ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۲۹۷۳

تنگه هرمز فرصت ژئو‌اقتصادی

تنگه هرمز فرصت ژئو‌اقتصادی

در شرایط پساجنگ، این پرسش مطرح است که آیا این ظرفیت صرفا در سطح امنیتی باقی خواهد ماند یا می‌تواند به یک ابزار پایدار برای تقویت اقتصاد ملی تبدیل شود؟ واقعیت آن است که کنترل یا نفوذ بر چنین گلوگاه‌هایی در صورت مدیریت هوشمندانه می‌تواند به ایجاد جریان‌های درآمدی متنوع منجر شود.

دانوش نوذری در اعتماد نوشت: پایان هر جنگ، آغاز بازتعریف نقش کشورها در نظم منطقه‌ای و جهانی است. در این برهه، برخی موقعیت‌های ژئوپلیتیکی کلیدی می‌توانند با درک درست و به‌کارگیری ابزارهای حکمرانی متناسب، به مزیت‌های ژئواقتصادی تبدیل شوند. تنگه هرمز برای ایران، یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این موقعیت‌هاست.

در شرایط پساجنگ، این پرسش مطرح است که آیا این ظرفیت صرفا در سطح امنیتی باقی خواهد ماند یا می‌تواند به یک ابزار پایدار برای تقویت اقتصاد ملی تبدیل شود؟ واقعیت آن است که کنترل یا نفوذ بر چنین گلوگاه‌هایی در صورت مدیریت هوشمندانه می‌تواند به ایجاد جریان‌های درآمدی متنوع منجر شود.

از جمله این ظرفیت‌ها می‌توان به خدمات بندری، لجستیک دریایی، پشتیبانی فنی و همچنین نظام‌های بیمه و تضمین امنیت کشتیرانی اشاره کرد. در بسیاری از نقاط جهان، بخش مهمی از درآمدهای مرتبط با حمل‌ونقل دریایی، نه از مالکیت مسیر، بلکه از «خدمات» پیرامون آن حاصل می‌شود. در این چارچوب، یکی از مهم‌ترین فرصت‌ها، توسعه زیرساخت‌های خدماتی و مالی مرتبط با صنعت کشتیرانی است.

ایجاد نظام‌های بیمه‌ای داخلی یا منطقه‌ای، ارایه خدمات پوشش ریسک برای کشتی‌ها و طراحی سازوکارهای مالی متناسب با شرایط منطقه می‌تواند بخش قابل توجهی از این ظرفیت را فعال کند. چنین رویکردی نه تنها درآمدهای جدید ایجاد می‌کند، بلکه نقش ایران را در زنجیره ارزش تجارت جهانی نیز به‌طور معناداری تقویت خواهد کرد.

با این حال، تبدیل این فرصت به یک مزیت پایدار، مستلزم توجه به یک نکته کلیدی است: مرز میان «بهره‌برداری اقتصادی» و «افزایش ریسک» بسیار باریک است. هرگونه تصمیم‌گیری در این حوزه باید به‌گونه‌ای باشد که ضمن استفاده از ظرفیت‌ها، از ایجاد بی‌ثباتی یا کاهش اعتماد در مسیرهای تجاری جلوگیری کند. تجربه جهانی نشان می‌دهد که بازارهای بین‌المللی به سرعت نسبت به ریسک واکنش نشان می‌دهند و با کوچک‌ترین عدم اطمینانی، فورا سراغ مسیرهای جایگزین می‌روند. 

در این نقطه، ضرورت حکمرانی مبتنی بر تخصص و تحلیل بیش از پیش نمایان می‌شود. مدیریت چنین موقعیت حساسی، نیازمند ترکیبی از دانش اقتصادی، حقوق بین‌الملل، مدیریت ریسک و درک عمیق سازوکارهای بازارهای جهانی است. تصمیم‌گیری‌های مقطعی یا مبتنی بر نگاه‌های کوتاه‌مدت، نه ‌تنها می‌تواند این فرصت را از بین ببرد، بلکه ممکن است هزینه‌های جدیدی نیز به اقتصاد تحمیل ‌کند.

از همین رو می‌توان گفت که تنگه هرمز، صرفا یک مزیت جغرافیایی نیست، بلکه پیش از هر چیز یک  «آزمون مدیریتی» است. اگر این موقعیت با رویکردی مبتنی بر تخصص، داده‌محوری و برنامه‌ریزی بلندمدت مدیریت شود، می‌تواند به یکی از پایه‌های درآمدی پایدار برای کشور تبدیل شود. در مقابل، اگر این ظرفیت در چارچوبی غیرسیستمی به کار گرفته شود، احتمال آن وجود دارد که به عاملی برای افزایش ریسک و کاهش تعاملات اقتصادی منجرشود. ایران در دوره پس از جنگ به‌طور همزمان با مجموعه‌ای از فرصت‌ها و چالش‌ها روبه‌رو است.

از یک‌ سو، موقعیت‌های ژئوپلیتیکی کم‌نظیری در اختیار دارد و از سوی دیگر، نیازمند بازتعریف ساختارهای اقتصادی و مدیریتی خود است. در چنین شرایطی، آینده اقتصادی کشور، بیش از هر زمان دیگری به کیفیت حکمرانی وابسته است. حرکت به سمت استفاده از ظرفیت‌های تخصصی، تقویت نهادهای تصمیم‌گیری مبتنی بر تحلیل و طراحی سیاست‌های اقتصادی با نگاه بلندمدت می‌تواند مسیر بهره‌برداری موثر از این فرصت‌ها را هموار کند.

ارسال نظرات
خط داغ