همراهی کردهاند. ولی به نظر میرسد که روسها به علت انسدادی که در جنگ با اوکراین پیش آمده است، چندان بدشان نمیآید که جنگ علیه ایران ادامه پیدا کند تا آمریکا و متحدانش، ولو موقتا از ماجرای کمک به اوکراین غافل شود. روسیه خواهان نابودی ایران نیست، ولی خواهان استمرار جنگ است تا جبهه جدیدی در مقابل اوکراین گشوده شود.
از طرفی چینیها که مانند روسها روابط خوبی با ایران داشته و دارند، حاضر نیستند به خاطر این میانجی گری، بیطرف بمانند و منافع راهبردی بسیار گسترده خود با آمریکا را فدای منافع خود با ایران کنند. چینیها چند صد برابر ایران با آمریکاییها و کشورهای متحد آمریکا مناسبات راهبردی اقتصادی دارند. برای چین که سودای آقایی اقتصادی دنیا را بین سالهای ۲۰۳۰ تا ۲۰۴۰ دارد، هیچ چیز مقدستر و ناموسیتر از این هدف اقتصادیاش نیست و هرگز به خاطر کمک به ایران، این هدف راهبردی را دچار دردسر نخواهد کرد. پس این که چینیها و روسها بخواهند ایران را در برابر مطامع آمریکا و اسراییل بفروشند چیز عجیبی نیست. ضمن آن که روسیه یک کامیونیتی بسیار بزرگ در اسرائیل دارد و گفته میشود حدود یک و نیم میلیون نفر یهودی روسی در اسرائیل زندگی میکنند و منافع گسترده و عمیق مشترکی با روسیه دارند. خود روسها هم به صراحت این نکته را اعلام کردند.
حتی این موضوع را میتوانید در قطعنامه اخیری که در شورای امنیت به پیشنهاد بحرین تصویب شد، ببینید که علیرغم سر و صداهای، چین و روسیه، هیچ کدام از آن دو کشور حاضر به وتوی قطعنامه نشدند. فکر میکنم این که ایران به عنوان میانجی به این دو کشور اعتماد نکند اما از ظرفیتهای آنان استفاده کند، امر قابل درک و قابل قبولی است.