مهدی پازوکی در گفتگو با فرارو مطرح کرد:
پشت پرده پولهای گمشده نفت؛ الیگارشیهایی که از جنگ تا تحریم، نان میخورند
مهدی پازوکی با انتقاد از گسترش نقش تراستیها در اقتصاد ایران، تحریمها و نبود شفافیت را از مهمترین عوامل شکلگیری این پدیده دانست و تأکید کرد که پیگیری منابع در اختیار این افراد به دلیل ابهام گسترده در عملکردشان بسیار دشوار است. او معتقد است اصلاح نظام حکمرانی و جلوگیری از شکلگیری شبکههای رانتی، مهمتر از تلاش برای بازگرداندن پولهای از دست رفته است.
فرارو- ماجرای تراستیها، بهویژه تراستیهای حوزه نفت و منابعی که از کشور خارج شده و بازنگشتهاند، موضوع امروز و دیروز نیست. سالهاست که در سایه تحریمها، هر از چند گاهی پروندههایی درباره فعالیت این افراد و شبکهها رسانهای میشود. با وجود آنکه بارها اعلام شده میلیونها دلار ارز در حسابهای این افراد رسوب کرده و حتی مدتی پیش نیز رقم ۱۱ میلیارد دلار منابع ارزی نفتی مطرح شد، اما در عمل بازپسگیری این منابع، دستکم بر اساس تجربه پروندههای پیشین، دشوار به نظر میرسد.
به گزارش فرارو، مهدی پازوکی، اقتصاددان، معتقد است پیشگیری از ورود تراستیها به اقتصاد کشور بسیار مهمتر و کمهزینهتر از تلاش برای درمان تبعات حضور آنهاست. مشروح گفتوگوی فرارو با وی را در ادامه میخوانید:
تحریم نعمت نیست؛ آغاز تولد تراستیهاست
مهدی پازوکی به فرارو گفت: «اگر سیستم ما، سیستمی سالم و شفاف باشد و در برابر مفاسد اقتصادی پاسخگو عمل کند، موضوعاتی مانند فساد تراستی اساساً رخ نمیدهد. شرکت نفت باید تنها مرجع فروش نفت باشد. وقتی نهادهایی غیر از شرکت نفت اجازه فروش نفت پیدا میکنند و این نهادها با شبکههای الیگارشیک وارد تعامل میشوند، بروز فساد قطعی است. بنابراین در گام نخست، اگر نمیخواهیم شاهد تکرار چنین اتفاقاتی باشیم، باید در نظام تصمیمگیری کلان بازنگری کنیم. موضوع دیگر، تحریمهاست. آنهایی که میگویند تحریم نعمت است، باید بدانند که یکی از پیامدهای جدی تحریمهای گسترده، ظهور و گسترش تراستیها در اقتصاد کشور است. نظام حکمرانی باید بر اساس مبانی علم اقتصاد بپذیرد که بودجه کشور محدود است و نمیتوان بخش قابل توجهی از این منابع را به بهانه دور زدن تحریمها از دست داد.»
وی افزود: «منابع محدود باید به شکلی بهینه به نیازها و اولویتهای کشور اختصاص پیدا کند. مشکل کشور ما از جایی آغاز شد که برخی تصور کردند منابع کشور نامحدود است. در نتیجه، استفادههای افراطی و بیحسابوکتاب از منابعی آغاز شد که باید طبقهبندی میشد و با عدالت در بخشهای مختلف هزینه میشد. خط قرمز تصمیمگیران باید منافع ملی کشور باشد. نباید به دلیل مسائلی مانند تحریم، ساختار اقتصاد کشور را به طور کامل بر هم بزنیم. فساد زمانی رخ میدهد که سیستم دچار اختلال شود. اگر سیستم کارآمدی وجود نداشته باشد و خلأ نهادی شکل بگیرد، قطعاً فساد در نظام حکمرانی گسترش پیدا میکند. متأسفانه مدتی است طبقهای در اقتصاد کشور شکل گرفته که فاقد دغدغه ملی است. در نتیجه عملکرد این طبقه، بخشی از منابع کشور نیز به خارج منتقل شده است. خروج ارز به مقصد کشورهایی مانند کانادا و اسپانیا، از طریق دلالان و رانتخواران، نشانهای از فعالیت همین طبقه است.»
پیگیری تراستیها بسیار دشوار است؛ اصلاً معلوم نیست چه کردهاند
این اقتصاددان در پاسخ به این سؤال که تکلیف پولهای تراستی چه میشود و آیا این منابع قابلیت بازگشت دارند یا خیر، گفت: «مسئله این است که وضعیت تراستیها به حدی غیرشفاف است که اساساً کسی نمیداند آنها چه کردهاند و چه میکنند. به همین دلیل حتی پیگیری عملکرد آنها نیز دشوار است. ماجرای افرادی مانند بابک زنجانی هنوز برای من، به عنوان یک شهروند ایرانی، شفاف نشده است. هنوز نمیدانم پولی که گفته شد اختلاس شده، بازگردانده شده است یا خیر. اگر این پول بازگشته، بانک مرکزی به صورت شفاف اعلام کند که این منابع به کدام حساب بانک مرکزی واریز شده است. مقامات دولت قبل میگفتند ایشان بالغ بر ۵۰۰ میلیون دلار پول دریافت کرده بود تا به پیمانکاران شرکت نفت پرداخت کند، اما این کار انجام نشده است. این شفافسازی چه زمانی قرار است صورت بگیرد؟ مسئله من این شخص خاص نیست؛ بلکه این فقط یک نمونه از دهها و صدها مورد مشابه است.»
وی افزود: «وقتی فضای کشور به سمت تشنج و نااطمینانی حرکت میکند، خروج سرمایه افزایش مییابد و زمینه برای تاختوتاز تراستیها نیز بیشتر میشود. فضای اقتصاد کشور باید به گونهای باشد که سرمایهها میل به ورود و ماندگاری داشته باشند، نه خروج و فرار. باید تلاش کنیم محیط سرمایهگذاری کشور را از تلاطم دور نگه داریم تا به جای اتکا به تراستیها برای تأمین منابع، از ظرفیت سرمایهگذاران واقعی بهره بگیریم.»
تراستیها فقط برای کشور هزینه ایجاد کردهاند
این تحلیلگر اقتصادی گفت: «سیستم بانکی و اقتصادی کشور نیز باید سطح شفافیت را افزایش دهد. در همه جای دنیا اگر حتی یک ریال پول غیرشفاف وارد سیستم بانکی شود، به سرعت مورد بررسی و بازخواست قرار میگیرد. منشأ پولها باید شفاف باشد تا بتوان از پولشویی و فساد مالی جلوگیری کرد. طبقه الیگارشها آرزو دارند جنگ و بحران ادامه پیدا کند، زیرا منافع آنها در شرایط بحرانی تأمین میشود. این گروه با مذاکره و عادیسازی شرایط مشکل دارند. الیگارشها عاشق بحران هستند، چون از بحران کسب درآمد میکنند. رابطه آنها با شفافیت اقتصادی، مانند رابطه جن و بسمالله است. در جهان امروز هیچ کشوری به الیگارشها و تراستیها چنین فضای مانوری نمیدهد. مشکل کشور ما این است که پولپاشی بدون حسابوکتاب وجود دارد. باید نظام حکمرانی را اصلاح کنیم.»
وی افزود: «وقاحت تراستیها تا آنجاست که در برخی بخشها حتی در رسانهها نیز نفوذ کردهاند و برای خود تبلیغات میکنند. آنها تلاش دارند اینگونه القا کنند که ادامه مسیر تراستیها اقدامی درست و اجتنابناپذیر است. این در حالی است که تراستیها فقط برای کشور هزینه ایجاد کردهاند و بیشترین منفعت را نیز خود بردهاند. از نظر من، نوع نگاه و عملکرد این گروه کاملاً ضدملی و ضدتوسعهای است و هیچ تعلق خاطری به منافع ملی ندارند. این ادعا که به دلیل تحریمها چارهای جز توسل به تراستیها نداریم نیز نادرست است. مگر روسیه تحت تحریم نیست؟ پس چرا این کشور بدون وابستگی به تراستیها اقتصاد خود را اداره میکند؟ روسیه برای مقابله با فساد اقتصادی، قوانین بانکی سختگیرانهای وضع کرده است. من به بسیاری از سیاستهای حکمرانی در روسیه نقد دارم، اما این کشور اجازه نداده تراستیها با تکیه بر تحریمها، چنین میدان گستردهای برای فعالیت پیدا کنند.»